تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




شرم بر تو باد اي مجنون پست زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:مجنون پست
آخرین ارسال:تکین
پاسخ ها 105

صفحه‌ها (11): صفحه 7 از 11 نخستنخست ... 56789 ... آخرینآخرین

شرم بر تو باد اي مجنون پست

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:61#
    اقای ماه شما اقایون فقط اینکه چند همسر داشته باشین و اینکه مساوات رو رعایت کنین بلد شدین از دین؟

    دوستان خواهشا سوره نسا رو بخونید....
    چند همسری شرط داره......یکی از شرطاش اینه ک همسر دوم باید حداقل 3 تا یتیم داشته باشه.............
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:62#
    سلام به برادر محترم:
    می دانم در روزگار سختی قرار دارید ولی ای کاش راه تنهایی خود را در کنار آنکه می خواهد کمکتان کند می گشتید و ای کاش همسری که وقتی حقیقت را فهمید آنچنان که شد در بیمارستان رهسپار شود او را در نت انتخاب میکردید و به او میگفتید که در نت باشد.
    حالا که کار از کار گذشته بهتر راه به نظر بنده خلوت کنید با خودتون و به سوی خدای خویش روی بیاورید و مطمئن باشید که آرامش به شما خواهد داد و پس از توبه کردن چون به نظر حقیر جنابعالی جای عشق و هوس را در این مقوله نتوانستید تشخیص دهید. بعد از آن به دنبال چاره باشید ولی یادتان باشد در ابتدا باید همسری که با شما با عشق زندگی کرده را به سوی خود جلب کنید و هرطور شده به کمک بزرگترها و همچنین ضمانت دادن به همسرتان به بازگشت زندگی کمک کنید خیلی خار و ذلیل شوید ولی باید اینها رو به جان بخرید چون شما اشتباه کردید و این تاوان اشتباه شماست مطمئن باشید خداوند متعال یار و یاور شما خواهد بود و به شما کمک خواهد کرد چون او خدایی که ما بندگانش هستیم فقط در همه حال او را از یاد نبرید و ذکر زیاد بگویید مطمئن باشید که خود در قرآن قول داده است که کمکتان خواهد کرد.
    در آخر از مشاورین محترم که در کارشان دخالت کردم کمال پوزش را دارم
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:63#
    سلام...
    کم نیستم ارادی که مشکلات و مسائلی اینچنین رو دارن....
    با به میان کشیدن وجود فرزندی از خانم دختر قضیفه کمی فرق کرد...
    خیلی متاسف شم که نونستم تو این چند روزه در مورد مشکلتون باهاتون هم فکری بکنم.....
    از جناب دکتر عزیزی کمال تشکر رو دارم...
    بهترین پیشنهادات رو براتون دادن..
    خیلی خوشحال شدم که روزنه های امیدی براتون پیدا شده ....
    امیدوارم بقیه راه رو با همفکری و همکاری اعضای خانواده تون بپیمایید در این میان دوستان عزیز و همیاران و مشاوران تالار هم آمادگی برای کمک کردن در مورد مشکلتون رو دارند....
    سعی کنین به مرور زمان با بدست آوردن دل همسر اولتون و همچنین بچه هاتون نظرشون رو در مورد قبول افراد جدیدی به عنوان یک خانواده جلب بکنین ...
    کار خیلی سختیه و شاید خانواده اولتون دید مثبتی به اعضای جدید نداشته باشن ولی سعی کنین با نفوذ در یکی از اعضا که کمی منطقی تر موضوع رو دنبال میکنن برای جلب نظر بقیه اعضا استفاده بکنین ...
    نباید در غیاب یکی از همسرانتون , همسر دیگه رو تحقیر یا به نوعی ترد بکنین ...
    سعی کنین زنجیر های پاره شده رو بهم جوش بدید تا بیش از پیش بهم جوش بخورن.....
    سعی در بهبود روابط داشته باشین و تمام توجه و تمرکزتون رو متوجه عواقب تصمیم هاتون بکنین نه حرف مردم و ریش سفیدان ....
    نفع عموم رو مد نظر قرار بدید نه یک عضو خاص ....
    تمام تلاشتون رو بکنین و مطمئن باشین روزی شرایط عادی رو تجربه خواهین کرد....
    سعی کنین بتونین به مرور زمان بی گناهی هسر جدیدتون رو اثبات بکنین و احساس مودت و دوستی و همدلی رو در بین اععضای خانواده تون به وجود بیارین....
    درکتون میکنم..............و امیدوارم بتونین از ین امتحان الهی سر بلند بیرون بیاین.......
    یادتون باشه که از این لحظه به بعد هیچگاه خدا رو فراموش نکنین.............و مطمئن باشین که هر لحظه داره دستتون رو میگیره و کمکتون میکنه ....
    شادکام باشید
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:64#
    دوست عزيز
    من در حدي نيستم كه بهت مشاوره بدم چون سواد كافي تو اين زمينه ندارم ولي تا اونجا كه ميدونم به عنوان يه مرد و با توجه به راهنمايي هاي دوستان ديگه كه معقول هم هست ازت انتظار دارم دختري كه به عشق تو سوخت رو هيچوقت تنها نذاري كه عقابش بيشتر دامنگيرت بشه و به قول دوستي خداي ناكرده از اين ورطه به گناه بيفته و تن به گناه ناخواسته بده و زندگي خودشو نابود كنه و يه عمر ناله و نفرين براي تو درست كنه پس خواهشا علاوه بر اينكه رضايت كامل همسر و فرزندانتو جلب ميكني به اون و فرزندش كمال محبت و توجه رو هم داشته باش كه خدارو خوش بياد و كمكت كنه تا زندگيتو از نو بسازي
    موفق باشي
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:65#
    "دوست منم عاشق یه مرد 40 ساله شده بود...البته عاشقش کرد..."هروقت كه اين تاپيك رو ميخونم بي اختيار اشك تو چشام جمع ميشه و ياد دلهايي مي افتم كه به خاطر دل خودم شكستم و انسانيتي كه به خاطر خودخواهي زير پاگذاشتم ،ياد دختري مي افتم كه يه روزي يه دختر جوون بود با هزاران اميد و آرزو و من شاهزاده قصه هاش شدم و چقد دلش ميخاست تا با من به يه سفر برگشت ناپذير بره تا اونور مرز بينهايت عشق و دلدادگي و چه ساده همه جوونيشو پاي من ريخت و با فداكاري هم مادرم شد تا وقت بيماري پرستارم باشه و هم همسرم تا وقت خستگي و بي كسي پناهگاه امن بودنم و چه بي پيرايه بود عشقي كه به من داشت و تو دلش هميشه بت جاودانه عشقش بودم و جز من هيچوقت كسي رو نديد تا به همه ثابت كنه كه ميتونه ليلي قرن باشه...
    ياد دختري مي افتم كه من شدم يگانه عشق زندگيش و با روياي من و عشق من چه شبها كه كنار پنجره به تماشاي آسمون ننشست و از بين اون همه ستاره روشن ترين ستاره من بودم و از سوز و گداز اين عشق چه اشكها كه تو خلوتش از غصه دوري من نريخت و چه كاغذايي كه به خاطر دوست داشتن من سياه مشق نكرد و شعراي عاشقونه ننوشت ،دختري كه بارها به من ميگفت چون دوستم داره براش مهم نيست كه فردا همه بهش بگن اين پدرته يا عشقت و عاشق اين پيرمرد شد تا به همه ثابت كنه كه اگه ليلي ،ليلي باشه چهره شكسته مجنون واسش مهم نيست و چه دخترونه به فكر حجله عقد خودش با من بود...
    ياد دختري مي افتم كه هميشه منتظر بود تا باباش از در خونه تو بياد و دستاشو دور گردن باباش بندازه و بهش بگه بابايي خسته نباشي امروز تو كلاس سر اينكه تو بهترين باباي دنيايي با بچه ها كل كل ميكردم و ميگفتم عشقي كه پدر و مادرم رو بهم رسونده اونقدر محكمه كه اگه هزار چاقوي بي وفايي هم جمع بشه اين رشته گسستني نيست دختري كه باباش ميتونست واسه تشكيل زندگي آينده اش بزرگترين معلم باشه تا بهش درس عاشقونه زندگي كردن و رسم وفاداري رو ياد بده...
    ياد دختري مي افتم كه هميشه گيتارشو دستش ميگرفت و كنار باباش آهنگ عاشقونه اي مينواخت كه نتهاش تو هيچ كتاب موسيقي  الهي هم پيدا نميشد و اونقدر عاشقونه بود كه آدمو ياد فرهاد مي انداخت كه واسه شيرينش كوه بيستونو ميكندو آوازي ميخوند كه بي اختيار اشك تو چشاي آدم ليز ميخورد و باهاش تموم غصه ها آب ميشد، ميزد و ميخوند تا بهم ياد آوري كنه كه هنوز عشق هست و من تا زنده ام بايد عشق مادرشو تو سينه داشته باشم...
    و ياد دختر كوچولويي كه وقتي تو خونه پا ميذاشتم نقاشياشو نشونم ميداد تا ازم جايزه بگيره و با دل كوچيكش  بهم عشق بزرگشو به پدر و مادرش يادآوري كنه...
    عزيزانم:
    ميدونم كه دل همه شما رو شكستم و با خود خواهي هام كاري كردم كه امروز جاي اشك شوق از ديدار پدر كه هميشه مسافره تو چشماتون خون جاري شده و سرافكنده و شرمسار از اينهمه بي مهري خودمم كه پا روي همه  دلها گذاشتم و گذشتم تا امروز گرفتار دردي باشم كه ذره ذره آبم ميكنه و از اين درد فرياد خاموش سر ميدم مبادا شما از صداي فرياد دردم بي خواب بشيد كه تنها مرهم اين زخم كه ميدونم اگه هزاران سال هم بگذره درمون نداره و ممكنه هر لحظه سر باز كنه براي شما همون خواب  فراموشي خواهد بود كه تا شايد فراموش كنيد كه چطور پدرتون اشكاتونو نديد و صداي خواهش موندن رو نشنيد و ميدونم كه ديگه طلب آمرزيده شدن خطاست و سرانجامي نخواهد داشت ولي شمارو به همون عشقي كه ميدونم هنوز كنج دلاتون خونه كرده قسم ميدم كه منو تا ميتونيد ببخشيد و حلالم كنين و خواهر يا برادري كه نتيجه چيدن اين ميوه ممنوعه بوده رو به عنوان عضو كوچيكي از خودتون قبول كنين و با محبت كردن بهش ياد بدين كه عشق و فداكاري يعني چه  تا شايد روزي دل خدا از مهر و محبت شما به رحم بياد و از سر تقصيرات من بگذره ...
    حلالم كنين...

     
    [size=x-large]خدايا بگذر از من...[/size]
    [align=center][size=x-large]که عشق آسان نمود اول...[/size][/align]
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:66#
    سلام دوستان
    امروز دوشنبه 9/2/92 ساعت 11 صبح دادگاهمه و اينجاست كه تكليف من و اين زندگي و كسايي كه واسه خاطر من درگير شدن معلوم ميشه بلاخره تونستم همسرمو راضي كنم تو جلسه امروز دادگاه حاضر بشه فقط نميدونم وقتي كه با اون دختر روبرو ميشه ميخاد چه اتفاقي بيفته و چه  عكس العملي نشون خواهد داد از خدا مبخام صبرش بده تا بتونه يه جوري با اين قضيه كنار بياد و اينكه اون دختر چه خواهد گفت و چه حرفهايي رو خواهم شنيد خدا عالمه ...
    دوستان همراه دعا كنيد براي همسرم كه ميدونم الان قد يه دنيا غصه تو دلش تلنبار شده و از نجابتش و به خاطر بچه هاش چيزي نميگه و چيزي به روي من نمياره ولي ميدونم اينها آتش زير خاكستر خواهد بود و خدا كنه هيچوقت شعله ور نشه ميدونم الان قد از دست دادن عزيزي داغداره ولي خدا كمكش كنه تا بتونه تحمل كنه و دعا كنيد تا خدا منو ببخشه و نظر لطفش شامل حال من بشه و همه چي به خوبي و خوشي تموم شه...
    بازم از همراهيتون ممنونم
    [align=center][size=x-large]که عشق آسان نمود اول...[/size][/align]
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:67#
    موج آبی آواتار ها
    ان شااله همه چیز به صلاح و خوشی پیش بره
    پاسخ با نقل و قول

  8. ارسال:68#
    من نمیدونم اگه مشکل به این بزرگی برات پیش اومده چرا همش تو اینترنتی الان با این حال به تنها چیزی نباید فک کنی اینترنته خب یه مشاوره حضوری برو
    مرد به این امید با زن ازدواج میکند که زن هیچگاه تغییر نکند,زن به این امید با مرد ازدواج میکند که روزی مرد تغییر کند و همواره هردو نا امید میشوند
    پاسخ با نقل و قول

  9. ارسال:69#
    خیلی متاسف شدم. این وسط تمام بدبختیا گریبان خانمتونو گرفت و شما دارید به عشقتون می رسید.(چی از این بهتر).خانمتون مستحق چنین زندگی نبود.من نمی خوام نصیحت کنم اما اگر همسر من این کارو بکنه نمی زارم یکی بیاد و زندگیمو خراب کنه و به راحتی ازش بگذرم که قبول کنم باز شوهرم بتونه با گذشت من اون خانمو در آغوش بگیره.نه نمی تونم.اشتباه زمانی هست که یک بار یا دوبار تکرار بشه.نه چند بار و شما که می دونستید نمی تونید تا آخر عمر این کارو ادامه بدید چرا گذاشتید پای موجود بی گناهی به این دنیا باز بشه که معلوم نیست چه آینده ای داشته باشه؟ همین الانم دختر شما آینده روشنی با این اشتباه شما ندارن پس وای به حال اون بچه.ما حق جان گرفتن از یه موجود زنده رو نداریم اما خواهشا انقد کور کورانه به قضیه نگاه نکنید.اون بچه تو این اجتماع محاله آینده خوبی داشته باشه.

    ویرایش: مدیر همیاری
    پاسخ با نقل و قول

  10. ارسال:70#
    ایشاالله همه چی اونجور که درسته پیش بره.
    آقا چی شد؟یه خبری میدادین.ولی خب شرایطتون واقعا خوب نیست نمیشه انتظار داشت زود بیاین و تعریف کنین.
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (11): صفحه 7 از 11 نخستنخست ... 56789 ... آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •