تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




مشکل با مادرهمسرم و وابستگی بیش از اندازه به همسرم زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:الهام1368
آخرین ارسال:الهام1368
پاسخ ها 48

صفحه‌ها (5): صفحه 5 از 5 نخستنخست ... 345

مشکل با مادرهمسرم و وابستگی بیش از اندازه به همسرم

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:41#
    اقای دکتر عزیزی خواهش میکنم کمکم کنید ,خواهش میکنم
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:42#
    rahe shab آواتار ها
    سلام دوست عزیز وقت شما بخیرشرایط شما قابل درکه شاید هم به نوعی خیلی سخت بشه یکی خودش رو در شرایط شما قرار بده. اما اگر قرار باشه یک جا بشینیم و اجازه بدیم شرایط هر طور که میخواد ما رو با خودش بازی بده ، هیچ هدفی در زندگی نصیب ما نخواهد شد.داخل پست بالا یه آرزویی کردین : نوشتین ای کاش من هم همراه با پدر و مادرم از دنیا میرفتم.بزارید یه تحلیل از نحوه ی تولد انسان بکنیم ببینیم باز هم همین نظر رو دارید یا خیر.زمانی که عمل لقاح انجام میشه (رابطه ی جنسی) ، علم پزشکی میگه حدود پنج میلیارد اسپرم به طرف تخمک حرکت میکنه ، ولی فقط یکی از اونا موفق به تشکل جنین میشه ؛ اما اگر اسپرم دیگری خودش رو به تخمک برسونه کلا شخص دیگری متولد خواهد شد.تصور کنید در یک آزمون شرکت کردین که پنج میلیارد شرکت کننده داشته و شما تنها شخصی بودید که قبول شدید ، آیا از این موفقیت ناراحت میشید؟ خداوند به شما رحم کرده ، فرصت زندگی داده ، اونوقت در اثر برخورد با مشکلات این موفقیت رو میخواین از بین ببرید؟نه!اجازه بدید از این به بعد با این شعار جلو بریم »»» زندگی هنر از تهدید ها فرصت ساختن هست مدیریت بحران توی خیلی از شرایط به ما کمک میکنه تا از کمترین داشته ها بهترین ابزار ها رو بسازیم.برای یه خانم خیلی سخته که در چشم یه عده ای خیلی خوب باشه ولی به دلیل یه اتفاق که خارج از اختیار خودش بوده تا این حد ترد بشه؛ من این شرایط رو درک میکنم ، اما اجازه بدید از دیدگاه شما این مشکل رو ببینیم نه از دید گاه خانواده ی همسرتون.بر میگردیم به اولین پست شما توی همین تاپیک ، ما در تحلیل رفتار همسرتون اشتباه کردیم ، ایشون دقیقا در مهم ترین تصمیم زندگیش هم تسلیم مادرش شد ، حالا شخصی که با توجه به بلوغ کامل عقلی این چنین تسلیم مادرش هست واقعا متناسب ازدواج نیست.ازدواج یعنی استقلال طلبی برای مدیریت یک خانواده ی جدید ؛ این یک رکن اساسی برای تشکیل خانواده یا بهتر عرض کنم انتخاب شما برای ازدواج خواهد بود ، که آیا شخصی که انتخاب میکنم ، فارغ از احساسات عاطفی و شهوانی ، چقدر توانایی مدیریت در خانواده رو داره؟؟ واقعا از پس این مسئولیت بر میاد؟؟؟اما توصیه های من به شما ، اجازه ندید از احساسات و شرایط شما سوئ استفاده بشه!!!دوم این که به هیچ وجه به حرفهای احساسات برانگیز ، از این به بعد اعتماد نکنیدسوم»»» توجیه پذیر نباشید و به سادگی بهانه تراشی برای انجام درخواست طلاق رو نپذیرید.و چهارم اینکه در گرفتن حق و حقوق خودتون رو مصمم باشید و در این خصوص با یک وکیل مشورت کنید.رفته رفته اجازه بدید ببینیم چی میشه ، اما توجه کنید که شرایط خاص شما بهانه ای برای نادیده گرفتن احساسات و خودیت شما نیست.نمیخوام علاقتون رو به کینه تبدیل کنم ، هدف من این هست که اجازه ندم از راه احساسات حقوق شما رو زیر پا بزارن.فعلا
    ویرایش توسط rahe shab : 2014_09_18 در ساعت 16:43


    هر گنج سعادت که خدا داد به حافظ



    از یمن دعای شــــــــب و ورد سحری بود . . .


    پاسخ با نقل و قول

  3. مشکل با مادرهمسرم و وابستگی بیش از اندازه به همسرم  سپاس شده توسط anahid,niloofarabi,الهام1368,سحر1122

  4. ارسال:43#
    سلام

    من با یکی از دوستای پدرم که وکیل هست,صحبت کردم ,بهم گفتند طلاق توافقی خیلی زودتر انجام میشه و یه توضیحاتی هم دادند که اصلا حواسم نبود چی داشتند میگفتند , به همسرم هم درباره ی جهیزیه ام گفتم ,گفت صبر کنم و بهم گفت هنوز درخواست طلاق نداده.

    حرفاتون برام خیلی خوب بود جناب راه شب ,ممنون
    پاسخ با نقل و قول

  5. مشکل با مادرهمسرم و وابستگی بیش از اندازه به همسرم  سپاس شده توسط niloofarabi

  6. ارسال:44#
    سلام الهام خانم

    چند روزی هست که تاپیک شمارو دنبال میکنم
    اولا فوت پدرو مادرتون رو تسلیت میگم
    دوما با دیدن پستی که گفتین همسرتون درخواست طلاق داده واقعا ناراحت شدم.
    من موندم با وجود علاقه زیاد شما به همسرتون چرا ایشون اینقدر بی تفاوتن؟!
    همسرتون بیش از حد به مادرشون وابسته هستن . این مسئله زیاد دیده میشه که مادره پسر خیلی سختگیری میکنه یا حساسیت نشون میده . وقتی مادر پسرشو بیش از حد دوس داشته باشه این اتفاق میفته (البته یه نوع حسادت هم هست که اونم از روی دوس داشتنه)
    البته منکر این نیستیم که مادر سلطانه ولی مادر جای خود دارد و همسر جای خود
    کاملا مشخصه که همسرتون تحت فشار مادرش قرار گرفته ولی این مورد هم هست که همسرتون اون استقلال رو نداره . ایشون باید با روشهای مختلف مادرشون رو قانع کنند و بفهمونن که دیگه ازدواج کرده و باید به فکر همسرش هم باشد.
    این حساسیت ها بمرور کم میشه و شما هم فعلا صبور باشید و با همسرتون حرف بزنید ببینید چرا این تصمیم رو گرفتند؟!
    از اونجایی که هنوز درخواست طلاق ندادن نشون میده که هنوزم شمارو دوس دارن و فقط تحت فشار مادرش هست.
    شما هم فعلا اروم باشید و با عجله یا با احساسات کاری انجام ندید و با همسرتون حرف بزنید . تا جایی که ممکنه سعی کنید عشقتون رو از دست ندید ولی اگه خدای نکرده اگه قرار به جدایی باشه از حق خودتون نگذرید. با وکیلی که حرف زدید کاراتون رو پیگیری کنید. و اصلا منفی نگر نباشید
    من مشاور نیستم فقط اون چیزایی که بذهنم اومد رو گفتم امیدوارم مفید باشه.
    یه سوال: (البته اگه خلاف قوانین نباشه)مهریه شما چقده؟

    امیدوارم بزودی و خوشی کارتون حل بشه
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:45#
    rahe shab آواتار ها
    الهام خانم
    من احساس میکنم بهتره که شما قدری صبورانه تر عمل کنید و اتفاقاتی که قطعا افتاده و به عنوان مشکل پیش اومده مطرح هست رو بررسی کنید.
    وعده هایی که هنوز اتفاق نیوفتاده رو نمیشه انجام شده قلمداد کرد، پس حرص خوردن و واکنش نشون دادن اصلا عمل صحیحی نیست و فقط مشکلات جسمی برای شما درست میکنه.

    تمرین صبر کردن و شکیبایی رو از همینجا شروع کنید ؛ اجازه بدید قطعیت تصمیم همسرتون مشخص بشه اونوقت یه تصمیم میگیریم.
    ویرایش توسط clinical psychologist : 2014_09_19 در ساعت 14:23


    هر گنج سعادت که خدا داد به حافظ



    از یمن دعای شــــــــب و ورد سحری بود . . .


    پاسخ با نقل و قول

  8. مشکل با مادرهمسرم و وابستگی بیش از اندازه به همسرم  سپاس شده توسط niloofarabi,کنجکاو,الهام1368

  9. ارسال:46#
    سلام بر راه شب و کنجکاو

    مهریه ی من 313 سکه ی تمام بهار و یه سفر حج هستش.ممنونم دوست خوبم

    امشب قراره همسرم بیاد پیشم ,وقتی گفت داره میاد پیشم ,خیلی تعجب کردم ,باهاش حرف میزنم و بهتون خبر میدم,تا یک ساعت دیگه میرسه
    پاسخ با نقل و قول

  10. ارسال:47#
    سلام دوستان

    دیروز همسرم اومد پیشم شب رو هم پیشم بود.

    بخاطر رفتارش ازم معذرت خواهی کرد و گفت که همه ی اون اخلاقای بدش و درخواست طلاق زیر فشارهای مامانش بوده.

    الان مامانش اونو از خونه بیرون کرده و پدرش هم گفته فعلا برو پیش الهام تا من همه چیز رو درست کنم.

    شب قبل از خواب همسرم بهم یه چیزی گفت که نمیدونم تا چه حدی جدی هستش.

    بهم گفت بدون اینکه مامانش بفهمه ,بریم ماه عسل و بعدش بیایم بریم خونه ی خودمون ولی من میدونم اگه این کارو بکنیم ,یعنی شروع جنگ بین من و مامانش ,یعنی مطمئنم مامانش ازم متنفر میشه و فکر میکنه نقشه ی من بوده .

    نمیدونم چجوری بگم که ناراحت نشه ,چون هرچی از مامانش حرف میزنم ,عصبی میشه که دارم طرف اونارو میگیرم.

    من چیکار کنم؟
    پاسخ با نقل و قول

  11. مشکل با مادرهمسرم و وابستگی بیش از اندازه به همسرم  سپاس شده توسط niloofarabi

  12. ارسال:48#
    امروز مادرشوهرم اومد خون ی ما ,با توپ پر اومده بود ,هرچی از دهنش میومد ,بهم گفت ,امیر هم تا میخواست حرف بزنه ,بهش میگفت خفه میشی یا خفه ات کنم ؟ ,اومد که با سیلی منو بزنه ,پامو کشیدم عقب و افتادم زمین ,گردنم به شدت درد گرفت ,محکم یدونه از صورتم زد و گفت تا طلاق تو رو از پسرم نگیرم ,اروم نمیشینم ,بعدش یه سیلی هم به امیر زد و بهش فحش داد و رفتند .....

    الان گردنم خیلی درد میکنه ,دیگه راهی جز طلاق نمونده ,پدرم هرگز بهم سیلی نزده بود که از مادرشوهرم بخاطر کار نکرده و بخاطر دوست داشتنم و بخاطر زندگیم سیلی خوردم...احساس میکنم کل دنیا رو سرم خراب شده ,دلم واسه بابام تنگ شده ,کاش پدر و مادرم زنده بودند .... از این دنیا و ادماش بدم میاد فقط میخوام به هرکسی که تاپیکم رو میخونه ,بگم پول ,قیافه ,تحصیلات ,مهریه ,جهیزیه و ... هیچی ادم رو خوشبخت نمیکنه ,من همشون رو دارم ,قیافه ی زیبا ,تحصیلات ,مال و ثروت ,ولی اصلا خوشبخت نشدم ...

    ببخشید وقت شما رو گرفتم و ممنونم از همتون که به تاپیکم سر زدید.

    موفق باشید
    پاسخ با نقل و قول

  13. مشکل با مادرهمسرم و وابستگی بیش از اندازه به همسرم  سپاس شده توسط anahid,سحر1122

صفحه‌ها (5): صفحه 5 از 5 نخستنخست ... 345

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •