تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




نقد سخن: «بررسی علل رشد همجنس بازی در کشور» زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:محسن عزیزی
آخرین ارسال:محسن عزیزی
پاسخ ها 14

صفحه‌ها (2): صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

نقد سخن: «بررسی علل رشد همجنس بازی در کشور»

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    محسن عزیزی آواتار ها
    سلام بر اعضای خوب همیاری

    عید بر همه دوستان مبارک باشه

    با خبر شدیم که یکی از دوستان عزیز و همکارمان در انجمن خود مطلبی در خصوص همجنس بازی درج نموده اند و در نگارش خود، ابتدا با اشاره به افزایش آمار همجنسبازی در کشور، دلیل اصلی آن را «در دسترس نبودن جنس مخالف» بیان کرده اند.

    سعی می شود در این مطلب، به بررسی این مقاله پرداخته شود. ابتدا برای اینکه دوستان به طور کامل در جریان اصل مطلب قرار بگیرند، بنده مطلب را عینا نقل قول می کنم.

    اما پیش از ارائه مطلب، دعوت می کنم به عنوان یک مطلب مرتبط با بحث، نگاه کنید به بحث: «همجنس خواهی(همجنس گرایی) چگونه از فهرست اختلالات روانی dsm کنار گذاشته شد؟»

    دقت داشته باشید که در مقاله بالا، به بررسی همجنسگرایی(همجنس خواهی) پرداخته ایم؛ اما بحث حاضر در رابطه با همجنس بازی است.

    در اینجا منظور از همجنس بازی، «برقراری رابطه جنسی بین مرد با مرد، یا زن با زن، در شرایطی است که با اختیار و آگاهی صورت می پذیرد و فرد یا افراد درگیر میل جنسی طبیعی به سمت جنس مخالف(متفاوت) خود را دارند».

    و حالا ارائه ی متنی که قصد بررسی آن را داریم به صورت نقل قول:


    درود
    آيا به سمت هم جنس بازي مي رويم؟ ..... سوالي بود كه ذهنم را بسيار درگير كرده بود، نه درگير اينكه آيا واقعيت دارد؟ بلكه درگير اينكه چگونه مي تواند با اين واقعيت روبه رو شد!
    آمار جديد مراجعات به كلينيك ها و ساير نهادها نشان مي دهد "هم جنس بازي" به شدت رو به افزايش است! چرا ؟
    قبل اينكه به چرايي مسئله اشاره كنم دعوت مي كنم تاپيك "تفاوت هم جنس بازي و هم جنس گرايي" را مطالعه كنيد تا بدانيد منظورم من از هم جنس بازي دقيقا چيست.

    اما چرا علارغم اينكه اكثريت مردم كشورمان عقايد مذهبي دارند و به شدت از رسانه ها ارزش هاي مذهبي تبليغ مي شود "هم جنس بازي" رو به افزايش است؟
    شايد براي اين اتفاق دلايل زيادي وجود داشته باشد اما اكنون آن دلايل كوچك را كنار مي گذاريم و به سراغ علت اصلي مي رويم كه روي سخن ما هم همين علت است.

    دليل اصلي گرايش جوانان به هم جنس بازي تنها "در دسترس نبودن جنس مخالف است" همين. شايد عجيب باشد اما زماني كه با يك رويكرد اشتباهي خواستيم نصفي از جمعيت كشور را از نصف ديگر آن دور نگاه داريم تا مبادا ديانت آنان به خطر بيوفتد نه تنها ديانت را حفظ نكرديم بلكه انسانيت آنان نيز رنگ باخت!

    در مصاحبه اي كه با افراد هم جنس باز داشتم و انگيزه آنان را از اين كار مي پرسيدم اكثرا اشاره مي كردن به دليل اين است كه به جنس مخالف دسترسي ندارن آنهم نه تنها دسترسي جنسي بلكه دسترسي هم صحبتي و ارضاء نياز هاي عاطفي و انساني.

    تفاوت جامعه ما با جوامع غربي اين است اگر در آنجا هم جنس بازي رواج دارد به دليل تنوع و مشكلات رواني_عاطفي است ولي در ايران قضيه فرق مي كند.
    امروز هزينه بسيار بالاي دسترسي به جنس مخالف در كشورمان و سخت گيري خانواده و دولت از يك سو و ترويج ارزش هاي مذهبي به صورت افراطي باعث اين فاجعه شده است (بخصوص در شهرهاي كوچك)
    فاجعه آن زمان بيشتر خواهد شد كه بعد از چند سال با سيل عظيمي از بيمارهاي مقاربتي ناشي از هم جنس بازي روبه رو خواهيم بود و همچنين عدم انگيزه براي ازدواج....! و شايد با گرايش جوانان به اشيا و ساير موجودات!

    آيا در كشوري كه دسترسي به جنس موافق هيچ محدوديت و هيچ ترس و هزينه اي ندارد و در مقابل حتي هم صحبتي با جنس مخالف از چشم گشت ارشاد به دور نمي ماند مي توان آينده اي براي جوانان اين كشور متصور بود؟
    در ابتدا سوالی مطرح شده و آن اینکه:

    «چرا علارغم اينكه اكثريت مردم كشورمان عقايد مذهبي دارند و به شدت از رسانه ها ارزش هاي مذهبي تبليغ مي شود "هم جنس بازي" رو به افزايش است؟»
    پاسخ:

    در اینکه اکثریت مردم کشور عزیزمان عقاید مذهبی دارند، تردیدی وجود ندارد. اما باید توجه داشته باشیم که منظور از داشتن عقاید مذهبی چیست؟

    دین مقدس اسلام، مکتبی جامع برای زندگی انسان هاست. مکتبی که برای تک تک امور مربوط به زندگی و پس از زندگی انسان ها برنامه دارد. یک فرد دیندار، فردی است که در سه شاخه اصلی دین یعنی احکام، اصول و عقاید، و اخلاق خود را پایبند به ارزشهای دینی بداند. نمی توان با نگاه به ظاهر افراد درباره دیندار بودنشان قضاوت کرد؛ برخی هم هستند که به فرموده قرآن کریم«نؤمن ببعض و نکفر ببعض» هستند، یعنی به برخی موارد ایمان دارند و به برخی نه. برخی هم منافق هستند، یعنی ظاهر دینداران را حفظ می کنند، اما باطنشان غیردیندار است؛ برخی هم هستند که دینداری و دینداران را دوست دارند، اما خود از آنان محسوب نمی شوند(نگاه کنید به نهج البلاغه امیرالمؤمنین(ع)، حکمت زیبای 150). برخی هم هستند که دیگران را به نیکی دعوت می کنند، اما خود را فراموش می کنند و از تعقّل به دورند(اتامرون الناس باالبر و تنسون انفسکم و انتم تتلون الکتاب افلا تعقلون). برخی هم هستند که دینداری شان کاملا تقلیدی بوده( و نه تحقیقی) و بدون داشتن درکی درست از دین، صرفا اعمال و کارهای ظاهری دینداران را تقلید می کرده اند.

    پس، می بینیم که باید منظورمان از کسانی که دارای عقاید مذهبی هستند را روشن کنیم.

    اما در این میان کسانی هستند که ایمان دارند، اما گاهی دچار لغزش می شوند. یعنی اینکه هوس ها، شیطان، ظواهر فریبنده دنیا یا نفس اماره به هر طریقی آنها را موقتا از مسیر درست باز می دارند و در معرض گناه، لغزش یا غفلت قرار می گیرند. حساب این دسته متفاوت است. باز در همین دسته برخی گناهان کبیره مرتکب می شوند، برخی گناهان صغیره. برخی ممکن است بر گناهان صغیره اصرار داشته باشند، و برخی سریعا با وجدان بیدار خود توبه می کنند. بی شک عده ای هم هستند که با خودسازی، به سمت هیچ گناهی(حتی صغیره) نمی روند و لذت ایمان حقیقی را بیشتر می چشند.

    حال، باید دید منظور از کسانی که دارای عقاید مذهبی هستند، دقیقا کدامین دسته است؟

    شاید منظور کسانی باشند که ظاهرشان دیندار است؛ شاید فرد دین تقلیدی دارد و اصلا معنای دینداری را درک نکرده؛ شاید فردی منافق است و حفظ ظاهر می کند؛ شاید برخی موارد را پذیرفته و برخی را نه؛ و شاید مرتکب لغزش شده و درصدد جبران است. اما آنچه واضح است این است که یک فرد معتقد و دیندار(به معنای واقعی کلمه) قطعا مطلع است که همجنسبازی از گناهان کبیره است و در بین گناهان کبیره هم که مراتبی وجود دارد، گناه آن به طور مثال از زنا(که خود از گناهان کبیره است) هم سنگینتر است.

    یک فرد دیندار واقعی، به خوبی می داند که راهکارهای اسلام برای کنترل یا ارضای صحیح میل جنسی چه هستند. برای ارضا «ازدواج(دائم یا در صورت ضرورت موقت)»؛ و برای کنترل «حفظ نگاه، حفظ تقوا و عفاف، انتقال عمدی انرژی به سمت فعالیت های سالم و ...» . تردیدی نیست که برای یک فرد مذهبی، انجام راهکارهای ارائه شده بسیار سهل تر از مرتکب شدن به گناهی کبیره است. ضمن اینکه طبق فتوای اکثر مراجع، با آنکه ازدواج از مستحبات است، اما کسی که می ترسد در نتیجه ی ترک ازدواج به حرام بیفتد، واجب است ازدواج کند(طبیعتا بحث شرایطی که هم اکنون جامعه و خود مردم برای ازدواج ایجاد کرده اند و با برخی سختگیری های بسیار بی مورد مانع از ازدواج آسان جوانان نیازمند به ازدواج شده اند، بحثی مجزا می طلبد).

    در ذیل این بحث باید به نکات بسیار حائز اهمیتی در خصوص میل جنسی نیز بپردازیم. اینکه اساسا میل جنسی چه شباهت ها و تفاوتهایی یا سایر انگیزه ها و امیال انسان دارد؟ اینکه این میل چگونه فعال می شود؟ جامعه و شرایط محیطی و فرهنگی چقدر در آن نقش دارند؟ و سوالاتی از این قبیل که ان شاء الله در ادامه به آنها خواهیم پرداخت. از این جهت این سوالات را در اینجا مطرح کردم که باید بدانیم میل جنسی با سایر امیال، علی رغم شباهتهایی که دارد، تفاوتهای بارز و مهمی نیز دارد. به طور مثال نمی توان آن را قابل قیاس با میل گرسنگی دانست!

    نتیجه این بخش از سخن اینکه «یک فرد مذهبی(به معنای واقعی کلمه)، راههای صحیح کنترل میل جنسی(و نه سرکوب آن!) و ارضای درست آن را به خوبی می داند. یک خانواده مذهبی(باز هم به معنای اصیل کلمه) خوب می داند که جوانش چه زمانی نیاز به ارضای طبیعی و درست امیال خویش دارد و در این مسیر به او کمک می کند تا جای ممکن به انحراف نیفتد و اسباب و لوازم درست برای ارضای صحیح نیازهایش را فراهم می کند؛ و بنابراین نسبت دادن اینگونه گناهان کبیره به افراد مذهبی اصیل، وجهی ندارد، مگر اینکه فرد دچار لغزشی شده باشد و البته راه توبه واقعی و جبران آن را هم یک فرد مذهبی اصیل باید بداند. نکته مهم دیگر اینکه باید بدانیم بی تردید درصد افراد غیرمذهبی و غیرپایبند به اصول انسانی و اخلاقی و شرعی که مرتکب این اعمال می شوند بسیار بیشتر است. منتها چون اینگونه افراد، اساسا در اینگونه اقدامات خود مشکل چندانی احساس نمی کنند، اصلا آن را اعلام نمی کنند و بعضا مانند «نهاد» در نظریه «فروید»، بر مبنای «اصل لذت» عمل می کنند!»

    در ادامه مطلب آمده که:

    شايد براي اين اتفاق دلايل زيادي وجود داشته باشد اما اكنون آن دلايل كوچك را كنار مي گذاريم و به سراغ علت اصلي مي رويم كه روي سخن ما هم همين علت است.

    دليل اصلي گرايش جوانان به هم جنس بازي تنها "در دسترس نبودن جنس مخالف است" همين.
    این بخش از مطلب، خود به خود نقض کننده ی دلیل مطرح شده است.

    دلیل هم روشن است. از آنجایی که بیان شده آمار همجنسبازی نسبت به گذشته رو به افزایش است، و بیان شده دلیل اصلی آن هم در دسترس نبودن جنس مخالف است، بنابراین نتیجه منطقی از این استدلال این است که:

    چون با گذر زمان، دسترسی به جنس مخالف کاهش یافته است، بنابراین، همجنس بازی افزایش یافته است.

    در حالی که کذب این جمله به وضوح مشخص است.

    بر کسی پوشیده نیست که دسترسی به جنس مخالف در گذر زمان، قطعا افزایش آشکار نشان می دهد و می توانیم با آمار اسف باری که مجلس ارائه کرده، آن را مشاهده کنیم. پس، با این حساب، چگونه ممکن است که با افزایش دسترسی به جنس مخالف، همجنس بازی افزایش پیدا کند، و حال آنکه ادعا این باشد که دلیل افزایش همجنس بازی، در دسترس نبودن جنس مخالف است؟!

    نگاهی به آمار می اندازیم:

    در اين گزارش با استناد به نامه‌ای از وزارت آموزش و پرورش، نتايج تحقيق بر ۱۴۱ هزار و ۵۵۵ دانش آموز دختر و پسر دوره متوسطه در سال تحصيلی ۱۳۸۷-۱۳۸۶ منتشر شده است.

    به گزارش پارسینه، مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی ایران، نوزدهم خرداد گزارشی با عنوان «ازدواج موقت و تاثير آن بر تعديل روابط نامشروع جنسی» روی وب‌سايت خود منتشر کرده است.

    در اين گزارش با استناد به نامه‌ای از وزارت آموزش و پرورش، نتايج تحقيق بر ۱۴۱ هزار و ۵۵۵ دانش آموز دختر و پسر دوره متوسطه در سال تحصيلی ۱۳۸۷-۱۳۸۶ منتشر شده است.

    بر اساس اين تحقيق، ۱۰۵ هزار و ۴۶ نفر دانش آموز يعنی ۷۴.۳ درصد دارای رابطه «غير مجاز با جنس مخالف» بوده‌اند.

    همچنین طبق این گزارش، در سال تحصیلی 1386-1387 از 141552 دانش آموز (دختر و پسر) دوره متوسط در کل کشور تعداد 24889 نفر (17.5 درصد) دارای روابط همجنسگرایی (لواط و مساحقه) بودند.

    به نوشته این گزارش، بر اساس اظهارات کارشناسان در سال 1388 در دهه 1960 و 1970 میلادی سن روسپیگری بالای 30 سال بود، اما اکنون سن روسپگیری به 15 سال به بالا رسیده است. تحقیقات دانشگاه شهید بهشتی نشان داده است که آمار روسپیگری بین زنان متاهل بیشتر از مجردهاست و 11 درصد روسپیان شهر تهران با اطلاع همسرانشان دست به روسپیگری می زنند.

    در سال های 1388 و 1389 آمار کشف باندهای فساد 30 الی 35 درصد افزایش داشته است.

    گزارش مرکز پژوهش‌های مجلس همچنين به يک تحقيق انجام شده توسط محمود گلزاری، عضو هيات دانشگاه علامه طباطبايی اشاره کرده است.

    بر اساس اين تحقيق، ۸۰ درصد دختران مورد پرسش در چند دبيرستان دخترانه تهران گفته‌اند که رابطه با جنس مخالف را تجربه کرده‌اند.

    محمود گلزاری، معاون ساماندهی امور جوانان وزير ورزش و جوانان، ۲۱ ارديبهشت امسال نيز گفته بود که بر اساس گزارش‌های آموزش و پرورش، ۴۰ درصد دانش‌آموزان رابطه با جنس مخالف را از ۱۴ سالگی شروع کرده‌اند.

    به گفته وی، ارتباطِ پيش از دانشگاه دختران و پسران نسبت به ۳۰ سال پيش، سه برابر شده و زمان شروع رابطه جنسی نيز به دوره راهنمايی رسيده است.

    تهيه کنندگان گزارش مرکز پژوهش‌های مجلس تاکيد کرده‌اند که اين آمار گوشه‌ای از حقيقت را نشان می‌دهد نه همه آن را.

    پژوهشگران اطلاع دارند که در تحقیقات روانشناختی، دو فن عمده هستند که بیشتر مورد استفاده قرار می گیرند. یکی از آنها «فن قانون نگر» و نوع دیگر فن «فردنگر» است. در فنون قانون نگر، پژوهشگران علاقه دارند که تغییرات متغیرها را در گروه های افراد بررسی نمایند. اما در فنون فردنگر، محققان علاقه بیشتری به بررسی تک آزمودنی ها دارند. با این توضیحات، به وضوح نتیجه گرفته می شود که مطابق با فن قانون نگر، ادعای مطرح شده هیچ توجیه علمی ندارد. چرا که آمار همجنس بازی و روابط بین دختران و پسران، همزمان افزایش نشان می دهند. پس، نمی توان ادعا کرد که دلیل افزایش یکی، کاهش در دیگری است! در چنین مواردی، معمولا محققان در پی علل و موارد و متغیرهایی هستند که بر هر دو متغیر مورد بررسی، اثرگذار بوده اند.

    در صورتی هم که مطابق با فن فردنگر عمل شود، باید دانست که چنین مطالعه ای، بسیار عمیق و وسیع و چندبُعدی است. ساده انگارانه است که موضوعی که مرتبط با پیچیده ترین موجود خلقت است و خود نیز موضوع پیچیده و چندبعدی را با یک دلیل ساده تبیین کنیم، آن هم در صورتی که به وضوح می بینیم آمار خلاف آن را نشان می دهد و چنین تبیینی کمکی به درک مساله نمی کند. ممکن است در رابطه با مورد یا موارد محدودی به درستی عمل کند، که البته در اینجا بعید است چنین چیزی هم صحت داشته باشد(نگاه کنید به بحث اولیه همین مقاله).
    همچنین نکته حائز اهمیت دیگری که باید بدان توجه کنیم، مکانیزم توجیه اخلاقی است. آلبرت بندورا اعتقاد دارد که افراد برای فرار از سرزنش کردن خود(به خاطر انجام دادن رفتارهای غیراخلاقی) تدابیر یا مکانیزمهایی به کار می برند تا خود را تبرئه سازند. این مکانیزمها عبارتند از: توجیه اخلاقی، برچسب زدن مدبرانه، مقایسه سودمند، جابجایی مسئولیت، تقسیم مسئولیت یا لوث مسئولیت، بی اعتنایی به پیامدها یا تحریف آنها، غیرانسانی کردن، نسبت دادن سرزنش.
    به طور مثال، فردی که می گوید من مامورم و معذور. یا کسانی که دست به تجاوز جنسی می زنند و تمایل فرد مقابل و تحریک وی را مسئول اعمال خود می دانند. در مورد حاضر هم فرد باید به نوعی خود را تبرئه کند و توجیهی بتراشد و این پاسخ که چون دسترسی به جنس مخالف نداشتم مرتکب چنین عملی شدم، به وضوح می تواند یک چنین مکانیزمی باشد.

    در ادامه آمده است:

    شايد عجيب باشد اما زماني كه با يك رويكرد اشتباهي خواستيم نصفي از جمعيت كشور را از نصف ديگر آن دور نگاه داريم تا مبادا ديانت آنان به خطر بيوفتد نه تنها ديانت را حفظ نكرديم بلكه انسانيت آنان نيز رنگ باخت!
    باید دانست که این جمله در نتیجه ی صحبت های قبلی آمده و دیدیم که صحبت های قبلی، جای نقد و بررسی فراوان دارند و صحتشان محل تردید بسیار است. مقدمات نادرست، منجر به نتیجه گیری نادرست می شود. کسی در پی جدا کردن نصف جمعیت از نصف دیگر نیست، بلکه بحث بر سر این است که زن و مرد، باهم، چگونه در خانواده و جامعه به بهترین نحو فعالیت داشته باشند که ارزشهای اخلاقی در جامعه حفظ شود. نگاه به افراد نگاه انسانی باشد و نه جنسی. چگونه آموزش دهیم که شاهد خیانت های زن و مرد به همسران و فرزندانشان نباشیم؟ که البته در زمینه آموزش این مسائل ضعیف عمل شده است و بایستی تدابیر اساسی اندیشیده شود. ضمن اینکه ادامه این جمله، خود بحثی نو را باز می کند. دیانت، انسانیت، ارتباط اینها با هم، انسانیت منهای دیانت و ... .

    فعلا در همینجا بخش اول بحث را به پایان می برم و ان شاء الله ادامه بحث را در ارسال های بعدی بیان خواهیم کرد.
    از امام علی علیه السّلام پرسيدند «خير» چيست؟ فرمود:

    خوبى آن نيست كه مال و فرزندت بسيار شود، بلكه خير آن است كه دانش تو فراوان و بردبارى تو بزرگ و گران مقدار باشد و در پرستش پروردگار در ميان مردم سرفراز باشى، پس اگر كار نيكى انجام دهى شكر خدا به جاى آورى، و اگر بد كردى از خدا آمرزش خواهى. در دنيا جز براى دو كس خير نيست: يكى گناهكارى كه با توبه جبران كند، و ديگر نيكوكارى كه در كارهاى نيكو شتاب ورزد.


    نهج البلاغه، حکمت 94
    پاسخ با نقل و قول

  2. نقد سخن: «بررسی علل رشد همجنس بازی در کشور»  سپاس شده توسط A@92,ebtekar33,elnaz.t,fateme7393,M.J.Azizi,m1392,mozhghan,narges☺,niloofarabi,rahe shab,samin66,sokut,مهدوی,مهرسا62,مریما,کوثر حبیبی,تیرا,جیگر طلا,حسینی,شروین

  3. ارسال:2#
    جیگر طلا آواتار ها
    سلام
    تشکر از بحث مهم تان
    گذشته از مباحث ارائه شده (البته اینکه طبق آمار مرکز پژوهش های مجلس ۸۰ درصد دختران مورد پرسش در چند دبيرستان تهران گفته‌اند که رابطه با جنس مخالف را تجربه کرده‌اند.) همین نشان می دهد این نگاه اشتباه است که در کشور تلاش شده که دو جنس را از همدیگر دور کنند، چرا که
    اگر چنین بود این آمار 80درصدی ارتباط میان دو جنس مخالف هیچگاه مطرح نمی شد. البته باید این اتفاق آن هم به صورت هدفمند و اصولی در چارچوب اعتقادات مذهبی در جامعه انجام می شد تا امروز شاهد این بی بند و باری و بی فرهنگی در جامعه نمی بودیم.
    گذشته از این حرف ها معمولاً مسائل جنسی ابتدا به صورت یک کنجکاوی در فرد آن هم در دوران کودکی ظاهر می شود که وضعیت پوشش خانواده نیز بر آن می تواند دامن بزند. کودک وقتی میان خود و مادر و خواهر یا پدر و برادر، تفاوت هایی را می بیند این تفاوت ها فکر او را درگیر می کند و اینجاست که مدیریت اصولی پدر یا مادر در پاسخ به سوالات و کنجکاوی های کودک می تواند راه گشا باشد و او را به سمت خیر و صلاح هدایت کند.
    اما زمانی که کودک از سوی بزرگترها نهی می شود و نمی تواند این مسائل را به راحتی مطرح کند و پاسخ بگیرد، جمع دوستان و همسالان می تواند بهترین فضای ممکن برای رسیدن به پاسخش باشد. که نتیجه آن هم نگفته پیداست و این در واقع شاید اولین گریزگاه و کجروی جنسی در کودک و پا گذاشتن به گناهی بزرگ به نام همجنس بازی و همین طور خود ارضایی باشد.

    پاسخ با نقل و قول

  4. نقد سخن: «بررسی علل رشد همجنس بازی در کشور»  سپاس شده توسط elnaz.t,M.J.Azizi,m1392,narges☺,niloofarabi,مهرسا62,محسن عزیزی,کوثر حبیبی,تیرا,شروین

  5. ارسال:3#
    کوثر حبیبی آواتار ها
    سلام

    یه قسمتی از خود متن نتیجه ی گرفته شده رو نقض میکنه

    «دليل اصلي گرايش جوانان به هم جنس بازي تنها "در دسترس نبودن جنس مخالف است" همين.

    تفاوت جامعه ما با جوامع غربي اين است اگر در آنجا هم جنس بازي رواج دارد به دليل تنوع و مشكلات رواني_عاطفي است ولي در ايران قضيه فرق مي كند.»


    خب اگر قرار بود که با در دسترس بودن جنس مخالف این مشکل حل بشه ، چرا در جوامع غربی با وجود فراهم بودن این جو ، همچنان این مشکل وجود داره ؟؟؟

    میبینیم که دلیل اصلی گرایش به همجنس بازی این موضوع نمیتونه باشه که اگر در ایران هم همین روند پیش بره، آخر مسیر همون میشه که در حال حاضر در جوامع غربی وجود داره و چه بسا آمار از این هم بالاتر میره
    هر مشکلی راه حل خودشو میطلبه که اگر راه حل پیشنهادی اشتباه باشه نتیجه بدتر میشه که بهتر نمیشه

    مشکل مشکل جدیدی نیست و این مشکل و چالش در جوامع غربی اتفاق افتاده و پیش رفته و نتیجه هم مشخص و معلومه

    نمیدونم چرا بعضی افراد اصرار دارن که هر موضوعی رو خودشون به شخصه تجربه کنن حتی زمانی که نتیجه اش رو بار ها به چشم دیدن و از تجربه ها استفاده نمیکنن

    و همین موضوع باعث تباهی و پشیمانی میشه

    جوامع غربی دارن گرایش پیدا میکنن به سمت اسلام و دین کامل چون مسیر های قبلی رو تجربه کردن و پوچی رو در اون حس کردن

    چرا خوب فکر نمیکنیم تا انتخاب درستی داشته باشیم ؟؟؟
    بسم الله الرحمن الرحیم

    و هرگز در زمین به کبر و ناز راه مرو( و غرور و نخوت مفروش) که به نیرو زمین را نتوانی شکافت و به کوه در سربلندی نخواهی رسید.


    آیه ی 37 سوره ی اسراء
    پاسخ با نقل و قول

  6. نقد سخن: «بررسی علل رشد همجنس بازی در کشور»  سپاس شده توسط elnaz.t,M.J.Azizi,m1392,narges☺,niloofarabi,مهرسا62,محسن عزیزی,نرگس,تیرا,جیگر طلا,شروین

  7. ارسال:4#
    MeDiC آواتار ها
    دوستان به نظر من تابوهای مطرح پیرامون عدم وجود دسترسی به رابطه با جنس مخالف با افزایش آمار همجنسگرایی مرتبطه ولی الزاما تنها دلیلش نیست! من به شخصه خودم در تمامی مقاطع تحصیلی بودم و دیدم که از 32 نفر دانش اموز ،هر 32 نفرش هم تمایل به داشتن رابطه با همکلاسی های خودش رو داشته و کاملا هم واضح بود که طرف بخاطر نیازشدیدشه که به این قضیه پناه میبره و اینجاست که "همجنس بازی" ایجاد میشه
    درادامه بنگر من بهتره از واژه ی همجنس بازی استفاده نکرد چون بنوعی توهین امیز هم هست!
    پاسخ با نقل و قول

  8. نقد سخن: «بررسی علل رشد همجنس بازی در کشور»  سپاس شده توسط elnaz.t,M.J.Azizi,m1392,محسن عزیزی,جیگر طلا

  9. ارسال:5#
    Far Zane آواتار ها
    سلام

    راستش من فکر نمیکنم دلیل همجنس باز بودن خیلی از مردم این باشه ک جنس مخالف در دسترسشون نیست باشه...
    ب نظر من این ک ی نفر به جنس موافقش همچین دیدی داشته باشه ک بتونه نیازهای جنسیشو برطرف کنه مشکل روحی و روانی داره...
    اخه چجوری؟؟
    من خومم واقعا یکی از دوستامو عاشقانه دوستش دارم اما به این فکر نمیوفتم...با اینکه اصلا جنس مخالف برام جذابیتی نداره یعنی برام بودن یا نبودن اقایون مهم نیست.این دلیل نمیشه همچین حسی بهم دست بده.
    خدایا

    کودکان گل فروش را میبینی ؟

    مردان خانه به دوش

    دخترکان تن فروش

    واعظان دین فروش

    پسران کلیه فروش

    انسانهای آدم فروش

    همه را میبینی؟

    میخواهم یک تکه آسمان کلنگی بخرم ، دیگر زمینت بوی زندگی نمیدهد!!!
    پاسخ با نقل و قول

  10. نقد سخن: «بررسی علل رشد همجنس بازی در کشور»  سپاس شده توسط elnaz.t,M.J.Azizi,m1392,narges☺,niloofarabi,مهرسا62,محسن عزیزی,نرگس,تیرا,جیگر طلا

  11. ارسال:6#
    نرگس آواتار ها
    من اصلا قبول ندارم که چون جنس مخالف در دستزس نیست این کار رو می کنن که آمار ارتباط با جنس مخالف خودش اینو. نشون میده من تنها مادر ها و پدر ها رو مقصر می دونم نمیدونم چی تو مغزاشون میگذره که تیشه برداشتن به ریشه بچه خودشون میزنن با حرفاشون با خیانتاشون به همسراشون وخیلی کارای دیگشون وقتی یه پسر یا دختر تو سن دختر خود من ببینه مادرش با چند تا مرد دیگه رابطه داره شماره مخفی داره یا پدرش خیانت می کنه کنجکاو میشه چه خبره در مورد جدا بودن دوجنس هم استادی بزرگوار تو کلاسای درسی ما فرمودند (تدریس قرآن داشتند)که ما میایم بچه ها رو تو سن کودکیشون یعنی پیش دبستانی و بعضی جاها مهد جدا میکنیم درصورتی که توی اون سن براشون مهم نیست توی سن دبستان جدا می کنیم بعدش میایم موقعی که شدن آتیش وپنبه تو سن دانشگاه بدون هیچ آگاهی درست برخورد کردن با جنس مخالف توی دانشگاه کنار هم میزاریمشون خوب اگه از سن پایین با آموزش کنار هم باشن این همه اتفاقات بد نمیافته منم به اینم حرف عقیده دارم حالا اگه از هم جدا هستن آگاهی بدیم (البته باید شما روانشناسان عزیز راه کارا رو همین جا هم بزارین تا مادرایی مثل من اجرا کنن)بعد مدعی شیم ما همه برای بچه هامون انرژی و وقت میزاریم
    دلت که تنگ یک نفر باشد ،لحظه ای فراموشی هم نداری تو دلت تنگ است ، دلت برای همان یک نفر تنگ است که تا نیاید تا نباشد هیچ چیز درست نمیشود ، هیچ چیز … افسوس که بعضی آمدن ها دیگر فقط در خواب است !
    پاسخ با نقل و قول

  12. نقد سخن: «بررسی علل رشد همجنس بازی در کشور»  سپاس شده توسط elnaz.t,M.J.Azizi,m1392,narges☺,مهرسا62,محسن عزیزی,کوثر حبیبی,تیرا,جیگر طلا

  13. ارسال:7#
    محسن عزیزی آواتار ها
    سلام

    خوشحالیم که اعضای همیاری هم در بحث شرکت بیشتری نشان دادند و این کمک می کند تا دیدگاه های مختلف بیان شوند و بحث پویاتری دنبال شود.

    پس از ارسال ما در همیاری، دوستان عزیزمان در تعهد سه ارسال کننده داشتند:

    نخستین ارسال کننده، بیان داشته اند که بحث باید به صورت علمی در خصوص همجنس بازی صورت پذیرد و به ما ایراد گرفته اند که شما بحث را مذهبی کرده اید!

    ما از این پیشنهاد که بحث به صورت علمی پیش برود قطعا استقبال خواهیم کرد. به نظر من اگر متن با دقت مطالعه می شد، چنین ابهامی پیش نمی آمد. در ابتدای صحبت های نگارنده مقاله اصلی سوالی مطرح شده بود با این مضمون که چرا علی رغم اینکه در جامعه عقاید مذهبی رواج دارد، همجنس بازی رو به افزایش است. در پاسخ به این سوال، لازم دیدیم که راجع به عقاید مذهبی و منظور از آن رفع ابهام کنیم.

    دلیل علمی بر رد صحبتهای بیان شده، در متن موجود است. همانگونه که گفته شد، افزایش در روابط دختر و پسر کاملا مشهود است. اینکه در ادامه نوشته اند اینگونه روابط نشان دهنده رابطه نرمال نیست، یا با استرس همراه است، یا هزینه دارد که چیز تازه ای نیست. به فرض صحت این ادعا، سوال اینجاست که استرس و هزینه پنج سال پیش بیشتر بوده یا حالا؟ جواب کاملا روشن است. قطعا استرس و هزینه روابط در گذشته بیشتر بوده. بنابراین، متغیرهای استرس و هزینه، اصطلاحا کنترل می شوند! و طبق آمار می بینیم که روابط بین دخترها و پسرها افزایش نشان می دهد، و همچنین به صورت همزمان می بینیم که روابط با همجنس ها هم افزایش نشان می دهد؛ در چنین شرایطی، باید متغیرهایی را پیدا کنیم که سبب افزایش در هر دوی این روابط شده اند. همانگونه که در ارسال نخست هم بیان شد، این فرضیه که به دلیل عدم دسترسی به جنس مخالف، رابطه با جنس موافق افزایش یافته است، طبق فن قانون نگر در روش علمی، رد می شود. اما مطابق فن فردنگر، ممکن است در برخی موارد درست عمل کند که البته آن هم می تواند به عنوان متغیر زمینه ساز( و نه مسبّب) مورد بحث قرار بگیرد و راههای برون رفت از آن را برای مواردی که چنین تحلیلی در موردشان انجام شده، به وقتش بیان شود.

    سوالاتی هم مطرح شده. مثلا بیان شده است که:

    درجواب این متنی که بیان شده باید بگویم که انسان دارای غرایزی هست که معمولا در دوره ی نوجوانی فعال می شود وبه اوج خود میرسدویک نوجوان یایک بحرانی روبرو می شودکه شدیدا اورا تحت فشار واسترس قرار میدهد وحالا من در برابر توضیحات این متن سوال میکنم یک نوجوان برای کنترل این غرایزش چه کار باید بکند وچگونه کنترل کند ومعمولادر برابر این مشکلات راه حل ازدواج را قرار میدهند،خوب یک نوجوان که هیچ شرایط ازدواج را ندارد چگونه باید ازدواج کند؟!وهمچنین برای کنترلش صحبت از فعالیت های سالم شده است،منظور کدام فعالیت سالم ؟اگر منظور ورزش باشد خود ورزش بدن وانرژی موجود را ریکاوری میکند!
    من بیست واندی که قدم به این دنیا نهاده ودر جامعه ی ایرانی زندگی کرده ام جز سرکوب کردن واحساس کناه چیزی از فعالیت سالم ندیده ام.
    درباره اینکه غرایزی هست که در دوره نوجوانی فعال می شود، باید توضیحاتی داده شود.

    آنچه من از این بیان برداشت کردم، این است که منظور ایشان ترشح هورمونهایی است که بر رفتار جنسی تاثیر دارند، یعنی آندروژنها و استروژنها

    در کتاب انگیزش و هیجان جان مارشال ریو آمده که «هورمونها بر رفتار جنسی انسان تاثیر دارند، اما آن را تعیین نمی کنند

    در واقع در خصوص میل جنسی، عوامل بیرونی به عنوان «محرکهای انگیختگی» دارای نقش مهمی هستند.

    در واقع میل جنسی با سایر امیال انسان ها تفاوتهایی دارد. در همین کتاب می خوانیم:

    «مهمترین تفاوت بین میل جنسی و نیازهای فیزیولوژیکی دیگر آن است که پرهیز جنسی مثل محرومیت از آب و غذا یا بی توجهی به درد، باعث مرگ نمی شود

    همچنین می خوانیم: «نیروهای فیزیولوژیکی در انگیزش جنسی انسان، فقط این انگیزش را بیشتر می کنند نه اینکه آن را کنترل کنند.»

    در واقع منظور این است که انگیزه های انسانها تحت تاثیر نیروهای فیزیولوژیکی و غیرفیزیولوژیکی(محیطی، اجتماعی، فرهنگی، شناختی و ...) هستند، اما مراتب تاثیر این نیروها بر انگیزش های مختلف، متفاوت است. بیشترین تاثیرات فیزیولوژیکی مربوط به انگیزش درد هستند، پس از آن تشنگی، سپس گرسنگی و در انتهای پیوستار هم انگیزش جنسی.

    خلاصه کلام اینکه پرهیز از میل جنسی کسی را نمی کشد، و این میل بیشترین تاثیرات را از شرایط غیرفیزیولوژیکی دریافت می کند، و کمتر تحت تاثیر شرایط فیزیولوژیکی است.

    مهمترین نتایجی که از این توضیحات عاید می شود این است که:

    1. میل جنسی را میتوان کنترل کرد.
    2. کسی بر اثر ارضا نشدن میل جنسی نمی میرد.
    3. باید عوامل محیطی مؤثر بر انگیختگی جنسی را شناسایی کنیم. این عوامل در کنترل میل جنسی اثرگذار هستند.

    حال بهتر می توان به سوال مطرح شده پاسخ داد. همانگونه که گفته شد، ترشح هورمونهایی که بر رفتار جنسی اثرگذارند در سنین نوجوانی امری طبیعی است؛ اما این هورمونها با وجود اینکه در انگیختگی جنسی نقش دارند، اما آن را تعیین نمی کنند. عوامل محرک و تعیین کننده، کمتر جنبه فیزیولوژیکی دارند و بیشتر جنبه محیطی دارند. پس، می توانیم با کنترل این عوامل، میل جنسی را برای مدتی معین کنترل کنیم. در صورتی که این عوامل را شناسایی کردیم، اما بنا به هر دلیلی تحریک صورت پذیرفت، برای ارضای طبیعی و سالم میل جنسی راهکار داریم که آن را به وقتش با توضیحات کامل بیان خواهیم نمود.

    سرکوب با کنترل متفاوت است. اگر تحریک نباشد، سرکوب هم مطرح نمی شود. زمانی که تحریک به شدت رواج پیدا کرد، و راهی برای ارضای میل جنسی وجود نداشت، آنگاه بحث سرکوب پیش می آید که البته همانگونه که گفتم راهکار را بیان خواهیم کرد. اما وقتی عوامل تحریک را مهار کردیم، دست به کنترل زده ایم. در واقع می خواهیم این عبارت را که «الانسان حریص علی ما منع منه»، توضیح بیشتری دهیم. این مطلب کاملا صحیح است اما نیازمند نیازمند توضیح است. بیان شهید مطهری(ره) درباره این عبارت خواندنی است:

    «انسان به چیزی حرص می ورزد که هم از آن ممنوع شود و هم به سوی آن تحریک شود؛ به اصطلاح تمنای چیزی را در وجود شخصی بیدار کنند و آنگاه او را ممنوع سازند. اما اگر امری اصلا عرضه نشود یا کمتر عرضه شود، حرص و ولع هم نسبت بدان کمتر خواهد بود.»

    ان شاء الله ادامه بحث را پیگیری خواهیم کرد.
    از امام علی علیه السّلام پرسيدند «خير» چيست؟ فرمود:

    خوبى آن نيست كه مال و فرزندت بسيار شود، بلكه خير آن است كه دانش تو فراوان و بردبارى تو بزرگ و گران مقدار باشد و در پرستش پروردگار در ميان مردم سرفراز باشى، پس اگر كار نيكى انجام دهى شكر خدا به جاى آورى، و اگر بد كردى از خدا آمرزش خواهى. در دنيا جز براى دو كس خير نيست: يكى گناهكارى كه با توبه جبران كند، و ديگر نيكوكارى كه در كارهاى نيكو شتاب ورزد.


    نهج البلاغه، حکمت 94
    پاسخ با نقل و قول

  14. نقد سخن: «بررسی علل رشد همجنس بازی در کشور»  سپاس شده توسط elnaz.t,M.J.Azizi,m1392,narges☺,niloofarabi,sokut,کوثر حبیبی,جیگر طلا,حسینی,شروین

  15. ارسال:8#
    MeDiC آواتار ها
    درود
    محسن عزیزی جان من یه سری مسئله مطرح میکنم
    در قدم اول مایلم بگم کنترل میل جنسی چندان هم اسون و ممکن نیست! برای نمونه وجود امار بالای تجاوز به عنف و یا انجام عمل خودارضائی بیانگر این موضوعه!درهرصورت فرد بخاطر ناتوانی در کنترل خودش بوده که اقدام به این عمل کرده!همچنین کاهش عوامل برانگیختگیه میل جنسی هم چیز ممکنی نیست! مطمئنا این که بزور بیاییم همه ی جمعیته چند ده میلیونی بانوان رو مجبور به استفاده از حجاب بکنیم قاعدتا اصلا مقدور نیست،یا مثلا همونطور که اشاره شد با توسل به زور و تحریم اقدام به فیلـترو مهر موم کردن رسانه ها اقدام به قطع ارتباط کشور با جهان خارج بشیم
    جهان خارجی که خودش خط مشئی دیگه ای رو پیرامون مسائل جنسی در پیش گرفته!
    الان جهان غرب در بین ایرانیان اول از همه به فضای باز جنسیش معروفه!
    درادامه اگر یه مقایسه یی بین غرب و شرق داشته باشیم میبینیم که غرب از هرجهت از اینجا بهتره
    از جهت فناوری که اصلا حرفی برای گفتن نیست
    از جهت فرهنگی هم ایا بطور کلی میشه ایران رو بالاتر از غرب قلم داد کرد؟ یه زمانی میگفتن خانواده های ایرانی مستحکم هستن و بی بندوباری در غرب خطرناکه. ولی ایا واقعا خانواده های ما ازین استحاکم برخوردارن؟من به شخصه از هر 5 زوجی که میبینم شاید یکیش زندگی خوبی داشته باشه و بقیه بنوعی همدیگه رو تحمل میکنن یا نهایتا از هم جدا میشن !اصلا ایا جو صمیمانه ای بین زن و شوهر ایرانی وجود داره؟ چقدرشون به اینشکل هستن؟تا همین ده بیست سال پیش که مرد سالاری بیداد میکرد و زنان تمکین شده ی مرد ها بودن!الان هم که دیگه دخترهااصلا حاضر به تحمل شوهر های مستبد نیستن و در نتیجه شاهد افزایش چشمگیر امار طلاقیم!
    فرهنگ ایرانی ای که خودش رو از این جهت هم برتر از غرب میدونست ،اگر عمیقا بررسیش کنیم میفهمیم که اوضاع از چه قراره
    من به شخصه در بین اروپایی ها و یا حتی امریکایی ها زندگی نکردم و قاعدتا نمیتونم نظری فراتر از دانشم راجبشون بدم ولی بطور کلی همین که از دور هم نگاهشون بکنیم میشه فهمید کیفیت زندگیشون بطور کلی از ما ایرانی ها هم بالاتره! حتی به رقم وجود فضای بسیار باز تر جنسی !
    پس درنتیجه وجود چنین فضایی الزاما نمیتونه دلیل صرف اسیب های اجتماعی وخانوادگی بشه !
    همین مسئله رو به همجنس گرایی هم ربط میدم !
    امیدوارم این تصور که این پست چندان مرتبط با بحث فعلیه ایجاد نشه!چون بدون ارتباط با این موضوع نیست و مقوله ی همجنسگرایی هم یه بخشی از همین سابجکت عظیمه!
    پاسخ با نقل و قول

  16. نقد سخن: «بررسی علل رشد همجنس بازی در کشور»  سپاس شده توسط جیگر طلا

  17. ارسال:9#
    محسن عزیزی آواتار ها
    سلام

    ممنونیم از نظرات دوستان و طرح سوالاتشان که قطعا به نتیجه گیری بهتر بحث کمک خواهد کرد.

    برای پاسخگویی به سوالات و ابهامات، بنده در حد وسع خودم سعی می کنم پاسخ بدهم و البته چون مدام بحث در بحث پیش می آید و سوالات جدیدی مطرح می شود، سعی می کنیم ابتدا بحث اصلی را حفظ کنیم و سپس مباحث حاشیه ای را در جای خود پیگیری نماییم. بنده سعی می کنم تک تک نظرات دوستان را بررسی کنم، منتها مطمئنا فرصت نمی کنم به یکباره درباره همه موارد پاسخ ارائه بدهم. پس، بدون عجله پیش میرویم.

    در ادامه بحث و در این لینک، این پرسش را طرح نموده اند که:

    درود عزيزان و سپاس از تك تكان كه در تاپيك شركت كرديد.
    اميدوارم بتونم به ابهامات دوستان پاسخ درخوري بدهم، هرچند مديركل گرامي خانم آزاده بسياري از حرف هاي من رو بيان كردند.

    شايد من در نگارش مقاله قدري خلاصه وار عمل كردم، ببينيد دوستان چرا وقتي صحبت از رابطه با جنس مخالف ميشود سريع به سمت رابطه جنسي از نوع زيستي آن مي رويم؟!
    پاسخ:

    بنده از لا به لای صحبتهای خود دوستان پاسخ را می دهم.

    در مصاحبه اي كه با افراد هم جنس باز داشتم و انگيزه آنان را از اين كار مي پرسيدم اكثرا اشاره مي كردن به دليل اين است كه به جنس مخالف دسترسي ندارن آنهم نه تنها دسترسي جنسي بلكه دسترسي هم صحبتي و ارضاء نياز هاي عاطفي و انساني.
    به هر صورت چاره كار اطلاع رساني هست با پنهان ساختن و عدم آموزش جنسي جوانان وضع به همين گونه ادامه مي يابد
    براي مثال فرويد حتي "خودارضايي" رو نوعي انحراف جنسي به شمار مياره، اما زماني انحراف رو مطرح ميكنه كه اكثريت يك جامعه دچار خودارضايي نباشند و از طريق كانال صحيح وارد رابطه بشن. حالا در اين موردي كه مطرح كرديد به نظر مي رسه كانال ورود به رابطه دچار انحراف گشته!
    وقتی دختر و پسر با هم اشنا میشن نمیتونن وسط خیابون رابطه جنسی انجام بدن( و البته نباید). خب حالا چه راهی پیش روشون هست؟ اونا نیاز به یه مکان دارن. برای رزرو کردن یه اتاق توی هتل ها و مسافرخانه ها، اونا به کارت شناسایی نیاز دارن و به دخترهای جوان اجازه ورود به هتل یا مسافرخونه داده نمیشه مگر اینکه با مرد محرم( پدر یا برادر یا شوهر) همراه باشه.
    نه نه به هیچ وجه. ما فقط میخوایم میل جنسی مون رو برطرف کنیم و وقتی رابطه با جنس مخالف، هزار جور هزینه و دردسر و خطر داره چه گزینه ای بهتر از همجنسبازی؟
    جوون داره میبینه محدودیت ها رو و بالاخره راهی پیدا میکنه تا امیال جنسی خودشو ارضا کنه و همجنسبازی یکی از این راه هاست.
    ما همجنسبازی رو تایید نمیکنیم. ولی در شرایطی که جنس مخالف قحط باشه، چاره ای جز پناه بردن به همجنسبازی وجود نداره.
    آيا رفتن به كافي شاپ،رابطه جنسي پنهاني،هديه خريدن،قرار هاي ملاقات هاي كوتاه و ...... يعني داشتن رابطه با جنس مخالف؟
    اشتباه اينجاست كه فكرمي كنيم اين شور يا رابطه اي كه در ظاهر جامعه مي بينيم نشان دهنده يك رابطه نرمال است!
    حالا سوال این است که چه کسی سراغ رابطه جنسی از نوع زیستی رفته است؟!!!

    در این باره چند فرضیه مطرح می شود:

    فرضیه شماره یک اینکه منظور از این صحبتها چیزهای دیگری است که نیاز به چشم باطنی برای دیدن دارد.

    فرضیه شماره دو اینکه احتمالا منظور دوستان از واژه «جنسی» چیز دیگری است. مثلا منظور از دسترسی جنسی، احتمالا دسترسی به جنس(مواد) است!

    فرضیه شماره سه اینکه منظور دوستان از «همجنس بازی» احتمالا بازی کردن با همجنس ها است!

    فرضیه چهارم اینکه شاید منظور دوستان از واژه «جنسی» اصلا رابطه جنسی نیست، و مثلا صرف دسترسی به جنس مخالف است؛ منتها اگر مشکل فقط همین است، پس این صحبتها برای چیست؟

    برای جور کردن مکان، جوون ها باید کلی تلاش کنن و اینور و اونور برن و با ترس و لرز بالاخره یه جایی پیدا کنن که مطمئن باشن مکان لو رفته نیست. موقع ورود و خروج شون باید صدبار کوچه رو دید بزنن که مبادا کسی ببینه و زنگ بزنه نیروی انتظامی رو خبر کنه. بارها تجربه تلخ سر رسیدن ماموران انتظامی رو تجربه میکنن طوری که من از خیلی ها شنیدم دیگه بی خیال برقراری رابطه با دوست دختر یا دوست پسرشون میشن. در چنین شرایطی میل جنسی با همون شدت سابق ادامه داره.
    شاید عزیزان به دنبال مکان برای صحبت و دید و بازدید هستند!

    انصافا که خیلی نوبره

    بحثی که ایجاد شده، در خصوص افزایش آمار همجنس بازی است.

    با توجه به علت یابی که کرده اند، لابد راه حل دوستان هم دقیقا افزایش در نه تنها دسترسي جنسي بلكه دسترسي هم صحبتي و ارضاء نياز هاي عاطفي و انساني است. ما بر سر علت یابی صحبت کردیم. بر سر راهکار دوستان هم بحث داریم و راهکار خودمان را نیز ان شاء الله ارائه خواهیم نمود.

    پیش از شروع بحث درباره این راهکار، لازم می دانم برخی موارد را بیان کنم.

    1. هدف مشترک ما عبارتست از: کاهش رواج همجنس بازی

    2. بحث اصلی بر سر علل این پدیده و دادن راهکار است.

    3. ما نیز معتقدیم که در زمینه آموزش ضعیف عمل شده، و لطماتی به این علت خورده ایم. منتها احتمالا در خصوص چگونگی آموزش هم اختلاف باشد.

    4. ما نه طرفدار سرکوب و رهبانیت هستیم، و نه طرفدار آزادی جنسی. ما طرفدار ارضای طبیعی و سالم امیال جنسی و عاطفی_روانی هستیم که در ادامه بیان خواهیم کرد. علل عدم طرفداری مان از رهبانیت و سرکوب، و نیز آزادی جنسی را بیان خواهیم نمود و همچنین راهکار خود و علل آن را.

    5. بحث ما در خصوص کیفیت و چگونگی روابط دختر و پسر است.

    بنابراین، از دوستان تقاضا داریم که پیش داوری ها را کنار بگذارند و بر مبنای صحبتهای بیان شده، بحث را پیگیری نمایند.

    موضع ما هیچ ارتباطی با رهبانیت ندارد.

    ما به هیچ عنوان نه میل جنسی را بد می دانیم، نه طرفدار سرکوب میل جنسی هستیم، منتها در خصوص شیوه ارضای سالم و طبیعی این میل خدادادی صحبت داریم و معتقدیم خالق انسان، مسلما شایسته ترین موجود برای تجویز چگونگی هدایت اوست(در همه زمینه ها).

    متاسفانه برخی عزیزان تمام تلاش خود را می کنند تا ما را متهم به طرفداری از سرکوب میل جنسی معرفی نمایند. بنابراین، لازم می دانیم موضع خود را در این باره به وضوح روشن سازیم.

    آنان که سرکوب میل جنسی را ترویج می کردند، دقیقا غربیان سالهای نه چندان دور بودند.

    اینک به بیان شیوای شهید مطهری(ره) در این باره که اسلام در ضدیت با رهبانیت است، می پردازیم:

    علاقه ی جنسی یا گناه ذاتی در جهان قدیم


    برای ما مسلمانان كه علاقه ی دو همسر را به یكدیگر یكی از نشانه های بارز وجود خداوند می دانیم [1] و نكاح را «سنت» و تجرد را یك نوع «شر» حساب می كنیم، هنگامی كه می خوانیم یا می شنویم بعضی از آیینها علاقه ی جنسی را ذاتاً پلید و آمیزش جنسی را- ولو با همسر شرعی و قانونی- موجب تباهی و سقوط می دانند، دچار تعجب می شویم. عجب تر آن كه می گویند دنیای قدیم عموماً گرفتار این وهم بوده است. برتراند راسل، فیلسوف اجتماعی مشهور معاصر، می گوید: «عوامل و عقاید مخالف جنسیت در اعصار خیلی قدیم وجود داشته و بخصوص در هر جا كه مسیحیت و دین بودا پیروز شد عقیده ی مزبور نیز تفوق یافت. وستر مارك مثالهای زیادی «از این فكر عجیب مبنی بر اینكه چیز ناپاك و تباهی در روابط جنسی وجود دارد» ذكر می نماید.

    در آن نقاط دنیا نیز كه دور از تأثیر مذهب بودا و مسیح بوده است ادیان و راهبانی بوده اند كه طرفداری از تجرد می كرده اند، مانند اسنیتها در میان یهودیان. . . و بدین طریق یك نهضت عمومی ریاضت در دنیای قدیم ایجاد شد. در یونان و روم متمدن نیز طریقه ی كلبیون جای طریقه ی اپیكور را گرفت. . . افلاطونیان نو نیز به اندازه ی كلبیون ریاضت طلب بوده اند. از ایران این عقیده (دكترین) به سمت باختر پخش شد كه ماده عین تباهی است و به همراه آن این اعتقاد به وجود آمد كه هرگونه رابطه ی جنسی ناپاك است و این عقیده با جزئی اصلاح، اعتقاد كلیسای مسیحیت محسوب گردید. » [2]

    این عقیده قرنها وجدان انبوه عظیمی از افراد بشر را تحت نفوذ ترس آور و نفرت انگیز خود قرار داده و به عقیده ی روانكاوان نفوذ این عقیده اختلالات روانی و بیماریهای روحی فراوانی را موجب شده است كه از این جهت مانند ندارد. منشأ پیدایش این گونه افكار و عقاید چیست؟ چه چیز سبب می شود كه بشر به علاقه و میل طبیعی خود به چشم بدبینی بنگرد و در حقیقت جزئی از وجود خود را محكوم كند؟ مطلبی است كه مورد تفسیر متفكرین قرار گرفته است و ما اكنون درصدد كاوش در آن نیستیم؛ مثلاً علل گوناگونی می توانند در گرایش بشر به این گونه افكار و آراء دخیل باشند. ظاهراً علت اینكه فكر پلیدیِ «علاقه و آمیزش جنسی» در میان مسیحیان تا این حد اوج گرفت، تفسیری بود كه از بدو تشكیل كلیسا از طرف كلیسا برای مجرد زیستن حضرت عیسی مسیح صورت گرفت. گفته شد علت اینكه مسیح تا آخر مجرد زیست، پلیدی ذاتی این عمل است و به همین جهت روحانیین و مقدسین مسیحی شرط وصول به مقامات روحانی را آلوده نشدن به زن در تمام مدت عمر دانستند و «پاپ» از میان اینچنین افرادی انتخاب می شود. به عقیده ی ارباب كلیسا تقوا ایجاب می كند كه انسان از ازدواج خودداری كند. راسل می گوید: «در رسالات قدّیسین به دو یا سه توصیف زیبا از ازدواج برمی خوریم، ولی در سایر موارد پدران كلیسا از ازدواج به زشت ترین صورت یاد كرده اند. هدف ریاضت این بوده كه مردان را متقی سازد، بنابراین ازدواج كه عمل پستی شمرده می شد بایستی منعدم شود. «با تبر بكارت درخت زناشویی را فرو اندازید» این عقیده ی راسخ سن ژروم درباره ی هدف تقدس است. » [3]

    كلیسا ازدواج را به نیت تولید نسل جایز می شمارد، اما این ضرورت، پلیدی ذاتی این كار را از نظر كلیسا از میان نمی برد. علت دیگر جواز ازدواج، دفع افسد به فاسد است؛ یعنی به این وسیله از آمیزشهای بی قید و بند مردان و زنان جلوگیری می شود. راسل می گوید: «طبق نظریه ی سن پول، مسأله ی تولید نسل هدف فرعی بوده و هدف اصلی ازدواج همان جلوگیری از فسق بوده است. این نقش اساسی ازدواج است كه درحقیقت دفع افسد به فاسد شمرده شده است. » [4]

    كلیسا ازدواج را غیرقابل فسخ و طلاق را ممنوع می شمارد. گفته می شود كلیسا خواسته است بدین وسیله ازدواج را تقدیس و از تحقیر آن بكاهد. ممكن است علت ممنوعیت طلاق و غیرقابل فسخ بودن ازدواج از نظر كلیسا این باشد كه خواسته است برای كسانی كه از بهشت تجرد رانده شده اند جریمه و مجازاتی قائل باشد. چنانكه می دانیم عقاید تحقیرآمیز راجع به خود زن در میان ملل و اقوام قدیم مبنی بر این كه زن انسان كامل نیست، برزخی است میان انسان و حیوان، زن دارای نفس ناطقه نیست، زن به بهشت هرگز راه نخواهد یافت و امثال اینها زیاد وجود داشته است. این عقاید و آراء تا آنجا كه از حدود ارزیابی زن تجاوز نمی كند، اثر روانی غیر از احساس غرور در مرد و احساس حقارت در زن ندارد. اما عقیده ی پلیدی علاقه و آمیزش جنسی مطلقاً، روح زن و مرد را متساویاً آشفته می سازد و كشمكش جانكاهی میان غریزه ی طبیعی از یك طرف و عقیده ی مذهبی از طرف دیگر به وجود می آورد.


    ناراحتیهای روحی كه عواقب وخیمی بار می آورد همواره از كشمكش میان تمایلات طبیعی و تلقینات مخالف اجتماعی پیدا می شود. از این جهت است كه این مسأله فوق العاده مورد توجه محافل روانشناسی و روانكاوی قرار گرفته است. باتوجه به نكات فوق، منطق عالی اسلام فوق العاده جلب توجه می كند. در اسلام كوچكترین اشاره ای به پلیدی علاقه ی جنسی و آثار ناشی از آن نشده است. اسلام مساعی خود را برای تنظیم این علاقه به كار برده است. از نظر اسلام روابط جنسی را فقط مصالح اجتماعی حاضر یا نسل آینده محدود می كند و در این زمینه تدابیری اتخاذ كرده است كه منجر به احساس محرومیت و ناكامی و سركوب شدن این غریزه نگردد. متأسفانه دانشمندانی امثال برتراند راسل كه از عقاید مسیحیت و بودایی و غیره در این زمینه انتقاد می كنند، درباره ی اسلام سكوت می نمایند.

    راسل در كتاب زناشویی و اخلاق همین قدر می گوید: «كلیه ی بانیان مذاهب به استثنای محمد و كنفوسیوس- اگر بتوان مسلك او (كنفوسیوس) را مذهب نامید- توجهی به اصول سیاسی و اجتماعی نداشته و كوشیده اند تكامل روح را از راه اشراق، تفكر و فنا فراهم كنند. » [5]

    به هر حال از نظر اسلام علاقه ی جنسی نه تنها با معنویت و روحانیت منافات ندارد، بلكه جزء خوی و خلق انبیاست. در حدیثی می خوانیم: «مِنْ اَخْلاقِ الْاَنْبِیاءِ حُبُّ النِّساءِ» [6].

    رسول اكرم صلی الله علیه و آله و ائمه ی اطهار علیهم السلام، طبق آثار و روایات فراوان كه رسیده است، محبت و علاقه ی خود را به زن در كمال صراحت اظهار می كرده اند و برعكس، روش كسانی را كه میل به رهبانیت پیدا می كردند سخت تقبیح می نمودند. یكی از اصحاب رسول اكرم به نام عثمان بن مظعون كار عبادت را به جایی رسانید كه همه ی روزها روزه می گرفت و همه شب تا صبح به نماز می پرداخت. همسر وی جریان را به اطلاع رسول اكرم رسانید. رسول اكرم در حالی كه آثار خشم از چهره اش هویدا بود از جا حركت كرد و پیش عثمان بن مظعون رفت و به او فرمود: «ای عثمان! بدان كه خدا مرا برای رهبانیت نفرستاده است. شریعت من شریعت فطری آسانی است. من شخصاً نماز می خوانم و روزه می گیرم و با همسر خودم نیز آمیزش می كنم. هركس می خواهد از دین من پیروی كند باید سنت مرا بپذیرد. ازدواج و آمیزش زن و مرد با یكدیگر جزء سنتهای من است. ». مطالبی كه درباره ی پلیدی علاقه ی جنسی و آثار ناشی از آن گفتیم مربوط به گذشته ی دنیای غرب بود. دنیای غرب در زمان حاضر در زمینه ی اخلاق جنسی نسبت به گذشته به اصطلاح یك دور 180 درجه ای زده است؛ امروز همه سخن از تقدیس و احترام علائق و روابط جنسی و لزوم آزادی و برداشتن هر قید و بندی در این زمینه است. در گذشته آنچه گفته شده است، به نام دین بوده و امروز نقطه ی مقابل آنها به نام علم و فلسفه پیشنهاد می شود. بدبختانه ما از ضرر افكار قدیم غربیها با همه ی ضعیف بودن وسایل ارتباطی میان اقوام و ملل مصون نماندیم و كم و بیش در میان ما رخنه كرد، اما افكار جدیدشان در اوضاع و احوال حاضر سیل آسا به سوی ما روان است. در قسمت دوم این بحث، درباره ی افكار جدیدی كه در زمینه ی اخلاق جنسی در جهان پیدا شده بحث می شود.

    مجموعه آثار شهید مطهری . ج19، ص: 633



    [1] . وَ مِنْ آیاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْواجاً لِتَسْكُنُوا إِلَیْها وَ جَعَلَ بَیْنَكُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً(روم/21) یعنی یكی از نشانه های او این است كه از خود شما برای شما همسر آفرید تا با او آرام گیرید و میان شما مهر و محبت قرار داد.
    [2] . زناشویی و اخلاق ، ص 25 و 26
    [3] . همان، ص 30
    [4] . همان، ص 31
    [5] . همان، ص 86
    [6] . وسایل ، ج /3ص

    بحث ما با دوستان، بر سر چگونگی ارضای امیال خدادادی(نظیر امیال عاطفی و جنسی) است.

    صحبت های بسیاری مانده که باید بدانها بپردازیم.

    اینک که موضوع ما در خصوص سرکوب میل جنسی روشن شد، می خواهیم به بررسی موضعی که دوستان ارائه کرده اند، بپردازیم.

    موضعی که از سخنان عزیزان برداشت می شود این است که باید دسترسي جنسي بلكه دسترسي هم صحبتي و ارضاء نياز هاي عاطفي و انساني را افزایش داد.

    هدف مشترک ما، کاهش رواج همجنس بازی است. دوستان نگران افزایش این آمار هستند، و بنابراین در پی آزادی های جنسی برای برطرف نمودن مشکل می باشند. یعنی آزادی در دسترسی جنسی و ارضاء نیازهای عاطفی و انسانی. به طور مثال، در مواضع خود سخن از آزاد بودن وجود جا و مکان برای ارضای نیازهای جنسی می کنند، یا بیان می کنند که چون افراد نمی توانند میل جنسی خود را با جنس متفاوت خود ارضا نمایند، به سراغ رابطه جنسی با جنس موافق می روند. پس، راهکارشون افزایش آزادی های جنسی است، به گونه ای که افراد از جنس متفاوت بتوانند به راحتی و بدون استرس و هزینه، با هم رابطه جنسی و عاطفی برقرار کنند. آنچه از نظرات عزیزان برداشت شده این است.

    اکنون می خواهیم این موضع را بررسی کنیم. پیش از آن از عزیزان دعوت می کنیم که اگر موضعشان چیز دیگری است، همین حالا بیان کنند تا ما درباره موضع آنها صحبت کنیم.

    در خصوص نظراتی که در هر دو سایت بیان شده هم به موقع خود بحث خواهیم کرد. نمی خواهیم با عجله پیش برویم. به بقیه صحبت های دوستان هم میرسیم.
    ویرایش توسط محسن عزیزی : 2014_10_10 در ساعت 15:40
    از امام علی علیه السّلام پرسيدند «خير» چيست؟ فرمود:

    خوبى آن نيست كه مال و فرزندت بسيار شود، بلكه خير آن است كه دانش تو فراوان و بردبارى تو بزرگ و گران مقدار باشد و در پرستش پروردگار در ميان مردم سرفراز باشى، پس اگر كار نيكى انجام دهى شكر خدا به جاى آورى، و اگر بد كردى از خدا آمرزش خواهى. در دنيا جز براى دو كس خير نيست: يكى گناهكارى كه با توبه جبران كند، و ديگر نيكوكارى كه در كارهاى نيكو شتاب ورزد.


    نهج البلاغه، حکمت 94
    پاسخ با نقل و قول

  18. نقد سخن: «بررسی علل رشد همجنس بازی در کشور»  سپاس شده توسط elnaz.t,M.J.Azizi,m1392,narges☺,niloofarabi,sokut,مهرسا62,حسینی,شروین

  19. ارسال:10#
    elnaz.t آواتار ها
    سلام باتشکرازآقای دکتربخاطرایجاداین تاپیک
    راستش همیشه وقتی خبرای همجنس بازی یاهمجنس گرایی توی مدرسه پخش میشدیه سوال برام پیش میومدکه چرااینجورهستش؟
    حتی چندین نفرروبخاطرهمین موضوع ازمدرسه اخراج کردن
    عذرمیخوام حتی به چشم چندمورددیده شد
    یک سری ازهم کلاسی هابودن که علاقه ای به اینکه دخترباشن نداشتن وبطورمثال بایکی ازدخترهای همون مدرسمون دوست بودن(دقیقاعین روابط دوجنس مخالف)خب این بحث جداست اماکسایی هم بودن که همین حالت روداشتن اماارتباط هافراترازاین چیزهابود...
    فی الواقع دراین میان یک سری افرادهم بودن که سعی درتقلیدازاین افرادروداشتن
    حالادرمورد بحث موردنظر:
    خب به نظر من این جمله(دليل اصلي گرايش جوانان به هم جنس بازي تنها "در دسترس نبودن جنس مخالف است" همين. )نمیتونه دلیل 100درصدی باشه برای این که به سمت همجنسبازی رفت چون آمار بالای ارتباط باجنس مخالف این قضیه روردمیکنه همچنین اینکه همینجورکه دکترگفتن آمارارتباط باجنس مخالف وهمجنس هردوداره بالامیره
    علل اصلی خودهمجنس بازی یاهمجنس گرایی خودش نیازبه بحث داره امااینجورکه من مواردی روتوی چندمدرسه ای که بودم دیدم یکی ازدلایل رونق همجنس گرایی یاهمجنس بازی نه خودهمجنس گرایی یاهمجنس بازی تاثیردوستان روی هم دیگه بود
    همونجورکه میدونیدهمیشه بین دوستان توی گروه های دوستانه صحبت های مختلفی ردوبدل میشه وبین این چندنفرکه دربالابهشون اشاره کردم این موردمشهودبودیعنی تاثیرافرادروی دوستاشون
    اماموردهایی هم بودکه دوجنس گرابودن(البته دربین آقایون)خب اینگونه افرادازنظرمن بایدمشخص بشه همجنس گراهستن یادگرجنس گرا؟
    اصلااین گرایش میشه دریک زمان هم به جنس مخالف باشه هم به جنس موافق؟(یعنی بودن همجنس گرایی ودگرجنس گرایی دروجودفردبه صورت همزمان امکان پذیراست؟)
    خیلی هاسعی کردن همجنس گرایی رویه غریزه طبیعی جلوه بدن اماازنظرمن اصلاطبیعی نیست
    فعلااین نظرات من بود
    باتشکر
    دلیل تنهاییم راتازه فهمیدم!
    وقتی محبت کردم وتنهاشدم
    وقتی دوست داشتم وتنهاماندم
    دانستم بایدتنهاشدوتنهاماندتا\"خدا\"رافهمید...

    پاسخ با نقل و قول

  20. نقد سخن: «بررسی علل رشد همجنس بازی در کشور»  سپاس شده توسط M.J.Azizi,m1392,niloofarabi,مهرسا62,محسن عزیزی,شروین

صفحه‌ها (2): صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •