تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




شکاکیت همسر و محدود کردن زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:me and he
آخرین ارسال:joncofy
پاسخ ها 6

شکاکیت همسر و محدود کردن

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    سلام و خسته نباشید.من با همسرم 18 ماه عقدیم.خیلی دوسش دارم اونم هم همین رو نشون میده ولی از همون روزای اول منو زد بخاطر اینکه به پسر خاله ی 3 ساله ام از دهنم ادامس دادم وبهم میگه تو جمع که بقیه میخندند فقط لبخند بزن حتی اگه یه چیز خنده دار بود.حق بیرون رفتن حتی با مادرمو ندارم.با برادرم تو اتاق تنها نرم.با داییم شوخی نکنم.دوستام پیشم نیاند.حق مهمونی رفتن ندارم حتی یه جشن تولد دخترونه؟بهم حرفهای زشتم میزنه ولی باز من خر دوسش دارم الان 40 روز ندیدمش چون با خانوادم سر جشن رفتن من دعواش شد وهمه چی ناسزا گفت.سه هفته است که رفتیم با زوز خانواده ی منو از ترس مهریه واسه طلاق توافقی ولی مددکاری ما رو فرستاد مشاوره.اونجا هم هر سری میاد یه چیز میگه قدرت دفاع ندارم چون روابط عمومیش خیلی بالاس/اگه الان با شما صحبت کنه فکر میکنید دکتره...خودش میگه دانشگاه امام حسین کارشناسی ارشد عملیات روانی جنگ خونده ولی مدرک نداره ...چیکار کنم؟امروز تولدم جرات نکرده یه زنگ بزنه خونمون واسه تبریک ..منم گوشیمو خاموش کردم .خانوادشم اصلا جلو نیومدن حداقل واسه عذرخواهی...تازه طلب هم دارند؟میگه یا من یا خانوادت ؟
    ویرایش توسط Masoomi : 2014_10_09 در ساعت 10:52 دلیل: عنوان
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    طاهره خشکله آواتار ها
    سلام و درود بر شما
    احتمالاً در زندگی گذشته همسرتون اتفاقاتی افتاده که الان شکاک شدن .... واسه یه چیز عادی شما رو زده !!! حق بیرون رفتن با مادرتون هم ندارید !!! با برادر هم نمی تونید تنها باشید !!!! حرفهای رکیک هم زده !!!الان عقد هستید بهترین دوران زندگی اینطوری هست ... چه تضمینی هست که فردا بدتر از اینها به سر شما نیاره ... خانواده اش هم طرفدار آقا پسرشون ... کسی که به شما میگه یا من یا خانواده ات !!!!! فرد قابل اعتمادی نیست ، تو زندگی ما ایرانی ها خانواده خیلی مهمه ، تو ایران بعلاوه ازدواج دو فرد ، ازدواج دو خانواده هم هست ... کسی که الان به شما بی احترامی میکنه واستون ارزش قائل نمیشه ، قابل اعتماد نیست با این فرد نمی تونید یه خانواده شاد و موفق تشکیل بدهید .
    درسته شما 18 ماهه عقد بودید وابسته طرف شُدید لحظات خوشی هم داشتید ولی باتوجه به گفته خود شما به نظر من ادامه این زندگی خوب نیست . دوران نامزدی و عقد برا شناخت دو طرفه هست خوبه قبل از اینکه زیر یه سقف برید متوجه اخلاق و خصوصیاتش شدید .مشاوره حضوری رفتید از خودتون و از زندگیتون دفاع کنید این زندگی خود خود شماست درست تصمیم بگیرید .... البته نظر شخصی منه ... صبور باشید تا مشاوره ها بیایند .
    برا شما آرزوی بهترین زندگی ها دارم ...
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:3#
    sara2 آواتار ها
    سلام
    سن شما و همسرتون؟
    تحصیلات شما و همسرتون؟
    نظر خانوادتون در مورد ایشون؟
    رابطش با خانواده ها چطوره؟
    ابتدا به این سوالات پاسخ بدید و البته در مورد دوست داشتن باید بگم که درسته لازمه یک زندگی عشق و دوست داشتن هست اما این کافی نیست اگر همه چیز در حد تعادل در زندگی وجود نداشته باشه زندگی براتون مثل جهنم میشه.احترام و اعتماد یکی از لازمه های دیگر این زندگی هست که در ابتدای راه شما مورد تعرض قرار گرفته البته این به این معنی نیست که نمیشه جبران کرد اما برخی عادات در وجود ما ریشه داره و مستلزم ممارست و تمرین خود فرد برای ریشه کنی هست.شما سعی کنید این مشکلات را در ایشون ریشه یابی کنید هرچند فکر نمیکنم این یک مشکل جدید باشه و به مرور در ایشون شکل گرفته
    و در مورد دفاع کردن از حقوقتون بهتره که اعتماد به نفستون رو بالا ببرید و برای این کار میتونید قبل از قرار گرفتن در حضور مشاور تمرین کنید که باید چه حرفهایی را بزنید و ترسهای کاذب را از بین ببرید.شما در برابر یک جنایت کار قرار نمیگیرید و ایشون همسر شما هستند و اونجا به حرفهاش توجه کنید شاید که مشکلاتی هم در شما باشه و بتونید رفع کنید و البته در حضور مشاور تمام این حرفهایی را که در این تاپیک نوشتید را عنوان کنید انشالله که مشکلتون حل میشه اما دقت کنید که یک تصمیم اشتباه بر تمام زندگی شما تاثیر خواهد گذاشت
    موفق باشید
    بر چهره مسیح روی صلیب و بر لبان چاپلین روی صحنه لبخندیست
    دردهای بزرگ را نمیتوان گریست...
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:4#
    سن من27 سن همسرم34-من کارشناسی مترجمی وهمسرم نمیدونم میگه ارشد روانشناسی دانشگاه امام حسین-خانوام کاملا منفی.خیلی خوب بود الان نه مثه دشمند.با خانواده ی خودش همش در نزاع بود
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:5#
    سلام بله خودم هم همین فکر میکنم علاوه بر پدرشون ..مادرش هم همین طور بود ..ولی متوجه جمله اولتون نشدم ؟منظورتون همسایتون هست که خانوادشون همین طورند؟جسارتا میشه بدونم شما کجا ساکن هستید شاید واقعا خانواده همسر من هستند!!
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:6#
    منظورم خانواده پسر هست / این پسر مغازه دار هست و با من همسایه است
    1 درصد هم فکر نکن که شوهر شماست / من مراغه هستم
    و در ضمن یک چیز دیگه شاید با این کارا میخواد بهش توجه کنید و بهش مهر محبت کنید
    به نظر من شما باهاش یک صحبت خصوصی بکن و بهش بگو که اینجوری پیش بره احتمال خراب شدن زندگی و جدایی هست
    شما هم کمی مراعات کن و بهش بها بده با قهر و دعوا چیزی درست نمیشه غرور هم نباید توی زندگی مشترک معنا داشته باشه
    من به جای شما باشم همین الان یک پیامک براش میفرستم ( دوست داشتم امروز تولدم را تبریک بگی اما مثل اینکه به خاطر مشغله زیاد یادت رفته ولی من تولد شما را یادم است xx/x/xx -- شب خوش)
    با صبوری و مهربانی جلو برو
    پاسخ با نقل و قول

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •