تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




از9سالگی عاشقش شدم ولی... زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:ترانه1378
آخرین ارسال:ترانه1378
پاسخ ها 21

صفحه‌ها (3): صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین

از9سالگی عاشقش شدم ولی...

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:11#
    ترانه1378 آواتار ها
    سلام ممنون ازراهنماییتاتون وقتی میگید فراموشش کنم چندتاراه حل بهم بگین راهنماییم کنین کارااسونی نیست فراموش کردن کسی که این همه مدت عاشقش بودم بایانکه خودش نمیدونست
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:12#
    نقل قول نوشته اصلی توسط ترانه1378 نمایش پست ها
    سلام ممنون ازراهنماییتاتون وقتی میگید فراموشش کنم چندتاراه حل بهم بگین راهنماییم کنین کارااسونی نیست فراموش کردن کسی که این همه مدت عاشقش بودم بایانکه خودش نمیدونست
    همونطور که گفتم یو فکر میکنی عاشقشی ولی عاشق نیستی فقط با فکر کردن های مداوم به اون توی ذهنت بزرگش کردی برای خودت .
    کاری که میتونی بکنی و قبلا بارها تجربه شده و جواب داده:
    1- اینکه راجع به این موضوع با کسی صحبت نکن
    2- سعی کن دیگه بهش فکر نکنی :اومدن اون توی فکرت دست تو نیست ولی این که بخوای اون فکر رو ادامه بدی و و توی خیالت بپرورونیش دست خودته اولش سخته ولی بعدا آسون تر میشه. و از اونجایی که نماز میخونی و مذهبی هستی بعد نماز توی دلت و با همه ذهنت دعا کن و از خدا بخواه که این حس رو بهش از دست بدی . این خیلی موثر هست از لحاظ علمی برای انسانهای معتقد اثبات شده و روی ذهن اثر مثبت و شدیدی داره.
    3 - با خودت شرط کن تا 20 سالگی نه به ازدواج با کسی و نه به دوستی با کسی فکر کنی و کلا رابطه با جنس مخالف رو بذار برای بعد 20 سالگیت و از چیزایی که این فکرا رو توی مغزت میندازه دور شو مثل فیلم های رمانتیک و بعضی از دوستان.(توی 20 سالگی به بعد بخاطر کامل شدن بلوغ مغز که علم ثابت کرده کلا نگرش انسان دگرگون میشه)
    4- که خیلی مهم هست اینه که یک هدف مشخص تعیین کن برای خودت و سعی کن همه انرژی و وقتت رو برای رسیدن به اون هدف بزاری مثلا قبولی توی یه دانشگاه و رشته تاپ و یا قهرمانی توی یک ورزش. بستگی به علاقه خودت داره، داشتن هدف بزرگ و سعی و تلاش خیلی زیاد و تمرکز روی اون هدف خیلی کمک کننده است.
    تجربه نشون داده اگه این کارا رو همشون رو انجام بدی(همه 4 تا تک تک مهمه) بعد 4 تا 6 ماه میبینی که دیگه هیچ حسی به اون پسر نداری و از زندگیت هم راضی خواهی بود شک نکن چونکه من به شصه اثراتش رو توی کسانی که بهشون مشاوره دادم دیدم.
    البته این برای وقتیه که واقعا بخوای فراموشش کنی یعنی تصمیم گرفته باشی که فراموشش کنی . ولی توی یکی از پستها گفتی که میخوام بهش بگم که دوسش دارم و برای این مشاوره میخوام ! که بدترین کار ممکن اینه که خودت بری و بهش بگی! من نمیتونم برای شما تعیین تکلیف کنم و بگم که باید فراموشش کنی یا باید ازدواج کنی باهاش . به نظر من شما سعی کن فراموشش کنی با رعایت اون 4 نکته بالا. ولی اگه تصمیم گرفتی که باهاش ازدواج کنی اولا که باید انتظار شکست رو هم داشته باشی چونکه معلوم نیست چی بشه شاید تو برای اون فقط یه دختر کوچولو و یه خواهر کوچیک دوس داشتنی باشی شاید اون کس دیگه ای رو دوس داره و میخواد باهاش ازدواج کنه! بهرحال اگه خواستی برای ازدواج با اون اقدام کنی بهترین کار اینه که با مادرت حرف بزنی و بهش بگی که دروغ گفتی واون رو دوس داری و با هم مشورت کنین و ببینین چیکار کنین که بعدا پشیمون نشی و مادرت هم باید با احتیاط عمل کنه نباید بره و بگه دخترم حامد رو دوس داره اول باید مزه دهن حامد رو فهمید که آیا کسی رو دوس داره آیا تصمیم به ازدواج داره.

    ولی یک چیزی رو مطمین هستم اینکه هر چه زودتر تکلیف خودت رو روشن کن و تصمیم خودت رو بگیر و امروز فردا نکن یا فراموشش کن یا با مادرت درمیون بزار کمکت کنه هیشکی مث مادر آدم رو دوس نداره مطمین باش.
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:13#
    ترانه1378 آواتار ها
    تاجایی که ممکنه ازتون خواهش میکنم درمورد فراموش کردن حامدحرف نزنیم وبه اینکه چه جوری بهش بگم راهنماییم کنین حامداصلاپسری نیست که احساساتشو بروز بده عاشق خانوادشه واسه اوناهرکاری میکنه اما ازااون مردایی نست گه دوست داشتنشوبروز بده تودلش دوست داره کسیومن این رفتارم عین حامده یعنی وقتی میبینمش انقدرسردباهاش برخوردمیکنم که به ذهنشم نمیرسه دوسش دارم ولی ازته دل دوسش دارم
    بعدم که خاله ها انقدربهم نزدیکن که حرفای دلشونوبهم میگن حامدحرفاشوبه مامانش میزنه مامانش میگفت تاحالا نشده عاشق یه دختری بشه بگه حتما این ومن کسیوجزاین نمیخوام ولی یه نفروقبلادوس داشته ولی خوددخترم نمیدونسته الان دخترهازدواج کرده ها توشهریزداکثراختلافابه خاطرغرورمرداست حامدم غرور داره خودمم غرور دارم ولی نه تااین حداچندتازاچیزایی که بعضی وقتامیشه فهمیددوسم داررو میگم بهتون
    یه بارکه رفته بودیم باغ باخالم اینااحامدم بود وقتی من واون تنهامیشدیم فقط نگام میکردولبخندمیزد ولی هیچی نمیگفت یامثلا رفته بودیم خونه داداشم روبروم یهوجاشوعوض کردم اومد نشست روبروم بعدمامانش گفت چرااینجا نشستی من وخواهرش روبروش بودیم گفت میخوام درمحضرابجی ودخترخاله گلم باشم یاتوعروسی دخترخالم که بودقبلش نزاشتم منوببینه همش داشت دنبال یکی میگشت ولی وقتی منودید دیگ اروم وایساده بودازاول نگام میکرد منم خودمو میزدم به بیخالی خیلی زیادازاین خاطره هادارم جمعه همین هفته داریم باهاشون میریم گردش الان موقعیت مناسبی اخه شایدبتونم کاریکنم
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:14#
    نقل قول نوشته اصلی توسط ترانه1378 نمایش پست ها
    تاجایی که ممکنه ازتون خواهش میکنم درمورد فراموش کردن حامدحرف نزنیم وبه اینکه چه جوری بهش بگم راهنماییم کنین حامداصلاپسری نیست که احساساتشو بروز بده عاشق خانوادشه واسه اوناهرکاری میکنه اما ازااون مردایی نست گه دوست داشتنشوبروز بده تودلش دوست داره کسیومن این رفتارم عین حامده یعنی وقتی میبینمش انقدرسردباهاش برخوردمیکنم که به ذهنشم نمیرسه دوسش دارم ولی ازته دل دوسش دارم
    بعدم که خاله ها انقدربهم نزدیکن که حرفای دلشونوبهم میگن حامدحرفاشوبه مامانش میزنه مامانش میگفت تاحالا نشده عاشق یه دختری بشه بگه حتما این ومن کسیوجزاین نمیخوام ولی یه نفروقبلادوس داشته ولی خوددخترم نمیدونسته الان دخترهازدواج کرده ها توشهریزداکثراختلافابه خاطرغرورمرداست حامدم غرور داره خودمم غرور دارم ولی نه تااین حداچندتازاچیزایی که بعضی وقتامیشه فهمیددوسم داررو میگم بهتون
    یه بارکه رفته بودیم باغ باخالم اینااحامدم بود وقتی من واون تنهامیشدیم فقط نگام میکردولبخندمیزد ولی هیچی نمیگفت یامثلا رفته بودیم خونه داداشم روبروم یهوجاشوعوض کردم اومد نشست روبروم بعدمامانش گفت چرااینجا نشستی من وخواهرش روبروش بودیم گفت میخوام درمحضرابجی ودخترخاله گلم باشم یاتوعروسی دخترخالم که بودقبلش نزاشتم منوببینه همش داشت دنبال یکی میگشت ولی وقتی منودید دیگ اروم وایساده بودازاول نگام میکرد منم خودمو میزدم به بیخالی خیلی زیادازاین خاطره هادارم جمعه همین هفته داریم باهاشون میریم گردش الان موقعیت مناسبی اخه شایدبتونم کاریکنم
    سلام
    پسته قبلی بنده را با دقت مطالعه بفرمایید
    در اونجا در رابطه با این سوالتون توضیحاتی را دادم
    گدای عشق نباشید

    بخشنده عشق باشید

    انسانهای زیبا همیشه خوب نیستند

    اما انسانهای خوب همیشه زیبایند
    پاسخ با نقل و قول

  5. از9سالگی عاشقش شدم ولی...  سپاس شده توسط golpesar

  6. ارسال:15#
    نقل قول نوشته اصلی توسط regidhamyaryiran نمایش پست ها
    [/font]
    سلام دوست گرامی
    اول اینکه شما عاشق پسرخالت نیستی چون که اگه عاشق بودی که با هرکی که اومد گفت من دوست دارم دوست نمیشدی ! کسی که عاشق باشه خیانت نمیکنه حتی اگه عشقش یک طرفه باشه
    دوم اینکه وقتی شما تو سن 15 16 سالگی دوست پسر بازی میکنی (بهر حال ملت همین طوری نمیان به ی دختر اونم بقول خودت چادری، پیشنهاد دوستی بدن لابد اون استعداد رو توی تو دیده!) اینقد راجع به نماز و نمیدونم خانم بودن صحبت نکنی بهتره!!!
    سوم ازدواج شما صددرصد غلطه و بزرگترین اشتباهه و درضمن پسرخالت بزرگترین ضربه رو خواهد خورد این رو از روی تجرباتی که دیدم میگم بنابراین زندگی اون رو خراب نکن به نظر من.
    موفق باشی بای
    سلام به شما
    دوسته عزیز خواهشمندم لحنه کلام خودتان را مجددا یک مروری بفرمایید
    ما اینجا کسی را بازجویی و محکوم نمیکنیم
    گدای عشق نباشید

    بخشنده عشق باشید

    انسانهای زیبا همیشه خوب نیستند

    اما انسانهای خوب همیشه زیبایند
    پاسخ با نقل و قول

  7. از9سالگی عاشقش شدم ولی...  سپاس شده توسط elnaz.t,golpesar,niloofarabi

  8. ارسال:16#
    ترانه1378 آواتار ها
    ممنونم ازنصیحت هاوحررف های سازندتون تاالان درموردفراموش کردن حامدحرف زدیم الان اگه میشه درمورداینکه چه جوریش بگم حرف بزنیم درموردسن که گفتین من فکرمیکنم دختر16ساله الان خیلی بیشتروبهترازدختر16 ساله قبل میفهمه ودرک میکنه بازم ممنونم
    پاسخ با نقل و قول

  9. ارسال:17#
    نقل قول نوشته اصلی توسط regidhamyaryiran نمایش پست ها
    کاربر عزیز لطفا صرف پست زدن از بیان واضحات خودداری کنید( همه میدونن کسی توی تاپیک نمیتونه کسی رو بازجویی کنه) و تاپیک رو شلوغ نکنین برای شروع کننده اش
    لحن پیام من بستگی به خود من داره اگه اینجا تاپیک آزادی هست من با رعایت اصول و قوانین حاکم بر جامعه کشورم آزادم صحبت کنم اون چیزی که مهمه اینه که پیام من دردی رو دوا کنه همین
    در ضمن کاربر گرامی اگه این پیام من هم شما رو ناراحت کرد میتونین فیلتر یا حذفش کنین! ولی لطفا موضوع تاپیک رو عوض نکن بذار تاپیک در جهت موضوع پیش بره شاید بدرد ایجاد کننده اش بخوره
    دوسته گرامی
    اینجا بخشه مشاوره هست و بخش های دیگه برای گفتگوی ازاد وجود داره
    این بخش تخصصی هست و شما نمیتونید هر نظری که از دیدگاه خودتون درسته را بیان کنید
    خواهشمندم قوانین سایت را مطالعه بفرمایید

    2. به هیچ وجه، مراجع را مورد تمسخر و توهین قرار ندهید. اگر مشاهده شود، برخورد می شود.
    3. از ایجاد هرگونه جدال با مراجع بپرهیزید.
    قانون شماره 12) لطفاً در هنگام جواب دادن به سوالات از به کار گيري الفاظ و جملاتي که باعث دلسردي کاربر سوال کننده شود خودداري فرماييد. اين را بدانيد که اين سايت محل آموزش است و کساني هستند که سوالهايشان بسيار ابتدايي مي باشد. لذا از به کارگيري کلماتي که باعث شود کاربر به جاي گرفتن جواب سوال خود دلسرد شود اکيداً خودداري فرماييد
    ویرایش توسط clinical psychologist : 2014_09_17 در ساعت 16:44
    گدای عشق نباشید

    بخشنده عشق باشید

    انسانهای زیبا همیشه خوب نیستند

    اما انسانهای خوب همیشه زیبایند
    پاسخ با نقل و قول

  10. از9سالگی عاشقش شدم ولی...  سپاس شده توسط golpesar,niloofarabi

  11. ارسال:18#
    سلام عزیزم
    از اونجایی که همسن هستیم شاید بتونم درکت کنم ولی اینو بدون اگه تو به خانواده ات بگی اونا هرگز قبول نمی کنن دختر 16 سالشون رو به یه اقا پسر بالای بیست سال بدن . تو هنوز اول راهی و جوونی نکردی . مطمئن باش اگرم به اقا حامد برسی بعدا خودت رو سرزنش میکنی . چون تو هنوز لذت های دوران مجردی رو نبردی .
    من خودم یه دوست داشتم که عاشق یه پسری شده بود که 19 سال از خودش بزرگتر بود . فکر کن وقتی خانواده اش فهمیدن چه واکنشی نشون دادن . در صورتی که دوست من اول گفته بود 10 سال ازش بزرگتره و خانواده اش همچین برخوردی کردن .
    هیچ خانواده ای بد دخترش رو نمیخواد . فاصله سنی چیزی نیست که به راحتی بشه ازش چشم پوشی کرد .
    تو الان باید به فکر درس خوندن باشی . الان مدرک لیسانس هم مدرک شاخی نیست چه برسه به دیپلم و سیکل .
    فراموش کردن کسی که دوستش داری سخته و کسی ازت انتظار نداره در جا فراموشش کنی . اروم اروم فکرش رو از سرت بنداز بیرون و به خودت بگو که فراموشش میکنی .
    مطمئن باش این حس اگه کنترل بشه فراموشش کردنش هم نمیگم ساده است ولی شدنیه
    ماهی رو هر وقت که از اب بگیری تازه است از همین امروز شروع کن . و گرنه مجبوری تا ابد با این حس زندگی کنی یا شان خودت رو با گفتن اینکه دوستش داری پایین بیاری
    پاسخ با نقل و قول

  12. ارسال:19#
    سلام عزیزم منم دقیقا همسن شما بودم این حس رو نسبت به پسر داییم داشتم اما 18سالم شد دانشگاه یه شهر دیگه قبول شدم و رفتم بعد از اتمام درسم 20ساله شده بودم که برگشتم خیلی طرز فکرم با سن 18سالگی تفاوت داشت.
    عزیزم تو این سن که هستی یه بی ثباتی تواخلاق آدم هست اما سنت 20سال به بالا بره به علاقه های گذشتت میخندی تو هنوز فرصت های زیادی داری کسانی رو دیدم که تو سن کم ازدواج کردن اما بعد چند سال پشیمون شدن چون حسرت اینو خوردن که جوونی نکردن از دوران مجردیشون خوب استفاده نکردن .
    به نظر من تو فعلا به فکر درس باش اصلا هم به آقا حامد چیزی در مورد علاقت نگو چون درست نیست .اگه تو چیزی بگی حتی ازدواج هم بکنید اما شاید بعدا سر بحثای کوچیک ایشون بهتون بگن که تو اومدی جلو ابراز احساسات کردی نه من....
    ببخشید طولانی شد موفق وخوشبخت باشی.
    پاسخ با نقل و قول

  13. ارسال:20#
    افسونb آواتار ها
    سلام گلم
    منم مثه تو از بچگی عاشق پسرعموم بودم که اتفاقا اسم اونم حامد بود الان که پستتو خوندم یاد خودم افتادم فقط خواستم تجربه مو در اختیارت بذارم تصمیم با خودته
    من 18 سالم بود و حامد 20سال. که دیگه طاقت نیاوردمو تو چت بهش گفتم که دوسش دارم چون دقیقا شرایط خونواده منم مثه تو بود واسه همین خودم بهش گفتم اونم اولش گفت که اونم منو دوست داره و از بچگی به من فکر میکرده ولی بعد فهمیدم که دروغ بوده چون اون با یه دختر دیگه ازدواج کرد ....
    من نه تنها به عشق چندین و چند سالم نرسیدم بلکه غرور خودم رو جریحه دار کردم...الان از کاری که کردم خیلی پشیمونم...میدونم اونقد دوسش داری که الان هیچ حرفی روی تو تاثیر نداره..ولی ازت میخوام احساستو نادیده بگیری و با عقلت تصمیم بگیری...اشتباه منو نکن گلم
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (3): صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •