تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




چگونه نام پدر حضرت محمد(ص) عبدالله بوده است؟ زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:sara1818
آخرین ارسال:محسن عزیزی
پاسخ ها 3

چگونه نام پدر حضرت محمد(ص) عبدالله بوده است؟

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    با سلام دوستان من یه سوال عجیب و شاید پیش پا افتاده دارم میگن نام پدر حضرت محمد عبدالله بوده در حالیکه ایشون بعد ها به پیامبری می رسن و الله رو به عنوان خدای یکتا معرفی می کنن چرا نام الله در اسم پدرشون وجود داره اون زمان که نام پدر حضرت محمد رو گذاشتن که هنوز خبری از اسلام نبوده پس الله در اسم ایشون به چه معناست؟
    ویرایش توسط محسن عزیزی : 2014_10_07 در ساعت 09:51 دلیل: عنوان
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    تیرا آواتار ها
    سلام


    بت پرستان مکّه منکر خدا نبودند بلکه به خالق یکتا ایمان داشتند و آن خالق یکتا را الله می نامیدند.
    شرک آنها در ربوبیّت و عبادت بود ؛ یعنی معتقد بودند که خالق یکتا ، موجوداتی خداگونه را آفریده و امور جهان را بعد از خلق ، به آنها سپرده است. آنها معتقد بودند که این خدایان پایین دستی هستند که مستقیماً امور ما را تدبیر می کنند ؛ لذا باید از اینها طلب حاجت کنیم و باید اینها را عبادت نماییم . لذا خداوند متعال فرمود: « وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ لَيَقُولُنَّ اللَّهُ قُلْ أَ فَرَأَيْتُمْ ما تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ إِنْ أَرادَنِيَ اللَّهُ بِضُرٍّ هَلْ هُنَّ كاشِفاتُ ضُرِّهِ أَوْ أَرادَني‏ بِرَحْمَةٍ هَلْ هُنَّ مُمْسِكاتُ رَحْمَتِهِ قُلْ حَسْبِيَ اللَّهُ عَلَيْهِ يَتَوَكَّلُ الْمُتَوَكِّلُونَ ــــ و اگر از آنها بپرسى: «چه كسى آسمانها و زمين را آفريده؟» حتماً مى‏گويند:«خدا!» بگو: «آيا هيچ درباره ی معبودانى كه غير از خدا مى‏خوانيد انديشه مى‏كنيد كه اگر خدا زيانى براى من بخواهد، آيا آنها مى‏توانند گزند او را برطرف سازند؟! و يا اگر رحمتى براى من بخواهد، آيا آنها مى‏توانند جلوی رحمت او را بگيرند؟!» بگو: «خدا مرا كافى است؛ و همه ی متوكّلان تنها بر او توكّل مى‏كنند!» (الزمر:38)


    درباره قریش داریم که این گروه مشرک بودند یعنی برای خدا شریک قائل بودند پس خدا را می شناختند و بتها را نیز در کنار خدا می پرستیدند.
    موید این مطلب صحیفه ای بود که مشرکین مکه در محاصره اقتصادی شعب ابی طالب با هم بسته بودند که بعدا موریانه آن را خورده و فقط بسمک اللهم را نخورده بود
    (1)این نشان میدهد که مشرکین الله را قبول داشتند ولی برای آن شریک قائل بودند

    پس رسول الله (ص) عرب را به قبول نمودن خدا فرا نمی خواند ؛
    بلکه آنها را دعوت می نمود به قبول نمودن فقط خدا ؛ یعنی آنها را دعوت می نمود که برای خدا شریک قرار ندهند. البته باید دانست که همه اعراب ، چنین عقیده ای نداشتند ؛ گروهی از اعراب ، که عمدتاً نیز در قبیله ی بنی هاشم بودند ، در دین حنیف (دین ابراهیم(ع) ) بودند که جز خدای یگانه به معبودی اعتقاد نداشتند. پدر و اجداد رسول الله (ص) ، بدون استثناء ، همگی موحّد بوده اند و جز خدای واحد را نپرستیده اند.
    ضمناً نام الله را نیز خود اعراب اختراع نکرده اند ؛ بلکه این اسمی است که جدّ عرب ، یعنی حضرت اسماعیل (ع) آن را رواج داده است.





    1..سیره رسول خدا‏، ص 361/ فروغ ابدیت، ج 1، ص 353، به نقل از تاریخ طبری، ج 2، ص 78.







    پاسخ با نقل و قول

  3. چگونه نام پدر حضرت محمد(ص) عبدالله بوده است؟  سپاس شده توسط niloofarabi,محسن عزیزی,شروین

  4. ارسال:3#
    محسن عزیزی آواتار ها
    سلام

    پاسخ های زیر را نیز مطالعه کنید:

    در مورد کلمه الله این بحث وجود دارد که آیا اصل آن اله بوده و سپس با ورود ال بر آن معرف به الف و لام شده و به شکل الله در آمده و یا از همان اول به صورت الله بوده و به اصطلاح علم بوده است . در هر صورت الله واژه ای نبوده که پس از ظهور اسلام به کار رفته باشد و پیش از آن استعمال نمی شده است بلکه آن چه پس از اسلام مورد تاکید بوده این است که معبود حقیقی و یگانه تنها الله است و خدایان دیگری در کنار و عرض او وجود ندارند و هیچ معبودی جز او نیست در بربر سخن مشرکان که خدا را خالق و آفریننده جهان و هستی می دانستند ولی از نظر ربوبیت و عبادت مشرک بودند و تصور می کردند خداوند پس از آفرینش عالم کاگردانی و تدبیر آن را به خدایان و آلهه و بت ها واگذار نموده و در عبادت نیز همین الهه ها و بت ها که به نظر و عقیده باطل آنها واسطه میان خدا و خلق بودند می پرستیدند .
    ر. ک : الهیات ، استاد جعفر سبحانی

    برگرفته از پرسمان

    پرسشکده
    باعرض سلام وادب خدمت شما دوست عزیز،وبا آرزوی قبولی طاعات وعبادات شما دراین ماه عزیز،
    درپاسخ به پرسش شما مطالبی دررابطه با دین وآیین اجداد پیامبراسلام(ص) مطالبی خدمت شما عرض می کنم،امیدوارم مفید واقع گردد.پیشاپیش از طولانی شدن پاسخ چ/زش می طلبم.
    سلسله اجداد پیامبر بزرگ اسلام عبارت‏اند از عبداله بن عبدالمطلب بن هاشم بن عبد مناف بن قصی بن كلاب بن مرّه بن كعب بن لؤی بن فهر بن نضر بن كنانْ بن مدركْ بن الیاس بن نزار بن معد بن عدنان. از پیامبر(ص) نقل شده كه هرگاه نسب من به عدنان رسید از ذكر دیگر نیاكان خودداری كنید.{1}
    اجماع علمای امامیه بر این است كه پدر و مادر حضرت رسول(ص) و جمیع اجداد آن حضرت تا آدم موّحد و خداپرست بوده‏اند و نور آن حضرت در صلب و رحم مشركی قرار نگرفته است. و اجداد آن حضرت از پیامبران، اوصیا و حاملان دین خدا بوده‏اند. آنها از فرزندان اسماعیل و از اوصیای حضرت ابراهیم بوده و همیشه حاكمیت مكه و پرده‏داری حرم شریف را بر عهده داشته‏اند و آثار پیامبران را تا زمان عبدالمطلب و ابوطالب نگهداری نموده‏اند. در این‏باره روایات فراوانی وجود دارد كه همگی بر خدا محوری و دینداری آن بزرگواران دلالت دارد.
    حضرت علی(ع) می‏فرماید: «والله ما عَبَد أبی و لا جَدّی عبدُالمطلب و لاهاشِم و لا عبدَمنافٍ صنماً قطُّ»;{2} به خدا سوگند پدرم ابوطالب و اجدادم عبدالمطلب، هاشم و عبد مناف هیچگاه بت نپرستیدند.
    همچنین پیامبر اكرم(ص) فرمودند: «ماتَ عبدُالمُطلِّب و أبوُطالبُ عَلی قَولِ لااله‏الاّالله، محمدٌ رسولُ‏الله و علی ملِّْ ابراهیم»؛ عبدالمطلب و ابوطالب با قول لااله‏الاّالله، محمد رسول الله و مذهب ابراهیم از دنیا رفتند.
    از گفتار و رفتار پیامبر و ائمه چنین به دست می‏آید كه آبا و اجداد پیامبر موّحد بوده‏اند.
    قصّی - از اجداد پیامبر - نخستین نفر از بنی كعب بود كه پرده‏داری و كلیدداری كعبه را به عهده گرفت و سقایت حاجیان را نیز انجام می‏داد.{3} قُصی به قریش سفارش می‏كند كه از حاجیان خانه خدا پذیرایی نمایند. او می‏گوید: «ای مردم و سران قریش شما همسایه خانه خدا هستید. این حاجیان مهمان خداونداند و این مهمانان استحقاق كرامت و احترام دارند».
    عبدمناف كه یكی دیگر از اجداد پیامبر است قریش را به تقوای الهی و صله رحم سفارش نموده است.{4}
    هاشم پس از پدرش عبد مناف به اطعام و آبرسانی به حجاج مبادرت می‏ورزید.{5} او همواره افراد در راه مانده و ترسان را امان می‏داد و هنگامی كه هلال ماه ذی‏حجه آشكار می‏گشت، صبح روز اول پشت به خانه كعبه می‏زد و كنار درب كعبه خطبه می‏خواند.{6}
    در احوال عبدالمطلب آورده‏اند كه وی از حكمای قریش بوده و به مستجاب‏الدعوه بودن نیز اشتهار داشته است. او شراب را حرام كرده بود و از اهل عبادت به شمار می‏رفت. از حالات او این بوده كه پیوسته هنگام فرا رسیدن ماه مبارك رمضان به استقبال آن می‏رفت و فقرا را اطعام می‏نمود و از مردم كناره می‏گرفت و در جلال و عظمت الهی تفكر می‏كرد.{7} عبدالمطلب پیوسته می‏گفت: «هیچ ظالمی از دنیا خارج نمی‏شود مگر این كه خداوند از او انتقام می‏گیرد و عقوبت گناهانش را خواهد دید». و می‏گفت: «به خدا سوگند در ورای این دنیا عالمی هست كه نیكوكاران در آن به ثواب عملشان، می‏رسند و بدكاران به خاطر زشتی اعمالشان عقوبت می‏شوند». قریش هر وقت دچار قحطی می‏شد، عبدالمطلب را با خود به كوه ئیر می‏برد تا عبدالمطلب طلب باران كند.{8} زمانی كه اصحاب فیل به مكه حمله‏ور شدند، با دعای عبدالمطلب هلاك شدند. عبدالمطلب گفت: «ای سران قریش این سپاه فیل نمی‏توانند كعبه را منهدم كنند، زیرا این خانه، خدایی دارد كه از آن حمایت كرده و آن را حفظ می‏نماید».{9} و می‏گفت: «للبیت ربُّ و أنا ربّ الاًّبل»؛ نگران نباشید من صاحب شتران هستم و كعبه هم صاحب و خدایی دارد/
    دسته‏ای دیگر از اخبار و روایات موحد بودن اجداد پیامبر(ص) را به اثبات می‏رساند از جمله در تفسیر آیه شریفه: «و تَقَلُّبكَ فی الساجدین»،{10} گروهی از مفسران گفته‏اند: «با این آیه مؤمن بودن اجداد پیامبر(ص) ثابت می‏گردد زیرا لفظ ساجدین صیغه جمع است و حرف «ال» نیز در ابتدای آن به كار رفته و این حاكی از عام استغراقی بودن است. یعنی خداوند می‏فرماید نقل و انتقال تو و نطفه‏ای كه تو از آن به وجود آمده‏ای، از صلبی به صلب دیگر، طیب و طاهر بوده است، زیرا همه كسانی كه حامل این نور بوده‏اند از ساجدان و نمازگزاران بوده‏اند و بدین ترتیب خداوند همه نیاكان تو را از سجده‏كنندگانِ حق دانسته است.{11}
    یكی دیگر از ادله موحد بودن اجداد پیامبر خبری است كه از آن حضرت نقل شده است كه فرمودند: «... حتی اًّذا اَراد الله اَنْ یَخْلُقَ صُوَرنا صَیَّرنا عَمودَ نورٍ ثم قَذفنا ثُمّ أخرَجنا اِلی اَصْلابِ الابأِ و اَرْحامِ الأُمّهاتِ و لا یُصیبنَا نَجسُ الشِركِ و لا سَفاحَ الكفر... فی صُلبِ آدَمْ»;{12} وقتی خداوند اراده فرمود صورت ما را بیافریند، ما را به شكل عمود نور گردانده، در صلب آدم قرار داد. سپس ما را در پشت‏های پدران و ارحام مادران خارج ساخت. به ما پلیدی شرك و كفر نمی‏رسد/
    صاحب سیره حلبیه سپس با نقل كلامی از عرفا می‏گوید: «اجداد پیامبر شریف‏ترین نسب را داشته‏اند». وی می‏نویسد: «قال بَعضُ العارفینِ: و لَمَّا أمَرالله المَلائِكَْ بالسُّجُودِ لاَِّ دم كانَ اًِّسْتِقْبالهُم لِذلِك النُّور فَالْمَسْجُودُ لَه حَقیقًْ هُوالله تعالی و آدم(ع) كالقِبلِْ و تِلك القبلِْ الْمَقْصدُ الأْ عظمُ مِنها اًّنما هو النورُ المُحَمّدی الّذی فی جِبْهته و لمّا حَمَلَتْ حَوّأ عَلیهَاالسَلام بِشَیْت اًّنتقِلَ ذلِكَ النُّور اِلیها ثم لمّا وَضَعَتْه علیه‏السلام ظَهَرَ ذلك النُّور فی جِبْهَتِه وَ كان هُوَ وَصی آدم(ع) عَلی ذُریّتِهِ وَ أَوْصَاهُ آدمُ اَنْ لایَضَع ذلِك النور اًِّلاّ فی المُطهّراتِ من النِسأ و لم تزل هذه الوصیْ جاریٌْ بینَهم تَنْتَقِلُ مِن قَرْنٍ اًِّلی قَرْنٍ اًِّلی اَنْ وصلَ ذلك النُّورُ اًِّلی جَدِّه عَبْدُالمُطَلِّب ثُمَّ اًّلی اًّبنِه عَبدُالله ثُمّ اًّلی أُمّهِ آمنْ و طَهَّرالله تَعالی هذا النَّسب الشریفَ مِن سِفاحِ الجاهِلیّه»؛ بعضی از عرفا گفته‏اند زمانی كه خداوند به فرشتگان دستور داد آدم را سجده كنند استقبال فرشتگان از این سجده به خاطر نور محمد(ص) بود. پس در حقیقت مسجود فرشتگان خداوند بود و آدم(ع) مانند قبله فرشتگان و خداوند قرار داشت و در این قبله نورمحمدی هدف اساسی بود. زمانی كه حوا به شیث حامله شد نور به او منتقل شد و وقتی شیث را به دنیا آورد این نور محمدی در پیشانی شیث بود و او وصی آدم شد و این نور فقط در رحم زنان مطهره قرار می‏گرفت و این وصیت ادامه داشت و از نسلی به نسل دیگر منتقل می‏شد تا این كه این نور به جدّ پیامبر یعنی عبدالمطلب رسید سپس به پسرش عبداله و سپس آمنه منتقل شد و خداوند نسب شریف پیامبر را از هرگونه ناپاكی جاهلی پاك كرده بود.

    دیدگاه اهل‏سنت
    علمای اهل‏سنت در مورد نسب پیامبر دارای سه دیدگاه هستند/
    دیدگاه نخست) آبای انبیا از شرك و كفر منزّه بوده‏اند. علامه آلوسی می‏گوید: «و الَّذی عَوّل علیه الجَّمُ غفیرٌ مِنْ اهلِ‏السُنّْ اَنَّ آزرَ لم‏یكُنَ والدَ ابراهیم، و ادّعُوا اَنّه لیسَ فی آبأِ النبی(ص) كافرٌ اصلاً لقومه(ص) لم اَزلْ اِنقل من اصلابِ الطاهرین الی ارحامِ الطاهرات، و المشركون نجس و تخصیصُ الطهارِْ بالطهارِْ منَ السفاحِ لا دلیلَ یُعّولُ علیه و الحجرْ بعموم اللفظ لا بخصوص السبّب. و قد الفوا فی الاب علی العّم فی قوله تعالی: ام كنتم شهدأ اذ حضر یعقوب الَموت اذ قال لبنیه ما تعبدون من بعدی، قالوا نعبدُ الهك و اله ابائك ابراهیم و اسماعیل و اسحق - . و فیه اطلاقُ الاب علی الجسّدِ ایضاً»؛ آن چیزی كه گروه بزرگی از اهل‏سنت به آن اعتقاد دارند این است كه آزر پدر ابراهیم نبوده و هیچ فردی از پدران نبی(ص) اكرم كافر نبوده است چون پیامبر(ص) فرمود: من پیوسته از صلب‏های طاهر به ارحام مطهره منتقل شده‏ام. همچنین این اتفاق علمای اهل‏سنت است كه: مشركان نجس هستند/
    علمای اهل‏سنت در مورد طهارت پدر و اجداد پیامبر رساله‏های متعددی تألیف كرده‏اند. اكثر این رساله‏ها اثبات كرده‏اند كه آزر اسم عموی ابراهیم(ع) است و این كه چگونه بر عمو اب - پدر - اطلاق می‏شود، در قرآن كریم شاهد این مدعا وجود دارد از جمله آیه 133 از سوره بقره؛ در این آیه بر عمو و جدّ اطلاق اب - پدر - شده است.{13}
    علامه مجلسی می‏گوید: همین قول را امام فخر رازی در اسرار التنزیل بیان كرده است. سیوطی نیز در اثبات این قول چند رساله تالیف كرده است. از جمله رساله موسوم به مسالك الحنفا/
    این رساله‏ها ایمان تمامی آبا و اجداد پیامبر اسلام(ص) را تا حضرت آدم اثبات می‏كند ولیكن فردی به نام سلطان قاری با آن نظریه معارضه نموده و رساله‏ای در اثبات كفر اجداد پیامبر نوشت. ابن‏حجر مكی استاد او، خواب می‏بیند كه قاری از بالای بلندی سقوط می‏كند و پای او می‏شكند. گفته می‏شود این پاداش اهانتی است كه به والدین جناب رسول خدا(ص) نمودی و آنچه در خواب دیده بود واقع شد و تحقق یافت.{14}
    ابوالحسن ماوردی در كتاب اعلام النبوه می‏گوید: «رَوی عَلی‏بن‏ابی‏طالب(ع) اَنَّه قالَ سمعتُ رسولَ الله(ص) یقوُل! ما هممتُ بشی مما كان فِی الجاهلیْ یعمَلون به غیرَ مرتین كُلّ ذلك یَحُولُ الله تعالی بینی و بین ما أُریدُ - فَهذِه أحوالُ عصمته قبل الرسالْ وحده عَنْ دَنَسِ الجَهالِْ فَاقْتضی أنْ‏یَكوُنَ بعدَ الرسالْ اعظمُ و مِن الأَدْناسِ أَسلمُ و كَفی بِهذِه الحَالْ ان یَكون من الاصفیأَ الخیرْ اِن امهلَ و مَن الانقیأ البررْ ان اغَفلَ و من اكبر الانبیأِ عند الله تعالی مَن اُرسل مستخلصَ الفطرْ علی النظرْ و قد اَرسَلَهُ الله تعالی بَعد الاستخلاص و طهّر من الادناس فانتفت عنه تهم الظّنون و سَلِم مِن اِز درأِ العُیون لیكونَ الناسَ الی اجابته اسرع و اًّلی الأنقیادِ لَه أطوعُ»;{15} از علی ابن ابی‏طالب(ع) روایت شده است كه فرمود: از رسول خدا(ص) شنیدم: به هیچ عملی از آن چه كه مردم در عصر جاهلیت انجام می‏دادند، متوجه نمی‏شدم مگر آن كه خداوند بین من و آن عمل حایل می‏گردید. این حال عصمت و بازداری او از آلودگی‏های جهالت در قبل از رسالت می‏باشد. چنین احوالی اقتضا دارد كه آن حضرت پس از مبعوث شدن به رسالت، از گناهان و خطاها پاك‏تر و ضرورت عصمت بیشتر احساس می‏شود. خداوند او را پس از خالص‏سازی به رسالت فرستاد و از پلیدی‏ها و آلودگی‏ها پاك ساخت پس تهمت‏ها و گمان‏های بد از او منتفی گردید و او از زهر چشم‏ها - نگاه چشم - سالم ماند تا مردمان در پاسخگویی او سریع‏تر و در اطاعت فرمانش مطیع‏تر گردند/
    دیدگاه دوم) این گروه می‏گویند لازم نیست اجداد انبیا از كفر و شرك منزه باشند و آزر پدر ابراهیم بوده است، همان‏طور كه پدر پیامبر(ص) كافر از دنیا رفته است. این گفتار رشید رضا در تفسیر المنار است. وی در این مورد به روایاتی از بخاری، مسلم و... استناد كرده است. وی عقیده به پاك بودن عبداله و ابیطالب را غلو دانسته است.{16}
    دیدگا سوم) قایلان به این قول در مورد دین و آیین اجداد پیامبر توقف كرده و از ارایه نظر خودداری نموده‏اند/
    ولی با توجه به آنچه گفته شد در جواب این شبهه كه آزر پدر ابراهیم بوده است، یا نه می‏توان چنین گفت:
    1- واژه «اب» در لغت عرب بر پدر، جدّ و عمو اطلاق می‏شود. همچنین به شوهر مادر - ناپدری - هم «اب» اطلاق می‏شود. گاهی نیز به تمام كسانی كه امور شخصی را به عهده می‏گیرند اب اطلاق می‏شود.{17}
    2- ابراهیم بعد از بنای كعبه در حق والدینش دعایی می‏كند و این امر در اواخر حیات آن حضرت صورت گرفته است، حضرت ابراهیم می‏فرماید: «رَبَّنَا اغْفِرلی‏ل‏لا }{»...ه‏نماربت للهودع ه‏نا ه‏ل َنّ‏یبت اّملَف ،ه‏اّیا اَهَدَعَوأٍَْدِعْوَم ْنَ‏ع ّلاًِّا ه‏یب ِلا َم‏یهاربًّا ُرافغِتْسًّا َن‏اك اَم َو« ؛دیوجی‏م ت‏ئارب وا زا و دنكی‏من اعدخ‏وا ی‏ارب ت‏سا رفاك ی‏سك دمهفب ه‏ك ن‏یا زا دعب ،م‏یهاربا ه‏ك ت‏سا ه‏دمآ ن‏آرق زا ی‏اه‏یآ ردپ
    :ت‏فگ ن‏اوتی‏م ت‏ایآ ن‏یا ه‏یجوت رد س‏پ%؟دنك اعد ی‏تسرپت‏ب درف ی‏ارب ن‏كشت‏ب م‏یهاربا ریظن ی‏ربمایپ ت‏سا ن‏كمم ایآ -3أ
    }{.»ًْهلا ًامانصَا ُذِخّتتَا َرَزا ه‏یبلا ُم‏یهاربًّا»ل‏اَق ْذًّا و« :ت‏سا ه‏درك خ‏یبوت ی‏تسرپت‏ب ه‏ب ار رزآ ش‏یومع م‏یهاربا ت‏رضح )ف‏لاب
    }{.ت‏سا ه‏تسج ت‏ئارب وا زا ت‏سادخ ن‏مشد رزآ ه‏درب ی‏پ5ه‏ك ن‏یمه و ،ت‏سا ه‏دوب ه‏دعو ی‏ور زا ت‏سا ه‏درك اعد ب‏لط رزآ ی‏ارب م‏یهاربا رگا )ب‏ب
    ؟دنك اعد وا ی‏ارب ه‏رابود ت‏سا ه‏تسج ی‏رازیب وا زا و ه‏دومن خ‏یبوت ار رزآ م‏یهاربا ه‏ك ن‏یا زا دعب ت‏سا ن‏كمم ایآ )ج‏پ
    /دراد ت‏للاد زین ...و ومع ،دج رب ب‏ا ه‏ژاو و »ن‏یلاَّضلا نِ‏م ن‏اك هّ‏نا ی‏بلا رِفْغا و« :دیوگی‏مجی‏رگید ی‏اعد رد و .دنكی‏م ت‏للاد ی‏بلص ردپ رب طقف دلاو ه‏ژاو ه‏ك »ب‏اسحلاام‏وُقی م‏وَی ن‏ینموملل و ََّّی‏دلاوِلَو ی‏ل رِفْغا انَّبَر« :دیوگی‏م اج ك‏ی ؛ت‏سإ؛''ظظس ه‏درك اعدت‏ریبعت ود ه‏ب م‏یهاربا ه‏ك دوشی‏م ه‏دافتسا ن‏ینچ م‏یهاربا ی‏اهاعد رد ت‏للاد ف‏یاطل زا )دپ
    م‏یهاربا دلاو و ه‏دوبن م‏یهاربا ردپ رزآ س‏پآ،ت‏سا ه‏دومن اعد ش‏نیدلاو ی‏ارب ن‏یاربانب و ت‏سا ك‏رشم رزآ ه‏ك ه‏تسنادی‏م وا ك‏شی‏باه‏ك ت‏سا ی‏نامز ن‏یا و ت‏سا ه‏دوب ت‏رضح ن‏آ رمع رخآ رد ش‏دلاو ی‏ارب م‏یهاربا ی‏اعداً
    [1]. مناقب، ابن شهر آشوب، ج 1، ص 106؛ كشف الغمه، الاربلی، ج 1، ص 6 و منتهی الاَّمال، شیخ عباس قمی، ج 1، ص 3/
    [2]. بحارالانوار، مجلسی، ج 15، ص 144، روایت 76، باب 1/
    [3]. سیره، ابن سعد، ج 1، ص 105، باب ذكر عبدالمطلب/
    [4]. سیره حلبیه، علی بن برهان الدین حلبی، ج 1،ص 7/
    [5]. همان/
    [6]. همان/
    [7]. همان، ص 20/
    [8]. همان، ص 21/
    [9]. همان، ص 22/
    [10]. سوره شعرا، آیه 219/
    [11]. كتاب العباس، سید عبدالرزاق موسوی المقرم/
    [12]. بحارالانوار، مجلسی، ج 15، ص 7، ح 7/
    [13]. سیره، ابن‏هشام، ج 1، ص 159/
    [14]. تفسیر المنار، محمد رشید رضا، ج 7، ص 537 - 538/
    [15]. شرح عقائد، تفتازانی، ص 536/
    [16]. اعلام النبوه، ماوردی، ص 193/
    [17]. تفسیر المنار، محمد رشیدرضا، ج 7، 538 - 550/
    [18]. المیزان، محمدحسین طباطبایی، ج 7، ص 162 - 165/
    [19]. سوره ابراهیم، آیه 41/
    [20]. سوره توبه، آیه 124/
    [21]. سوه انعام، آیه 74/
    [22]. سوره توبه، آیه 124/

    کلوب
    از امام علی علیه السّلام پرسيدند «خير» چيست؟ فرمود:

    خوبى آن نيست كه مال و فرزندت بسيار شود، بلكه خير آن است كه دانش تو فراوان و بردبارى تو بزرگ و گران مقدار باشد و در پرستش پروردگار در ميان مردم سرفراز باشى، پس اگر كار نيكى انجام دهى شكر خدا به جاى آورى، و اگر بد كردى از خدا آمرزش خواهى. در دنيا جز براى دو كس خير نيست: يكى گناهكارى كه با توبه جبران كند، و ديگر نيكوكارى كه در كارهاى نيكو شتاب ورزد.


    نهج البلاغه، حکمت 94
    پاسخ با نقل و قول

  5. چگونه نام پدر حضرت محمد(ص) عبدالله بوده است؟  سپاس شده توسط niloofarabi,تیرا

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •