ازدواج، آسان نيست!
بله! ازدواج كردن آسان نيست. براي اين امر مهم بايد بسيار انديشيد و به فكر فرورفت، نقشه‌ها كشيد، مشورت كرد و خلاصه كاري كرد كه عاقبت، پشيماني به بار نياورد.
به همان اندازه كه نبايد از ازدواج ترسيد، به همان اندازه هم اين اتفاق بزرگ را نبايد سرسري گرفت. ازدواج‌هایی كه از روي شتاب‌زدگی و عجله صورت مي‌گيرند، ازدواج‌هایی كه از روي ساده‌انديشي و خوش‌بینی زياد صورت مي‌گيرند، ازدواج‌هایی كه از روي فريبكاري صورت مي‌گيرند، و بالاخره ازدواج‌هایی كه پايه و اساس آن‌ها روي چشم‌ و هم‌چشمی است، سرانجام خوشي ندارند.

در مطالب زير، به شرح ازدواج‌هایی كه آسيب‌پذيري‌شان زياد است مي‌پردازيم تا زوج‌هاي جوان نگويند كه معياري درست ‌و حسابی نداشتيم و از روي ناآگاهي به ازدواج نامناسبي تن داديم!
مورد اول را در همين مقاله و موارد دوم و سوم را در مقاله هاي بعدي شرح خواهم داد
مشورت در امر ازدواج
اختلاف فكري و فرهنگی با خانواده همسر

دختر جواني كه در رؤياهايش مرد قدبلندی كه موهايش را بر پیشانی‌اش ريخته و گردني افراشته و عضلاني دارد، صاحب چشم‌های نافذ درشت و سياهي است، هيكل ورزش‌کارانه‌ای دارد و ...، او فقط این‌ها را مي‌بيند؛ يا حتي وقتي با مردي آشنا مي‌شود كه ولو اندكي از مشخصات فوق را دارد، بدون این‌که درباره‌اش به تحقيق و تفحص بپردازد، به او دل مي‌بندد، درحالی‌که هنوز اطلاعاتش دربارۀ مرد، تکمیل‌نشده و درواقع از او هيچ نمي‌داند اما يكسره خود را پایبند او مي‌يابد.
در اين شرايط خيال مي‌كند كه رؤياهايش به حقیقت پيوسته است و مرد ایده آل خود را كه مهروموم‌ها به او فكر مي‌كرده همين شخص است كه امروز سر راهش قرارگرفته، سر از پاي نمي‌شناسد و به ساير حقايق تلخي كه پيرامون اين جوان وجود دارد فكر نمي‌كند.

او خوش باورانه به خود مي‌گويد «اين همان كسي است كه سالها در آرزويش بودم!» و ديگر به فكر اين نيست كه آيا او شغل ثابتي دارد يا نه؟ آيا قادر هست كه نيازهاي مادي او را تأمين كند يا نه؟ او در اين فكر نيست كه گذشتۀ او را با دقت پيگيري و ارزيابي كند. دختر جوان در اين فكر نيست كه هرچه زودتر در كنار اين پسر جوان قرار بگيرد. هرچه والدينش او را دعوت به صبر و حوصله مي‌كنند، او بيشتر بی‌قراری مي‌كند.

چشم‌های اين دختر در چنين شرايطي خوب نمي‌بيند. او سر از پا نشناخته در اين خيال خوش است كه بالاخره رؤياهايش به حقيقت پيوسته است!... اين نوع ازدواج‌ها به‌ندرت – و فقط به‌ندرت – پايان خوشي خواهند داشت؛ تازه اگر ساير عوامل خوشبختي هم وجود داشته باشند.