تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




از9سالگی عاشقش شدم ولی... زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:ترانه1378
آخرین ارسال:ترانه1378
پاسخ ها 21

صفحه‌ها (3): صفحه 1 از 3 123 آخرینآخرین

از9سالگی عاشقش شدم ولی...

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    ترانه1378 آواتار ها
    باعرض سلام وخسته نباشید خدمت تمامی عزیزان همیاریان....
    من اسمم نیلوفره16سالمه اهل یزدم ازسوم دبستان به پسرخالم علاقه مند شدم علاقه مند که چه عرض کنم میمیرم براش خیلی دوسش دارم .....
    اون خیلی پسر خوبیه خیلی خوش اخلاقه کم کم بهش علاقه مند شدم چون واقعا همه چیش بیسته حتی یه بارم امتحانش کردم ولی به اون دختره گفت اگه یه بار دیگ مزاحمم بشین به شدت باهاتون برخورد میکنم...
    همه چیم شده حامد ازوقتی که چشمامو بازمیکنم تاوقتی که میخوابم من خیلی جلوش سنگینم و اصلا نشون نمیدم چون من یه دختر چادریم وهمه منو باصفت خانوم بودن میشناسن...
    حامد25سالشه بعضی وقتا ازنگاهاش عشق میباره ولی بعضی وقتام هیچی نمیشه فهمید اکثروقتا همینجوریه وقتی مبینمش دیگ مال خودم نیستم هیچی ازخدا نمیخوام....
    توقنوت نمازم وقتی دعا مکینم وقتی بارون میاد وقتی صدای اذان میاد من فقط یه چیز میخوام ازخداامن خیلی دوسش دارم ولی هیچ طوری نمیتونم بهش بگم ...
    فکر میکنم اگه عشق دوره جوانی بود ازبچگی نبود یا الان دیگ ازابین میرفت خیلی سعی کردم فراموشش کنم ولی هیچ طوری نمیشه ...
    حتی واسه فراموش کردنش بایه پسری که دوسم داشت رابطمموشروع کردم ولی سرع تمومش کردم چون دیدم زجر میکشم تواین رابطه...
    من بااینکه 16 سالمه خواستگارزیاد دارم ولی اصلا من به هیچ کس جزاون فکر نمیکنم میترسم خدایی نکرده بهش نرسم وزندگیم خراب شه ....
    خونواده ی من خونواده ی سرشناسی هستن خواهش میکنم کمکم کنیدمیخوام بهش بگم خسته شدم دیگ

    پاسخ با نقل و قول

  2. از9سالگی عاشقش شدم ولی...  سپاس شده توسط anahid

  3. ارسال:2#
    ترانه1378 آواتار ها
    ازتون خواهش میکنم حوابمو بدین من حتی درموردش بامادرمم نمیتونم صحبت کنم چراهیچکس جواب منو نمیده؟؟؟
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:3#
    rahe shab آواتار ها
    سلام دوست عزیز به همیاری خوش آمدید


    شرایط پسر خالتون چطور هست ؟ کار شغل تحصیلات و ...؟؟؟

    ارتباط خانواده ها با هم چطوره؟؟؟

    چرا نمیتونید با مادرتون راجب این موضوع صحبت کنید؟؟؟

    شخص خاصی تو خانوادتون هست که هم شما باهاش راحت باشید هم در بین خانواده ها احترام داشته باشه؟؟؟


    هر گنج سعادت که خدا داد به حافظ



    از یمن دعای شــــــــب و ورد سحری بود . . .


    پاسخ با نقل و قول

  5. از9سالگی عاشقش شدم ولی...  سپاس شده توسط anahid,elnaz.t,samin s&s

  6. ارسال:4#
    سلام به شما دوسته گرامی
    منتظر پاسخه شما به سوالات دوستمون هستم
    در این فاصله اجازه بدید مطلبی را خدمتتون عرض کنم
    فاصله سنی شما بسیار زیاد هست و مشکل ساز
    مطمئنا طرز دیدگاه های شما هم با هم متفاوت خواهد بود چون یک دختر دهه 70ای را نمیشه با یک پسره دهه 60 ای مقایسه کرد
    ضمنه اینکه امروزه اونقدر متغیرهای زیادی وجود داره که نمیشه نوجوانان چندسال قبل را باهم مقایسه کرد.
    وجود پدیده های جدیدی مثله تلفن های همراه، توسعه فناوری اینترنت و گسترش ماهواره متاسفانه سبکه زندگی ها را هم حتی تغییر داده
    چیزی که به شخصه در جامعه در حاله مشاهده آن هستم
    ضمنه اینکه شما در سنی هستید که احساسات فوران میکنه و تصمیم های احساسی در این دوره بسیار شایع هست
    شما هنوز سن و سالی ندارید و در اینده میتونید موقعیت های خوبی را برای ازدواج بدست بیارید.حالا چه در دانشگاه چه در محله کار
    به طوره کلی ازدواج در این سن چندان جالب به نظر نمیرسه.چراکه دوران نوجوانی شما کوتاه خواهد بود و زودتر از همسن و سالان خودتان مجبور هستید وارد دنیای بزرگسالان بشید و حتی نقش مادری را بر عهده بگیرید
    بهتر هست که ایشون را مثله برادر خودتان دوست داشته باشید تا شریک زندگی
    موفق باشید
    ویرایش توسط clinical psychologist : 2014_09_13 در ساعت 16:20
    گدای عشق نباشید

    بخشنده عشق باشید

    انسانهای زیبا همیشه خوب نیستند

    اما انسانهای خوب همیشه زیبایند
    پاسخ با نقل و قول

  7. از9سالگی عاشقش شدم ولی...  سپاس شده توسط anahid,golpesar,rahe shab,samin s&s,ترانه1378

  8. ارسال:5#
    ترانه1378 آواتار ها
    خیلی ممنون ازپاسخ های خوبتون
    حامددرحال حاضرکارش هم تدریس تعمیرموبایل میکنه هم مغازه داره ارتباط خانواده ها درحدی هست که هرسه شنبه یا جمعه دورهم جمع میشیم ولی حامدبه خاطرمشغله کاریش نمیتونه زیادبیادولی تااون حدخونواده ها به هم نزدیک نیستن که فردیرو بتونم واسه اینکارانتخاب کنم من بارها به این موضوع فکرکردم ولی اگه واسه سن جوانی بود بچه ی 9ساله که هنوز چیزی ازعشق نمیدونه من ازاون وقت دوسش داشتم مشکل تفاوت سنیو که بهش فکرکردم مادرپدرخودش باهم11سال تفاوت دارن ولی اصلامشکلی نیست ازاین موضوع مشکل این منم که فکرش ازذهنم بیرون نمیره انقدرشناخت ازحامددارم که میدونم حتی اگه بهش بگمم به خانوادش نمیگه ولی میترسم فکربدی بکنه درموردم من زندگیو نمیتونم بددون حامدتصورکنم حتی ماهی یک دفعه دیدنشم واسم بسه واقعادوسش دارم
    پاسخ با نقل و قول

  9. ارسال:6#
    ترانه1378 آواتار ها
    راستی حامدلیسانس برق داره میخوادفوق بخونه ودوتاخواهرداره که من بااونا رابطه ی تقریبانزدیکی دارم ونسبت به خاله های دیگم رفت وامدمون بااونا بیشتره
    درمورداینکه چرانمیتونم به مادرم بگم اینکه من یه دفتریرودرمورد حامدنوشتم بعدمامانم اتفاقی خونده بودش وقتی بهم گفت خیلی جاخوردم وگفتم من حامدوفراموش کردم ولی دروغ گفتم....
    اینم لازم دونستم که بگم داداش من عاشق خواهرحامدنبودولی دوسش داشت به مامانم گفته بودولی داداشم گفت چیزی به خانواده خالم نگن تااینکه خواهرحامدازدواج کرد ورفت بااینکه ازرفتارش معلوم بود داداش منو دوس داره ولی...
    توخانواده مارابطه ی دختر وپسرقبل ازازدواج اصلا معنی نداره حتی یه ننگ به حساب میاد
    پاسخ با نقل و قول

  10. ارسال:7#
    نقل قول نوشته اصلی توسط ترانه1378 نمایش پست ها
    راستی حامدلیسانس برق داره میخوادفوق بخونه ودوتاخواهرداره که من بااونا رابطه ی تقریبانزدیکی دارم ونسبت به خاله های دیگم رفت وامدمون بااونا بیشتره
    درمورداینکه چرانمیتونم به مادرم بگم اینکه من یه دفتریرودرمورد حامدنوشتم بعدمامانم اتفاقی خونده بودش وقتی بهم گفت خیلی جاخوردم وگفتم من حامدوفراموش کردم ولی دروغ گفتم....
    اینم لازم دونستم که بگم داداش من عاشق خواهرحامدنبودولی دوسش داشت به مامانم گفته بودولی داداشم گفت چیزی به خانواده خالم نگن تااینکه خواهرحامدازدواج کرد ورفت بااینکه ازرفتارش معلوم بود داداش منو دوس داره ولی...
    توخانواده مارابطه ی دختر وپسرقبل ازازدواج اصلا معنی نداره حتی یه ننگ به حساب میاد
    سلامی دوباره
    مطمئنا شما نمیتونید افرادی که چندین نسل قبل زندگی کردن را با خودتون مقایسه کنید
    در گذشته دختر و پسر در نوجوانی ازدواج میکردن اما ایا دختر و پسرهای الان هم همون امادگی ها را دارند؟
    ایا شرایط جامعه و فرهنگی به نحوی هست که این را بپذیره؟
    مطمئن خوده شما هم ته دلتون این را میدانید
    پیشنهاده من به شما همون پیشنهاده بالا هست و دلیل نمیشه چون شما در 9 سالگی چنین حسی پیدا کردید پس امادگی ازدواج را دارید و یک بزرگسال به حساب میاید ضمن اینکه هر حس اینچنینی حس علاقمند شدن به کسی به معنای ازدواج نیست.
    موردی را داشتم که دختر و پسره 10 ساله میگفتند ما عاشق همیم اما ایا این عشقه؟
    یا دختر یا پسر بچه ای که بازی های جنسی انجام میده ایا به بلوغ جنسی رسیده؟
    به طوره کلی بنده ادامه این ماجرا را پیشنهاد نمیکنم
    از طرفی ممکنه ایشون ازدواج کنند و شما ضربه روحی بدی بخورید.
    در هر صورت باید یه جوری این قضیه را برای خودتون حل کنید.
    میگید به مادرتون نمیتونید بگید.پس بهتره با یه فرده با تجربه مشورت کنید
    مشاوره حضوری پیشه روان شناس هم میتونه موثر باشه
    گدای عشق نباشید

    بخشنده عشق باشید

    انسانهای زیبا همیشه خوب نیستند

    اما انسانهای خوب همیشه زیبایند
    پاسخ با نقل و قول

  11. از9سالگی عاشقش شدم ولی...  سپاس شده توسط golpesar

  12. ارسال:8#
    ترانه1378 آواتار ها
    ممنون ازجوابتون ببینید من یه چیزایی ازخانواده دوطرف دیدم که به ازدواج فکرکردم نمیدونم چه جوری منظورمو بگم بهتون ولی من فقط میخوام حامدبدونه که دوسش دارمهمین اومدم اینجا تامشاوره بگیرم تابهش بگم فقط همین
    پاسخ با نقل و قول

  13. ارسال:9#
    نقل قول نوشته اصلی توسط ترانه1378 نمایش پست ها
    ممنون ازجوابتون ببینید من یه چیزایی ازخانواده دوطرف دیدم که به ازدواج فکرکردم نمیدونم چه جوری منظورمو بگم بهتون ولی من فقط میخوام حامدبدونه که دوسش دارمهمین اومدم اینجا تامشاوره بگیرم تابهش بگم فقط همین
    امکانش هست بفرمایید چه چیزهایی؟
    در هر صورت بنده به شخصه به این قضیه چندان خوشبین نیستم اما انتخاب با شماست
    شما الان چندتا راه دارید:
    1- کلا این قضیه را فراموش کنید
    2- همچنان به علاقتون نسبت به ایشون ادامه بدید ولی بهشون نگید که خب ممکنه ایشون ازدواج کنند یا کسی دیگری را مد نظر داشته باشند که مطمئنا ضربه بدی خواهید خورد
    3- این قضیه را باهاشون در میان بگذارید که خب ممکنه شان شما را به عنوان یک دختر پایین بیاره
    4- از یک واسطه بخواید یا با خانواده مطرح کنید
    پیشنهاد من این هست که با مادرتون مطرح کنید اگر باهاش صمیمی هستید یا اگر دوسته مشترکی دارید یه جورایی بتونید به اصطلاح مزه دهن ایشون را بفهمید و ببینید که ایا ایشون هم نسبت به شما حسی دارند یا اینکه تصمیم به ازدواج با فردی دیگر را دارند.
    گدای عشق نباشید

    بخشنده عشق باشید

    انسانهای زیبا همیشه خوب نیستند

    اما انسانهای خوب همیشه زیبایند
    پاسخ با نقل و قول

  14. از9سالگی عاشقش شدم ولی...  سپاس شده توسط golpesar

  15. ارسال:10#
    ترانه1378 آواتار ها
    فکرنمیکنم من حرفی زده باشم درمورداینکه دوست پسرداشتم گفتم بهش فکرکردم برای اینکه فکزوذهن حامدازذهنم بره بیرون بعدم اصلاطرزبرخوردتون جالب نیستدوما که من وقتی میخوام مشاوره کنم باید همه جزیاتو بگم من هرچیزی که گفتم درمورد دین ونمازواین چیزا این بوده که من فقط ازخدامیخوامش من کاربه این چیزا ندارم ...
    ولی درمورد روش حرف زدنتون خیلی بیشترفکرکنین ممکنه گاهی اوقات باحرفاتون دل ادمو بشکنین
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (3): صفحه 1 از 3 123 آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •