تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




نقد سخن: «بررسی علل رشد همجنس بازی در کشور» زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:محسن عزیزی
آخرین ارسال:محسن عزیزی
پاسخ ها 14

صفحه‌ها (2): صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

نقد سخن: «بررسی علل رشد همجنس بازی در کشور»

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:11#
    سلام
    ممنون از بحث مهمی که مطرح کردید
    به نظرم یکی از دلیلای مهم ترویج این کار زشت تو جامعه ترویج فیلمایی هست که با فرهنگ ما هیچ سنخیتی نداره فیلمهایی که با برنامه ریزی برای از بین بردن فرهنگ ما ساخته میشن و اکثرا دوبله میشن.
    تو این فیلما داشتن رابطه یه همجنس با همجنس خودش چیز بدی نیست تازه یه جاهایی بهش یه حالت منطقی و خوب هم میدن.
    البته هم جنسگرایی تو شرق هم چیز تازه ای نیست و نمیتونیم همش رو به کشورای غربی ربط بدیم.
    یه چیزی درباره تاریخ همجنسگرایی میخوندم فک کردم بد نیست اینجا بذارم:
    « شاهد»، جوان نورس زیبا و دوست داشتنی وملیح که هنوز پشت لب سیاه نکرده باشد و به اصطلاح قدما ( امرد) را گویند.دراصطلاح عرفا،«شاهد»،به معنی معشوق،پیرکامل ووسیله ای برای دست یافتن از طریق صورت به معنی راهم گویند. درادب فارسی،« شاهد»« پسر» و« مغبچه» به معانی مختلف و تعبیرهای متفاوت بکار برده شده است.اما،« شاهد» بازی،یعنی دوست داشتن جوانان نوخط وهمجنس گرایی، یا همجنس دوستی، درفرهنگ های شرقی وغربی، بار معنی های متفاوت دارند.در جوامع اسلامی ،همجنس گرایی عیب و گناه شمرده میشود وآدم همجنس گرا نیز شخص بد ومنفور در محیط واجتماع است حتی به کسانیکه بجز ازهمسر خود به زن نا محرم نگاه هوس انگیز میکنند،( زنباره) می گویند.همجنس گرایی در شرق معمولا از محرومیت های جنسی ناشی میشود.که تنها مفعول دارد اما در غرب،این عمل مجوز قانونی دارد و گناه شمرده نمیشود، البته در اینجا نیز مرا جع کلیسا وکهن سالان ازهمجنس باز نفرت دارند وآنرا عمل نامشروع، تلقی مینمایند اماچون به قانون احترام می گذارند و قانون به همچو اشخاص مجوز داده است مخالفت، رنگ آشکا را بخود نمی گیرد وهمجنس بازان، فاعل و مفعول یک دیگر اند تحقیقات طبی نشان داده است که برخی افراد( زن و یا مرد)،از نظر جنسی بگونه ای تولد شده اند که به جنس خود فطر تا، تمایل دارند.لذا خوش بختی زنده گی را در نزدیکی با همجنس خود،می دانند.و برمبنای معاینات طبی ( دی _ ان_ آ ) این افراد قابل تشخیص هم هستند. وهیچ قانون مدنی و مذهبی حق ندارد انها را از حق شان محروم سازد.با همین دلیل است که درغرب، مردان و زنان با استفاده از آزادی هاییکه برای شان داده شده است، همجنس بازی را عمل قانونی و مشروع میدانند وتا آنجا که در کا نال های مختلف سکسی،عمل خود را به نمایش هم میگذارند که برای نسل جوان سخت زیان آور و گمراه کننده است.واز همینجاست که در غرب،همجنس گرایی ، وفساد اخلا قی وفروپاشی نظام خانواده ،غیر قابل کنترول شده است.
    همجنس گرایی، سابقهء بسیار کهن دارد.و شاید نخستین نشانه های آن را در همجنس بازی قوم ( لوط) در تاریخ سراغ کرد.در تاریخ مشرق زمین،بخصوص پس ازظهوراسلام که زن،خانه نشین ودر حجاب بود وحق بیرون برامدن ازخانه وشرکت کردن در امور بیرون و تامین رابطه با مردان نا محرم را نداشت،همجنس بازی مردان رونق بیشتر کسب کرد.البته همجنس بازی مردان طبقات محروم و فقیر جامعه مرد سالار،انگیزه های فراوان،از جمله فقر اقتصادی محروم ماندن از حق زن گرفتن و تا مین رابطه داشتن با زنان بنا بر ظابطه های دینی وسنتی جامعه به تشد ید همجنس بازی کمک میکرده است.اما برای طبقات فرا دست جامعه وحکام وامراء،سلاطین وشاهان،همجنس بازی،نوعی مشغولیت وعشرت وخوشگذ رانی ویا هم علایق جنسی ایشان محسوب می شده است.وقتی حکام و امراء و ثروتمندان و سلاطین می توانستند غلامان و کنیزان زیبا وخوش صورت زیادی را بخرند،به خود حق می دادند با غلا مان و کنیزان خود زنباره گی وهمجنس بازی هم کنند.تاریخ گواه است که در حرمسراهای سلاطین و خلفای اسلام و حکام و ثروتمندان عصر،صد ها وهزاران کنیز وغلام وجوانان نوخط، خدمت میکردند و حاضر بودند برای استفاده های نامشروع وهوس انگیز امیر وآقای خود، تن در دهند.گفته میشود که سلطان عبد الحمید عثمانی که خود را مظهر عدالت جهان اسلام می دانست،بیش از هزار کنیز خوب صورت وغلام ( امرد) در حرمسرا داشت.
    از داستان های مشهور (همجنس بازی ) فرمانروایان در تاریخ، یکی هم داستان سلطان محمود غزنوی با غلام خود ( ایاز) و دیگری هم علاء الدین محمد، هفتمین حکمروای اسما عیلیان ا لموت با ( حسن) ما زندرانی است.در مورد سلطان محمود که قبای اسلام دوستی وشریعت پروری بتن کرده بود،روایتی هست که گویند شبی سلطان درحالت مستی!زلف (ایاز) رابرید وچون به حال آمد،از کرده پشیمان گشت وغمین شد.عنصری، شاعر دربار برای خوشی خاطر سلطان بداهتا رباعی زیر را سرود و به سلطان خواند و او را خورسند ساخت:
    _ « کی عیب سر زلف بت از کاستن است چه جای به غم نشستن و خاستن است
    جای طرب ونشاط ومی خو�ستن است کا راستن سرو، ز پیراستن است»
    سعدی دراین باره حکایتی درکتاب« گلستان » خود دارد:« حسن میمندی را گفتند:سلطان محمود چندین بندهء صاحب جمال دارد که هریکی بدیع جهانی است! چگونه افتاده است که باهیچ یک از ایشان میل ومحبتی ندارد چنانکه با ایاز،که حسنی زیادت ندارد؟ گفت:هرچه در دل فرود آید، در دیده، نکو نماید» (1 )
    دربارهء علاء الدین محمد که درسن نه سالگی به حکمروایی رسید،عطا ملک جوینی مینویسد:« حسن» مازندرانی را درایام کودکی لشکر مغل از مازندران برده بودند و در عراق از میان لشکر گریخته و به پیش علاءالدین افتاد و(امردی) ملیح بود.علاء الدین،چون اورا دیده،دوست داشته است وبخود، نزدیک گردانیده �محل اعتماد وبه غایت عزیز! وپیش او گستاخ بودی! م�هذا از جنون وبد خویی ( علاء الدین ) پیوسته به تخیلات او را برنجا ندی و زدی واز آلت ذکوریت او،پاره ای بریده و... تا وقتیکه اندک سپیدی در موی او اثر کرده ، هنوز منظور ومحبوب اوبود.ویکی از زیر دستان خود که هم محبوبهء او بود، به زنی به ( حسن) داده بود. و با آنکه حسن، دو سه فرزند از او داشت،زهره نداشتی که بی اجازت علاء الدین درخانه رفتی وبا زن خود، بخفتی و علاء الدین در مقاربت ومباشرت با زن حسن، از او، تحاشی نکردی!» (2 )
    روایت دیگری از(شاهد بازی)زاهدان ریا کار وبقول حافظ شیخان گمراه هست :« دربغداد، شیخ اوحدلدین کرمانی، بساط درویشی و خا نقاه نشینی بر گسترده است.آوازهء او،به دیار دور دست رسیده است.( شمس)،با شوق بدانسوی میشتابد تا مگر گمشدهء خود را در یابد.ل�کن شیخ را میبیند که صورت پرستی و شاهد بازی را،وسیله یا بها نهء تجلی صورت حق، در آیینهء جمال زیبا رویان، قرار داده است«.شمس»، سر خورده و مایوس از وی فرا میپرسد که:
    _« درچیستی؟» شیخ، پاسخ میدهد که:« ماه را در آب طشت می بینم» وآنگاه شمس،با خشم به او نهیب می زند که:
    « اگر در گردن، دنبل نداری،چرا درآسمانش نمی بینی؟اکنون طبیبی بکف کن تا ترا معالجت کند تا درهرچه نظرکنی، دراو، منظور حقیقی را بینی» ( 3)
    شاهد از نظر یک آدم شرقی وبخصوص شاعران،آن جوان نورس ونو خط است که هنوز ریش وبروت نکشیده است. وقتی چنین جوانی ریش و بروت بار آورد،دیگر شاهد و دوست داشتنی هم نیست.سعدی، حکایتی از شاهد بازی خود در کتاب گلستان دارد که به این موضوع صحه میگذارد:« در عنفوان جوانی، چنانکه افتد ودانی، با شاهد پسری سری وسری داشتم به حکم آنکه حقی داشت( طیب الادا وخلقی کالبدر اذا ابدا):
    _ آنکه نبات عارضش، آب حیات می خورد
    درشکرش نگه کند، هرکه نبات، می خورد»
    اتفاقا به خلا ف طبع ازوی ،حرکتی دیدم که نپسندیدم.دامن ازاو در کشیدم و مهرش برچیدم وگفتم:
    _ « برو هرچه می آیدت پیش گیر سر ما نداری، سر خویش، گیر
    شنیدمش که همی رفت ومیگفت:
    _ « شبپره گر وصل آفتاب، نخواهد رونق بازار آفتاب، نکاهد
    اما به شکر ومنت باری، پس از مدتی، باز آمد.آن حلق داودی متغیر شده وجمال یوسفی به زیان آمده وسیب زنخدانش چون به گردی نشسته ورونق بازار حسنش شکسته متوقع که در کنارش گیرم کناره رفتم و گفتم:
    _ « آن روز که خط عارضت، بود صاحبنظر، از نظر ، براندی
    امروز ، بیا مدی به صلحش کش فتحه وضمه بر نشاندی»(4 )
    سعدی، در بسیار موارد، بجای شاهد، از « پسر» نام می برد.و چه بسا که از وی، طلب وصال میکند:
    _ « خواب خوش من ای پسر،دستخوش خیال شد نقد امید عمر من، در طلب وصال شد
    برمن اگر حرام شد، وصل تو نیست بوالعجب بوالعجب آنکه خون من، برتو چرا حلال شد؟
    شاهد سعدی، همان « پسر » است، همان شاهد زمینی و(امرد ملیح) است.:
    _ « یک امشبی که در آغوش شاهد شکرم گرم چو عود برآتش نهند، غم نخورم
    ببند یک نفس ای آسمان دریچهء صبح برآفتاب که امشب خوش است، با قمرم»
    « یوسف» وحشی با فقی نیز شاهد زمینی اوست، معشوق اوست وقتی میگوید:
    _«نرگس غمزده اش اینهمه بیمار، نداشت سنبل پر شکنش، هیچ گرفتار، نداشت
    _ « یوسفی بود، ولی هیچ خریدار، نداشت اول آنکس که خریدار، شد ش من بودم
    باعث گرمی بازار، شد ش، من ، بودم » ومی افزا�د:
    _ « ای پسر، چند به کام دیگرانت، بینم سرخوش ومست، زجام دیگرانت بینم» (5 )
    این یوسف،همان شاهد پسری هست که وحشی،دوستش داشته ودرآتش شوق او،میسوخته است.نه آن یوسف کنعانی سعدی، با آنکه همیشه از پسر و شاهد سخن می گوید اما مردم را از شاهد بازی های هوس انگیز و با چشم بد به فرزندان نیکو صورت نگریستن ، بر حذر میدارد و می گوید که فرزندان شما نیز، بد سیرت و فاسد بار می آیند:

    مگه میشه تو نباشی
    تو مثل نفس میمونی
    دستای گرمتو کاشکی تو بدستم برسونی
    بی تو قلبم بی پناهه
    میمیرم وقتی که نیستی
    مگه میشه باورم شه
    که تو پیشم دیگه نیستی
    پاسخ با نقل و قول

  2. نقد سخن: «بررسی علل رشد همجنس بازی در کشور»  سپاس شده توسط M.J.Azizi,niloofarabi,محسن عزیزی

  3. ارسال:12#
    محسن عزیزی آواتار ها
    سلام

    نقل قول نوشته اصلی توسط opp نمایش پست ها
    درود
    محسن عزیزی جان من یه سری مسئله مطرح میکنم
    در قدم اول مایلم بگم کنترل میل جنسی چندان هم اسون و ممکن نیست! برای نمونه وجود امار بالای تجاوز به عنف و یا انجام عمل خودارضائی بیانگر این موضوعه!درهرصورت فرد بخاطر ناتوانی در کنترل خودش بوده که اقدام به این عمل کرده!همچنین کاهش عوامل برانگیختگیه میل جنسی هم چیز ممکنی نیست! مطمئنا این که بزور بیاییم همه ی جمعیته چند ده میلیونی بانوان رو مجبور به استفاده از حجاب بکنیم قاعدتا اصلا مقدور نیست،یا مثلا همونطور که اشاره شد با توسل به زور و تحریم اقدام به فیلـترو مهر موم کردن رسانه ها اقدام به قطع ارتباط کشور با جهان خارج بشیم
    جهان خارجی که خودش خط مشئی دیگه ای رو پیرامون مسائل جنسی در پیش گرفته!
    الان جهان غرب در بین ایرانیان اول از همه به فضای باز جنسیش معروفه!
    درادامه اگر یه مقایسه یی بین غرب و شرق داشته باشیم میبینیم که غرب از هرجهت از اینجا بهتره
    از جهت فناوری که اصلا حرفی برای گفتن نیست
    از جهت فرهنگی هم ایا بطور کلی میشه ایران رو بالاتر از غرب قلم داد کرد؟ یه زمانی میگفتن خانواده های ایرانی مستحکم هستن و بی بندوباری در غرب خطرناکه. ولی ایا واقعا خانواده های ما ازین استحاکم برخوردارن؟من به شخصه از هر 5 زوجی که میبینم شاید یکیش زندگی خوبی داشته باشه و بقیه بنوعی همدیگه رو تحمل میکنن یا نهایتا از هم جدا میشن !اصلا ایا جو صمیمانه ای بین زن و شوهر ایرانی وجود داره؟ چقدرشون به اینشکل هستن؟تا همین ده بیست سال پیش که مرد سالاری بیداد میکرد و زنان تمکین شده ی مرد ها بودن!الان هم که دیگه دخترهااصلا حاضر به تحمل شوهر های مستبد نیستن و در نتیجه شاهد افزایش چشمگیر امار طلاقیم!
    فرهنگ ایرانی ای که خودش رو از این جهت هم برتر از غرب میدونست ،اگر عمیقا بررسیش کنیم میفهمیم که اوضاع از چه قراره
    من به شخصه در بین اروپایی ها و یا حتی امریکایی ها زندگی نکردم و قاعدتا نمیتونم نظری فراتر از دانشم راجبشون بدم ولی بطور کلی همین که از دور هم نگاهشون بکنیم میشه فهمید کیفیت زندگیشون بطور کلی از ما ایرانی ها هم بالاتره! حتی به رقم وجود فضای بسیار باز تر جنسی !
    پس درنتیجه وجود چنین فضایی الزاما نمیتونه دلیل صرف اسیب های اجتماعی وخانوادگی بشه !
    همین مسئله رو به همجنس گرایی هم ربط میدم !
    امیدوارم این تصور که این پست چندان مرتبط با بحث فعلیه ایجاد نشه!چون بدون ارتباط با این موضوع نیست و مقوله ی همجنسگرایی هم یه بخشی از همین سابجکت عظیمه!
    کنترل میل جنسی، اگر سخت هم باشد، کاملا ممکن است.

    ضمن اینکه کسی نگفته این کنترل دائمی باشد(گرچه می تواند باشد). اگر بحث رو نگاه کرده باشید، متوجه خواهید شد که بحث بر سر ارضای سالم و طبیعی میل جنسی است. تا زمانی که راه ارضای سالم باز نیست، کنترل بهترین گزینه است. وقتی تحریک تشدید میشه، مسلما اوضاع متفاوت خواهد بود. میل جنسی بر خلاف سایر امیال، بسیار وابسته به تحریک(جسمی، فکری) است. برای مشاهده بحثی در خصوص کنترل، مقاله زیر مفید است:

    اگر شرایط ازدواج را ندارید، بخوانید...

    سایر صحبت ها هم غیرمستند و بی ارتباط بود و می توانید برای بحث در این موارد، در بخش بحث و مناظره تاپیک ایجاد کنید.

    آنچه من متوجه شدم اینه که شما باید آگاهی تون رو در خصوص مسائل فرهنگی ایرانی اسلامی و فرهنگ غربی افزایش بدهید. علل پیشرفت صنعت و تکنولوژی در غرب، و نیز عقب ماندگی ما در این موارد رو بررسی کنید. کتابی هست که این علل رو از دیدگاه شهید مطهری(ره) و دکتر علی شریعتی بررسی کرده و می توانید آن را برای کسب اطلاعات در این زمینه مطالعه نمایید.

    کسی نمی تواند منکر پیشرفت های صنعتی و تکنولوژیکی غرب شود، منتها مشکل برخی از مردم ما این است که به جای اینکه ویژگی های خوب غربی ها را یاد بگیرند، دقیقا به سراغ الگوگیری از مواردی می روند که مشکلات آن جامعه است!

    ویل دورانت در لذات فلسفه می نویسد: «ما در میان جنگها و ماشینها چنان غرق شده ایم که از درک این حقیقت بی خبر مانده ایم که در زندگی واقعیت اساسی صنعت و سیاست نیست بلکه مناسبات انسانی و همکاری زن و شوهر و پدر و مادر و فرزند است. همه زندگی به دور عشق زن و مرد و عشق فرزند می چرخد.»

    همو می نویسد: «سال به سال ازدواج ها دیرتر و جدایی ها زودتر فرا می رسند و کم کسی پیدا می شود که اخلاص و وفاداری را بستاید. به زودی زمانی خواهد رسید که هیچ مردی نخواهد خواست با زنی که با هم از تپه زندگی بالا رفته بودند پایین برود و ازدواج بی طلاق چنان نادر خواهد شد که باکره در شب زفاف!»

    من ان شاء الله آمار غربی ها در مسائلی چون ازدواج و ... رو ارائه خواهم کرد.

    خواهیم دید که نزدیک شدن الگوهای ما به الگوی موجود در غرب و به همان میزان فاصله گرفتن ما از الگوهای فرهنگی غنی خودی، از عوامل اساسی مشکلات فعلی جامعه ماست.

    چون صحبتها خارج از بحث هستند، بیش از این در این تاپیک ادامه نمیدم. در صورتی که تمایل به بحث در این زمینه دارید، در انجمن بحث و مناظره تاپیک جدید ایجاد کنید. گرچه اگر اندکی بیشتر حوصله کنید، پاسخ بسیاری سوالاتتان را در خواهید یافت.

    نقل قول نوشته اصلی توسط elnaz.t نمایش پست ها
    سلام باتشکرازآقای دکتربخاطرایجاداین تاپیک
    راستش همیشه وقتی خبرای همجنس بازی یاهمجنس گرایی توی مدرسه پخش میشدیه سوال برام پیش میومدکه چرااینجورهستش؟
    حتی چندین نفرروبخاطرهمین موضوع ازمدرسه اخراج کردن
    عذرمیخوام حتی به چشم چندمورددیده شد
    یک سری ازهم کلاسی هابودن که علاقه ای به اینکه دخترباشن نداشتن وبطورمثال بایکی ازدخترهای همون مدرسمون دوست بودن(دقیقاعین روابط دوجنس مخالف)خب این بحث جداست اماکسایی هم بودن که همین حالت روداشتن اماارتباط هافراترازاین چیزهابود...
    فی الواقع دراین میان یک سری افرادهم بودن که سعی درتقلیدازاین افرادروداشتن
    حالادرمورد بحث موردنظر:
    خب به نظر من این جمله(دليل اصلي گرايش جوانان به هم جنس بازي تنها "در دسترس نبودن جنس مخالف است" همين. )نمیتونه دلیل 100درصدی باشه برای این که به سمت همجنسبازی رفت چون آمار بالای ارتباط باجنس مخالف این قضیه روردمیکنه همچنین اینکه همینجورکه دکترگفتن آمارارتباط باجنس مخالف وهمجنس هردوداره بالامیره
    علل اصلی خودهمجنس بازی یاهمجنس گرایی خودش نیازبه بحث داره امااینجورکه من مواردی روتوی چندمدرسه ای که بودم دیدم یکی ازدلایل رونق همجنس گرایی یاهمجنس بازی نه خودهمجنس گرایی یاهمجنس بازی تاثیردوستان روی هم دیگه بود
    همونجورکه میدونیدهمیشه بین دوستان توی گروه های دوستانه صحبت های مختلفی ردوبدل میشه وبین این چندنفرکه دربالابهشون اشاره کردم این موردمشهودبودیعنی تاثیرافرادروی دوستاشون
    اماموردهایی هم بودکه دوجنس گرابودن(البته دربین آقایون)خب اینگونه افرادازنظرمن بایدمشخص بشه همجنس گراهستن یادگرجنس گرا؟
    اصلااین گرایش میشه دریک زمان هم به جنس مخالف باشه هم به جنس موافق؟(یعنی بودن همجنس گرایی ودگرجنس گرایی دروجودفردبه صورت همزمان امکان پذیراست؟)
    خیلی هاسعی کردن همجنس گرایی رویه غریزه طبیعی جلوه بدن اماازنظرمن اصلاطبیعی نیست
    فعلااین نظرات من بود
    باتشکر
    سلام

    دقیقا درست اشاره کردید الناز خانم. «نظرسنجی های چندی نشان داده اند که فشار همالان(peer pressure) به عنوان یکی از عوامل مهم در ترغیب هم دختران و هم پسران به روابط جنسی شناخته شده است.»(Allen, Colin. (May 22, 2003). "Peer Pressure and Teen Sex." Psychology Today.'.' Retrieved July 14, 2006.)

    اما در خصوص سوالتون مبنی بر اینکه آیا میشه کسی به هر دو جنس گرایش نشون بده؟

    پاسخ اینه که غربی ها این مساله رو برای خودشون راحت کردند!!

    با پذیرش مقیاس کینزی، راحت ترین کار رو انجام دادند. برای گرایشات جنسی پیوستاری رو تعریف کردند که یک طرفش همجنسگرایی کامل، و طرف دیگرش دگرجنس خواهی کامل هست. بر طبق این پیوستار، افراد می توانند همجنسگرا، دوجنس خواه یا دگرجنس خواه باشند. بنابراین، عملا راه برای پذیرش هرگونه عمل جنسی باز شد. می توانیم بحث کنیم که همین عادی سازی ها، چقدر در افزایش انحرافات نقش داشته اند.

    نقل قول نوشته اصلی توسط مهرسا62 نمایش پست ها
    سلام
    ممنون از بحث مهمی که مطرح کردید
    به نظرم یکی از دلیلای مهم ترویج این کار زشت تو جامعه ترویج فیلمایی هست که با فرهنگ ما هیچ سنخیتی نداره فیلمهایی که با برنامه ریزی برای از بین بردن فرهنگ ما ساخته میشن و اکثرا دوبله میشن.
    تو این فیلما داشتن رابطه یه همجنس با همجنس خودش چیز بدی نیست تازه یه جاهایی بهش یه حالت منطقی و خوب هم میدن.
    البته هم جنسگرایی تو شرق هم چیز تازه ای نیست و نمیتونیم همش رو به کشورای غربی ربط بدیم.
    یه چیزی درباره تاریخ همجنسگرایی میخوندم فک کردم بد نیست اینجا بذارم:
    « شاهد»، جوان نورس زیبا و دوست داشتنی وملیح که هنوز پشت لب سیاه نکرده باشد و به اصطلاح قدما ( امرد) را گویند.دراصطلاح عرفا،«شاهد»،به معنی معشوق،پیرکامل ووسیله ای برای دست یافتن از طریق صورت به معنی راهم گویند. درادب فارسی،« شاهد»« پسر» و« مغبچه» به معانی مختلف و تعبیرهای متفاوت بکار برده شده است.اما،« شاهد» بازی،یعنی دوست داشتن جوانان نوخط وهمجنس گرایی، یا همجنس دوستی، درفرهنگ های شرقی وغربی، بار معنی های متفاوت دارند.در جوامع اسلامی ،همجنس گرایی عیب و گناه شمرده میشود وآدم همجنس گرا نیز شخص بد ومنفور در محیط واجتماع است حتی به کسانیکه بجز ازهمسر خود به زن نا محرم نگاه هوس انگیز میکنند،( زنباره) می گویند.همجنس گرایی در شرق معمولا از محرومیت های جنسی ناشی میشود.که تنها مفعول دارد اما در غرب،این عمل مجوز قانونی دارد و گناه شمرده نمیشود، البته در اینجا نیز مرا جع کلیسا وکهن سالان ازهمجنس باز نفرت دارند وآنرا عمل نامشروع، تلقی مینمایند اماچون به قانون احترام می گذارند و قانون به همچو اشخاص مجوز داده است مخالفت، رنگ آشکا را بخود نمی گیرد وهمجنس بازان، فاعل و مفعول یک دیگر اند تحقیقات طبی نشان داده است که برخی افراد( زن و یا مرد)،از نظر جنسی بگونه ای تولد شده اند که به جنس خود فطر تا، تمایل دارند.لذا خوش بختی زنده گی را در نزدیکی با همجنس خود،می دانند.و برمبنای معاینات طبی ( دی _ ان_ آ ) این افراد قابل تشخیص هم هستند. وهیچ قانون مدنی و مذهبی حق ندارد انها را از حق شان محروم سازد.با همین دلیل است که درغرب، مردان و زنان با استفاده از آزادی هاییکه برای شان داده شده است، همجنس بازی را عمل قانونی و مشروع میدانند وتا آنجا که در کا نال های مختلف سکسی،عمل خود را به نمایش هم میگذارند که برای نسل جوان سخت زیان آور و گمراه کننده است.واز همینجاست که در غرب،همجنس گرایی ، وفساد اخلا قی وفروپاشی نظام خانواده ،غیر قابل کنترول شده است.
    همجنس گرایی، سابقهء بسیار کهن دارد.و شاید نخستین نشانه های آن را در همجنس بازی قوم ( لوط) در تاریخ سراغ کرد.در تاریخ مشرق زمین،بخصوص پس ازظهوراسلام که زن،خانه نشین ودر حجاب بود وحق بیرون برامدن ازخانه وشرکت کردن در امور بیرون و تامین رابطه با مردان نا محرم را نداشت،همجنس بازی مردان رونق بیشتر کسب کرد.البته همجنس بازی مردان طبقات محروم و فقیر جامعه مرد سالار،انگیزه های فراوان،از جمله فقر اقتصادی محروم ماندن از حق زن گرفتن و تا مین رابطه داشتن با زنان بنا بر ظابطه های دینی وسنتی جامعه به تشد ید همجنس بازی کمک میکرده است.اما برای طبقات فرا دست جامعه وحکام وامراء،سلاطین وشاهان،همجنس بازی،نوعی مشغولیت وعشرت وخوشگذ رانی ویا هم علایق جنسی ایشان محسوب می شده است.وقتی حکام و امراء و ثروتمندان و سلاطین می توانستند غلامان و کنیزان زیبا وخوش صورت زیادی را بخرند،به خود حق می دادند با غلا مان و کنیزان خود زنباره گی وهمجنس بازی هم کنند.تاریخ گواه است که در حرمسراهای سلاطین و خلفای اسلام و حکام و ثروتمندان عصر،صد ها وهزاران کنیز وغلام وجوانان نوخط، خدمت میکردند و حاضر بودند برای استفاده های نامشروع وهوس انگیز امیر وآقای خود، تن در دهند.گفته میشود که سلطان عبد الحمید عثمانی که خود را مظهر عدالت جهان اسلام می دانست،بیش از هزار کنیز خوب صورت وغلام ( امرد) در حرمسرا داشت.
    از داستان های مشهور (همجنس بازی ) فرمانروایان در تاریخ، یکی هم داستان سلطان محمود غزنوی با غلام خود ( ایاز) و دیگری هم علاء الدین محمد، هفتمین حکمروای اسما عیلیان ا لموت با ( حسن) ما زندرانی است.در مورد سلطان محمود که قبای اسلام دوستی وشریعت پروری بتن کرده بود،روایتی هست که گویند شبی سلطان درحالت مستی!زلف (ایاز) رابرید وچون به حال آمد،از کرده پشیمان گشت وغمین شد.عنصری، شاعر دربار برای خوشی خاطر سلطان بداهتا رباعی زیر را سرود و به سلطان خواند و او را خورسند ساخت:
    _ « کی عیب سر زلف بت از کاستن است چه جای به غم نشستن و خاستن است
    جای طرب ونشاط ومی خو�ستن است کا راستن سرو، ز پیراستن است»
    سعدی دراین باره حکایتی درکتاب« گلستان » خود دارد:« حسن میمندی را گفتند:سلطان محمود چندین بندهء صاحب جمال دارد که هریکی بدیع جهانی است! چگونه افتاده است که باهیچ یک از ایشان میل ومحبتی ندارد چنانکه با ایاز،که حسنی زیادت ندارد؟ گفت:هرچه در دل فرود آید، در دیده، نکو نماید» (1 )
    دربارهء علاء الدین محمد که درسن نه سالگی به حکمروایی رسید،عطا ملک جوینی مینویسد:« حسن» مازندرانی را درایام کودکی لشکر مغل از مازندران برده بودند و در عراق از میان لشکر گریخته و به پیش علاءالدین افتاد و(امردی) ملیح بود.علاء الدین،چون اورا دیده،دوست داشته است وبخود، نزدیک گردانیده �محل اعتماد وبه غایت عزیز! وپیش او گستاخ بودی! م�هذا از جنون وبد خویی ( علاء الدین ) پیوسته به تخیلات او را برنجا ندی و زدی واز آلت ذکوریت او،پاره ای بریده و... تا وقتیکه اندک سپیدی در موی او اثر کرده ، هنوز منظور ومحبوب اوبود.ویکی از زیر دستان خود که هم محبوبهء او بود، به زنی به ( حسن) داده بود. و با آنکه حسن، دو سه فرزند از او داشت،زهره نداشتی که بی اجازت علاء الدین درخانه رفتی وبا زن خود، بخفتی و علاء الدین در مقاربت ومباشرت با زن حسن، از او، تحاشی نکردی!» (2 )
    روایت دیگری از(شاهد بازی)زاهدان ریا کار وبقول حافظ شیخان گمراه هست :« دربغداد، شیخ اوحدلدین کرمانی، بساط درویشی و خا نقاه نشینی بر گسترده است.آوازهء او،به دیار دور دست رسیده است.( شمس)،با شوق بدانسوی میشتابد تا مگر گمشدهء خود را در یابد.ل�کن شیخ را میبیند که صورت پرستی و شاهد بازی را،وسیله یا بها نهء تجلی صورت حق، در آیینهء جمال زیبا رویان، قرار داده است«.شمس»، سر خورده و مایوس از وی فرا میپرسد که:
    _« درچیستی؟» شیخ، پاسخ میدهد که:« ماه را در آب طشت می بینم» وآنگاه شمس،با خشم به او نهیب می زند که:
    « اگر در گردن، دنبل نداری،چرا درآسمانش نمی بینی؟اکنون طبیبی بکف کن تا ترا معالجت کند تا درهرچه نظرکنی، دراو، منظور حقیقی را بینی» ( 3)
    شاهد از نظر یک آدم شرقی وبخصوص شاعران،آن جوان نورس ونو خط است که هنوز ریش وبروت نکشیده است. وقتی چنین جوانی ریش و بروت بار آورد،دیگر شاهد و دوست داشتنی هم نیست.سعدی، حکایتی از شاهد بازی خود در کتاب گلستان دارد که به این موضوع صحه میگذارد:« در عنفوان جوانی، چنانکه افتد ودانی، با شاهد پسری سری وسری داشتم به حکم آنکه حقی داشت( طیب الادا وخلقی کالبدر اذا ابدا):
    _ آنکه نبات عارضش، آب حیات می خورد
    درشکرش نگه کند، هرکه نبات، می خورد»
    اتفاقا به خلا ف طبع ازوی ،حرکتی دیدم که نپسندیدم.دامن ازاو در کشیدم و مهرش برچیدم وگفتم:
    _ « برو هرچه می آیدت پیش گیر سر ما نداری، سر خویش، گیر
    شنیدمش که همی رفت ومیگفت:
    _ « شبپره گر وصل آفتاب، نخواهد رونق بازار آفتاب، نکاهد
    اما به شکر ومنت باری، پس از مدتی، باز آمد.آن حلق داودی متغیر شده وجمال یوسفی به زیان آمده وسیب زنخدانش چون به گردی نشسته ورونق بازار حسنش شکسته متوقع که در کنارش گیرم کناره رفتم و گفتم:
    _ « آن روز که خط عارضت، بود صاحبنظر، از نظر ، براندی
    امروز ، بیا مدی به صلحش کش فتحه وضمه بر نشاندی»(4 )
    سعدی، در بسیار موارد، بجای شاهد، از « پسر» نام می برد.و چه بسا که از وی، طلب وصال میکند:
    _ « خواب خوش من ای پسر،دستخوش خیال شد نقد امید عمر من، در طلب وصال شد
    برمن اگر حرام شد، وصل تو نیست بوالعجب بوالعجب آنکه خون من، برتو چرا حلال شد؟
    شاهد سعدی، همان « پسر » است، همان شاهد زمینی و(امرد ملیح) است.:
    _ « یک امشبی که در آغوش شاهد شکرم گرم چو عود برآتش نهند، غم نخورم
    ببند یک نفس ای آسمان دریچهء صبح برآفتاب که امشب خوش است، با قمرم»
    « یوسف» وحشی با فقی نیز شاهد زمینی اوست، معشوق اوست وقتی میگوید:
    _«نرگس غمزده اش اینهمه بیمار، نداشت سنبل پر شکنش، هیچ گرفتار، نداشت
    _ « یوسفی بود، ولی هیچ خریدار، نداشت اول آنکس که خریدار، شد ش من بودم
    باعث گرمی بازار، شد ش، من ، بودم » ومی افزا�د:
    _ « ای پسر، چند به کام دیگرانت، بینم سرخوش ومست، زجام دیگرانت بینم» (5 )
    این یوسف،همان شاهد پسری هست که وحشی،دوستش داشته ودرآتش شوق او،میسوخته است.نه آن یوسف کنعانی سعدی، با آنکه همیشه از پسر و شاهد سخن می گوید اما مردم را از شاهد بازی های هوس انگیز و با چشم بد به فرزندان نیکو صورت نگریستن ، بر حذر میدارد و می گوید که فرزندان شما نیز، بد سیرت و فاسد بار می آیند:
    سلام مهرسا خانم

    بله ترویج عمدی فیلمهایی برای عادی سازی همجنس بازی، بسیار دخیل هستند. رواج سایت های بیشمار درباره این مساله از دیگر عوامل است. به طور کلی، نقش رسانه بسیار قوی تر از آن است که تصورش را بکنید.

    متنی که در ادامه آوردید، بسیار جای بررسی دارد و از حوصله این بحث هم خارج است.
    از امام علی علیه السّلام پرسيدند «خير» چيست؟ فرمود:

    خوبى آن نيست كه مال و فرزندت بسيار شود، بلكه خير آن است كه دانش تو فراوان و بردبارى تو بزرگ و گران مقدار باشد و در پرستش پروردگار در ميان مردم سرفراز باشى، پس اگر كار نيكى انجام دهى شكر خدا به جاى آورى، و اگر بد كردى از خدا آمرزش خواهى. در دنيا جز براى دو كس خير نيست: يكى گناهكارى كه با توبه جبران كند، و ديگر نيكوكارى كه در كارهاى نيكو شتاب ورزد.


    نهج البلاغه، حکمت 94
    پاسخ با نقل و قول

  4. نقد سخن: «بررسی علل رشد همجنس بازی در کشور»  سپاس شده توسط elnaz.t,M.J.Azizi,m1392,niloofarabi,sokut,مهدوی,مهرسا62,ساجده,شروین

  5. ارسال:13#
    سلام
    این بحث رو منم با دقت مطالعه کردم و نظرات آقای عزیزی رو کاملا تایید می کنم

    مهمترین دلیل رشد همچنس بازی و گونه های مختلف بی بندوباری، نقش خانواده است
    خانواده اولین و تاثیرگذارترین نهادی است که در تربیت یک جوان نقش داره
    وقتی یک خانواده برای دنیای پیرامون فرزند خودش اهمیت قائل بشه و هر آنچه که برای او اتفاق می افته واکنش نشون بده و فرزند خودش رو از خوب و بد مسائل، آگاهی بده واضح است که فرزندش هم هنگام مواجه با مسائلی همچون همجنس بازی حساسیت داشته باشه.
    به طور مثال وقتی برای کودکی مسئله یا مشکلی در مدرسه رخ می ده و به پدر و مادر خودش اطلاع می ده، نقش پدر و مادر در اینجا بسیار مهمه که چطور نسبت به مشکل فرزندش واکنش نشون بده.
    وقتی خانواده واکنش بدی نسبت به مشکل فرزندش از خودش نشون داد این واکنش روی فکر اون کودک نقش می بنده و تا دوران نوجوانی و بزرگسالی، نسبت به مسائلی همچون همجنس بازی دید بدی خواهد داشت.

    یکی دیگر از مواردی که در رشد همجنس بازی نقش داره وجود ماهواره و اینترنت بدون فیلترینگ در دسترس یک جوان است.
    دقت کنید که وقتی در سریال و فیلمی در ماهواره صحنه ای (که بطور اتفاقی هم شاید دیده بشه) از ارتباط نامتعارف دو هم جنس با یکدیگر رو نمایش می ده، بیشترین آسیب رو به فرزندی که تازه به چشم خودش چنین چیزی رو مشاهده کرده وارد می کنه.
    وقتی اینترنتی که عوامانه فیلتر هست اما همه براحتی با نرم افزارهای فیلترشکن وارد دنیای بدون فیلتر می شویم، چه انتظاری از یک جوان خواهیم داشت تا بتونه نفس خودش رو کنترل کنه و مانع فوران میل جنسی خودش بشه؟
    افرادی رو هم که می بینیم با وجود داشتن ماهواره کمتر دچار لغزش و خطا می شوند، باید گفت که خانواده شون از قبل و از دوران کودکی نقش تربیتی خودش رو به خوبی ایفا کرده.
    اگر بخوام جمع بندی کنم و بگم ریشه اصلی مشکل از کجاست می تونم بگم که فقط و فقط در شکستن قبح مسائل هست
    وقتی به این قضیه خوب فکر کنیم می تونیم انواع و اقسام مختلفی از اتفاقات پیرامونمون رو مثال بزنیم که چگونه قبح شکسته می شه و فرد کم کم جرئت پیدا می کنه عمل غیرمتعارف و غیر اخلاقی رو انجام بده.

    یک سوال ساده» با خودمون تصور کنیم که آیا فردی که انواع صحنه ها و اتفاقات مختلف و صحنه های نامناسبی رو که در رسانه ها مشاهده کرده، می تونه به خوبی میل جنسی و شهوت خودش رو کنترل کنه و درست هدایتش کنه یا فردی که کمتر چنین چیزهایی رو دیده؟

    شاید افراد و نظریه پردازانی بگویند که هرچه ما جنس مخالف رو در دسترس قرار ندهیم و یا هرچه جوان برای دیدن یک صحنه یا پی بردن به یک مسئله جنسی، کنجکاوتر بشه مشکلات بدتر خواهد شد و ظهور بی بندوباری رو به همراه خواهد داشت.
    در جواب، یک مثال می زنم:
    فرض کنیم که ما یک جوان رو محدود کردیم و نگذاشتیم چنین آزادی پیدا کنه که آزادانه ماهواره مشاهده کنه، آزادانه از اینترنت استفاده کنه و آزادانه با جنس مخالف در ارتباط باشه تصور کنیم که اگر مخفیانه و از روی کنجکاوی دست به کارهایی بزنه تا کجا پیش خواهد رفت؟ چند درصد به خطا و به مشکل برخورد می کنه؟
    آیا این بدتر نیست که همه چیز رو آزاد بذاریم تا هر چه بیشتر به کنجکاوی خودش ادامه بده و سرنوشتش به خطاهای بزرگتری منتهی بشه؟

    چرا به واقعیتهایی که در کشورهایی که به اصطلاح مهد آزادی هستند و این راه رو خیلی وقت قبل طی کردند و اکنون غرق در مشکلات فرهنگی غیرقابل کنترل هستند، چشم خودمون رو می بندیم؟
    این رو هم تصور نکنیم که در کشور ما همه چیز طبق نظر اسلام پیش می ره. اسلام با آزادی افکار و پیشرفت و دستیابی به علم و دانش مخالف نیست بلکه موافق هم هست. اطلاعات غلط و تفسیر نادرست و سلیقه ای افراد از احکام و موازین دین باعث شده در کشور یکبار افراطی عملی انجام بشه و یکبار تفریطی و متاسفانه همه ما هم به پای دین می نویسیم.
    پاسخ با نقل و قول

  6. نقد سخن: «بررسی علل رشد همجنس بازی در کشور»  سپاس شده توسط M.J.Azizi,m1392,niloofarabi,مهرسا62,محسن عزیزی,ساجده,شروین

  7. ارسال:14#
    محسن عزیزی آواتار ها
    سلام

    لازم می بینم دلایلمون رو مبنی بر ردّ «دادن دسترسی جنسی و عاطفی»، بیان کنیم.

    پیش از هر صحبتی لازم میدونم بیان کنم که ضرورت فراهم کردن زمینه های ازدواج از سوی جامعه، مسئولین، و مردم رو نباید فراموش کرد که خود بحث مفصل و مجزایی را می طلبد. تسهیل روند ازدواج (نه تعجیل و نه بدون برنامه ریزی!، بلکه به شیوه اصولی و منطقی)، گامی بسیار اساسی در کاهش انحرافات و فسادهای اخلاقی و جنسی است.

    اما آزادی دسترسی دادن جنسی و عاطفی بحث متفاوتی است.

    برای بررسی این راهکار(دادن آزادی دسترسی جنسی و عاطفی به جنس متفاوت)، به سراغ جوامعی می رویم که این روش رو سالهاست پیاده کرده اند و هر ساله آموزش های خود در این خصوص رو در مدارس، رسانه ها و ... ارائه می دهند. می خواهیم نتایج حاصل از این روش را به نظاره می نشینیم.

    از سال 1960 میلادی(از 1960 تا 1980 را دوره انقلاب یا آزادی جنسی می گویند) که اصطلاحا انقلاب جنسی(زمان آزادسازی جنسی) در امریکا به وقوع پیوست، 54 سال می گذرد.

    آزادی سازی جنسی شامل افزایش مقبولیت رابطه جنسی خارج از روابط دگرجنس‌گرایانه‌ی تک‌همسری (ازدواج قدیمی)، جلوگیری از آبستنی و قرصهای ضد بارداری، برهنگی در ملا عام و در حضور دیگران، هنجار شدن هم‌جنس‌گرایی و شکل‌های دیگر میل‌جنسی و قانونی‌شدن سقط جنین، عادی سازی پورنوگرافی و عادی شدن رابطه جنسی پیش از ازدواج همگی در پی این انقلاب بودند(ویکیپدیا و ABC-CLIO/Greenwood - Reference - Home The 1960s Cultural Revolution).

    چندین سال است که این مسائل در امریکا و غرب عادی سازی شده و می شود. نتیجه چه بوده؟

    آیا آمار همجنس بازی در غرب کمتر است؟

    آیا ازدواج ها عاشقانه تر شده اند؟

    آیا آمار خیانت کاهش یافته؟

    آیا آمار طلاق پایین آمده؟

    آیا عطش جنسی فروکش کرده؟

    آیا اختلالات جنسی کمتر شده یا بیشتر؟!

    آیا حیوان خواهی و حیوان بازی کم شده؟!

    آیا سن بلوغ دستخوش تغییراتی نشده؟

    آیا تعهد افزایش یافته؟

    آیا خیانت ها کاهش یافته؟

    آیا عقده های روانی کمتر شده است؟

    آیا بچه های طلاق و بی سرپرست و ... تعدادشان کمتر شده؟

    آیا مسئولیت پذیری بیشتر شده؟

    آیا اخلاق در جوامع غربی رواج بیشتر یافته؟

    قصد داریم به این سوالات پاسخ بدهیم، اما نه از زبان خودمان، بلکه از زبان خودشان!

    خوشبختانه(بهتر است بگویم متاسفانه) در آن جامعه پلیس هم کاری به کارشون نداره، آموزش رسمی هم دارن میدن برای چگونگی رابطه داشتن، و ندید بدید هم نیستند و چندین ساله این به اصطلاح تابوها! شکسته شده. قصد داریم نتایج رو در این جامعه آرمانی!!! مورد بررسی قرار بدهیم.
    ویرایش توسط محسن عزیزی : 2014_10_25 در ساعت 15:27
    از امام علی علیه السّلام پرسيدند «خير» چيست؟ فرمود:

    خوبى آن نيست كه مال و فرزندت بسيار شود، بلكه خير آن است كه دانش تو فراوان و بردبارى تو بزرگ و گران مقدار باشد و در پرستش پروردگار در ميان مردم سرفراز باشى، پس اگر كار نيكى انجام دهى شكر خدا به جاى آورى، و اگر بد كردى از خدا آمرزش خواهى. در دنيا جز براى دو كس خير نيست: يكى گناهكارى كه با توبه جبران كند، و ديگر نيكوكارى كه در كارهاى نيكو شتاب ورزد.


    نهج البلاغه، حکمت 94
    پاسخ با نقل و قول

  8. نقد سخن: «بررسی علل رشد همجنس بازی در کشور»  سپاس شده توسط M.J.Azizi,m1392,niloofarabi,مهدوی,ساجده,شروین

صفحه‌ها (2): صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

کاربران دعوت شده

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •