تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




اینکه باید برای همیشه مجرد باشم، افسرده ام کرده، برای ازدواجم راهی هست؟ زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:گل همیشه بهار
آخرین ارسال:aram
پاسخ ها 8

اینکه باید برای همیشه مجرد باشم، افسرده ام کرده، برای ازدواجم راهی هست؟

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    سلام خدمت دوستان و مشاوران محترم همیاری
    قبلا هم پست گذاشته بودم منتهی چون دو سال هست که نیومدم سایت و تغییرات اساسی صورت گرفته پست هام پاک شده، لذا مجدداً بیوگرافی کوتاهی میذارم..
    مونث. 25 ساله. کارشناس ارشد مشاوره هستم. الحمدالله پدر و مادرم در قید حیات هستند و زیر سایه شون هر دو شاغل و درآمد خوبی داریم و وضعیت اقتصادی مناسب. به لحاظ ظاهری خدا رو شاکرم. به لحاظ اخلاقی تمام سعیم رو کردم که صفات پسندیده رو در خودم پرورش بدم و در واقع آدم خوبی باشم..
    خودم مذهبی هستم ولی خونواده ی خیلی مذهبی ندارم یعنی خونواده ام پایبند اخلاق و قانون هستند ولی مذهبی نه. البته مادرم هم ویژگی های مذهبی رو دارا هستند و استارت اولیه در وجودم رو مادرم زدن
    کلا خونواده ی آرومی دارم
    دوران کنکور کارشناسی و همینطور ارشد رو به سختی طی کردم و برای فرا گرفتن علم و دانش از جون مایه گذاشتم چون چندین ساله که آسیب نخاعی شدم و از ویلچر استفاده می کنم با اینکه بسیار مشکل بود برام ولی خونه نشین نشدم و فرد فعالی هستم
    الان تازگی هاس که فارغ التحصیل شدم و به شدت افسرده ام
    احساس می کنم تمام تلاشم بیهوده بوده از طرفی هیچوقت حتی یک بار تجربه ی خواستگار رو نداشتم( نه منزل، نه در حد تلفنی، و نه در حد صحبت با خودم..هیچ)، تجربه ی دوستی با جنس مخالف حتی در اینترنت و مجازی هم نداشتم.
    دوستان بسیار خوبی دارم و به من بسیار کمک می کنند و با محبت هستند و من هم دوستشون دارم ولی به شدت نیاز به برقراری دوستی و ارتباط با جنس مخالف رو حس می کنم.
    فکر اینکه مجبورم برای همیشه و تا آخر عمر مجرد باشم و خدایی نکرده نبود پدر و مادرم و نداشتن همدم من رو به شدت نگران کرده. خصوصا که مادرم سرطان دارند.

    نمی دونم چیکار باید بکنم؟ من به هر جور بلوغی در وجودم رسیدم دوست دارم این استقلال رو خونوادم ببینن و اینکه من تکیه گاه و پشتیبان دارم رو. بچه هام رو و.... و در نهایت آرامشی در وجودم حکم فرما بشه..
    لطفا راهنماییم
    اللَّهُمَّ إِنِّى اُجَدِّدُ لَهُ فِى صَبِيحَةِ يَوْمِى هَذَا ...

    کار دیگری نداریم

    من و خورشید!

    برای دوست داشتن ت بیدار می شویم

    هر صبح!
    پاسخ با نقل و قول

  2. اینکه باید برای همیشه مجرد باشم، افسرده ام کرده، برای ازدواجم راهی هست؟  سپاس شده توسط anahid,جیگر طلا

  3. ارسال:2#
    سلام عزیزم
    ایشالا که همیشه سایه ی پدر ومادرت بالاسرت باش.گلم حق داری چون هرانسانی به یک همراه احتیاج داره اما اینکه تاحالا یه خواستگارم نداشتی غصه خوردن نداره .....خوب منم نداشتم.توبه این فکرکن که تاحالا کسی هم سطح خودت نبوده که جرات کنه ازت خواستگاری کنی ....نگران نباش هنوز فرصت زیاده واسه ازدواج کردن اصلا اجازه نده که این موضوع باعث بشه که ناراحتت کنه...موفق باشی
    پاسخ با نقل و قول

  4. اینکه باید برای همیشه مجرد باشم، افسرده ام کرده، برای ازدواجم راهی هست؟  سپاس شده توسط anahid,محسن عزیزی,گل همیشه بهار,جیگر طلا

  5. ارسال:3#
    sokooot آواتار ها
    نقل قول نوشته اصلی توسط گل همیشه بهار نمایش پست ها
    سلام خدمت دوستان و مشاوران محترم همیاری
    قبلا هم پست گذاشته بودم منتهی چون دو سال هست که نیومدم سایت و تغییرات اساسی صورت گرفته پست هام پاک شده، لذا مجدداً بیوگرافی کوتاهی میذارم..
    مونث. 25 ساله. کارشناس ارشد مشاوره هستم. الحمدالله پدر و مادرم در قید حیات هستند و زیر سایه شون هر دو شاغل و درآمد خوبی داریم و وضعیت اقتصادی مناسب. به لحاظ ظاهری خدا رو شاکرم. به لحاظ اخلاقی تمام سعیم رو کردم که صفات پسندیده رو در خودم پرورش بدم و در واقع آدم خوبی باشم..
    خودم مذهبی هستم ولی خونواده ی خیلی مذهبی ندارم یعنی خونواده ام پایبند اخلاق و قانون هستند ولی مذهبی نه. البته مادرم هم ویژگی های مذهبی رو دارا هستند و استارت اولیه در وجودم رو مادرم زدن
    کلا خونواده ی آرومی دارم
    دوران کنکور کارشناسی و همینطور ارشد رو به سختی طی کردم و برای فرا گرفتن علم و دانش از جون مایه گذاشتم چون چندین ساله که آسیب نخاعی شدم و از ویلچر استفاده می کنم با اینکه بسیار مشکل بود برام ولی خونه نشین نشدم و فرد فعالی هستم
    الان تازگی هاس که فارغ التحصیل شدم و به شدت افسرده ام
    احساس می کنم تمام تلاشم بیهوده بوده از طرفی هیچوقت حتی یک بار تجربه ی خواستگار رو نداشتم( نه منزل، نه در حد تلفنی، و نه در حد صحبت با خودم..هیچ)، تجربه ی دوستی با جنس مخالف حتی در اینترنت و مجازی هم نداشتم.
    دوستان بسیار خوبی دارم و به من بسیار کمک می کنند و با محبت هستند و من هم دوستشون دارم ولی به شدت نیاز به برقراری دوستی و ارتباط با جنس مخالف رو حس می کنم.
    فکر اینکه مجبورم برای همیشه و تا آخر عمر مجرد باشم و خدایی نکرده نبود پدر و مادرم و نداشتن همدم من رو به شدت نگران کرده. خصوصا که مادرم سرطان دارند.

    نمی دونم چیکار باید بکنم؟ من به هر جور بلوغی در وجودم رسیدم دوست دارم این استقلال رو خونوادم ببینن و اینکه من تکیه گاه و پشتیبان دارم رو. بچه هام رو و.... و در نهایت آرامشی در وجودم حکم فرما بشه..
    لطفا راهنماییم
    واقعا تلاشتون و تحسین میکنم... بنده که با وجود سلامتی نسبی دارم کارشناسی میخونم تو بسیاری از مسایل زندگی دارم در جا میزنم واقعا درود بر شما
    که تا این جا صعود کردید... یه جورایی حسی شبیه حسادت در من به وجود اوردید...کم پیدا میشن مثل شما که در مقابل مشکل ها سر خم نکردید و
    مشکلاتتون رو سرکوب کردید....


    همیشه برای خود من هم سوال بوده که افرادی که از نظر جسمی مشکلاتی دارن چجوری میتونن با این مشکلشون دست و پنجه نرم کنن
    ولی بعد ها در زندگی تجربی مشاهده کردم که برخی افراد هستن که این مسایل براشون چندان مهم نبوده و
    با معلولین ازدواج کردن و زندگی شیرینی هم داشتن
    ایا شما تا به حال به این فکر بودید که همدم اینده شما هم مثل خودتون باشه؟؟؟ ایا اگه همسر ایندتون هم به نوعی شبیه به شما باشه با این قضیه مشکلی ندارید؟
    ضمنا شما از ابتدا روی ویلچر نبودید که این خودش جای تحسین فراوان داره....
    پاسخ با نقل و قول

  6. اینکه باید برای همیشه مجرد باشم، افسرده ام کرده، برای ازدواجم راهی هست؟  سپاس شده توسط anahid,m1392,mina71,محسن عزیزی,گل همیشه بهار,جیگر طلا

  7. ارسال:4#
    پشت کار و تلاش شما قابل ستایش است
    برای بعضی چیرها باید زمان داد
    به شخصه خودم دیدم که یک دختری در اثر تصادف قیافشو از دست داد بود و بعد از 5 سال خانه نشینی با یک فرد واقعا هنرمند و موفق ازدواج کرد
    خیلی از آدمها هستند که براشون پاکی و صداقت مهمه
    باور کنید همین دوستی های واقعی هم الان آبکی شده چه رسد به مجازی که اصلا بهش فکر نکنید
    هنر زایده درد است همین زندگی پروین اعتصامی را مطالعه کنید
    سعی کنید شما هم از دردهایتان استفاده کنید

    با آرزوی موفقیت
    پاسخ با نقل و قول

  8. اینکه باید برای همیشه مجرد باشم، افسرده ام کرده، برای ازدواجم راهی هست؟  سپاس شده توسط محسن عزیزی

  9. ارسال:5#
    aram آواتار ها
    مینای عزیز به خاطر پشت کارت بهت تبریک می گم
    تو این دوره دیگه سن ازدواج بالا رفته مثل قدیما نیست و تازه شما هنوز سنی نداری و فرصت زیادی در پیش رو داری. الانه اکثر دخترا مشکل شما رو دارن پس زیاد خودت رو ناراحت نکن و به فعالیتهای خودت ادامه بده و به آینده امیدوار باش انشالله که هر چه زودتر قسمتی مناسب برات پیدا میشه
    خداوندا شکر به خاطر داده هایت، نداده هایت و گرفته هایت.
    که داده هایت نعمت، نداده هایت حکمت و گرفته هایت امتحان هستند.
    پاسخ با نقل و قول

  10. اینکه باید برای همیشه مجرد باشم، افسرده ام کرده، برای ازدواجم راهی هست؟  سپاس شده توسط m1392,محسن عزیزی,گل همیشه بهار

  11. ارسال:6#
    نقل قول نوشته اصلی توسط sokooot نمایش پست ها
    واقعا تلاشتون و تحسین میکنم... بنده که با وجود سلامتی نسبی دارم کارشناسی میخونم تو بسیاری از مسایل زندگی دارم در جا میزنم واقعا درود بر شما
    که تا این جا صعود کردید... یه جورایی حسی شبیه حسادت در من به وجود اوردید...کم پیدا میشن مثل شما که در مقابل مشکل ها سر خم نکردید و
    مشکلاتتون رو سرکوب کردید....


    همیشه برای خود من هم سوال بوده که افرادی که از نظر جسمی مشکلاتی دارن چجوری میتونن با این مشکلشون دست و پنجه نرم کنن
    ولی بعد ها در زندگی تجربی مشاهده کردم که برخی افراد هستن که این مسایل براشون چندان مهم نبوده و
    با معلولین ازدواج کردن و زندگی شیرینی هم داشتن
    ایا شما تا به حال به این فکر بودید که همدم اینده شما هم مثل خودتون باشه؟؟؟ ایا اگه همسر ایندتون هم به نوعی شبیه به شما باشه با این قضیه مشکلی ندارید؟
    ضمنا شما از ابتدا روی ویلچر نبودید که این خودش جای تحسین فراوان داره....
    سلام سکوت عزیز
    ازتون ممنونم
    در مورد سوالتون بله راستش فکر کردم ولی خب خیلی مشکل
    واقعا زندگی کردن دو معلول اونجوری نیست که تو رسانه ها اعم از تصویری و مجلات و.. بازتاب می دن واقعا مشکل
    شاید تنها مثالی که بتونم بزنم و براتون ملموس باشه : فکر کنید بخوایم یه سر کوتاه بریم بیرون و بیایم دو تا ویلچر همزمان ! کی جا به جا کنه؟ کجا بذاریم ؟ چطور بریم؟ واقعا در حد حرف ساده ست ولی کلا زندگی دو تا معلول همزمان سخته

    به میزان معلولیت هم بستگی داره

    بازم ازتون متشکرم
    اللَّهُمَّ إِنِّى اُجَدِّدُ لَهُ فِى صَبِيحَةِ يَوْمِى هَذَا ...

    کار دیگری نداریم

    من و خورشید!

    برای دوست داشتن ت بیدار می شویم

    هر صبح!
    پاسخ با نقل و قول

  12. ارسال:7#
    نقل قول نوشته اصلی توسط aram نمایش پست ها
    مینای عزیز به خاطر پشت کارت بهت تبریک می گم
    تو این دوره دیگه سن ازدواج بالا رفته مثل قدیما نیست و تازه شما هنوز سنی نداری و فرصت زیادی در پیش رو داری. الانه اکثر دخترا مشکل شما رو دارن پس زیاد خودت رو ناراحت نکن و به فعالیتهای خودت ادامه بده و به آینده امیدوار باش انشالله که هر چه زودتر قسمتی مناسب برات پیدا میشه
    سلام آرام عزیز
    مینا ؟
    درسته سن ازدواج بالا رفته و قبول دارم منتهی چون شرایط من خاص و از طرفی هم هیچ خواستگاری نداشتم حتی در حد حرف و یا سطحی نگرانم کرده
    می ترسم از اینکه باید الان کاری بکنم و نکنم و بعد که سنم رفت بالا پشیمون بشم که چرا در گذشته این کارو نکردم
    مثل دوستی هایی که الان جوونها برقرار می کنن و یا اینکه به خونواده ام بگم که من قصد دارم و اونها کمکم کنن..نمی دونم راستش سر در گمم
    اللَّهُمَّ إِنِّى اُجَدِّدُ لَهُ فِى صَبِيحَةِ يَوْمِى هَذَا ...

    کار دیگری نداریم

    من و خورشید!

    برای دوست داشتن ت بیدار می شویم

    هر صبح!
    پاسخ با نقل و قول

  13. ارسال:8#
    aram آواتار ها
    نقل قول نوشته اصلی توسط گل همیشه بهار نمایش پست ها
    سلام آرام عزیز
    مینا ؟
    درسته سن ازدواج بالا رفته و قبول دارم منتهی چون شرایط من خاص و از طرفی هم هیچ خواستگاری نداشتم حتی در حد حرف و یا سطحی نگرانم کرده
    می ترسم از اینکه باید الان کاری بکنم و نکنم و بعد که سنم رفت بالا پشیمون بشم که چرا در گذشته این کارو نکردم
    مثل دوستی هایی که الان جوونها برقرار می کنن و یا اینکه به خونواده ام بگم که من قصد دارم و اونها کمکم کنن..نمی دونم راستش سر در گمم
    سلام
    می بخشی من اسمت رو مینا خونده بودم اشتباها
    این خیلی خوبه داری به وقتش در مورد ازدواج فکر می کنی. درسته که شما وضعیتت خاصه ولی شما الان به این وضعیت عادت کردی و مطمئنم که بهتر از افراد سالم کارهای روزمره ات رو انجام میدی پس نگران وضعیتت نباش چه بسا افراد سالمی که در انجام کارهای روزمره شون ضعیف عمل می کنن حالا به دلایل مختلف ولی اینکه شما در زمان مناسب به فکر ازدواج افتادی نشونه اینه که فرد نکته سنجی هستی و تبریک می گم بهت. به نظرم اگه می تونی از خانواده کمک بگیری خیلی بهتره و نتیجه خوبی هم می تونی بگیری امیدوارم که موفق باشی
    خداوندا شکر به خاطر داده هایت، نداده هایت و گرفته هایت.
    که داده هایت نعمت، نداده هایت حکمت و گرفته هایت امتحان هستند.
    پاسخ با نقل و قول

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •