تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




استرس و مشکل با خاله:( زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:Nazanin1363
آخرین ارسال:ترنّم
پاسخ ها 5

استرس و مشکل با خاله:(

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    همیارای عزیز سلام،
    من امروز عضو شدم چوم واقعا دلم می خواهد با چند نفر حرف بزنم بلکه کمی آروم شوم یا مشورتی بگیرم.
    من 4 سال ازدواج کردم و تا ذلتون بخواهد مشکلات بیشماری داشتم، که منجر به حمله های پانیک و بی خوابی های شکنجه آور من می شود.
    ولی الان فقط یک موضوع را می خواهم عنوان کنم.
    خالم و پسرخالم. نمی دانم فقط من بیچارم که با خالم مشکل دارم یا همه اینجورین.
    خالم یک 10 سال یکه شوهرش فوت کرده و از آن موقع، همیشه هرجا رفتیم و هرکاری کردیم آن ها را هم بردیم که مثلا تنها نباشن. دو تا پسرخاله دارم که خداراشکررررررررررر یکیشون رفته خارج و یکیشون اینجا مونده. خالم کلا یک آدم افراط و تفریط. یک دفعه میاد خونتون و با انرژی البته به حالت تحکیمی و دستوری می گه بیا مدل خونت را عوض کنیم و خودشم البته کلی زحمت می کشه ولی از یک طرف همممممممممممممممیشه خدا توقع داره که من هوای پسرش را داشته باشم. از وقتی که مجرد بودم با دسوتهای دخترم می رفتم بیرون با خودم می بردمش، خواستگاری داشتم بازم می بردمش. فرض کنید اولین سفر بعد از نامزدی به همراه مامان و بابا و پسرخالم رفتم. بعدم که ازدواج کردم. ایرادگیرهای بی خود که چرا مامانت سوغاتی آورد برای پسر من 2 تا آورد برای دامادش 3تا. چرا اول به آن چایی دادین بعد به ما. فکر کنین بزرگترین دعواش با من این بود که چرا بار اول که مامان بابای همسرت و خودت را دعوت کردی، ما را هم نگفتی. چرا برای مراسم تعیین مهریه، پسخالت را دعوت نکردی. خلاصه تا دلتون بخواهد رو اعصابم بود. پسرخالمم که ماشالله با دوستام می بردمش بیرون بعد هفته بعد می فهمیدم با دوستم دوست شده و به من نگفته و اعصابم را خورد می کرد. هر وقتم بحثی می شد می گفت تو نمک نشناسی این همه خونتون کارکردم.الان خداراشکر خالم رفته پیش پسرخالم خارج برای چندماه و بعد از یک دعوا مفصل و اضطراب های شدید رابطم را با خالم قطع کردم و هرازگاهی یک مسیج می دهد که تا بخواهم بخوانمش از استرس مردم. ولی این پسرخالم اینجاست و از ترس هروقت مهمانی می گیرم پسرخالم را می گم ولی رو اعصابم و خوابم را بهم می ریزد.
    ببخشید که اینقدر درد دلم طولانی شد ولی دلم می خواست یکی حرفهام را بشوند و نظری بدهد.
    منتظر نظرتون هستم.
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    ترنّم آواتار ها
    نقل قول نوشته اصلی توسط Nazanin1363 نمایش پست ها
    ایرادگیرهای بی خود که چرا مامانت سوغاتی آورد برای پسر من 2 تا آورد برای دامادش 3تا. چرا اول به آن چایی دادین بعد به ما... ......... منتظر نظرتون هستم.

    سلام و احترام

    یقینا مسئله ای که در این تاپیک بزرگ کردن مشکلات کوچک و در نتیجه بی خوابی و استرس مطرح کردید با این تاپیک بی ارتباط نیست .

    شما و ایشون در یک ساختمان زندگی میکنید ؟
    آیا ملزم به اطاعت از ایشون هستید (مثلا ایشون برای شما کار بزرگی انجام داده اند که مجبورید تا این حد ایشون رو داخل تصمیم گیری ها و روابطتون بکنید )؟
    نظر همسر شما در رابطه با این نوع روابط با خاله و پسرخاله یتان چیست ؟
    اگر خاله ی شما ناراحت بشود به نظر شما چه اتفاقی خواهد افتاد ؟
    ویرایش توسط ترنّم : 2014_08_31 در ساعت 14:34
    خوش اخلاقی دربین مردم زینت اسلام است .

    (امام صادق علیه السلام)
    پاسخ با نقل و قول

  3. استرس و مشکل با خاله:(  سپاس شده توسط m1392,Nazanin1363

  4. ارسال:3#
    بله دقیقا این هم یکی از مشکلات من به حساب می آید.
    نه باهم زندگی نمی کنیم ولی خوب چون فامیل و از بچگی با هم بزرگ شدیم، نمی توانم مثل یک دوست به راحتی بگذارمشون کنار. همش فکر می کنم اونوقت اگر توی مهمانی ببینمشون چه برخوردی می کنن.
    همسر من خیلی وقت ها از اینکه پسرخالم همه جا هست ناراحت می شود ولی من متقاعدش می کنم که چون خالم فلان موقع ما را خونشون دعوت کرده بود و الان تنهاست، مجبوریم بگیم بیاد و گناه دارد.
    نه خالم کار خاصی برای ما نکرده و کلا آدمی است که محبت های طرف مقابل را یادش می رفت و اگر کوچکترین کاری اونهم به دلخواه خودش برای آدم بکند، هزاربار منت می گذارد که نمک نشناسید و جواب محبت های من را نمی دهید.
    کلا همیشه بهش بدهکارم. نمی دانم واقعا باهاشون چی کار کنم؟
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:4#
    مثلا خالم آدم دعوایی، من با کسی بحثم شده بود، پرید وسط دعوا و گفت حق با من و ماجرا بدتر شد. از آن به بعد هر چی می شود می گوید من به خاطر تو دعوا کردم و باهاشون دعوا کردم، منم احساس عذاب وجدان می کنم. در صورت اینکه من از آ« نخواستم که از من حمایت کند و ماجرا را بدتر کند!!
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:5#
    ترنّم آواتار ها
    نقل قول نوشته اصلی توسط nazanin1363 نمایش پست ها
    نه باهم زندگی نمی کنیمچون فامیله و از بچگی با هم بزرگ شدیم، نمی توانم مثل یک دوست به راحتی بگذارمشون کنار. همش فکر می کنم اونوقت اگر توی مهمانی ببینمشون چه برخوردی می کنن.

    نقل قول نوشته اصلی توسط nazanin1363 نمایش پست ها
    همسر من خیلی وقت ها از اینکه پسرخالم همه جا هست ناراحت می شود ولی من متقاعدش می کنم که چون خالم فلان موقع ما را خونشون دعوت کرده بود و الان تنهاست، مجبوریم بگیم بیاد و گناه دارد.
    نه خالم کار خاصی برای ما نکرده و کلا آدمی است که محبت های طرف مقابل را یادش می رفت و اگر کوچکترین کاری اونهم به دلخواه خودش برای آدم بکند، هزاربار منت می گذارد که نمک نشناسید و جواب محبت های من را نمی دهید.
    کلا همیشه بهش بدهکارم. نمی دانم واقعا باهاشون چی کار کنم؟
    مثلا خالم آدم دعوایی، من با کسی بحثم شده بود، پرید وسط دعوا و گفت حق با من و ماجرا بدتر شد. از آن به بعد هر چی می شود می گوید من به خاطر تو دعوا کردم و باهاشون دعوا کردم، منم احساس عذاب وجدان می کنم. در صورت اینکه من از آ« نخواستم که از من حمایت کند و ماجرا را بدتر کند!!
    دوست عزیز قرار نیست کنار بگذارینشون.

    همینجا کامل و دقیق بنویسید که چه برخوردی خواهند داشت ؟(تصوراتتون رو یادداشت کنید)

    یک سوال :
    برخورد قاطعانه با خاله و پسرش جهت کاهش دخالتهای آینده یشان راحت تر و عاقلانه تره یا اطاعت بی چون و چرا از حرفهاشون و حضور مداوم ایشون و پسرش در زندگی شخصی شما که در اینده ممکن است صاحب فرزندانی هم بشوید؟؟؟
    خوش اخلاقی دربین مردم زینت اسلام است .

    (امام صادق علیه السلام)
    پاسخ با نقل و قول

کاربران دعوت شده

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •