تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




مشکلم با دوستام زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:javadhz
آخرین ارسال:محسن عزیزی
پاسخ ها 19

صفحه‌ها (2): صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

مشکلم با دوستام

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    javadhz آواتار ها
    چند وقتیه توو یه گروه دانشجویی برای مسابقات کشوری کار می کنم. توو چند نفری که توسط استاد انتخاب شده بود، من به عنوان سرگروه از طرف استاد انتخاب شدم.
    اوایل کار مشکل نداشتیم و با آرامش کار می کردیم. اما کم کم ارتباط استاد هر روز با من بهتر و بهتر میشد و کم کم حسادئت بچه ها گل کرد، هر روز اذیتم می کردند. به هر نحوی شده، حتی با آبروی منم بازی کردن شده بود کار روزانشون. تا عکس العمل نشون میدادم بهم هر انگی رو می چسبوندن.
    هر روز با جروبحث زیاد با سردرد تا خونه می رسیدم. یکی از این بچه ها که من خودم آوردمش توو گروه که بعدا علیه من شد و بقیه بچه ها و حتی بچه های کلاس رو که اصلا ربطی به گروه نداشتن علیه من تحریک میکرد.
    الان چند وقتیه که استاد جواب تلفن من رو هم نمیده. فکر کنم زیراب منو پیش استاد زدن.
    بخدا دیگه کم آوردم. یکی بهم بگه چه برخوردی باهاشون داشته باشم؟ اگه از گروه هم بخوام بیام بیرون برای سرنوشت کاریم بد میشه.
    لطفا راهنماییم کنین.
    هرکه آید گوید :
          گریه کن ، تسکین است
                      گریه آرام دل غمگین است
                                               چند سالی است که من میگریم
                                        در پی تسکینم
                          ولی ای کاش کسی می دانست
                                                            چند دریا بین ما فاصله است
                                        من و آرام دل غمگینم . . .
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    samin66 آواتار ها
    سلام دوست عزیز
    شما چند سالتونه؟
    از کی عضو شدی و این چه گروهیه؟
    مسابقات کی هست؟
    با چند تا استاد در این زمینه در تماس هستید؟
    بر چه ملاکی شما را سرگروه انتخاب کردند؟
    با کسی در این گروه دوست صمیمی هستید که نفع شما را بخواهد؟
    و گروه شما چند نفره است؟
    بعد یک عمر زندگی و تجربه تازه دارم درک میکنم،
    توجه به علائقم و برای خودم زندگی کردن یعنی چی!!!!!
    پاسخ با نقل و قول

  3. مشکلم با دوستام  سپاس شده توسط javadhz,mina71,niloofarabi

  4. ارسال:3#
    javadhz آواتار ها
    شما چند سالتونه؟

    من 21 سالمه



    از کی عضو شدی و این چه گروهیه؟

    تقریبا از دی ماه پارسال تو این گروهم و این گروه هم برای مسابقات ملی بتن تشکیل شد.



    مسابقات کی هست؟

    یک مسابقه مهرماه بود که برگزار شد و مسابقه بعدی بهمن ماهه



    با چند تا استاد در این زمینه در تماس هستید؟

    با یک استاد و سرپرست آزمایشگاه در ارتباطم که کارهای مسابقه رو پیگیری کنم.



    بر چه ملاکی شما را سرگروه انتخاب کردند؟

    چون از اول من کارها رو به شدت پیگیری میکردم، استاد از این جدیت خوشش اومد و همینطور مسئول آزمایشگاه طی یه نامه ای منو به عنوان سرگروه به حراست معرفی کرد تا بتونم هر وقت خواستم به آزمایشگاه برم.



    با کسی در این گروه دوست صمیمی هستید که نفع شما را بخواهد؟

    تقریبا هیچکدوم از اعضا با من نیستن، فقط دارم باهاشون به زور کار رو ادامه میدم.



    و گروه شما چند نفره است؟

    تا الان 5 نفر بودبم ولی برای بهمن ماه قرار 2 یا 3 نفر اضافه بشن که یکیشون با من خیلی خوبه.
    هرکه آید گوید :
          گریه کن ، تسکین است
                      گریه آرام دل غمگین است
                                               چند سالی است که من میگریم
                                        در پی تسکینم
                          ولی ای کاش کسی می دانست
                                                            چند دریا بین ما فاصله است
                                        من و آرام دل غمگینم . . .
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:4#
    samin66 آواتار ها
    تا الان 5 نفر بودبم ولی برای بهمن ماه قرار 2 یا 3 نفر اضافه بشن که یکیشون با من خیلی خوبه.
    خب این موقعیت عالی هست تا به کمک این فرد جدید اعتماد به نفس سابق را به دست بیارید و بی توجه به حرفهای اطرافیان فعالیت کنید.
    ولی فعلا چنین فردی هنوز وارد گروه شما نشده. پس نیاز هست که یکسری اقدامات از سمت شما انجام گیرد.
    خب اول بهتره با خود استاد در یک جلسه جداگانه صحبت کنید. اصلا درباره بچه ها بد نگویید. بگویید بچه ها خوب همکاری می کنند و من هم با تمام وجود دارم سعی میکنم تا مشکلی در گروه پیش نیاد. بعد بگویید استاد خدای نکرده چیزی شده ؟ چون حس می کنم از دست من ناراحت هستید. ممکنه ناخواسته مرتکب اشتباهی شده باشم، بگویید تا ان شالله برطرف و یا جبران کنم.
    سعی کنید با بهترین و محترمانه ترین جملات از ایشون صحبت کنید.
    فعلا بهتره مشکل با استاد حل شود تا به بقیه برسیم.
    البته میتونید همزمان یه فعالیت دیگه هم انجام دهید: پیش بعضی از اعضای گروه درباره دیگر اعضای گروه تعریف کنید. مثلا یه خصلت خوب را در بعضی اعضا بیابید و سعی کنید آن را شاخ و برگ دهید. مطمئن باشید حرف شما به گوش آن کسانی که از آن ها تعریف می کنید خواهد رسید. و حتی میتوانید پیش یکی از همین بچه ها بروید و بگویید مثلا من فلان چیز را نمیدانم که باید برای مسابقه چکار کنم. فکر کنم تو بهتر بدونی. خوشحال میشم راهنماییم کنی.
    فعلا تا اینجا پیش برید تا بعد.
    ان شالله که موفق باشید.
    بعد یک عمر زندگی و تجربه تازه دارم درک میکنم،
    توجه به علائقم و برای خودم زندگی کردن یعنی چی!!!!!
    پاسخ با نقل و قول

  6. مشکلم با دوستام  سپاس شده توسط javadhz,محسن عزیزی

  7. ارسال:5#
    javadhz آواتار ها
    بند آخر راهنمایی شما رو انجام دادم.
    پیش بقیه اعضا تعریف یکی از اعضای گروه رو میگم، منو به تمسخر میگیرن و حرف های جدی منو مسخره میکنن.
    همینطور از یکیشون راهنمای خواستم گفت باید گروهتو جدا کنی و من دیگه بهت هیچی نمیگم، همه کاراتو خودت انجام بده. به خاطر همین یکی از دانشجو های ساله بالایی ما که اومد تو گروه با ما باشه رو آوردم با خودم. چون قبلا هم سابقه شرکت تو این مسابقه رو داشت درحالی که ما اولین بارمون هست که شرکت می کنیم.
    درپی این هم بودم که با استاد یک گفتوگوی جدا داشته باشم. ولی چرا نباید بگم که این اعضا اذیتم می کنن؟ کل تابستونم، همه چیز رو از دست دادم وقتمو گذاشتم پای مسابقات. کار من ارزش نداره؟ چرا باید همیشه مورد تمسخر باشم؟ چطوری با حسادت اینها مقابله کنم؟
    آخه فقط تو همین مورد نیست؛ من توو چندتا درس یه کم تواناییم بیشتره، استاد اون درس ها حل تمرین رو به من دادن. بچه های ترم پایین اینقدر با من خوبن که حتی بهم میگن استاد ...
    ولی اینها چشم دیدن این رو هم ندارن و هروقت می بینن مسخرم می کنن.
    هرکه آید گوید :
          گریه کن ، تسکین است
                      گریه آرام دل غمگین است
                                               چند سالی است که من میگریم
                                        در پی تسکینم
                          ولی ای کاش کسی می دانست
                                                            چند دریا بین ما فاصله است
                                        من و آرام دل غمگینم . . .
    پاسخ با نقل و قول

  8. ارسال:6#
    samin66 آواتار ها
    آخه فقط تو همین مورد نیست؛ من توو چندتا درس یه کم تواناییم بیشتره، استاد اون درس ها حل تمرین رو به من دادن. بچه های ترم پایین اینقدر با من خوبن که حتی بهم میگن استاد ...
    ولی اینها چشم دیدن این رو هم ندارن و هروقت می بینن مسخرم می کنن.

    در بسیاری از دانشگاهها ، خیلی از بچه ها به فردی که کمی بالاتر از آن ها باشد حسادت می کنند.
    خب راه حل اول جواب نداد. گرچه باید به یکی جداگانه این حرف ها را میزدید، نه اینکه جلوی بقیه به فردی بگویید که مرا راهنمایی کن.
    خب حالا میریم سراغ استادتان: شما میگید چرا نباید بگم که بقیه اذیتم میکنند: چون اول از همه شما نمیدانید که بقیه درباره شما به استاد چه گفته اند. ممکن است انها به استاد گفته باشند که بر فرض جواد، پیش هر کی میره از ما و گروه بد میگه، حتی پیش شما استاد. حالا برادر منف شما خودت فکر کن اگر بچه ها چنین چیزی به استاد گفته باشند، حالا که شما قرار باشه با استاد حرف بزنید و بگید بچه ها فلان کار را کردند؛ در اینجا گفته بچه ها تصدیق می شود. پس باید محتاطانه پیش برید. نه اینکه پیش استاد خیلی از بچه ها تعریف کنید. نه! بلکه بگید اوضاع گروه شکر خدا خوبه . و بیشتر درباره کار صحبت کنید. وقتی کم کم به ایشان نزدیک شدید و علت ناراحتی ایشان را فهمیدید، حالا تمام مشکلات را بگویید. (آرام آرام).
    یادتان باشد نباید اجازه دهی یک عده انسان، افکار مثبت شما را تبدیل به افکار منفی کنند. مهم این است که شما کار خود را به درستی انجام دهید. ضمن اینکه از این فردی که میگویید سال بالایی هست میتونید خیلی خیلی کمک بگیرید. اما یه سوال مهم؟ این فرد را تازه آوردید به گروه یا نه؟ اگه خیلی وقت است که وارد گروه کرده اید، پس تمام مشکلات از همینجا نشات میگیرد.
    چرا فکر میکنی مورد تمسخری! این دلیل نمیشه که بر فرض یک تعداد افراد که با هم رفیق هستند و شما را مورد تمسخر قرار میدهند، شما هم واقعا فکر کنید آدم مسخره ای هستید. هر وقت به شما حسادت کردند خوشحال باشید .چون مطمئن باشید همیشه انسان ها به کسانی حسادت میکنند که یک سر و گردن از آن ها بالاتر است. بر فرض خود شما،آیا به یک آدم پایین تر از خودتان حسادت میکنید؟ مسلما نه.
    اختیارتان در گروه تا چه حد است.؟اگه اختیار کاملی دارید میتوانید یک تعداد دوست صمیمی که تا حدودی کار را بلد هستند وارد گروه کنید و حتی فردی را که زیادی در گروه اغتشاش ایجاد می کند حذف کنید. البته برای حذف حتما با استاد صحبت کرده و علت را بگویید. مطمئن باشید موفقیت گروهی وقتی حاصل میشود که همه اعضا با هم خوب باشند. یادتان باشد افراد بزرگی چون انیشتن و ادیسون و.... مخالفان بسیار بسیار زیادی داشتند و انسان های حسود زیادی دورشان را گرفته بودند. حت همین الان هم خیلی ها به این افراد بزرگ حسادت میکنند. بنابراین شجاع باشید و با اعتماد به نفس کامل کارتان را از پیش بگیرید.
    موفق باشید
    بعد یک عمر زندگی و تجربه تازه دارم درک میکنم،
    توجه به علائقم و برای خودم زندگی کردن یعنی چی!!!!!
    پاسخ با نقل و قول

  9. ارسال:7#
    javadhz آواتار ها
    یکی از افراد باعث شد که تمام این اتفاق ها بیفته. اعضای گروه با من خوب بودن، چون اون نمی تونست ببینه که من سرگروهم با این حال که من با اختیار خودم آوردمش توو گروه، با من بد بود. تمام اعضای گروه رو با خودش کرد تا علیه من باشن.یکبار این موضوع رو با استاد در میون گذاشتم که بهم اختیار داد از گروه حذفش کنم اما من بازم مدارا کردم فقط به خاطر این که گروه از هم نپاشه و بچه ها ازم ناراحت نشن. ولی اون هنوزم به کارای کثیفش ادامه میده.
    اون فرد جدید رو تازه وارد گروه کردیم و به یه هفته هم نمیکشه.
    حزف شما منطقی بود که گفتید فعلا همه چیز رو به استاد نگم، صبر کنم و آروم آروم بگم. این کار رو حتما انجام میدم و نتیجه رو بهتون میگم و منتظر راهنمایی بعدیتون می مونم.
    ولی بازم راه مقابله ای با این بچه ها پیدا نمیکنم....
    خیلی سردرگمم.
    هرکه آید گوید :
          گریه کن ، تسکین است
                      گریه آرام دل غمگین است
                                               چند سالی است که من میگریم
                                        در پی تسکینم
                          ولی ای کاش کسی می دانست
                                                            چند دریا بین ما فاصله است
                                        من و آرام دل غمگینم . . .
    پاسخ با نقل و قول

  10. ارسال:8#
    samin66 آواتار ها
    سردرگرم نباشید. فقط سعی کنید عاقلانه پیش برید نه عاطفانه. توقع معجزه و درست شدن یک روزه کارتون هم نداشته باشید.
    دوست عزیز؛ بنده پیشنهاد میکنم (البته در حد یک پیشنهاد چون شما بهتر از هر کی اخلاق اعضای گروهتان را میدانید) این فردی را که باعث اختلاف شده از گروه حذف کنید. تا کم کم روند گروه شکل عادی بگیرد و با این فردی که تازه وارد گروه کرده اید نزدیک شوید و از ایشون راهنمایی بگیرید. ولی یه چیز بسیار مهم که تجبه خود من هم بوده. اجازه ندید که این فردی که تازه وارد گروه شده حتی اگه دوست شما باشه، به بچه ها دستور بده و خودش رو کم کم از شما بالا بگیره و... شما همیشه حس مدیریت خودتو داشته باش. اگه میخوهای از این دوست راهنمایی بگیری. جداگانه کل راهنمایی ها را هر بار از ایشون بگیر و بعد به بچه ها انتقال بده نه اینکه خود این فرد مستقیما انتقال بده. چون در اینصورت دوباره قضیه جدیدی ایجاد میشه و بچه ها تمایل دارند بیشتر با این فرد کار کنند .
    منم منتظر خبرهای خوش و جدید از شما هستم.
    بعد یک عمر زندگی و تجربه تازه دارم درک میکنم،
    توجه به علائقم و برای خودم زندگی کردن یعنی چی!!!!!
    پاسخ با نقل و قول

  11. ارسال:9#
    javadhz آواتار ها
    اون فرد همه اعضای گروه رو با خودش کرده و علیه من جبهه گرفته. من می تونم حذفش کنم اما همه می فهمن که من این کارو کردم و واسم خیلی بد میشه. حتی از استاد هم اجازه این کار رو دارم.
    الان 2 نفر دیگه ای که به غیر از اون دانشجوی سال بالایی که باهاش خیلی خوبم، اونها رو هم با خودش کرده. واقعا من موندم که چکار کنم. ولی البته الان اولین کاری که میکنم اینه که با استاد صحبت کنم تا رابطش با من خوب بشه و حتی بهتر از قبل بشه.
    هرکه آید گوید :
          گریه کن ، تسکین است
                      گریه آرام دل غمگین است
                                               چند سالی است که من میگریم
                                        در پی تسکینم
                          ولی ای کاش کسی می دانست
                                                            چند دریا بین ما فاصله است
                                        من و آرام دل غمگینم . . .
    پاسخ با نقل و قول

  12. ارسال:10#
    javadhz آواتار ها
    بعد از این قضایایی که درموردشون صحبت کردم، بالاخره استاد رو یه روز توو اتاقش دیدم. از سفری که رفته بودیم سوغاتی براش گرفته بودم. چون استاد مشکل براش پیش اومده بود نتونست به مسابقات بیاد. توو اتاقش چند دقیقه ای درباره مسابقات صحبت کردم و چون تنها بودم و بچه ها با من نبودن خیلی رفتارش با من خوب بود. وقتی سوغاتی رو بهش دادم، خیلی خوشحال شد و ازم تشکر کرد. فکر نمی کردم اینقدر باهام خوب شده باشه. باورم نمیشد. به خاطر همین دیگه درباره موضوعات پیش اومده نتونستم صحبت کنم. واقعیتش با این حرکت دیگه دهنم بسته شد.
    ولی رفتار بچه ها با من همونطوری باقی مونده. با صحبت کردن هم نتونستم روز کاری دو گروه رو ازم هم جدا کنم و حراست دانشگاه قبول نکرد.
    بازم نیاز به راهنمایی دارم.
    هرکه آید گوید :
          گریه کن ، تسکین است
                      گریه آرام دل غمگین است
                                               چند سالی است که من میگریم
                                        در پی تسکینم
                          ولی ای کاش کسی می دانست
                                                            چند دریا بین ما فاصله است
                                        من و آرام دل غمگینم . . .
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (2): صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •