درست چند لحظه قبل از وقوع فاجعه!


بیایید کمی از فناوری فاصله بگیریم؛ یک عکس معمولی نمی--تواند تاثیر عاطفی تکاندهنده--ای بر روی شما بگذارد. حتی عکس--های زیبا و هنری هم نهایتاً حس زیبایی شناسی شما را برمی--انگیزند و چند لحظه شما را درگیر خود می--کنند. اما عکس--هایی هستند که با دیدنشان، زبانتان بند می--آید.

عکس--هایی که در ادامه می--بینید، لحظاتی قبل از وقوع یک فاجعه گرفته شده--اند. در پس همه این عکس--ها داستانی است که با شنیدن-- آنها دوست دارید مدت--ها به سوژه--های عکس خیره شوید. دیدن ترس ، اضطراب ، تردید و احساسات دیگر سوژه--های برخی از این عکس--ها، به حدی زنده و قابل لمس است که عکس را بشدت تاثیر گذار می--کند.

فاجعه تاریخی «اوماق»

در ۱۵ اگوست ۱۹۹۸، در اوماق، شهری کوچک در ایرلند شمالی، یک خودرو منفجر شد. این بمب--گذاری که توسط ارتش آزاد ایرلند انجام شد، ۲۹ کشته و ۲۰۰ زخمی برجای گذاشت. این بمب گذاری در دوره درگیری جدایی طلبان ایرلند از بریتانیا اتفاق افتاد. این درگیری--ها بیش از ۳۰ سال بطول انجامید، و بیشترین تلفات آن مربوط به همین بمب--گذاری در اوماق بود.



این عکس درست در محل انفجار و لحظاتی قبل از آن ثبت شده--است. ساختمانی که در پس--زمینه عکس مشاهده می--شود بعد از انفجار بطورکلی نابود شد. تقریباً تمامی کسانی که در این عکس حضور دارند، از جمله مرد و دخترش که در وسط خیابان ایستاده--اند و لبخند می--زنند، در این انفجار جان خود را از دست دادند.

آخرین دقایق زندگی رژینا کی والترز

رژینا، دختر ۱۴ ساله ساکن پاسادنا در تگزاس، یکی از قربانیان قاتل سریالی، «رابرت بن رودس» بود. رژینا یکی از ۳ قربانی این قاتل بود، که البته گفته می--شد تعداد قتل--های رودس بیش از اینهاست. در این مورد، رودس تصمیم می--گیرد قبل از کشتن رژینا کمی خود را سرگرم کند. رودس موهای رژینا را کوتاه کرده و لباسی که خود داشته را به تن او می--کند و از او عکس می--گیرد.



رودس پس از گرفتن این عکس، رژینا را به قتل رسانده و تا زمانی که بازداشت شود، دو فرد دیگر را نیز به قتل می--رساند. رودس، پس از بازداشت به حبس--ابد محکوم شد و هم--اکنون در زندانی در تگزاس به سر می--برد. این عکس، در لحظاتی گرفته شده--است که زندگی رژینا رو به پایان است. ترس نمایان در چهره رژینا از تنهایی او با یک قاتل، این عکس را تکاندهنده کرده است. به نظر می--آید قاتل در حال بازی با قربانی خود است، مانند گربه-- که با موشی که شکار کرده--است.

ترور رینالدو داگسا

رینالدو داگسا دیپلمات فیلیپینی بود که در اولین روز سال ۲۰۱۱، درحالی که سال نو را به همراه خانواده--اش جشن می--گرفت به دست یک فرد مسلح به قتل رسید. چیزی که ترور داگسا را متفاوت کرده و باعث رسانه--ای شدن آن در سطح جهان شد، ثبت لحظه ترور او در یک عکس بود.



داگسا درحالی که اولین روز سال ۲۰۱۱ را با خانواده--اش جشن می--گرفت، از خانواده--اش اقدام به عکس گرفتن می--کند. درست در لحظه گرفتن عکس، قاتل اسلحه--اش را به سمت داگسا نشانه می--رود و جالب اینجاست که خود قاتل در کادر دوربین است. پس از گرفتن عکس، قاتل نیز ماشه را می--چکاند و داگسا آخرین لحظه زندگی--اش را از نگاه خود به تصویر می--کشد.

حادثه رودخانه بیس

در ۸ ژوئن ۲۰۱۴، ۲۴ دانشجو از حیدرآباد هند، در حالی که در رودخانه بیس درحال تفریح بودند، با سرریز شدن آب از سد رودخانه و جاری شدن موجی بلند، در رودخانه غرق شده و جان خود را از دست می--دهند. علت این اتفاق، سهل--انگاری مسئولین فنی سد اعلام شد.



پیش از این اتفاق، دانشجویان در کنار رودخانه با یکدیگر عکس سلفی می--گیرند، به قصد اینکه سفر دانشجویی خود را جاودانه کنند. اما دقایقی پس از این عکس، تمام حاضرین در آن جان خود را از دست می--دهند.

لحظه آخر

«کی سوک هان»، ۵۸ ساله، پس از مشاجره با همسرش، درحالی که مست بوده--است، به ایستگاه مترو می--آید. در آنجا درحالی که اختیار چندانی از خود نداشته است، تلاش نامفهومی برای صحبت و درخواست از فرد بی--خانمانی با نام «نیم دیویس» می--کند. دیویس، طبق گفته خودش، از ترس از دست دادن کفش--هایش از هان دوری می--کند، اما با اصرار هان، وقتی ترس بر دیویس چیره می--شود، هان را به عقب هل می--دهد، که هان روی ریل--ها افتاده و همزمان قطار از راه می--رسد و هان بر اثر ماندن در زیر قطار جان خود را از دست می--دهد. بعدها دادگاه دیویس را از قتل عمد تبرئه کرد.



«عمر عباسی»، شخصی که ادعا می--کرد عکاس نیویورک--پست است در صحنه حضور داشت و این عکس تکان--دهنده را ثبت کرد. بعدها برای بسیاری این پرسش پیش آمد که چرا عباسی اقدام به نجات هان نکرد. با اینکه عباسی توجیه--هایی هم برای این کار خود آورد، با این حال به نظر همچنان عقیده بر این است که وی فرصت نجات هان را داشته است. فارغ از این مسائل، چیزی که این عکس را منحصر بفرد می--کند، لحظه روبرو شدن یک انسان با مرگ خویش است. به نظر فردی که پشت به دوربین است، حرف زیادی برای گفتن دارد.

خودکشی رابرت باد دویر

«رابرت با دویر»، سیاست مدار جمهوری--خواه ایالت پنسیلوانیا در آمریکا بود. وی از سال ۱۹۸۱ مسئول خزانه داری ایالت خود شد. حدود ۶ سال پس از دریافت این منصب از سوی دویر، طی یک مناقصه، خزانه داری ایالت پنسیلوانیا قراردادی سنگین با یک شرکت کالیفرنیایی امضا کرد. پس از مناقشات فراوان بر سر این قرارداد، دویر متهم به دریافت رشوه برای امضای این قرارداد شد. دادگاه--های پی--درپی برگزار شد و با وجود اینکه دویر خود را بی گناه می--دانست، رای دادگاه همچنان بر گناهکار بودن دویر بود. سرانجام حکم نهایی دادگاه در ۲۳ ژانویه ۱۹۸۷ اعلام شد و دویر محکوم به گذراندن ۵۵ سال زندان و همچنین پرداخت ۳۰۰هزار دلار جریمه شد.



روز قبل از اعلام حکم، دویر در حالی که نتیجه دادگاه را می--دانست، کنفرانسی خبری ترتیب داد. وی شروع به خواندن متنی کرد که در آن همچنان بر بی--گناهی خود اصرار داشته و هرگونه سوءاستفاده از منصبش را انکار کرد. دویر سخنرانی خود را نیمه تمام رها کرده و متن سخنرانی--اش را به خبرنگاران داد. در ادامه این متن، او از خانواده--اش خداحافظی کرده و بر بی--گناه خود تاکید کرده بود». سپس پاکتی که کنارش بود را باز کرده و از داخل آن یک رولور درآورد. با خونسردی و درحالی که از اطرافیانش می--خواست از او فاصله بگیرند، گفت: «اگر تحمل دیدن این صحنه را ندارید، اتاق را ترک کنید». درحالی که اطرافیان سعی در منصرف کردن او داشتند، دویر از آنها خواست تا از او فاصله بگیرند تا آسیبی نبینند. سپس اسلحه را در دهانش گذاشته و شلیک کرد و در دم جان سپرد. درحالی که دوربین--های زیادی درحال تصویربرداری از وی بودند، فیلم خودکشی وی هیچ گاه پخش نشد، هرچند بعدها نسخه--ای بر روی فضای مجازی قرار گرفت. معمای پرونده دویر هنوز هم گره--گشایی نشده--است. عکسی که می--بینید در لحظه قبل از شلیک گرفته شده--است، زمانی که دویر از خبرنگاران می--خواست تا او فاصله بگیرند تا آسیبی نبینند. در آن لحظه، چه در سر این مرد گذشته است؟

مرگ تراویس الکساندر

«تراویس الکساندر»، جوان ۳۰ ساله آمریکایی بود که در مسا، در ایالت آریزونا زندگی می--کرد. وی در ۴ ژوئن ۲۰۰۸، در یک جنایت وحشتناک، با ۲۷ ضربه چاقو، یک گلوله شاتگان در سر و دهان بریده شده به قتل رسید. پلیس جسد وی را در حمام خانه--اش کشف کرد. جودی آریاس، دوست دختر تراویس، به عنوان تنها مظنون پرونده به قتل وی متهم است. پرونده تراویس هنوز هم بسته نشده است.



عکسی که از تراویس زیر دوش حمام گرفته شده--است، بعد از این جنایت در تمام رسانه--ها منعکس شد. گفته می--شود، این عکس را جودی، درست قبل از به قتل رساندن تراویس از وی گرفته است. حالت چهره تراویس، بسیار عجیب است و بیننده را وادار به خیره ماندن در عکس می--کند. این نگاه بسیار تکان دهنده است.

قتل جیمز بولگر

«جیمز بولگر»، پسر بچه ۲ ساله، در ۱۶ مارچ ۱۹۹۰، هنگامی که مادر خود را در یک مرکز خرید در بوتل انگلستان همراهی می--کرد در لحظه--ای از غفلت مادرش از وی، توسط دو نوجوان ده ساله با نام--های «جون ونیبلس» و «رابرت تمامپسون» ربوده می--شود. این دو نوجوان وی را ۴ کیلومتر با خود همراه می--کنند و نهایتاً پس از شکنجه، به طرز وحشیانه--ای به قتل می--رسانند. هر دو قاتل، پس از رسیدن به ۱۸ سالگی از زندان آزاد شدند.



عکسی که می--بینید، توسط دوربین مداربسته یکی از ایستگاه--های مترو در لیورپول جایی که در نزدیکی آن جسد جیمز پیدا شد، گرفته شده--است. این عکس که به پیدا کردن قاتلین کمک فراوانی کرده--است، تنها چند دقیقه قبل از پایان عمر جیمز گرفته شده--است.

ملاقات مارک چپمن با جان لنون

مارک چپمن یکی از هواداران جان لنون بود. او علاقه فراوانی به لنون داشت، و این علاقه به دلیل عدم تعادل روانی وی گاهی خطرناک بود. طی این عدم تعادل روانی، چپمن تصمیم به قتل چند فرد مشهور می--گیرد، و به دلیل مشهورتر بودن جان لنون، او را به عنوان اولین قربانی انتخاب می--کند. در ۸ دسامبر ۱۹۸۰، آلبوم جدید لنون «فانتزی دوگانه» را در دست می--گیرد و به آپارتمان او در داکوتا می--رود. لنون را بعدازظهر و هنگامی که درحال بیرون رفتن با همسرش بود می--بیند و از لنون می--خواهد که آلبوم را امضا کند. بعد از رفتن لنون، همانجا می--ماند و شب، هنگام بازگشت لنون، وی را در ورودی آسانسور و به ضرب ۵ گلوله به قتل می--رساند.



عکسی که می--بینید، مربوط به چندساعت قبل از کشته شدن جان لنون است. این عکس درست در لحظه--ای گرفته شده--است که جان لنون در حال امضا کردن آلبوم خود برای چپمن است و فردی که در عکس در کنار لنون قرار دارد، خود مارک چپمن است. این عکس آخرین عکس جان لنون در زمان حیاتش است.

دو برادر در تعطیلات

مایکل و شان مکوییکن، دو برادر بودند که در سال ۱۹۷۵ به همراه خانواده خود، به صخره مونت مورو رفته بودند. با ابری شدن هوا، صاعقه--ای به آن دو برخورد کرده و در دم جان می--سپارند.



این عکس مربوط به دقایقی قبل از برخورد صاعقه با این دو نوجوان است. لبخندی که این دو برادر بر لب دارند، بعد از گذشت سالها، بارها در رسانه--ها منتشر شده و جاودان شده--است.