«...مدرسه، خواب های مرا قیچی کرده بود. نماز مرا شکسته بود. مدرسه، عروسک مرا رنجانده بود. روز ورود، یادم نخواهد رفت: مرا از میان بازیهایم ربودند و به کابوس مدرسه بردند. خودم را تنها دیدم و غریب...از آن پس و هربار، دلهره بود که به جای من راهی مدرسه می شد...»


برگرفته از متن اتاق آبی به قلم سهراب سپهرى