تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




دنیا برام بی معنیه زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:minu
آخرین ارسال:mina71
پاسخ ها 6

دنیا برام بی معنیه

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    minu آواتار ها
    باسلام....
    دبیرستان که بودم یکی از دوستام بهم خیانت کرد و دو سال از زندگیم شد جهنم والانم که دوساله داره از اون ماجرا میگذره هنوز دردسراش هست من توی اون دو سال همش تو خودم بودم دیگه با کسی حرف نمیزدم همیشه تو اتاقم بودم و ی جورایی از همه دوری میکردم زود عصبی میشدم توی جمع های خانوادگی شرکت نمیکردم و حوصله عیچکس و هیچ چیزی رو هم نداشتم الان دوساله از اون ماجرا داره میگذره من ازدواج کردمودانشگاه قبول شدم ولی هنوز همون حالت های بی حوصلگی رو دارم حوصله حرف زدن یا شنیدن حرف های کسی رو ندارم ساعت ها میشینم و فکر میکنم بدون خستگی .میخواستم بدونم این حالت های من نشان از افسردگیه؟!
    پاسخ با نقل و قول

  2. دنیا برام بی معنیه  سپاس شده توسط n.h

  3. ارسال:2#
    minu آواتار ها
    هیچکی هیچ نظری نداره، یعنی؟!!!!!!!!
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:3#
    سلام مینو خانم خوبید
    به همیاری خوش اومدید
    میشه لطف کنید اتفاقی که براتون افتاده دقیق بنویسد چی شده بود ؟ کلی توضیح بدید نمیتونن درست راهنمایی اتون بکنن چند سالتون بود؟روابط شما در چه حدی بود؟ چه باعث این اتفاق شده؟ چه چیزی خیلی ناراحتتون میکنه؟
    مطمئن باشید خیلی خوب راهنمایی خواهی شد
    زندگی یعنی . . . بخندی هر چند غمگینی . . . ببخشی هر چند مسکینی . . .
    فراموش کنی هر چند که دلگیری . . . اینگونه باید زیست هر چند آسان نیست . . .
    زندگی آنقدر ابدی نیست که هر روز بتوان مهربان بودن را به فردا انداخت . . .
    پاسخ با نقل و قول

  5. دنیا برام بی معنیه  سپاس شده توسط elnaz.t,fateme7393,minu,n.h,niloofarabi

  6. ارسال:4#
    minu آواتار ها
    گفتم که دبیرستان بودم تقریبامیشه۱۶،۱۷سال. بادوستم که البته الان دشمن سرسخت من هست ی بحث کوچیک داشتیم که بین هر دوستی اتفاق میفته ولی ن به هم توهین کردیم ن فحش دادیم. دوست من بعد از اون شد دشمنم اوایل ازاینکه ازم دلخوره حرفی نمیزد و من فکر میکردم دیگه دلخوریا تموم شده. ولی اون سعی میکرد منو با یه پسر اشناکنه شمارمو داده بود به پسره.پسره چند بار بهم زنگ زد ،پیام میداد ولی من جوابشو نمیدادم تا اینکه فهمیدم این پسر از طرف دوستمه و بعد اون دختر خانوم که قبلا دوستم بود عکس تقریبا بیحجاب منو داده بود به پسره تا با اون منو تهدید کنه تا بهش پا بدم ولی من اینکارو نکردم چون از خودم مطمئن بودم الانم که ازدواج کردم به شوهرم زنگ میزنه ومیگه من با اون بودم و بهش پا دادم خداروشکر شوهرم بهم اعتماد داره و مشکلی برام پیش نیاورده ولی اینکه زنگ میزنه به خونوادم منو خیلی اذیت میکنه مادرمم قلبش مشکل داره خیلی میترسم کاری کنه که مایه ی ابروریزی وبعد از دست دادن مادرم بشه.کمک کنید لطفا
    ویرایش توسط niloofarabi : 2014_10_05 در ساعت 23:05 دلیل: نامشخص بودن متن
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:5#
    نشان افسردگی نیست ولی یکی از نشانه های افسردگی است
    پاسخ با نقل و قول

  8. ارسال:6#
    سلام عزیزم
    اون آقا چجوری شماره همسرتون رو گیر آورده؟
    هنوز با اون دوستتون درتماس هستید؟
    پاسخ با نقل و قول

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •