تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




احساسات شدید و خودکم بینی و خجالتی بودن زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:nahid7091
آخرین ارسال:samin66
پاسخ ها 5

احساسات شدید و خودکم بینی و خجالتی بودن

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    سلام من خیلی دختر احساساتی هستم.24 ساله. حتی یک فیلم میبینم که بازیگر اشکش سرازیز میشه منم باهاش اشک میریزم در حالی که مشکل اون مشکل من نیست حتی.من کلا از بچگی بابام زیاد بهم گیر میداد و میگفت که من هیچ کاری نمیتونم انجام بدم و دست و چلفتی ام و مدام سرکوفت میزد که آخه تو بچه ی منی؟ بچه ی من باید اینجوری باشه؟ منم میریختم توی خودمو ازش کینه گرفتم و روز به روز فاصله مون بیشتر شد. 4-5 سالی میشه که خیلی رفتاراش باهام بهتر شده. بعد از به دنیا اومدن خواهرم که رفتاراش خیلی شبیه بابامه و زندگی مون رو با شخصیت پررو ش عوض کرد حساسیت بابام کمتر شده.چون دانشگاه تهران لیسانس آی تی گرفتم و خیلی ها ازم تعریف میکنند و اشتباهاتم کمتر شده بابام میگه بهم افتخار میکنه ولی اون خلا دوران بچگی م هنوزم هست و هروقت به خاطراتم فکر می کنم گریه م میگیره و میخوام ساعت ها زار زار گریه کنم. احتما میدم ضعفم از اینجا نشءت گرفته باشه.من چیکار کنم که اینقد احساساتی نباشم و بتونم حرفمو بزنم و از خودم دفاع کنم . حتی توی حرف زدن هم وقتی میام حرفی بزنم که خودمو دارم ثابت میکنم و احساس غرور و افتخار میکنم بغض گلوم رو میگیره و با بغض حرفمو ادامه میدم. اصولا حرفی به نظرم نمیاد که بزنم و وقتی در کنار کسی نشستم حرفی برای گفتن ندارم و همین باعث میشه از ازدواج بترسم که طرف مقابلم چه حسی داره وقتیکه نمیتونم دو کلمه حرف گیر بیارم بزنم. در جمع هم همه ش این حس رو دارم که بقیه در مورد من چه فکری میکنند. خودمو همیشه از همه پایین تر میبینم. بالاخره ی چیز بزرگی پیدا میکنم که من از بقیه کمتر دارم. توی یک جمع از نظر درسی و قدرت یادگیری و حافظه. یک جا از نر مالی. یکی از نظر حرف زدن. یکی از نظر شوخ طبعی و و و مدتی بود که حتی از سلام کردن طفره میرفتم و نگاهم رو میدزدیدم. روی اون کار کردم و سرم رو بالا میگیرم و راه میرم و شده کسی که نمیشناسم و نگاهمون به هم میخوره سلام میکنم. چیکار کنم که احساسات شدیدم کنترل بشه و بتونم حرف بزنم و در جامعه راحتتر برخورد کنم؟
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    samin66 آواتار ها
    سلام دوست عزیز
    به همیاری خوش آمدید؛
    برخورد والدین در دوره کودکی تاثیر بسزایی در آبنده فرد دارد. اگر فردی در کودکی روان بنه خوبی در وی شکل گرفته باشد، مسلما در بزرگسالی نیز درصد مشکلات رفتاری وی پایین می آید. ولی این موضوع را هم باید مدنظر داشت که هستند افرادی که در کودکی والدین رفتار مناسبی با آن ها نداشتند و در بزرگسالی هم دچار مشکل شدند ولی بسیار تلاش کردند تا این مشکلات رفتاری را برطرف کنند و موفق هم بودند. پس شما هم می توانید، همان طور که تا اینجا توانستید بعضی نقاط ضعف را به قوت تبدیل کنید.
    اول از همه باید اعتماد به نفس خود را بالا ببرید که خوشبختانه در این سایت همیاری، راههای بسیار مفیدی را برای این کار ذکر کرده است.
    همه ما انسان ها دچار نقص ها و کاستی هایی هستیم. هیچ کس کامل نیست. بنابراین وقتی در یک جمعی هستید و بر فرض کسی از خودش تعریفی می کند و می گوید که من فلان فعالیت را همیشه خوب انجام می دهم و.... دلیل نمی شود که بقیه هم در آن فعالیت تاپ باشند. هر کسی در زمینه های متفاوت خوب است. بنابراین باید سعی کنید مدام به خودتان بگویید من هم در خیلی زمینه ها خوب هستم. مرتب نقاط قوت خود را بیان کنید و حتی جایی یادداشت کنید. هیچ وقت خودتان را با دیگران مقایسه نکنید و هیچ وقت ظاهر زندگی و افکار دیگران را با باطن زندگی و افکار خودتان مقایسه نکنید. یادتان باشد شما هم در نوع خودتان بهترین هستید. فقط باید به این باور برسید. حتی به صورت تصنعی بارها با خودتان تکرار (تلقین) کنید که شما در خیلی ویژگیها بهتر از بقیه هستید.
    دوست عزیز گاهی می توان بهترین بود بدون آنکه کسی بفهمد. همین که خودت بدانی که بهترین هستی کافی است. همین که توانایی این را داشته باشی که وقتی از کنار گلی رد میشوی بی تفاوت نباشی و لبخندی بر لب بیاوری و یا گل را ببویی، یعنی تو بهترینی. چون خیلی از مردم دیگر دیدن گل برایشان عادت شده است و چه تلخ است قصه عادت ما انسان ها. همین که توانایی این را داشته باشی که برای روزهایت برنامه ریزی کنی یعنی تو بهترینی. چون اکثر افراد جامعه این توانایی را ندارند. ببین دوست عزیز پس تو می توانی همیشه بهترین باشی. بهترین بودن این نیست که من یک سخنران زبده یا یک جراح حاذق باشم.
    بنابراین تو هم می توانی وقتی وارد جمع می شوی حرف بزنی. از هر چه دوست داری. مهم نیست دیگران چه می گویند. بگذار بگویند که چقدر مسخره حرف میزند. خب بگویند چه می شود. بگذار بگویند فلانی توانایی ندارد. بگذار آنقدر بگویند که خسته شوند. مهم این است که خودت می دانی بهترین هستی.
    نگذار هرکسی دوست داشت بر روی پیش نویس زندگیت خطی بکشد.
    موفق باشی دوست عزیز.
    بعد یک عمر زندگی و تجربه تازه دارم درک میکنم،
    توجه به علائقم و برای خودم زندگی کردن یعنی چی!!!!!
    پاسخ با نقل و قول

  3. احساسات شدید و خودکم بینی و خجالتی بودن  سپاس شده توسط nahid7091,niloofarabi

  4. ارسال:3#
    نقل قول نوشته اصلی توسط samin66 نمایش پست ها
    سلام دوست عزیز
    به همیاری خوش آمدید؛
    برخورد والدین در دوره کودکی تاثیر بسزایی در آبنده فرد دارد. اگر فردی در کودکی روان بنه خوبی در وی شکل گرفته باشد، مسلما در بزرگسالی نیز درصد مشکلات رفتاری وی پایین می آید. ولی این موضوع را هم باید مدنظر داشت که هستند افرادی که در کودکی والدین رفتار مناسبی با آن ها نداشتند و در بزرگسالی هم دچار مشکل شدند ولی بسیار تلاش کردند تا این مشکلات رفتاری را برطرف کنند و موفق هم بودند. پس شما هم می توانید، همان طور که تا اینجا توانستید بعضی نقاط ضعف را به قوت تبدیل کنید.
    اول از همه باید اعتماد به نفس خود را بالا ببرید که خوشبختانه در این سایت همیاری، راههای بسیار مفیدی را برای این کار ذکر کرده است.
    همه ما انسان ها دچار نقص ها و کاستی هایی هستیم. هیچ کس کامل نیست. بنابراین وقتی در یک جمعی هستید و بر فرض کسی از خودش تعریفی می کند و می گوید که من فلان فعالیت را همیشه خوب انجام می دهم و.... دلیل نمی شود که بقیه هم در آن فعالیت تاپ باشند. هر کسی در زمینه های متفاوت خوب است. بنابراین باید سعی کنید مدام به خودتان بگویید من هم در خیلی زمینه ها خوب هستم. مرتب نقاط قوت خود را بیان کنید و حتی جایی یادداشت کنید. هیچ وقت خودتان را با دیگران مقایسه نکنید و هیچ وقت ظاهر زندگی و افکار دیگران را با باطن زندگی و افکار خودتان مقایسه نکنید. یادتان باشد شما هم در نوع خودتان بهترین هستید. فقط باید به این باور برسید. حتی به صورت تصنعی بارها با خودتان تکرار (تلقین) کنید که شما در خیلی ویژگیها بهتر از بقیه هستید.
    دوست عزیز گاهی می توان بهترین بود بدون آنکه کسی بفهمد. همین که خودت بدانی که بهترین هستی کافی است. همین که توانایی این را داشته باشی که وقتی از کنار گلی رد میشوی بی تفاوت نباشی و لبخندی بر لب بیاوری و یا گل را ببویی، یعنی تو بهترینی. چون خیلی از مردم دیگر دیدن گل برایشان عادت شده است و چه تلخ است قصه عادت ما انسان ها. همین که توانایی این را داشته باشی که برای روزهایت برنامه ریزی کنی یعنی تو بهترینی. چون اکثر افراد جامعه این توانایی را ندارند. ببین دوست عزیز پس تو می توانی همیشه بهترین باشی. بهترین بودن این نیست که من یک سخنران زبده یا یک جراح حاذق باشم.
    بنابراین تو هم می توانی وقتی وارد جمع می شوی حرف بزنی. از هر چه دوست داری. مهم نیست دیگران چه می گویند. بگذار بگویند که چقدر مسخره حرف میزند. خب بگویند چه می شود. بگذار بگویند فلانی توانایی ندارد. بگذار آنقدر بگویند که خسته شوند. مهم این است که خودت می دانی بهترین هستی.
    نگذار هرکسی دوست داشت بر روی پیش نویس زندگیت خطی بکشد.
    موفق باشی دوست عزیز.
    سلام
    ممنونم
    حرف هاتون خیلی به دلم نشست. ولی اگه میشد یک راه حل برای این اشک های سرازیر من هم وجود داشت...
    مثلا این قسمت حرفتون :
    "
    بگذار بگویند که چقدر مسخره حرف میزند. خب بگویند چه می شود. بگذار بگویند فلانی توانایی ندارد. بگذار آنقدر بگویند که خسته شوند. مهم این است که خودت می دانی بهترین هستی."
    دوباره اشک را روانه ی چشم های من کرد و اگر خانواده در کنارم نبودند همین حالا کلی گریه میکردم. حسی که فهمیدم موقع گریه کردن دارم و مادرم این عقیده را دارد اینه که من برای خودم افسوس میخورم. چیکار کنم تا این حس از بین بره. من چند سالی میشه که با این مشکل روبرو هستم و با کمک مامانم تونستم این همه نقاط ضعفم رو که بابام در من ایجاد کرده ترمیم کنم. اگه روی اعتماد به نفسم کار کنم این مشکلم هم برطرف میشه؟
    پاسخ با نقل و قول

  5. احساسات شدید و خودکم بینی و خجالتی بودن  سپاس شده توسط samin66

  6. ارسال:4#
    ممنون از samin66 عزیز.من حرفاشونو خوندم.خیلی جالب یود.این بحث یه جورایی شبیه مشکل من هم بود...
    پاسخ با نقل و قول

  7. احساسات شدید و خودکم بینی و خجالتی بودن  سپاس شده توسط samin66

  8. ارسال:5#
    samin66 آواتار ها
    نقل قول نوشته اصلی توسط nahid7091 نمایش پست ها
    سلام
    ممنونم
    حرف هاتون خیلی به دلم نشست. ولی اگه میشد یک راه حل برای این اشک های سرازیر من هم وجود داشت...
    مثلا این قسمت حرفتون :
    "
    بگذار بگویند که چقدر مسخره حرف میزند. خب بگویند چه می شود. بگذار بگویند فلانی توانایی ندارد. بگذار آنقدر بگویند که خسته شوند. مهم این است که خودت می دانی بهترین هستی."
    دوباره اشک را روانه ی چشم های من کرد و اگر خانواده در کنارم نبودند همین حالا کلی گریه میکردم. حسی که فهمیدم موقع گریه کردن دارم و مادرم این عقیده را دارد اینه که من برای خودم افسوس میخورم. چیکار کنم تا این حس از بین بره. من چند سالی میشه که با این مشکل روبرو هستم و با کمک مامانم تونستم این همه نقاط ضعفم رو که بابام در من ایجاد کرده ترمیم کنم. اگه روی اعتماد به نفسم کار کنم این مشکلم هم برطرف میشه؟
    دوست عزیز با بالا بردن اعتماد به نفس مطمئن باش مشکل این اشک ریختن هم تعدیل می شود. ولی تا زمانی که تمرین کنید تا اعتماد به نفستان بالا برود، سعی کنید از شرایط مخاطره آمیز در این رابطه فاصله بگیرید. مثلا اگر مرتب آهنگ های غمگین گوش می دهید، این گوش دادن ها را کمتر کنید. ویا اینکه آنقدر به خودتان تلقین نکنید که اشک میریزم و... خیلی از ما، در ساده ترین شرایط اشک میریزیم. این مشکلی نیست. خود من هم گاهی مشکلات بعضی بچه های تالار را میخونم اشک میریزم که این نشانه ضعف من نیست. نشانه رقت و دلسوزی من است. اصلا اشک ریختن یکی از نعمت های خداوند است. هستند انسان هایی که از این نعمت محرومند. قدر دان و شاکر این نعمت ها باشید. البته نباید افراط شود. که مطمئنا شما هم به خاطر این افراط ناراحت هستید.
    یک نکته ای:
    شما گفتید:
    دوباره اشک را روانه ی چشم های من کرد و اگر خانواده در کنارم نبودند همین حالا کلی گریه میکردم.
    این یعنی شما توانایی کنترل اشک را دارید و این عالی است. خیلی افراد این توانایی را ندارند. ببینید پس اینجا شما میشوید بهترین. به همین سادگی.
    موفق باشید دوست عزیز.
    بعد یک عمر زندگی و تجربه تازه دارم درک میکنم،
    توجه به علائقم و برای خودم زندگی کردن یعنی چی!!!!!
    پاسخ با نقل و قول

  9. احساسات شدید و خودکم بینی و خجالتی بودن  سپاس شده توسط nahid7091,niloofarabi

کاربران دعوت شده

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •