تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




اخلاق های به خصوص خاستگارم زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:مریم-ق
آخرین ارسال:niloofarabi
پاسخ ها 7

اخلاق های به خصوص خاستگارم

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    سلام عزیزان....من تو یه تاپیک((دوست داشتن پسری که عاشق دخترخاله اش است)) درمورد خودم و خاستگارم((دوست پسرم))توضیح دادم....
    راستش علی((خاستگارم))اخلاق های به خصوصی داره....منو علی نزدیک به 9 ماه میشه که به صورت اس ام اس و بعضی وقتا زنگ در ارتباطیم....علی به این معتقده که اگه من شروع کننده ی رابطه نباشم,یعنی دوستش ندارم...چون ما بیشتر به هم اس میدیم,بعضی وقتا اون شروع میکنه و بعضی وقتا من....ولی من ادم مغروری هستم و سختمه که من شروع کننده باشم....اون هم میگه اونجوری عشقمون یه طرفه اس...از اونجا که علی 17 سالشه و افکار های بچگونه داره بعضی وقتا,باعث میشه چیزی بهش نگم...چون اگه بعضی چیزا رو باز کنم و بهش بگم ناراحت میشه...
    مورد دوم اینه که بیش از حد احساس راحتی میکنه با من...میدونم که علی با هیچکس رابطه ای نداره و تا 16 سالگی عاشق ظاهر دخترخالش بوده و بعد رسیدن به یه سنی که افکارش بزرگتر شده,فهمیده کهه دختر مورد نظرش نیست...
    علی بعضی وقتا سوالای جنسی ازم میکنه...سوالایی که نوجوونا اوایل به ذهنشون میرسه...من اوایل ارتباطمون چون میدونستم که سنش کمه,و ممکنه ندونه,دلم براش میسوخت و یه جورایی میشه گفت سر بسته و علمی براش توضیح میدادم....
    ولی بعد اینکه همدیگه رو دیدیم,ازم عذرخواهی کرد و گفت شرمندتم که همچین سوالایی ازت کردم و بی ادبی کردم....منم گفتم اشکالی نداره و راحت باش....نمیدونم حرفم بد بود یا نه...
    ولی جدیدا زیاد خوشم نمیاد همچین حرفی بزنه...اگه بزنه و من بهش بگم که این حرفارو نزن و بس کن,ناراحت میشه و میگه غلط کردم ازت سوال پرسیدم...دیگه هیچی ازت نمیپرسم و این حرفاش باعث میشه دلم بسوزه و فکر کنم که کسی رو نداره که ازش سوال کنه و منو همدمش میدونه...نمیدونم باید چیکار کنم؟؟؟
    بعضی وقتا میگه خواب میبینم ازدواج کردیم و دستای همو گرفتیم و دارم نوازشت میکنم و .....واقعا نمیدونم در جواب همچین حرفایی چی باید بگم؟؟
    میدونم که بچه ی منحرفی نیست و قصد بی ادبی نداره...فقط با اینکه منو اون رابطه ی معمولی داریم,ولی اون احساس راحتی با من داره و منو همسر ایندش میدونه.....البته اینو بگم که من عاشقشم و واقعا دوستش دارم....اون هم ابراز علاقه میکنه هر لحظه....
    یه مورد دیگه اینه که اگه از دهنم بپره و چیزی بهش بگم مثلا بگم دیوونه یا کسافت.البته به شوخی.ناراحت میشه و اصلا جنبه ی شوخی نداره...میشه گفت بعضی وقتا جنبه نداره....ولی به من میگه بی جنبه....اگه ناراحت بشه حرف از رفتن میزنه...نه رفتن واسه همیشه....یه (بابای) میگه و منم اگه تقصیر خودم باشه,عذر خواهی میکنم چند بار و اون اشتی میکنه...البته تازگیا سعی میکنم کمتر التماسش کنم.....چون اونجوری منم احساس میکنم عشقمون یه طرفه میشه...
    بهش هم گفتم که دیگه نمیتونم عذرخواهی کنم.چون احساس میکنم بهونه های الکی میاره واسه خدافظی......الان هم همچین مشاجره ای بینمون پیش اومده...نمیدونم باید جوابشو بدم یا نه...میخوام امروز چیزی ندم تا ببینم شروع کننده خودشه یا نه.....کارم درسته؟باید چیکار کنم؟؟؟؟؟؟
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    کسی میتونه اینجا منو راهنمایی کنه؟؟؟؟من عشقمو دوس دارم...عاشقشم....اونم دوسم داره...
    ولی بعضی وقتا که عصبانی هست,خیلی با لحن بد رفتار میکنه و خدافظی میکنه....نمیدونم واسه همیشه یا برای چند ساعت.....ولی با عذر خوهای های من و حرفای من برمیگرده....بعد اشتی کردن هم خیلی مهربون میشه و انگار نه انگار که قهر بوده....من رفتار بدشو باید ببینم؟یا مهربونی و خوش زبونی هاشو؟؟؟؟؟؟من واقعا دوستش دارم.اون چند ماهی هست که به خاطر شکستگی لگن,عمل کرده و هنوز راه رفتنش خوب نشده....تنها امید کار کردن و پول در اوردنش ورزشه...البته اگه خوب بشه...خیلی نگرانشم...وضعیت مالی خوبی نداره...ولی امیدش فقط تیم ملی و ورزشه که از اون راه پول در بیاره....ولی من مشکل مالی ندارم...خونه دارم واسه خودم و....واسه همین مشکلات عشقمو نمیبینم...میدونم که خوشبختش میکنم...اگه اون اخلاق خوبی داشته باشه البته..پدر و مادرم هم در صورتی راضی به ازدواج میشن که اون تیم ملی رفته باشه و ادامه بده...ولی شرایط جسمانیش.؟؟؟؟؟از اونجا که قدش دومتر و 10سانته و کمی تو راه رفتن مشکل داره خیلی سخته که به زودی بتونه ادامه بده..فقط نمیدونم باید چطوری و در چه حدی باهاش رابطه داشته باشم؟؟؟مثلا نمیدونم چه مدلی حرف بزنم؟؟؟اون انتظار ناز دادن منو داره...دوس داره نازش بدم و قربون صدقش برم و اغاز کننده ی رابطه ی دوستیمون من باشم بیشتر...ولی من در حد قربونت برم و فدات بشم باهاش هستم و نمیتونم خیلی باهاش راحت باشم...به نظر شما من چجوری باشم؟؟؟من باید هرلحظه بگم که دوستش دارم؟؟؟؟باید نازشو بکشم تا برگرده؟؟؟اون بهم میگه خیلی دوسم داره و عاشقمه...بدون من میمیره...نمیدونم باور کنم حرفاشو یا نه...وقتی که قهر میکنه بهش میگم حرفایی که میزنی منظورت همین بود؟؟؟ولی اون موقع اروم میشه و شروع میکنه به ااشتی کردن و ناز دادن....نمیدونم چیکار کنم؟؟؟باور کنم یا نه؟؟؟؟؟تورو خدا اونایی که تجربه داشتن راهنماییم کنن.....
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:3#
    طاهره خشکله آواتار ها
    سلام و درود بر مریم جان
    خانمی یه پسر تو سن 17 ساله با یه دختر تو این سن خیلی فرق داره ، آقا پسرها تو این سن ثبات شخصیتی ندارند ( با عرض معذرت از تمامی آقایون ) این جمله خودتونه (میدونم که علی با هیچکس رابطه ای نداره و تا 16 سالگی عاشق ظاهر دخترخالش بوده و بعد رسیدن به یه سنی که افکارش بزرگتر شده,فهمیده کهه دختر مورد نظرش نیست...) از کجا معلوم سه سال دیگه که افکارش بزرگتر شد شما دختر مورد نظرش باشید !!!!!
    شما به این آقا وابسته شدید و اقتضای سنتونه ... به خاطر اینکه با هیچ آقا پسری رابطه نداشتید .

    این آقا پسر الان تمام ذکر و خیرش روابط ج ن س ی .... قبلا هم گفتم این رابطه ادامه ندهید .... هر چند می دونم گفتن من تاثیری نداره ... من 27 سالمه تقریبا پسرها خوب می شناسم به خاطر محیط اطرافم ... لطفا لطفا به این رابطه ادامه ندهید سختی اش فقط یه مدته ... من فقط با توضیحات شما می گم این پسر قادر به خوشبخت کردن شما نمی باشد ... واسه خودتون ارزش قائل شید ، واقع بین باشید رویا پردازی نکنید .. حتما به یه مشاوره حضوری سر بزنید ...
    ببخشید اگر تند رفتم ما دخترها خیلی دل نازک و ساده ایم به خاطر نشون دادن عشقمون از همه چیز می گذریم حتی از دخترانگی مون ...
    خوشبخت و شاد باشید...
    پاسخ با نقل و قول

  4. اخلاق های به خصوص خاستگارم  سپاس شده توسط niloofarabi

  5. ارسال:4#
    اره ولی منم منظورم همینه....دوست ندارم از الان تصمیم واسه ازدواج بگیریم....منم میگم یه مدت بگذره...اخه قرار نیست که ما به این زودی ازدواج کنیم....میدونم که ازدواج تو سن کم باعث مشکلات زیادی میشه...مخصوصا واسه پسر....پسرا دیر تر به بلوغ فکری و... میرسن.
    واسه همینن من هرلحظه بهش میگم بهش که زود تصمیم نگیر....
    وقت ازدواج من تا دو سه سال دیگه اس...متاسفانه من یه جوری هستم که وقتی دلم واسه کسی میسوزه,بیشتر دوسش دارم....علی هم اینجوری بوده.....میدونم که هیچوقت دوست داشتنم کم نمیشه...ولی اگه اون به قول هاش عمل نکنه فرق داره...
    اون خیلی در باره ی روابط جنسی صحبت میکنه...شما راست میگین...در کنار تشکیل زندگی,به روابط جنسی هم زیاد فکر میکنه....ولی وقتی حرفی پیش ممیاد من حرفو برمیگردونم و چیزی نمیگم در باره ی روابط جنسی....چون روم نمیشه واقعا....
    میدونم علی سنش کمه...بیشتر دوستاش کمتر از 20 سال هستن...این منو خیلی ناراحت میکنه....سطح سواد من خیلی بیشتر از اون هست....حتی تو مدل حرف زدن ما هم این مشخصه....
    من نمیتونم علی رو همینجوری ول کنم...
    علی قبلا عاشق ظاهر میشد....ولی الان میگه دیگه واسش ظاهر مهم نیست...منم ظاهرم معمولیه.....همه بهم میگن خوشگلم..ولی اعتماد به نفس ندارم متاسفانه...من اخلاقمو بهش خوب نشون دادم....ولی بد نیستما...
    احساس میکنم منو با معرفت میدونه و بیشتر معرفتم اونو اینشکلی کرده....علی ادم شدیدا غیرتیه...و اهل سرکار گذاشتن هم نیست...ولی احساس میکنم نسبت به هم سن و سالای خودش پخته تره....
    علی با دایی من رابطه ی دوستانه داره و از این طریق هم بیشتر میشناسمش......
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:5#
    طاهره خشکله آواتار ها
    «میتونم بگم ازدواج قبل از کنکور اشتباهه چون بخوای نخوای وقتتو میگیره. نباید به نامزدت خیلی زود اعتماد کنی. نباید روی حرفای خانواده همسرت حساب کنی چون حرف باد هواست. ممکن به قول معروف وقتی خرشون از پل گذشت زیر حرفشون بزنن. »
    این جملات همین چند دقیقه پیش خوندم تجربیات یکی از دختر خانم های خوب همین جاست - صندلی داغ
    دیگه چیزی نمی گم تصمیم با خود شماست .

    موفق و شاد باشید
    پاسخ با نقل و قول

  7. اخلاق های به خصوص خاستگارم  سپاس شده توسط niloofarabi

  8. ارسال:6#
    ممنونم ازتون.....منم قبل کنکور تصمیم ازدواج ندارم....متشکرم از راهنمایی هاتون
    پاسخ با نقل و قول

  9. ارسال:7#
    niloofarabi آواتار ها
    سلام عزیزان....من تو یه تاپیک((دوست داشتن پسری که عاشق دخترخاله اش است)) درمورد خودم و خاستگارم((دوست پسرم))توضیح دادم....


    قانون شماره 29)
    تالار روانشناسی و مشاوره همیاری، بنا به دلایل شرعی، عقلی، تجربی و علمی مخالف روابط دوستی بین دختر و پسر است. بنابرین، در این خصوص راهنمایی ارائه نمی کند.

    سلام و عرض ادب
    طبق قانون 29 همیاری، از پاسخگویی در مورد تاپیک شما معذوریم.

    موفق باشید.
    پاسخ با نقل و قول

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •