تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




مشکلم با دوستام زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:javadhz
آخرین ارسال:محسن عزیزی
پاسخ ها 19

صفحه‌ها (2): صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

مشکلم با دوستام

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:11#
    javadhz آواتار ها
    چرا کسی جواب نمیده ....
    هرکه آید گوید :
          گریه کن ، تسکین است
                      گریه آرام دل غمگین است
                                               چند سالی است که من میگریم
                                        در پی تسکینم
                          ولی ای کاش کسی می دانست
                                                            چند دریا بین ما فاصله است
                                        من و آرام دل غمگینم . . .
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:12#
    samin66 آواتار ها
    دوست عزیز من فکر میکنم. بهترین کار صحبت با استادتون در این باره، و مشاوره گرفتن از ایشون هست. چون ایشون موقعیت شما رو بیشتر درک میکنه و تجربه بیشتری نیز دارد.
    بعد یک عمر زندگی و تجربه تازه دارم درک میکنم،
    توجه به علائقم و برای خودم زندگی کردن یعنی چی!!!!!
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:13#
    javadhz آواتار ها
    خب اگه من میخواستم با استادم حرف بزنم و از اون راهنمایی بگیرم چرا اینجا اومدم؟
    این همه وقت گذاشتم که جواب بگیرم، نه اینکه بعد این مدت بگین برو با استادت صحبت کن.
    همین طرز صحبت کردن و روش برخورد با بچه ها رو میخواستم از اینجا بفهمم.
    هرکه آید گوید :
          گریه کن ، تسکین است
                      گریه آرام دل غمگین است
                                               چند سالی است که من میگریم
                                        در پی تسکینم
                          ولی ای کاش کسی می دانست
                                                            چند دریا بین ما فاصله است
                                        من و آرام دل غمگینم . . .
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:14#
    samin66 آواتار ها
    بله درست میفرمایید. ولی این در صورتی بود که راههایی که گفته شد جواب مثبت میداد ولی متاسفانه گویا اینطور نیست. یک دعوت برای آقای دکتر عزیزی بزارید. ایشون حتما میتونن کمکتون کنن.
    بعد یک عمر زندگی و تجربه تازه دارم درک میکنم،
    توجه به علائقم و برای خودم زندگی کردن یعنی چی!!!!!
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:15#
    محسن عزیزی آواتار ها
    سلام

    مدیریت گروه یک سری اصول داره که اگر رعایت بشوند، در موفقیت گروه کارساز خواهند بود و تنش ها و اختلافات کمتر خواهد شد.

    خب، باید فکر کنی که چه کارهایی رو انجام دادی، یا مهمتر از اون چه کارهایی رو انجام ندادی، که باعث شده اعضای گروه در پذیرش مدیریتت سست بشن و همراه کسانی بشن که مخالفت هستند.

    برای این منظور باید ابتدا تعریف گروه رو بررسی کنیم.

    گروه عبارت است از دو نفر يا بيشتر که:

    ۱. کنش متقابل دارند.
    ۲. هدف‌هاى مشترک دنبال مى‌کنند.
    ۳. رابطهٔ نسبتاً ثابتى دارند.
    ۴. نوعى وابستگى متقابل نشان مى‌دهند.
    ۵. خود را عضو يک گروه به حساب مى‌آورند.

    اعضای گروه هم یک سری نیازهایی دارند که عبارتند از:

    نیاز به احساس قدرت و نفوذ، نیاز به احساس تعلق داشتن، نیاز به احساس کفایت و شایستگی، نیاز به احساس آزادی در چارچوب اصول، نیاز به برقراری ارتباط مؤثر با اعضا و مدیر گروه

    در صورتی که مدیر گروه این توانایی رو داشته باشه که تکالیف اعضای گروه رو به روشنی مشخص کنه، و نیازهای اساسی شون رو به درستی برآورده کنه، گروه کمتر دچار مشکل میشه

    باید مسئولیت های افراد به گونه ای بهشون داده بشه که هر فرد: اولا پاسخگوی وظایف خودش باشه، و دوما مسئولیتش در رسیدن به اهداف مشترک گروه نقش داشته باشه

    یعنی اینکه مجموعه نقشها و مسئولیتها، منجر به رسیدن گروه به اهداف مشترک بشه. چنین حالتی باعث میشه که اگر فردی کم کاری هم کرد، خود گروه و اعضای آن به او فشار بیاروند تا مسئولیتهاش رو به درستی انجام بده

    نکته بسیار مهم دیگر، منافع مشترک هست. اگر گروه احساس کنه که یک یا چند نفر هستند که بیشتر از گروه، منافع فردی خود رو مدنظر دارند، با او برخورد خواهند کرد. این فرد میتونه عضو ساده یا مدیر باشه

    باید از خودت بپرسی که آیا کارهایی انجام دادی که باعث بشه اعضای گروه احساس کنند، منافع فردی ات رو بر منافع و اهداف گروه مقدم می داری؟

    در یک جا نوشته بودی که اگر از مدیریت کناره گیری کنم برای خودم بد میشه. اعضای گروه اینها رو میتوجه میشن.

    باید از خودت بپرسی که تا چه حد توازن رو توانسته ای در گروه ایجاد کنی؟

    آیا نیازهاشون برآورده شده؟

    آیا به گونه ای مدیریت کرده اید که غالب گروه به عنوان مدیر پذیرفته باشند شما رو؟

    گاهی هم پیش میاد که یک عضو خاص، به دلیل مهارتهای ارتباطی که داره میتونه اعضا رو به سمت خود جذب کنه. میشه از چنین افرادی به بهترین نحو استفاده کرد. میشه مسئولیتهایی بهشون داد و تحت کنترل و نظارت قرارشون داد. اما اگر بنای تخریب دارند، مدیرگروه باید اینقدر جاذبه و نفوذ داشته باشه که بتونه چنین فردی رو از گروه اخراج کنه، به گونه ای که کمترین تنش در گروه ایجاد بشه

    اگر اعضای گروه احساس کنند مدیرگروه به دنبال منافع شخصی نیست و حسن نیتش براشون ثابت بشه، و اگر نیازهاشون در گروه به درستی برآورده بشه، و اگر مسئولیتهاشون مشخص باشه و در اهداف گروه نقش داشته باشه، مشکلات به حداقل ممکن خواهد رسید.
    از امام علی علیه السّلام پرسيدند «خير» چيست؟ فرمود:

    خوبى آن نيست كه مال و فرزندت بسيار شود، بلكه خير آن است كه دانش تو فراوان و بردبارى تو بزرگ و گران مقدار باشد و در پرستش پروردگار در ميان مردم سرفراز باشى، پس اگر كار نيكى انجام دهى شكر خدا به جاى آورى، و اگر بد كردى از خدا آمرزش خواهى. در دنيا جز براى دو كس خير نيست: يكى گناهكارى كه با توبه جبران كند، و ديگر نيكوكارى كه در كارهاى نيكو شتاب ورزد.


    نهج البلاغه، حکمت 94
    پاسخ با نقل و قول

  6. مشکلم با دوستام  سپاس شده توسط samin66,مهدوی,افسونb

  7. ارسال:16#
    javadhz آواتار ها
    سلام آقای دکتر

    در جواب سوال هاتون باید بگم من تقریبا با تمام کادر اداری دانشگاه خوب بودم و کارها داشت با روال عادی و خیلی خوب پیش می رفت و بچه ها هم کمی حسادت داشتند ولی با من خوب بودند و مدیریتم خوب بود.

    راستش اون فردی که با من دشمنی داشت، به خاطر این بود که توو یه گروه دیگه که یه سایت خبری داشتم همکاری میکرد. مدتی بود که دیگه کار نمیکرد و با کسی دیگه سایت جدید راه انداخت و شروع به تخریب کارای من کرد. همین باعث شد که من و اعضای گروه مدیریت اونو از سایت اخراج کنیم. به خاطر همین شروع به تخریب من در دانشگاه کرد و از اینجا رابطه بچه ها با من بد شد. فقط از من بدی میگفت و میگفت خودش کاری نکرده و من بازم در برابر کاراش مدتی سکوت کردم.
    این قضیه رو با استاد درمیان گذاشتم که حتی اختیار این رو به من داده بود که از این گروه هم این فرد رو اخراج کنم ولی من بازم مدارا کردم که شاید اخلاقش خوب بشه.

    باید بگم یک قضیه رو بد برداشت کردید؛ این بود که من گفتم " اگه از گروه هم بخوام بیام بیرون برای سرنوشت کاریم بد میشه. " اما شما این برداشت رو داشتید که من مدیریت رو دوست دارم و به طریقی پست و مقام رو دوست دارم و به منافع خودم فکر می کنم. ولی اینطور نیست. اگه من میخواستم اینقدر بد ذات باشم، این فرد رو اخراج میکردم و بقیه رو هم تهدید به اخراج. که دیگه کسی رو حرفم حرفی نزنه. اما با این حال من به بقیه اجازه دادم خودشون با استاد ارتباط داشته باشن و تقریباً از سرگروهی فقط یه عنوان واسم مونده.
    هرکه آید گوید :
          گریه کن ، تسکین است
                      گریه آرام دل غمگین است
                                               چند سالی است که من میگریم
                                        در پی تسکینم
                          ولی ای کاش کسی می دانست
                                                            چند دریا بین ما فاصله است
                                        من و آرام دل غمگینم . . .
    پاسخ با نقل و قول

  8. ارسال:17#
    محسن عزیزی آواتار ها
    سلام

    جواد جان، برای اینکه بخواهی مشکل رو حل کنی، چند پیشنهاد دارم.

    1. حفظ اعتماد به نفس: شنیدی که میگن «آن را که حساب پاک است، از محاسبه چه باک است؟». اگر از خودت مطمئن هستی، پس اعتماد به نفس خودت رو حفظ کن.

    2. روشنگری: در برابر شایعه پراکنی های دروغ، سکوت کردن روا نیست. اگر مطمئن هستی فرد یا افرادی علیه تو شایعه و دروغ پراکنی می کنند، دست به روشنگری بزن.

    3. صحبت مستقیم با فردی که مخرب روابط است: ابتدا به صورت فردی با وی صحبت کن و با زبان منطقی، از او بخواه که دلیل خود رو برای این شایعه پراکنی ها بیان کنه. با بیان مستقیم و صریح، از او بخواه که این کارها رو متوقف کنه

    4. جلب حمایت اجتماعی: باید قادر باشی که کسانی رو با خود همراه کنی تا فشار روانی کمتری رو متحمل بشی. روش هم این نیست که مقابله به مثل کنی و جریانی رو علیه اونها به راه بیندازی، بلکه این عمل صرفا به خاطر حفظ عزت نفس خودت و کم شدن فشار روانی است.

    5. برقراری رابطه با کسانی که کمتر علیه شما هستند: مطمئنا دیدگاه همه در گروه نسبت به شما یکسان نیست. کسانی که دیدگاه معتدل تری دارند رو پیدا کن، و با نزدیک شدن با آنها، و با نشان دادن عملکرد خود، دید منفی که در اونها شکل گرفته رو کاهش بده

    6. پذیرش اشتباهات: در صورتی که اشتباهاتی رو مرتکب شده بودی، این شجاعت رو داشته باش که اشتباه رو بپذیری و بدین وسیله اعتماد دوستانت رو جلب کن.

    7. تقسیم درست مسئولیتها و دادن گزارش عملکرد به استاد: بیش از حد لازم برای خودت مسئولیت تعریف نکن تا هم کمتر احساس خستگی بکنی و هم احساس زیان نکنی. مسئولیتها رو با هماهنگی استاد به صورت جدیدی تعریف کن و از اعضای گروه بخواه که گزارش عملکرد خود رو به استاد بدهند. این کار میتونه کمک کنه تنش ها کمتر بشه

    8. نشان دادن حسن نیت و آمادگی برای واگذاری مدیریت: در پایان اگر دیدی که اوضاع خیلی بد شده و خودت هم از این مدیریت داری آسیب می بینی، از اینکه مدیریت رو واگذار کنی ابایی نداشته باش. در یک سخنرانی به دوستانت در گروه بگو که هدفت ارتقای رشد گروه و رسیدن به اهداف هست، و خیلی صادقانه و صریح بگو که اگر دوستان فرد دیگری رو به عنوان مدیر گروه می خواهند انتخاب کنند، می توانند با هماهنگی با استاد، چنین کاری رو انجام بدهند.
    از امام علی علیه السّلام پرسيدند «خير» چيست؟ فرمود:

    خوبى آن نيست كه مال و فرزندت بسيار شود، بلكه خير آن است كه دانش تو فراوان و بردبارى تو بزرگ و گران مقدار باشد و در پرستش پروردگار در ميان مردم سرفراز باشى، پس اگر كار نيكى انجام دهى شكر خدا به جاى آورى، و اگر بد كردى از خدا آمرزش خواهى. در دنيا جز براى دو كس خير نيست: يكى گناهكارى كه با توبه جبران كند، و ديگر نيكوكارى كه در كارهاى نيكو شتاب ورزد.


    نهج البلاغه، حکمت 94
    پاسخ با نقل و قول

  9. مشکلم با دوستام  سپاس شده توسط مهدوی

  10. ارسال:18#
    javadhz آواتار ها
    آقای دکتر ؛ ممنون از راهنمایی هاتون ...

    بند 2 و 3 رو قبلا انجام داده بودم، هر کدوم از اون ها کار رو بدتر کرد، چون اون فرد به سادگی دروغ هایی رو پشت هم میبافه که دوستای دیگم زود باور میکنن و اثبات خلافش برای دوستام واسم خیلی سخت میشه.
    اون فرد خیلی بی پروا شده و جلوگیری از اون برام خیلی سخت شده. الان پشیمونم که چرا بیرونش نکردم.
    همین باعث شده علناً دیگه سرگروه نیستم و دیگر اعضای گروه هم بدون ترسی هرچی توو دهنشون هست بهم میگن.

    شما گفتین تقسیم مسئولیت ها؛ دونفر از اون ها بدون هماهنگی با من هرکاری دوست دارن میکنن و منو در جریان نمیذارن. یعنی از یه عضو علی البدل هم کمترشدم. این مسابقه برای برنده شدن یه سفر به خارج از کشور داره که ممکنه کل زندگیم رو زیرورو کنه. واسه ادامه تحصیلم، زندگیم و هزارتا چیزه دیگه.
    من خیلی زحمت کشیدم، یه ساله از همه چیزم زدم تا اینجا رسیدم که به این مسابقات برم. نمیتونم ببینم یکی که خودم آوردمش توو گروه داره منو اینطوری زمین میزنه.

    در ضمن برای آخرین نکته هم اگه خودم بگم از مدیریت کنار کشیدم، بصورت مستقیم منو از گروه بیرون میکنن.

    من کار گروهی زیاد انجام دادم ولی توو این کار به اندازه عمرم سختی کشیدم و اذیت شدم. همین الان هم 2تا پروژه بزرگ و یه طرح برای ساخت دارم که این کار باعث شده رمق انجام اون پروژه ها هم که وضع مالیمو 100% تووپ میکنه واسم نمونه ...

    حسادت اونا منو داره بدبخت میکنه، من انسانم، آدم آهنی نیستم؛ مگه چقدر تحمل سختی رو دارم ؟!!!
    هرکه آید گوید :
          گریه کن ، تسکین است
                      گریه آرام دل غمگین است
                                               چند سالی است که من میگریم
                                        در پی تسکینم
                          ولی ای کاش کسی می دانست
                                                            چند دریا بین ما فاصله است
                                        من و آرام دل غمگینم . . .
    پاسخ با نقل و قول

  11. ارسال:19#
    محسن عزیزی آواتار ها
    خواهش میکنم

    خوشبختانه برای هدفی که از ابتدا در نظر داشتی، دارای انگیزه بالایی هستی و این انگیزه و در نظر داشتن اهدافت از تحمل کردن این سختی ها، دشواری های مسیر رو برات آسانتر می کنه

    ولی برای اینکه تا زمان مسابقه، تنش های بین شما و اعضای گروه کاهش پیدا کنه و کل گروه بر اهداف مشترک متمرکز بشن، یک جلسه مشترک با حضور استادتون مفید هست. این جلسه به منظور مذاکره در خصوص مشکلات و حل مسائل برگزار میشه و هم خودت و هم دوستانت صحبتها رو به شکل منطقی در کنار استاد بیان خواهید کرد.

    نباید انتظار داشته باشی که مشکلات خود به خود حل بشن. اگر احساس می کنی در جاهایی محق هستی، باید این توانایی رو داشته باشی که از حقت دفاع کنی. یعنی با یک بیان جراتمندانه(و نه پرخاشگرانه یا منفعلانه)، مواضع و حقوق خودت رو به شکل روشن بیان کنی و البته با احترام کامل، و همچنین مواضع و صحبت های دوستانت رو هم با آمادگی کامل بشنوی

    راه حل مشکل شما، مذاکره هست. البته مذاکره کردن اصولی داره که من سعی می کنم مختصر برات بیان کنم.

    یکی از اصول اینه که وجود اختلاف نظر و تعارض امری طبیعی و اجتناب ناپذیر هست.

    اصل دو اینکه برچسب زدن و تهدید کردن و عصبانی شدن در مذاکره جایی ندارد.

    اصل سه اینکه باید دانست هر دو طرف دارای علایق مهمی هست، که ممکنه با دیگری در تضاد باشه

    اصل مهم دیگر اینکه باید به دنبال گزینه های مورد توافق و مطلوب هر دو طرف بگردید.

    انعطاف پذیری و صبوری هم دیگر اصول مهم هستند.

    هدف از مذاکره این نیست که حرف خدت رو به کرسی بنشونی، بلکه هدف اینه که طرفین با نشان دادن انعطا لازم، به راه حل های منطقی و مورد قبول همدیگر دست یابند.

    با استادت صحبت کن و همچنین با دوستانت. به استادت بگو تا ترتیب جلسه رو بدن. مسائل مورد اختلاف رو بیان کنید. مثلا این مساله که اعضای گروه، تا زمان مسابقه با هم در هماهنگی کامل باشند و فرد یا افرادی در گروه، سرخود تصمیم گیری نکنند.

    جلسات گروه به شکل مرتب تشکیل بشه و گزارش عملکرد از جانب اعضا به استاد ارائه بشه و ...

    با ترتیب دادن مذاکره، میشه تا زمان مسابقه با هم کنار بیایید و روی اهداف و علایق مشترک کار کنید. با در نظر گرفتن اهدافی که داری، سختی های راه رو برای خودت آسانتر کن.
    از امام علی علیه السّلام پرسيدند «خير» چيست؟ فرمود:

    خوبى آن نيست كه مال و فرزندت بسيار شود، بلكه خير آن است كه دانش تو فراوان و بردبارى تو بزرگ و گران مقدار باشد و در پرستش پروردگار در ميان مردم سرفراز باشى، پس اگر كار نيكى انجام دهى شكر خدا به جاى آورى، و اگر بد كردى از خدا آمرزش خواهى. در دنيا جز براى دو كس خير نيست: يكى گناهكارى كه با توبه جبران كند، و ديگر نيكوكارى كه در كارهاى نيكو شتاب ورزد.


    نهج البلاغه، حکمت 94
    پاسخ با نقل و قول

  12. مشکلم با دوستام  سپاس شده توسط niloofarabi,مهدوی

صفحه‌ها (2): صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •