تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




مشکل با مادرهمسرم و وابستگی بیش از اندازه به همسرم زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:الهام1368
آخرین ارسال:الهام1368
پاسخ ها 48

صفحه‌ها (5): صفحه 1 از 5 123 ... آخرینآخرین

مشکل با مادرهمسرم و وابستگی بیش از اندازه به همسرم

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    سلام

    من الهام هستم, خوشحال میشم کسی اگه تجربه ای داشت ,در اختیارم بذاره و کمکم کنه.

    من 3 ساله عقد کرده ام ,هربار خواستیم عروسی کنیم و بریم خونه ی خودمون ,یه اتفاقی افتاده که نشده . متاسفانه نامزدم بیش از اندازه به مادرش وابسته هستش و هیچکاری رو بدون اجازه و مشورت با مادرش انجام نمیده ,حتی بدون اجازه ی مامانش نمیتونه بیاد پیشم ,من خیلی تلاش کردم اعتماد همسرم رو به خودم جلب کنم و کاری کنم تا حدودی مستقل بشه ,ولی همیشه مادرش با حرفاش همه چیز رو خراب میکنه.این وابستگی بعضی وقت ها تبدیل میشه به دخالت چون نامزدم نمیتونه به مادرش بگه که بعضی چیزها واقعا بهش مربوط نیست ,مثل رابطه ی جنسی من و نامزدم که مادرشوهرم اصلا نمیذاره نامزدم بهم نزدیک بشه و میگه باید حدود رعایت بشه ,وقتی نامزدم چیزی نمیگه ,منم حرص میخورم و میریزم تو خودم و اذیت میشم.

    با همه ی وابستگی این حرفا ,من نامزدم رو خیلی دوسش دارم و بهش خیلی خیلی وابسته ام ,البته این وابستگی یک سال و نیم هست که خیلی بیشتر شده و اونم تو این مدت بهم بی توجه تر شده ,نمیخوام دیگه بهش وابسته باشم ,میخوام بتونم مثل خودش چند روز بهش بی توجهی کنم و نبودش خیلی اذیتم نکنه, خودش هم میدونه که خیلی بهش وابسته ام و خیلی دوسش دارم ,به همین خاطر هروقت دعوامون میشه و قهر میکنیم ,هرگز پا پیش نمیذاره جون مطمئنه نمیتونم نبودنش رو تحمل کنم و خودم برمیگردم پیشش ,میخوام رفتارم رو درست کنم.

    الان از دیروز قهر هستیم ,نمیخوام دیگه من برم سراغش ,چون اشتباه از اون هستش و من هم تا الان خیلی کوتاه اومدم ,با اینکه دلم براش تنگ شده ولی میخوام بفهمه رفتار اشتباهش رو.

    دوستان خوشحال میشم کمکم کنید ,منتظر توصیه هاتون هستم
    پاسخ با نقل و قول

  2. مشکل با مادرهمسرم و وابستگی بیش از اندازه به همسرم  سپاس شده توسط anahid

  3. ارسال:2#
    تالار همیشه اینقدر خلوت هست یا مشکل من خیلی جدی نیست ؟

    من با کدوم یکی از مشاوران میتونم صحبت کنم ؟

    من به راهنمایی نیاز دارم ,با دخالت های مادرشوهرم زندگیم شاید از بین بره ,خواهش میکنم کسی کمکم کنه,من مادرشوهرم رو مثل مادر خودم دوسش دارم
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:3#
    rahe shab آواتار ها
    سلام دوست عزیز

    شما چند ساله هستید؟

    همسرتون چطور؟

    شغل و تحصیلات همسرتون چی هست؟

    همسر شما چندتا برادر و خواهر داره؟و فرزند چندم هست؟

    چطور باهم آشنا شدین؟

    مادر شوهر شما همیشه اینقدر تاثیر گذار هست؟


    هر گنج سعادت که خدا داد به حافظ



    از یمن دعای شــــــــب و ورد سحری بود . . .


    پاسخ با نقل و قول

  5. مشکل با مادرهمسرم و وابستگی بیش از اندازه به همسرم  سپاس شده توسط anahid,elnaz.t,golpesar,niloofarabi,الهام1368

  6. ارسال:4#
    سلام عزیزم...
    مشاوره نمیتونم بدم...متاهل هم نیستم که تجربه داشته باشم...ولی تا جایی که اطرافم میبینم,همچین مشکلاتی زیاده.....شما تا دوره ی نامزدیتون,حد و حدود رو رعایت کنین...مادر شوهر شما راست میگن...ولی شما هم حق دارین...اکثر مادر شوهرا به عروس ها حساسن....اگه از طریق دوستی با پسرشون اشنا شدین و ازدواج کردین,ممکنه خیلی حساسیت به خرج بدن و نسبت به پسرشون حساس باشن...شاید نامزد شما به این معتقده که تا وقتی نامزد هستین,نمیتونه کامل مستقل باشه و اجازش مثل دوران مجردی دست خانوادش(مادرش)باید باشه....
    خب باهاش اروم حرف بزن ببین منظورش چیه؟؟؟خودتو متنفر از مادرش نشون نده...ولی بگو چرا خودش تصمیم نمیگیره؟؟؟؟شاید بعد عروسی اخلاقش طور دیگه ای بشه.....
    سعی کن احساساتتو بیان کنی...ولی خودتو خیلی نباز....
    اخه بعضی مردا هستن که انتظارشون از زنشون زیاده و انتظار دارن که زنشون بره طرفشون و خودشون مغرور هستن...و اگه زن احساسشو بیان نکنه و اغاز کننده ی رابطه نباشه,مغرور حسابشون میکنن.....فک میکنم همسر شما اینجوری باشن......
    خدا بزرگه...ایشالا زود تر اشتی میکنین...به این راحتی ها زندگی پاشیده نمیشه....قهر بودنتو به مادر یا کسی که باهاش راحتی و نامزدت هم حرفشو زممین نمیزاره بگو....شاید کمکی کردن بهت....
    در باره ی مادرشوهرت هم بهتره وقتی که شوهرت ارومه و به حرفات گوش میده,صحبت کنی....سعی کن با خنده و مهربونی بگی...چون مردا زود اروم میشن....
    شوهرت اگه واقعا دوستت داشته باشه واست دلیل میاره....
    میتونم بپرسم پدر شوهر دارین یا نه؟؟؟مادرشوهرتون با کی زندگی میکنن؟؟شوهرتون چندمین بچه اس؟؟؟
    ویرایش توسط مریم-ق : 2014_09_13 در ساعت 23:02
    پاسخ با نقل و قول

  7. مشکل با مادرهمسرم و وابستگی بیش از اندازه به همسرم  سپاس شده توسط anahid,الهام1368

  8. ارسال:5#
    نقل قول نوشته اصلی توسط rahe shab نمایش پست ها
    سلام دوست عزیز

    شما چند ساله هستید؟

    همسرتون چطور؟

    شغل و تحصیلات همسرتون چی هست؟

    همسر شما چندتا برادر و خواهر داره؟و فرزند چندم هست؟

    چطور باهم آشنا شدین؟

    مادر شوهر شما همیشه اینقدر تاثیر گذار هست؟

    سلام

    من 25 سالم هست و همسرم29.

    من فوق لیسانس مهندسی i t هستم و همسرم فوق لیسانس مهندسی مکانیک.

    همسرم یه خواهر داره که از خودش 11 سال کوچکتر هست .

    منم تک فرزند هستم.

    مادرشون منو پسندیده بودن ,بعدش 3 ماه باهم نامزد کردیم و حرف زدیم ,بعد از سه ماه عقد کردیم.

    تا یک سال و نیم پیش من بهترین عروس بودم ولی از وقتی تصادف کردیم و من پدر و مادرم رو توی اون تصادف از دست دام ,همه چی عوض شد ,حتی اصرار داشتن از هم جدا شیم ولی امیر گفت که درست نیست و مادرش هم کوتاه اومد
    پاسخ با نقل و قول

  9. ارسال:6#
    عزیزم اگه نامزدت ادم دلسوزیه و زود اروم میشه,بهتره باهاش حرف بزنی و (دلشو بسوزونی)شاید اینطوری اون هم بیشتر حواسش بهت باشه.....
    راستی متاسفم که پدرو ومادرتو از دست دادی....ایشالا هیچوقت غم نبینی تو زندگیت....

    خب با شوهرت صحبت کن ببین بهت چی میگه؟؟؟؟بهت نمیگه که چرا حرفشو گوش میده و نسبت به تو بی توجه شده؟؟؟
    ویرایش توسط niloofarabi : 2014_09_14 در ساعت 00:47 دلیل: ترکیب پست ها
    پاسخ با نقل و قول

  10. مشکل با مادرهمسرم و وابستگی بیش از اندازه به همسرم  سپاس شده توسط الهام1368

  11. ارسال:7#
    مریم عزیز بله, همسر من خیلی پسر مغرور ولی خیلی مهربونی هستش .

    پدر شوهرم هم هستند و همراه مادر شوهرم باهم زندگی میکنند.

    من خودم میدونم باید در دوران نامزدی حد و حدود رعایت بشه ولی نه در این حد که من نتونم حتی پنج دقیقه با همسرم تنها باشم یا باهاش نتونم برم خرید ,ما هرجا بریم ,خواهرشوهرم باید با ما بیاد البته قبل از تصادف اصلا وضع اینجوری نبود ولی بعد از فوت پدر و مادرم همه چی عوض شد

    من باهاش خیلی حرف میزنم ولی حرفای مادرش بیشتر بهش اثر میکنه,واقعا نمیدونم چیکار کنم ؟

    میترسم بعد رفتن به خونمون هم مادرشوهرم اینجوری کنه ولی من امیر رو خیلی دوست دارم ,نمیخوام ازش جدا بشم ولی از رفتار مادرشوهرم میترسم
    پاسخ با نقل و قول

  12. ارسال:8#
    سلام عزیزم
    من تاپیکتون رو خوندم ولی متاسفانه نه مشاوره بلدم و نه تجربه ای که بتونم کمکی باشم .
    اما یادمه جایی خونده بودم که خانم ها جلوی همسرشون باید به خانواده ی همسر احترام بگذارن و این برای یک مرد خیلی قابل توجه و ستایشه . شما هم اگر از مادر همسرتون دلگیرید می تونید با ملایمت و نرمی با همسرتون در مورد موضوع ناراحت کننده صحبت و رفعش کنید و همچنان احترام رو نسبت به مادر همسرتون داشته باشید . فراموش نکنید که خوبی هیچوقت بی جواب نمی مونه ...
    امید دارم که مشکلتون حل بشه و عشق و اعتماد به رابطه شما و خانواده همسرتون برگرده .
    موفق باشید خانمی


    یاریم کن اگر روزی جایی چیزی را شکستم دل نباشد

    پاسخ با نقل و قول

  13. مشکل با مادرهمسرم و وابستگی بیش از اندازه به همسرم  سپاس شده توسط golpesar,الهام1368

  14. ارسال:9#
    میگه مامانم واسم خیلی زحمت کشیده ,درست نیست بهش بگم دارم میرم شب رو پیش الهام بخوابم یا باهاش برم خرید.,میگه باید صبر کنی ,من همینم که هستم

    من بعد از فوت پدر و مادرم خیلی به امیر وابسته شدم و مامانش هم از این موضوع ناراحت هستش
    پاسخ با نقل و قول

  15. ارسال:10#
    میدونم عزیزم...شرایط سختی داری....پدرو مادر که کنار ادم نباشن بیشتر به شوهر وابسته میشی....ولی به نظر من بعد عروسی این محدودیت ها دیگه تموم میشه....شما تصمیمتون برای بعد عروسی چیه؟؟؟؟خونه ی خودتون ؟؟یا پدر شوهر؟؟؟
    پاسخ با نقل و قول

  16. مشکل با مادرهمسرم و وابستگی بیش از اندازه به همسرم  سپاس شده توسط الهام1368

صفحه‌ها (5): صفحه 1 از 5 123 ... آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •