تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




سادیسم جنسی زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:افسونb
آخرین ارسال:افسونb
پاسخ ها 39

صفحه‌ها (4): صفحه 3 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین

سادیسم جنسی

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:21#
    افسونb آواتار ها
    سلام اقای عزیزی
    ممنون ازاین که وقت گذاشتین منتظرتون بودم
    در مورد موضوعاتی که گفتین فک میکنم و حتما در اسرع وقت پاسخ میدم
    پاسخ با نقل و قول

  2. سادیسم جنسی  سپاس شده توسط A@92,مهرسا62

  3. ارسال:22#
    PARSABARZEGAR آواتار ها
    سلام
    دوست عزیز

    مشکل همسر شما ارتباطی به شما ندارد و راه درمان ایشان مراجع به یک مشاور هیت و پیگیری مشکل هست

    جای تحسن شما هست که نمیگذارید شوهرتان با بچها تنها شود و این یعنی شما محافظ بچه ها هستین.
    آنکه با زندگی میسازد، میبازد

    با زندگی نساز ، آن را بساز
    پاسخ با نقل و قول

  4. سادیسم جنسی  سپاس شده توسط A@92

  5. ارسال:23#
    افسونb آواتار ها
    سلامی مجدد به پارسای عزیز
    بازم هم ممنون
    میشه ازتون خواهش کنم برام توضیح بدین چرا به همچین نتیجه ای رسیدین؟؟حتما دلیلی داره که اینقد قاطعانه میگین که این مشکل به من ربطی نداره خواهش میکنم به من هم بگین
    پاسخ با نقل و قول

  6. سادیسم جنسی  سپاس شده توسط A@92

  7. ارسال:24#
    افسونb آواتار ها
    سلامی مجدد به اقای عزیزی راستش این چند وقته اینقد درگیری فکری دارم که هیچوقت به اون آرامشی که خواستم نرسیدم و احساس میکنم توی زندگی با همسرم هیچوقت به آرامشی که میخوام نمیرسم چون حتی اگه همسرم خوب هم باشه استرس و نگرانی من خوب شدنی نیس....
    اما با وجود این سعی کردم در مورد سوالهاتون خوب فک کنم و بعد پاسخ بدم
    مشکلات و مسائلی است که شما و همسرتان با یکدیگر در زندگی مشترک دارید. به طور مثال باید بدانیم این مشکلات اولا چه مشکلاتی هستند.
    اولین و بزرگترین مشکل من همین مشکله و احساس میکنم شوهرم چشم پاکی نداره و نگاهش حیضه برای همین حساسیت هام خیلی زیاد شده و چون ایشون برخلاف خانواده من که مذهبی و معتقد هستن خانواده ی بی بندوباری دارن رفت و آمد با اونها باعث عذابم میشه و واسه همین رفت وآمدهام رو خیلی محدود کردم و برام فرقی نداره حتی اگه از فامیل ها یا دوستان خودم هم بی قید و بند باشن نسبت به مسائل دینی وحجاب همین رفتار رو میکنم
    و یکی از مشکلای اساسی ما خواهرشون هس که از وقتی از شهر دیگه به شهری که ما زندگی میکنیم نقل مکان کردن مشکلات ما هم شروع شد خواهر ایشون علاوه بر مسئله بی بندوباری و بدحجابی از همون اول با ازدواج من و داداشش مخالف بود و حتی واسه مراسم نامزدی ما نیومد و ازهمون اول هم بنای ناسازگاری گذاشت و حتی یه بار اولای عقدمون به همسرم زنگ زد و گفت تنهایی و بدون حضور من بره خونشون و تاکید کرد که من نباشم و وقتی همسرم به اونجا رفته بود بهش گفته بود چرا خانمت چادر سرش میکنه و خودش رو میگیره و امّله و از این حرفا و برام جالب بود با اینکه شوهرم خودش من رو همونطوری انتخاب کرده بود و به میل خودش به خواستگاریم اومده بود نمیدونم چه حرفی بهش زده بود که کلا نظر همسرم هم تغییر کرده بود و میگفت خواهرم راست میگه!!!!!و از اون به بعد هربار که همسرم با خواهرش بود حتی اگه به من هم نمیگفت من متوجه میشدم که خواهرش رو دیده چون به کلی رفتارش تغییر میکرد
    یه مشکل دیگه اینکه همسر من عادت داره جواب خوبی رو با بدی میده جواب بدی رو با خوبی و این خیلی حرص منو در میاره..
    در کل بیشتر مشکلاتمون یا سر رفت و آمدهاست یا سر بی اعتمادی که من نسبت به شوهرم دارم و جدیدا هم بخاطر اینکه همسرم وقتی که من حضور ندارم یا وقتیکه میرن سرکار به مادرشون زنگ میزنن و مادرشون هم مدام در حال دستور دادن به همسرم که زنگ بزن از خواهرت عذرخواهی کن زنگ بزن از داداشت تشکر کن زنگ بزن به خواهرت بگو خسته نباشی در کل پاچه خواری خواهر برادرش که اصلا همسر من رو آدم حساب نمیکنن چه برسه به احترام و از این حرفا.....
    پاسخ با نقل و قول

  8. ارسال:25#
    افسونb آواتار ها
    دوم، آیا این مشکلات از کی آغاز شدند؟
    فک میکنم از وقتیکه خواهرش نقل مکان کردن به شهر ما مشکلات ما هم اغاز شد...و همینطور از وقتیکه مادر و پدر من بیش از حد به همسرم خوبی کردن هم اینکه تمام دوره ی سربازی رو همسرم خونه ی ما بود و پدرو مادر من هم هرکاری کردن تا همسرم احساس غریبی نکنه و حتی بعد از عروسی هم چون از لحاظ مالی همسرم وضع خوبی نداشت پدرم طبقه ی پایین خونه ی خودشون رو اماده کرد واسه ما و ما هم تقریبا نزدیک 3 سال اونجا نشستیم اینم یکی از موردایی که گفتم همسرم جواب خوبی رو با بدی میده چون تو همین مدت بود که باعث اذیت و ازار خواهرای من شده بود.....
    مشکلاتی که پس از فهمیدن اطرافیان در روابط شما با همسر، و نیز روابط شما و همسرتان با خانواده تان ایجاد شده اند و مواردی از این دست.
    گفتم که من بار اول با وجود اینکه خیلی بهم سخت گذشت ولی همسرم رو بخشیدم و خونوادم هم تا یه مدت رابطشون سرد بود و خواهرام خیلی نسبت به حجابشون و روابطشون با همسرم حساس تر شده بودن و سعی میکردن کمتر جلوی شوهرم ظاهر شن ولی خب بعد از اینکه دوباره اتفاق افتاد و بچه ی خواهرم...خواهرم کلا یه مدت زیاد با همسرم قطع رابطه بودن و حرف هم نمیزدن و هرجا که من و شوهرم بودیم نمیومدن ولی خب اونا هم الان رابطشون فرق کرده حتی ماه رمضون من و همسرم رو برای افطاری دعوت کردن...ولی خب خیلی به حجابشون و حتی حجاب بچه ی خواهرم که الان 8 سالشه جلوی همسرم حساس شدن ولی خب محترمانه برخورد میکنن
    پاسخ با نقل و قول

  9. ارسال:26#
    افسونb آواتار ها
    مورد دیگر، بررسی وضعیت همسرتان، چه در شرایط فعلی و چه در شرایط پیش از ازدواج است. اینکه آیا همسرتان پیش از ازدواج هم چنین مشکلاتی را داشته یا خیر؟ آیا خانواده ایشان هم در جریان مسائل هستند؟ آیا اقداماتی برای حل آن انجام شده؟
    در شرایط فعلی که همسرم الان یه فردی شده با یه عالمه تیک های عصبی و رفتارهای پرخاشگرانه که بارها منجر به کتک زدن من شده...صبح میره سرکار و شب میاد و تا وقتی که خوابش ببره فیلم نگاه میکنه اونهم فیلمهای اکشن و بجز فیلم دیدن کار دیگه ای انجام نمیده هیچ علاقه ای به حرف زدن و حتی رابطه داشتن با من نداره و فک میکنم داره به زور من رو تحمل میکنه و از من متنفره تنها دغدغه ی فکریش بعد از کارش خانوادش هستن اینکه چطور اونارو خوشحال کنه و تنها چیزی که واسش مهم نیس منم و اینکه چطور از دستم خلاص شه
    و اما در مورد قبل از ازدواج همسر من فرزند پدر و ماردی که پدرش اعتیاد داشته و مادرش هم معلم بوده و همه ی وقتش صرف تربیت بچه های بقیه!!!! پدر و مادرش رفتار زیاد خوبی با هم نداره و قبل از اینکه همسرم به خواستگاری بیاد گفت مادر پدرم خیلی باهم دعوا میکنن و میخوان از هم جداشن...خودش هم بیشتر وقتش رو با دوستاش بوده و همینطور دانشگاهم میرفته و البته سیگار هم میکشیده و حتی توی یه دوره ای توی کافه گیتار میزده...در ضمن خونواده همسر من غیر از بی بندوباری که گفتم هیچکدوم اهل نمازو روزه و واجبات دین هم نیستن حتی پدرش هم همینطوره البته به غیر از مادرشوهرم که گویا توبه کرده...اما همسرم بعد از ازدواج با من نماز میخونه روزه میگیره و حتی بعد از نماز قران هم میخونه...
    چند بار خواستم موضوع رو به خونوادش بگم ولی همسرم تهدیدم کرد که اگه بگم فرداش منو طلاق میده!!!
    فقط یه بار به اصرار من رفتیم پیش مشاوره و فقط 2جلسه اومد حتی کارهایی رو هم که دکتر گفته بود با رغبت انجام نمیدادو بعد از مدتی ترک کرد مثلا ورزش کردن
    پاسخ با نقل و قول

  10. ارسال:27#
    افسونb آواتار ها
    مساله دیگر، شیوه تعامل خواهران مجرد شما با همسرتان، میزان و شدت روابط، بررسی زمینه های احتمالی ایجاد شده برای آغاز چنین پیشنهادات نامتعارف و نادرست هست.

    خواهرام رفتارشون معمولی و محترمانه بود ینی ما کلا تو فامیل رسم نداریم زیاد با مردها باز باشیم و حتی مهمونی هامون خانمها از اقایون جدا هستن بالعکس خونواده همسرم که خیلی روابطشون بازه
    حتی خواهرای من تو مدتی که همسرم دوران سربازی خونه ما بود در حضور ایشون چادر سر میکردن

    مورد دیگر، بررسی نوع رابطه شما با همسرتان، چه از نظر عاطفی و چه از نظر جنسی، است.
    تا قبل از اون اتفاق رابطه ی جنسی بسیار خوبی با هم داشتیم و مشکلی نداشتیم و از نظر عاطفی هم باهم تقریبا خوب بودیم البته باز هم میگم تا قبل از اومدن خواهرش از اون به بعد دیگه هر روز مسائل و مشکلاتمون بیشتر میشد

    مساله دیگر، شرایط فعلی همسرتان مثل وضعیت کار، برنامه زندگی، تعاملات خانوادگی، تفریحات و ... ایشون هست.

    همونطور که گفتم تفریحی نداریم و تنها تفریحش فیلم دیدن و گاهی اگر مهمونی دعوت باشیم..برنامش واسه زندگی نمیدونم چیه چون هیچ تلاشی واسه درست شدن زندگیمون نداره و همونطور که گفتم دغدغه ش اول کارشه که توش پیشرفت کنه و پول زیاد درآره و دوم هم خونوادش و اینکه چطور اونارو خوشحال کنه
    با خونواده ی من خیلی معمولی برخورد میکنه و هرچقدر اونا خوبی کنن یه طوری برخورد میکنه که انگار کار خاصی نکردن!!!

    امیدوارم پاسخ هام کامل و مفید باشه
    منتظر جوابتون هستم
    پاسخ با نقل و قول

  11. سادیسم جنسی  سپاس شده توسط elnaz.t,محسن عزیزی

  12. ارسال:28#
    محسن عزیزی آواتار ها
    سلام

    از پاسخ های شما سپاسگزارم

    با توجه به صحبت هایی که داشتید، برخی موارد هستند که اگر از جانب شما به درستی رعایت شوند، می توانند در کم کردن مشکلات راهگشا باشند؛ هرچند درمان اصلی مربوط به همسر شماست و این موارد، می توانند در راستای کاهش مشکلات و همینطور همراه کردن همسرتان برای پیگیری مشکل کمک کننده باشند.

    برای درک بهتر مساله باید توجه داشته باشید که شرایط تربیتی و خانوادگی همسرتان چگونه بوده.در خانواده ای که حریم روابط بین زن و مرد، تعریف چارچوب های روشن برای روابط با نامحرم، و قید و بند خاصی در رابطه با تعاملات وجود ندارد، زمینه برای اینگونه انحرافات بیشتر است. تاکید می کنم زمینه بیشتر است، نه اینکه این عامل به تنهایی مسبب باشد.

    مورد بعدی که می تواند در خور توجه باشد، تلاش های همسرتان برای نشان دادن خود است. مردی که از همه طرف مورد انتقاد و سرزنش باشد، ممکن است برای اثبات خود دست به اقدامات نادرستی بزند. اگر نه خانواده خودش او را به حساب می آورند، و نه شما او را به عنوان تکیه گاه خود پذیرفته اید، باید بدانید که یکی از نیازهای اساسی او را بی پاسخ گذاشته اید. برای آگاهی از نیازهای اساسی مردان، مقاله زیر را مطالعه کنید:

    شش نیاز اساسی یک مرد در روابط زناشویی

    با تاکید بر این نکته که مشکل مربوط به همسر شماست، لازم است مواردی را که مربوط به شما می شود و باید به آنها حتما توجه داشته باشید، بیان کنم.

    عشق و علاقه، نیاز به حفظ و نگهداری دارد. شما اشاره کردید که ابتدای ازدواج، به لحاظ جنسی و عاطفی مشکلی با هم نداشتید و طرفین از رابطه راضی بوده اند. پس، مشکل حفظ نکردن این عشق و علاقه مطرح است.

    چه بخواهیم و چه نخواهیم، برای مردان مسائل جنسی حائز اهمیت فراوان هستند. اولویت اول برای زنان، معمولا مسائل عاطفی است، اما در مردان قضیه تا حدودی متفاوت است. جالب است که در برخی تحقیقات، نشان داده شده که برای زنان تحمل خیانت عاطفی دشوارتر است، اما در مردان تحمل خیانت جنسی بسیار سخت تر است. بنابراین، نیاز جنسی همسر را باید جدی گرفت. جذابیت، به عنوان یک عامل کاملا موثر در این خصوص باید جدی گرفته شود. تا جایی که جذابیت شما برای همسرتان بیش از دیگران باشد، مطمئنا او بودن در کنار شما را ترجیح خواهد داد.

    مساله فقط جذابیت جنسی نیست. از خود این سوال را بپرسید که چرا همسرم ترجیح می دهد پس از آمدن از سر کار، یا به خانواده اش رسیدگی کند و یا پای فیلم بنشیند؟ آیا خانواده اش او را بیشتر تحویل می گیرند؟ آیا در کنار خانواده احساس آرامش بیشتری دارد؟ آیا با دیدن فیلم و یا بودن در کنار خانواده و نبودن در کنار شما، از تنش هایش کاسته می شود؟

    شما می توانید با فراگیری فنونی که به حفظ آرامش خود و همسرتان کمک می کند، با شناخت نیازهای همسرتان، و برطرف کردن خواسته هایش، بر جذابیت خود بیفزایید.

    همانگونه که می بینید، مواردی که بیان می شوند، مرتبط با کار کردن شما بر روی روابط خود با همسرتان است. برای خواندن مقالات بیشتر در این خصوص، انجمن زیر و مقالات آن را دنبال نمایید:

    کارگاه آموزشی ویژه همسران

    در مورد مسائلی که با حضور خواهرشوهرتان به شهر شما پیش آمده اند، با وجود دشواری هایی که برای شما هست، باید سعی کنید تا جای ممکن به جای تخریب رابطه همسرتان با خواهرش، از فنونی جذبی استفاده کنید. مطمئنا شما اینقدر جذابیت داشته اید که همسرتان با وجود اعتقادات خاصی که داشته، پس از ازدواج با شما تغییراتی کرده و اعمال اعتقادی را به مدت طولانی انجام داده است. وقتی شما چنین قدرت جاذبه ای دارید، نیازتان به روشهای دفعی بسیار کمتر است. شما به عنوان همسر، نیازهای عاطفی، جنسی همسرتان را ارضا کنید. با لبخند، با محبت، با قدردانی، با همراهی، با تقدیر از او در جمع های خانوادگی، با به یاد آوردن خوبی هایش، می توانید محاسن او را تقویت کنید. مردها تشنه محبت و قدردانی همسر هستند و با دیدن خوشحالی همسرانشان شاد می شوند. پس از آمدن همسرتان به منزل، از او به گرمی استقبال کنید، فضای خانه را برایش آماده کنید، از زحماتش تشکر کنید، و اگر خواست به سراغ دیدن فیلم مورد علاقه اش برود، حداقل در برخی مواقع همراهی اش کنید. در کنارش بنشینید و به او بگویید که دوست دارید بیشتر در کنار هم باشید. اگر چنین رویه جذب کننده ای در پیش بگیرید، و به نیازهای همسرتان(نیازهای روانی و عاطفی و جنسی) توجه نشان دهید، خواهید دید که متقابلا او هم به نیازهای شما توجه بیشتر نشان می دهد.

    نشان دهید که زندگی تان را دوست دارید و برای حفظ آن تلاش می کنید. نشان دهید که می توانید به همسرتان اعتماد کنید.

    با یادگیری این فنون، از طریق مشاوره حضوری، می توانید گامهای موثری در جهت برطرف کردن مشکلات با همسرتان بردارید. اما اگر مشکل با بهبود روابط شما و همسرتان پاربرجا بماند، آنگاه شما می توانید با روشهایی منطقی، همسرتان را به سمت جلسات مشاوره(نزد متخصص) هدایت کنید که فعلا در این باره صحبتی نکردیم. به هیچ وجه امیدتون رو از خود نگیرید و شروع کنید به اجرای اقدامات

    ضمنا من فراموش کردم بپرسم که آخرین باری که مشکلات اینچنینی در زندگی تان رخ داد(بعد از عروسی) چه زمانی بود و چه مدت است که این مشکلات را مشاهده نکرده اید؟

    همچنین در خصوص اینکه نوشتید اگر همسرم هم خوب باشد، من استرس دارم و نگران هستم، بیشتر صحبت کنید.
    از امام علی علیه السّلام پرسيدند «خير» چيست؟ فرمود:

    خوبى آن نيست كه مال و فرزندت بسيار شود، بلكه خير آن است كه دانش تو فراوان و بردبارى تو بزرگ و گران مقدار باشد و در پرستش پروردگار در ميان مردم سرفراز باشى، پس اگر كار نيكى انجام دهى شكر خدا به جاى آورى، و اگر بد كردى از خدا آمرزش خواهى. در دنيا جز براى دو كس خير نيست: يكى گناهكارى كه با توبه جبران كند، و ديگر نيكوكارى كه در كارهاى نيكو شتاب ورزد.


    نهج البلاغه، حکمت 94
    پاسخ با نقل و قول

  13. سادیسم جنسی  سپاس شده توسط anahid,elnaz.t,مهرسا62

  14. ارسال:29#
    افسونb آواتار ها
    سلام
    از راهنمایی هاتون بسیار سپاسگذارم
    من رابطه م از زمانی با شوهرم از لحاظ عاطفی کمرنگ شد که اعتمادمو به ایشون از دست دادم من زمانیکه پس از قسم خوردن ها و اظهار پشیمانی کردن های همسرم در بار اول اون رو بخشیدم وایشون دوباره اینکار رو تکرار کرد اون هم به شیوه ی خیلی بدتر از قبل دیگه نتونستم به شوهرم اعتماد کنم دیگه احساس کردم هیچ تکیه گاهی ندارم از اون به بعد هر روز از لحاظ عصبی وضعیتم بدتر میشد هر روز خودم رو بخاطر ازدواج با همسرم با وجود مخالفت خونوادم سرزنش میکردم من دختر خواهرم رو خیلی دوس دارم همش با خودم فک میکردم که اگه دیر میرسیدم و همسرم بلایی سرش میاورد من باید چیکار میکردم؟؟؟آیا میتونستم خودمو ببخشم؟؟؟اشتباه من باعث اذیت و آزار خونوادم شد درسته که اونا سعی دارن به روی من نیارن اما من خوب اینو میفهمم من تحقیر شدم آقای دکتر...احساس شکست میکنم...هم دوس دارم از این وضعیت خلاص شم هم نمیتونم...با وجود این همه مشکلی که تحمل کردم دیگه تحمل کردن رفتارای به حساب خیرخواهانه خواهرشوهرم که باعث بدتر شدن وضع زندگیمون میشد و اینکه همسرم بخاطر اونا منو کتک میزنه دیگه واقعا واسم خارج از تحمله...من بجایی رسیدم که از خواهر شوهرم متنفرم ...من آدمی که به هیچ وجه کینه ای نبودم و بدیای دیگران رو زود فراموش میکردم حالا حاضر نیستم خواهرشوهرم رو ببخشم چون از زندگی من خبر نداشت نمیدونست من چه درد بزرگی تو سینه م دارم حق نداشت در مورد زندگی من تصمیم بگیره...حالا آقای دکتر من الان مشکل اصلی خودم هستم...اینکه نمیدونم چرا دیگه اصلا حوصله جنگیدن و تلاش کردن ندارم حوصله بودن تو جمع رو ندارم چون وقتی با دوستامم همش بهم میگن تو چرا اینجوری چرا ناراحتی چرا گرفته ای...همش دوس دارم تنها باشم اینکه کسی باهام حرف بزنه اعصابم بهم میریزه میرم خونه مامانم با اینکه همه مثل قبل معمولی حرف میزنن ولی همش فک میکنم دارن بلند حرف میزنن اعصابم بهم میریزه بهشون میگم یواش حرف بزنین چرا داد میزنین..الان نیاز به محبت رو بیشتر از هر وقت دیگه تو زندگیم احساس میکنم اما کو محبت؟؟؟من و همسرم حتی یک کلمه هم با هم حرف نمیزنیم چه برسه به حرفای عاشقانه....من نیازای همسرمو رو برآورده کنم کی نیازهای منو برآورده کنه؟؟؟مشکل اصلی همسرم اینه که بد از اون ماجرا نخواست قبول کنه کاری که کرده چقد من رو داغون کرده نخواست قبول کنه با این کارش چقد به من لطمه زده همش میگفت اون موضوع مال گذشته بوده فراموشش کن!!!
    اولین بار که گفتم قبل از عروسیمون بود و بار دوم هم بعد از اومدن از ماه عسل ینی تقریبا 2ماه بعد و باز چند ماه بعد تکرار شد و آخرین بار هم مربوط میشه به یک سال پیش که مامانم هم دوباره فهمیده بودن و به همسرم گفتن که دنبال خونه باشن و از اونجا بریم از موقعی که از خونه مامانم اومدیم دیگه این اتفاق نیفتاده یا حداقل من ندیدم...یه سوال دیگه که واسم پیش اومده و هنوز واسش جواب پیدا نکردم اینه که چرا همسرم فقط با اعضای خونواده من اینکارو میکنه؟؟البته باید بگم که موقعیتی پیش نیومده که ببینم آیا فقط با اعضا خونواده منه یا نه اگه کس دیگه ای هم باشه و موقعیت جور باشه بازم اینکارو میکنه؟؟؟
    اینکه گفتم استرس من خوب شدنی نیس واسه اینه که همش تو تفکراتم میگم خب اگه من همه تلاشم رو هم کردم و به حساب خودم شوهرم خوب شد و بچه دار هم شدیم اگه همسرم دوباره این کار رو تکرار کنه من چیکار کنم؟؟؟من آینده رو جلوی چشمام تصور میکنم ...اگه شوهرم بخواد با بچه ی خودش اینکار رو بکنه!!!!نههههه حتی تصورش برام خیلی سخته آقای دکتر...حتی فک کردن بهش داغونم میکنه
    پاسخ با نقل و قول

  15. سادیسم جنسی  سپاس شده توسط elnaz.t,مهرسا62

  16. ارسال:30#
    محسن عزیزی آواتار ها
    سلام

    نگرانی های شما رو درک میکنم.

    همسر شما دست به اقداماتی زده اند که شما اطمینان خود رو نسبت به ایشون از دست داده اید. نزد خانواده خود احساس خجالت و شرم می کنید و نگران آینده خود و فرزندان خود(در صورت ادامه زندگی مشترک) هستید.

    این حق برای شما محفوظ هست که پیگیر درمان همسرتان باشید.

    حقیقت این است که بدون حضور همسرتان در جلسات مشاوره، پیشرفت چندانی حاصل نخواهد شد و کسی که می تواند ایشان را به سمت جلسات مشاوره هدایت کند، شما هستید.

    برای اینکه احساس تنها بودن به شما دست ندهد، می توانید از حمایت خانواده بهره مند شوید. با توجه به اینکه مادرتان در جریان مسائل هستند، می توانید با ایشان در میان بگذارید که قصد دارید همسرتان را ترغیب کنید که در جلسات مشاوره شرکت کنند.

    در زمانی مناسب، صحبت را پیش بکشید و از نگرانی های خود با همسرتان بگویید. پیش از آن، باید بدانید که برای اینکه احتمال شرکت او در جلسات مشاوره را افزایش دهید، نیازمند دانستن قلق همسرتان هستید. مثلا با بیان ویژگی های مثبت او و اینکه تمایل دارید زندگی تان را حفظ کنید و عشق و علاقه اولیه را به زندگی بازگردانید، رگه های امید را در ایشان پدیدار کنید.

    پس از اطمینان دادن به همسرتان در خصوص اینکه هدف شما بهبود زندگی مشترک است، و شما تمایل دارید عشق و محبت به زندگی تان بازگردد، و اینکه به ویژگی های مثبت او واقف هستید و برخی تغییرات مثبت او پس از ازدواج را می بینید، آنگاه نگرانی های منطقی خود را بیان کنید. به همسرتان بگویید که از چه چیزهایی می ترسید و به او اطمینان دهید که در طول دوره درمان(که بین سه تا 9 ماه می تواند طول بکشد) در کنار او و حامی اش هستید.

    عدم پذیرش و مقاومت او را قبول نکنید و در درخواست خود مصر باشید.

    هر گامی که در این راستا برداشت را با تشویق و حمایت همراه کنید و به او دلگرمی بدهید که مشکل قابل حل است و شما حمایتش می کنید.

    سعی می کنم در شهر خودتان یا شهرهای مرکزی، درمانگر مجرب و خوب به شما معرفی کنم.

    ضمن اینکه برای کاهش افکار منفی تون، و افزایش روحیه تون برای انجام اقدامات موثر، بچه های همیاری در کنار شما هستند.
    ویرایش توسط محسن عزیزی : 2014_10_08 در ساعت 20:20
    از امام علی علیه السّلام پرسيدند «خير» چيست؟ فرمود:

    خوبى آن نيست كه مال و فرزندت بسيار شود، بلكه خير آن است كه دانش تو فراوان و بردبارى تو بزرگ و گران مقدار باشد و در پرستش پروردگار در ميان مردم سرفراز باشى، پس اگر كار نيكى انجام دهى شكر خدا به جاى آورى، و اگر بد كردى از خدا آمرزش خواهى. در دنيا جز براى دو كس خير نيست: يكى گناهكارى كه با توبه جبران كند، و ديگر نيكوكارى كه در كارهاى نيكو شتاب ورزد.


    نهج البلاغه، حکمت 94
    پاسخ با نقل و قول

  17. سادیسم جنسی  سپاس شده توسط elnaz.t,niloofarabi,مهرسا62

صفحه‌ها (4): صفحه 3 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •