تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




قهر کردن از همسرم و امدن به خانه پدر زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:mo_mohi
آخرین ارسال:mo_mohi
پاسخ ها 5

قهر کردن از همسرم و امدن به خانه پدر

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    سلام .من چهار سال است که ازدواج کرده ام یک ازدواج فامیلی.دوسال اول زندگیم در یک خانه اجاره ای تقریبا دور از خانه پدر شوهر و باز یک مقدار نزدیک به خانه ی پدرم زندگی می کردم .اوایل یعنی از روز های اول عروسی شوهرم در راه برگشت از محل کار اول به خانه ی پدرش و بعد به خانه ی خودش رجوع پیدا میکرد .در طی عروسی مشکلاتی داشتیم ولی بالاخره یک جور گذراندیم اما اوایل زندگی زناشویی متوجه شدم مشکل وابستگی شوهرم به خانوادش بیش از انی بود که فکر میکردم با کلی اتفاق در این دو سال یک مقدار توانستم این وابستگی و رابطه بین شوهر و خانواده اش را کم کنم.البته بماند که هیچ وقت او از من مقابل خانواده اش حمایت نکرده است و هر بار که از ان ها گلگی میکردم یک جور کارهای انهارو توجیح می کرد خلاصه این دو سال هر جور بود با هر امید و توجیح الکی زندگیم را ادامه دادم تا این که شوهرم به اسرار برای پیشرفت و خانه خریدن من را با هر کلک و هر زبان ریزی به خانه ی پدرش برد الان دو سال است که در این خانه زندگی میکنم و با مشکلات بیشتر واینکه حساسیتی که در خودم هم پیش اومده , هر کاری میکنم که خودم را به خیالی بزنم نمی شود وهمش روی هم ریخته و ظرفیت من پر تر میشود.من احساس میکنم و یا بهتر بگم که بهم ثابت شده با کار های شوهرم با بی اهمیت گرفتن من من هیچ ارزشی برای او ندارم چون او در زندگیش اولویت اول را برای خانواده اش قرار داده تا من از هر نظر که بگیید از تفریح گرفته تا چیز های دیگر برای اونها هم وقت داره هم حوصله و هر چیزی ولی برای من یا کار داره یا پول نداره یا حوصله نداره یا کلا شرایطش را نداره اصلا برای من هیچی نداره.حالا دیگه خسته شدم از سر یک دعوا امده ام خانه ی پدرم الان ۴ روز است که هیچ کاری نکرده است نه زنگ نه پیامک هیچ و هیچ .خانوادشم که پدرش دایی من میشود نه خودش و نه زنش هیچ کمکی که به من زندگیم نمیکنند بلکه به مشکلاتم دامن هم میزنند ان هم با کلی سیاست.از همان اول ذهنیت همسر من را نسبت به زن عوض کردن نزاشتن من یک روز خوش داشته باشم.شوهرم حتی میترسد جلوی خانوادش اسم منو صدا بزند که یوقت نگن چقدر سبک و زن زلیل است .خانواده ی شوهرم جوری هواشو دارن که حتی اگر خودش هم بخواهد نمی تواند من را به ان ها ترجیح دهد .میدونین حتی انها یک دفعه وارد خانه ام شدن و در دعوای من و همسرم دخالت کردن و کلی پشتیبانی بچشون رو کردن.حالا الان من با این مشکلات چیکار کنم ایا او حاظر می شود که به دنبالم بیاید ان هم با غروری که ان دارد.خواهشا کمکم کنید چه کار کنم
    پاسخ با نقل و قول

  2. قهر کردن از همسرم و امدن به خانه پدر  سپاس شده توسط نرگس

  3. ارسال:2#
    piroo آواتار ها
    سلام دوست عزیز
    به همیاری خوش آمدید
    لطفا به سوالات پاسخ دهید تا بهتر بتوان راهنمایی کرد.
    1) سن شما و همسرتون؟
    2) تحصیلات شما و همسرتون؟
    3) به نظر شما فکر می کنید عامل اصلی این مشکلات چی هست؟
    4) رفتارتون قبل از این دعوا با هم چه طور بوده؟( زمانی که تنها باهم بودید و زمانی که در جمع بودید)
    5) تابه حال با همسرتان در مورد چیزهایی که حرف زدید بهش چیزی گفتید؟
    موفق و خوشبخت باشید.
     چشم دل باز کن که جان بینی                       آنچه نادیدنی ست آن بینی                                                         خدایا نگهبانی چون تو دارم و باز هم نا امیدم ؟ 
    پاسخ با نقل و قول

  4. قهر کردن از همسرم و امدن به خانه پدر  سپاس شده توسط m1392

  5. ارسال:3#
    سلام ممنون
    ۱_من ۲۸ و همسرم ۳۲
    ۲_من فوق دیپلم و همسرم سیکل
    ۳_اموزش بد از طرف خانواده اش بی مسولیتی شوهرم در قبال همسرش و زندگی.نمیدونم هر چی که می خوام بگم می بینم همه از افکار بد ان خانواده به وجود امده.قبل از اخرین دعوایمان خوب بودیم یعنی ظاهری چون من باطنن از شوهرم راضی نیستم میدونین اخه من وقتی ازدواج کردم دوست داشتم یه زندگی خوب و سر شار از محبت و دوستی رو درست کنم ولی با ذهنیت غلط شوهرم نسبت به زن و زندگی دو نفره هیچ وقت نتوانستم اون خوشی باطنی رو داشته باشم .ان می خواد همش در کنار خانوادش و با ان ها خوش باشد باورتان می شود در چهار سال ازدواجمان یک بار هم دو نفری به مسافرت نرفته ایم .اکثرش را با خانواد هش و بعضی موقع ها خیلی کم با خانواده ی خودم.همش منتظر این است که اون ها کجا میرن زود قصد رفتن را کند .این کار هایش من را هیچ وقت از محبت راضی نکرد ه است من در زندگیم همش یه سایه میبینم.
    ۵_زیاد انقدر حرف زدم حتی با احترام کامل شوهر خواهرم دایی کوچیکم که عموی خودش می شود و مادرم انقدر صحبت کرده اند که می دانم دیگر حرف هیچ فایده ای ندارد.می دانید خودم چه فکری میکنم به نظرم اون باید تنها شود تا قدر زندگیش را بداند حمایت های بی سرو ته خانواده اش او را از زندگی دور کرده است.
    پاسخ با نقل و قول

  6. قهر کردن از همسرم و امدن به خانه پدر  سپاس شده توسط نرگس

  7. ارسال:4#
    piroo آواتار ها
    با این توضیحاتی که دادید نشون دهنده وابستگی شدید شوهرتان به خانواده اش هست. الان که قهر کردید و خونه پدرتون هستید خانواده تون چه نظری دارند و چه می گویند؟
     چشم دل باز کن که جان بینی                       آنچه نادیدنی ست آن بینی                                                         خدایا نگهبانی چون تو دارم و باز هم نا امیدم ؟ 
    پاسخ با نقل و قول

  8. قهر کردن از همسرم و امدن به خانه پدر  سپاس شده توسط نرگس

  9. ارسال:5#
    مادرم اعتقاد دارن که باید صبر کنم تا انها خودشان اقدام کنند و میگوین که به این زودی ها هم نباید ازشون انتظار داشته باشم به خصوص که شوهرم خیلی مغرور است.میگن هر عملی از ما باعث می شود برای همیشه سر خورده باشم البته عقل خودم نیز همین حکم را می کند .ولی از شما خواهش میکنم اگر می توانید با نظری کمکم کنید.یه چیز دیگری هم که هست شوهر من پولکیه والان که رفتم خانه ام که مقداری لباس بردارم او پیش خانواده اش بود و شناسنامه اش هم سر جایش نبود .من حتی میدونم ازین قضیه احتمال این که خانه ای که ساخته را به نام مادر یا اهالی خانواده اش کرده باشد زیاده ولی این یک احتماله.

    سلام مجدد می خواستم یه خواهشی ازتون داشته باشم که اگه شما می توانید کمکم کنید اگر امکانش هست یه مقدار زودتر جواب من رو بدهید من به کمکتون احتیاج دارم


    سلام انقدر جوابمو ندادین که اخرشم همه چیز به دون جواب تمام شد
    ویرایش توسط niloofarabi : 2014_09_18 در ساعت 13:15
    پاسخ با نقل و قول

  10. قهر کردن از همسرم و امدن به خانه پدر  سپاس شده توسط نرگس

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •