تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




نامه های شما به خدا..... به خدا اگه نامه بنویسید ,چی میگید ؟ زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:سلماء
آخرین ارسال:سلماء
پاسخ ها 104

صفحه‌ها (11): صفحه 1 از 11 123 ... آخرینآخرین

نامه های شما به خدا..... به خدا اگه نامه بنویسید ,چی میگید ؟

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    سلماء آواتار ها
    خدايا
    در اين جسم عاريه جانم به لب آمده ...

    اگر هواي دنيا به سر داشتم
    حال هشيارم و جز تو هيچ نمي خواهم ..

    اگر غرور داشتم به لطفت شکست ..



    اگر درس هایی را باید می آموختم

    به عشقت صبورانه از دردها آموختم ...



    اگر .....



    اين يک قدم تا تو را

    عمري است مي روم ..
    حتا روي خود خط کشيدم

    شايد فاصله ها کم شود ..


    اما !

    بي ياري ات هر تلاشي بيهوده است ....


    اکنون مسافري خسته و درمانده ام
    به دادم برس و دستم را بگیر

    و تنهایم مگذار ...
    خدای خوبم ,یار همیشگی من در همه ی لحظات بهم صبری بزرگ بده تا موفق ترین بشم و ارزوهای مامانم رو براورده کنم
    پاسخ با نقل و قول

  2. نامه های شما به خدا..... به خدا اگه نامه بنویسید ,چی میگید ؟  سپاس شده توسط Ali1364,anahid,elnaz.t,m1392,Masoomi,nafasebahar,piroo,star12,yas64

  3. ارسال:2#
    و شیدایی تو را دستمایه خود کرده ام
    بر این دار و ندار کوچک عشق آن چنان بیفزا
    که از هرم نفس هایم بسوزم
    و باز شیدایی از سر گیرم
    تا روزی که از من جز تو هیچ نباشد
    مرا یارای ایستادن در برابر هیچ نیست
    مگر تو مرا یاری کنی
    به امید توست که سر از خاک برمی کشم
    و قدم بر خاک می نهم
    خدای من راه من بی تو
    به بی راهه می کشد مرا دریاب
    در قلبم دردی است به ژرفای ابدیت که درمانش تنها تویی
    از همه روگردان شده ام
    و چه خوش لحظه ایست که همه هستند
    و هیچکس کس نیست
    و تنها کس تویی
    شیرین ترین رویا


    یاریم کن اگر روزی جایی چیزی را شکستم دل نباشد

    پاسخ با نقل و قول

  4. نامه های شما به خدا..... به خدا اگه نامه بنویسید ,چی میگید ؟  سپاس شده توسط Ali1364,elnaz.t,Masoomi,افسونb,سلماء

  5. ارسال:3#
    در قلبم دردی است به ژرفای ابدیت که درمانش تنها تویی
    مرا دریاب ...



    یاریم کن اگر روزی جایی چیزی را شکستم دل نباشد

    پاسخ با نقل و قول

  6. نامه های شما به خدا..... به خدا اگه نامه بنویسید ,چی میگید ؟  سپاس شده توسط A@92,Ali1364,elnaz.t,افسونb

  7. ارسال:4#
    hojjat آواتار ها
    سلام خدا جونم
    نمیدونم از کجا شروع کنم
    همیشه میگفتن فلان اتفاق حکمت خدا بوده
    این حرف اصلا برام قابل درک نبود ،حتی شاید تو دلم مسخره میکردم کسایی رو که این حرفو میزدن
    ولی این روزا کسی رو سر راهم قرار دادی و کارایی کردی که مطمئن شدم هیییییییییییییییییییییچ کاریت بی حکمت نیست و خوب درک میکنم که تا تو نخایآب از آب تکون نمیخوره
    خدایا ازت ممنونم که بازم خوشحالم کردی
    میدونم تو صلاحمو میخای ولی خدا جون دلم میخاد صلاح بدونی که دوباره ازم نگیریش
    یادمان باشد اگر خاطرمان تنها شد
    طلب عشق ز هر بی سر وپایی نکنیم. . . .
    پاسخ با نقل و قول

  8. نامه های شما به خدا..... به خدا اگه نامه بنویسید ,چی میگید ؟  سپاس شده توسط Ali1364,anahid,elnaz.t

  9. ارسال:5#
    نقل قول نوشته اصلی توسط hojjat نمایش پست ها
    سلام خدا جونم
    نمیدونم از کجا شروع کنم
    همیشه میگفتن فلان اتفاق حکمت خدا بوده
    این حرف اصلا برام قابل درک نبود ،حتی شاید تو دلم مسخره میکردم کسایی رو که این حرفو میزدن
    ولی این روزا کسی رو سر راهم قرار دادی و کارایی کردی که مطمئن شدم هیییییییییییییییییییییچ کاریت بی حکمت نیست و خوب درک میکنم که تا تو نخایآب از آب تکون نمیخوره
    خدایا ازت ممنونم که بازم خوشحالم کردی
    میدونم تو صلاحمو میخای ولی خدا جون دلم میخاد صلاح بدونی که دوباره ازم نگیریش

    یادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند طلب عشق ز هر بی سروپایی نکنیم ...


    یاریم کن اگر روزی جایی چیزی را شکستم دل نباشد

    پاسخ با نقل و قول

  10. نامه های شما به خدا..... به خدا اگه نامه بنویسید ,چی میگید ؟  سپاس شده توسط A@92,Ali1364,elnaz.t,hojjat,سلماء

  11. ارسال:6#
    talangor آواتار ها
    سلام خدای خوبم
    نمیدونم از کجا بگم از گذشته از حال یا آینده

    میخوام از گذشته شروع کنم
    از روزایی که تو کنارم بودی بهترین دوستم همه کسم و تمام زندیگم... روزایی که توی آسمون جست و جوت میکردم و تو رو توی ستاره ها و ماه و خورشیدو ابرا میدیدم
    روزایی که هر وقت میخواستم از خیابونا رد بشم تو بودی که دستمو میگرفتی یا وقتی دیرم میشد تو بودی که منو سریع تر میرسوندی
    یا وقتایی که درس نمیخوندم تو بودی که به کمکم می اومدی یا وقتای چیزیو گم میکردم از تو پس میگرفتمش
    یا وقتی به خانوادم سختی میرسیدو دلم پر از اضطراب تو به دلم آرامش میبخشیدی
    یا دعایی داشتم مستجاب میکردی

    کنارت قد کشیدم و بزرگ شدم و توی تموم اون سالها یه خواسته کنار تمام خواسته هام داشتم و اون وجود همسری بود که درکم کنه و تکیه گاهم باشه و منو توی رسوندن بهت کمک کنه و بعد خوابایی که راجع بهش دیدم و بعد شش سال چشم انتظاری و خواستنش و دوست داشتنش و بعد از اون همه صبوری کم آوردنمو نا امید شدنم و آخر ازدواج کردنم با کسی دیگه

    و الان میخوام از حال بگم
    از روزایی که دیگه مث سابق کنارم نیستی حضورتو کنارم حس میکنم ولی کمرنگ
    روزایی که فوق العاده حساس و زودرنج شدم و بیشتر از همه نسبت به همسرم
    روزایی که کم آوردمو خسته ام خسته تر از همیشه
    روزایی که زود عصبی و ناراحت میشم و بعد کنایه و حرفای تلخ و افسردگی آرزوی مرگ
    چون باور داشتم به اون خواستمم مث تمام خواسته هام جواب مثبت میدی ولی ندادی
    میدونم همه ی این روزا که اینجوریم تقصیر خودمه فقط خودم و چون حکمتتو درک نکردم

    و از آینده میگم
    از روزایی که دوست دارم تو به گرمی گذشته کنارم باشی و آرامش روحم و پناه جانم
    دستامو بگیری و به سمت نورت هدایتم کنی و چراغ راهم باشی
    روزایی که خالی باشم از کینه، نفرت، زخم زبون و عصبانیت
    روزایی که پر باشم از شادی، خوشبختی، عطوفت و مهربانی
    روزایی که در کنار همسرم خوشبخت باشم و شکرگزارت باشم؛ بخاطر اینکه شد اون چیزی که تو خواستی بشه نه اون چیزی که من خواستم
    پاسخ با نقل و قول

  12. نامه های شما به خدا..... به خدا اگه نامه بنویسید ,چی میگید ؟  سپاس شده توسط elnaz.t,hojjat,سلماء

  13. ارسال:7#
    samin66 آواتار ها
    خدای مهربون من! بچه که بودم فکر میکردم تو در میان ابرها نشسته ای و فرمانروایی میکنی
    همیشه به ابرها خیره میشدم و با تو حرف میزدم. دوست داشتم ببینمت ولی هیچ وقت از
    پشت ابرها بیرون نمی آمدی...
    بزرگتر که شدم فهمیدم خدای من، از ابرها هم بزرگ تر است...شاید بالاتر از ابرها خانه دارد 7 طبقه.
    هر طبقه اش بندگانی را جای خواهد داد.... گاهی از خدا و خانه هایش هراس داشتم و....
    اما حالا که بزرگتر شده ام، دریافته ام که خدا نه پشت ابرهاست ، نه خانه ای دارد..
    فهمیدم خدا همه جاست.... در دل شکسته ما... در میان حرفهای نگفته ما.... در میان فریادهای مظلومان....
    فهمیده ام که خدا دیگر آن موجودی جسم مانند نیست که من در کودکی فکر میکردم...
    خدای مهربون من، میبینی بنده ات چقدر بزرگ شده است.... اما خدای من، سوالی ذهنم را درگیر کرده است
    کودک که بودم از روی نادانی تو را جسمی در ذهنم پرورانده بودم، برای تو خانه ای ترسیم کرده بودم، تو را همردیف
    خودم در نقاشی هایم ترسیم میکردم... امااااااااااااااااااااااا ا، آن موقع هااااااااااا به تو خیلی نزدیک تر بودم. لحظه به لحظه
    با تو زندگی میکردم. اما حالا با اینکه میدانم جسم نیستی و همه جا حاضری، از تو دورترم. خیلی دورتر. چرااااااااااا؟
    بعد یک عمر زندگی و تجربه تازه دارم درک میکنم،
    توجه به علائقم و برای خودم زندگی کردن یعنی چی!!!!!
    پاسخ با نقل و قول

  14. نامه های شما به خدا..... به خدا اگه نامه بنویسید ,چی میگید ؟  سپاس شده توسط elnaz.t,hojjat,سلماء

  15. ارسال:8#
    sara2 آواتار ها
    خدای مهربونم کمکم کن با مشکلات کنار بیام و صبور باشم
    میدونم اگه تا حالا کنارم نبودی کم میاوردم.من که کسی جز تو را ندارم
    کمکم کن کمکم کن.دوستت دارم
    بر چهره مسیح روی صلیب و بر لبان چاپلین روی صحنه لبخندیست
    دردهای بزرگ را نمیتوان گریست...
    پاسخ با نقل و قول

  16. نامه های شما به خدا..... به خدا اگه نامه بنویسید ,چی میگید ؟  سپاس شده توسط elnaz.t,hojjat,سلماء

  17. ارسال:9#
    سلام
    ببخشید
    شرمنده ام
    اما من ازت دلگیرم خدایا ...


    یاریم کن اگر روزی جایی چیزی را شکستم دل نباشد

    پاسخ با نقل و قول

  18. نامه های شما به خدا..... به خدا اگه نامه بنویسید ,چی میگید ؟  سپاس شده توسط elnaz.t,hojjat,سلماء

  19. ارسال:10#
    elnaz.t آواتار ها
    سلام خدای مهربونم
    نمیدونم ازکجاویااصلاازچی بایدشروع کنم؟
    ازحال بداون روز؟
    دیروز؟
    امروز؟
    یافردا؟
    میخوام برات بنویسم اما فرودادن بغض سنگینی که توی گلومه همه تمرکزم رو میگیره...
    خدای خوبم...
    اون شب رویادته...؟
    همون شب که ازخوردن یه زخم جدیدچقدردلم پربود؟
    همینجورکه توی تختم خوابیده بودم...
    دستام روآوردم بالا...
    گفتم خدایاااااااخواهش میکنم دستاموبگیر...
    اونقدرحالم خراب بودکه به آرامشت خیلی نیازداشتم...
    به آرامش دستات...
    دستام روآوردم بالاتر...
    گفتم خداااااااااااااادستاموبگی ر...
    یه چیزی حس کردم...
    آره...!
    حس کردم دستام روگرفتی...
    میدونستی که چقدرداغونم...
    دستاتومحکم گرفتموحس کردم...
    باورم نمیشد...
    آروم آروم طوری که دستم جدانشه ازت...
    دستاتوگرفتموگذاشتم روی چشمای پرازاشکم...
    همون اشکایی که کل صورتوبالشتموپوشونده بود...
    یه انرژی به درونم منتقل شد...
    یه انرژی ازنوع خدا...
    ازجنس خدا...
    اون شب صبح شد...
    اما...
    دل من هنوزهمون دل هست...
    قلبم هنوزازشدت این زخم تیرمیکشه...
    خداجونم...
    چطوردیگه دعای بعدنمازموعوض کنم....؟
    شدنی نیست...
    زبونم نمیچرخه...
    خدایاکمکم کن...
    سخته...
    خیلی سخت...
    دلم ازهمه چیزسخت گرفته...
    دلیل تنهاییم راتازه فهمیدم!
    وقتی محبت کردم وتنهاشدم
    وقتی دوست داشتم وتنهاماندم
    دانستم بایدتنهاشدوتنهاماندتا\"خدا\"رافهمید...

    پاسخ با نقل و قول

  20. نامه های شما به خدا..... به خدا اگه نامه بنویسید ,چی میگید ؟  سپاس شده توسط hojjat,سلماء

صفحه‌ها (11): صفحه 1 از 11 123 ... آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •