تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




همسرم میگه دوستت ندارم وطلاق میخوام زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:خانم
آخرین ارسال:خانم
پاسخ ها 15

صفحه‌ها (2): صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

همسرم میگه دوستت ندارم وطلاق میخوام

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    سلام 2ساله ازدواج کردم 2 سال قبلش عقد بودم و تقریبا یکسال و نیم نامزد بودیم وهیچ مشکل خاصی نداشتیم و 8ماهه باردارم با خانواده شوهرم از اول مشکل داشتم چون اعتقاداتمون یکی نبود ولی همسرم همیشه میگفت من زنی میخوام که معتقد باشه و با خانوادم مخالفم . چند بار با خانوادش درگیر شدم و بار آخر مادرم با خواهرش درگیر شد. چند ماه قبل متوجه شدم همسرم با خواهراش و دوستاش یواشکی میره بیرون وقتی اعتراض کردم خیلی صریح گفت که دیگه دوست ندارم و طلاق میخوام خیلی التماس کردم ولی فایده ای نداشت و الان سه ماهه منو گذاشته خونه مادرم و رفته و هر کی باهاش صحبت کرده فایده نداشته. من زندگیمو دوست دارم تو را خدا بگید چکار کنم در ضمن با مشاور صحبت کردیم مشاور هم نتونست قانعش کنه
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    نقل قول نوشته اصلی توسط خانم نمایش پست ها
    سلام 2ساله ازدواج کردم 2 سال قبلش عقد بودم و تقریبا یکسال و نیم نامزد بودیم وهیچ مشکل خاصی نداشتیم و 8ماهه باردارم با خانواده شوهرم از اول مشکل داشتم چون اعتقاداتمون یکی نبود ولی همسرم همیشه میگفت من زنی میخوام که معتقد باشه و با خانوادم مخالفم . چند بار با خانوادش درگیر شدم و بار آخر مادرم با خواهرش درگیر شد. چند ماه قبل متوجه شدم همسرم با خواهراش و دوستاش یواشکی میره بیرون وقتی اعتراض کردم خیلی صریح گفت که دیگه دوست ندارم و طلاق میخوام خیلی التماس کردم ولی فایده ای نداشت و الان سه ماهه منو گذاشته خونه مادرم و رفته و هر کی باهاش صحبت کرده فایده نداشته. من زندگیمو دوست دارم تو را خدا بگید چکار کنم در ضمن با مشاور صحبت کردیم مشاور هم نتونست قانعش کنه
    سلام دوست عزیز
    به خاطر مشکلی که برات پیش امده واقعا ناراحت شدم. عزیزم من نمیدونم واقعا چه اتفاقاتی بین شما و همسرت پیش اومده و دلیل اصلی دلخوریش چی هست. ولی معلومه زن زندگی هستی و هر جور هست دوست داری زندگیتو حفظ کنی.
    چیزی که به نظر من میرسه اینه که شاید به خاطر اختلافاتی که با خانواده همسرت داشتی و بگو مگو هم پیش اومده، این باعث شده به مرور همسرت از شما دور بشه و به طرف خانواده خودش گرایش بیشتری پیدا کنه، چون فکر میکنه اونا حامی همسرت هستن و شما در نقطه مقابلش قرار دارید.
    دوست عزیز با توجه به شرایطت سعی کن ارامشت رو حفظ کنی و توکل داشته باشی. شاید هم اصلا این ادعای همسرت یک جور تلافی جویی باشه تا اگه تو زندگی از این بابت رنج میدیده، شما رو متوجه عمق ناراحتیش بکنه.هر چند که اگر اینطور هم باشه محق نیست ولی متاسفانه شیوه بعضی مردها اینطور هست.
    کمااینکه اگر واقعا قصد جدایی داره، خوب چرا تا حالا اقدام نکرده؟!
    مردان به شدت از گله و شکایت های خانم نسبت به خانواده خودشون حساس هستن و میرنجن. البته این حدسی هست که من میزنم و تجربه این رو به من ثابت کرده.
    امیدوارم مشاوران محترم تالار بتونن بهتون کمک کنن.
    موفق باشید
    پاسخ با نقل و قول

  3. همسرم میگه دوستت ندارم وطلاق میخوام  سپاس شده توسط sara2

  4. ارسال:3#
    سلام همسرم میگفت چون بارداری منتظرم بچه بدنیابیاد بعد طلاقت میدم البته الان گفته میرم تقاضارامیدم
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:4#
    نقل قول نوشته اصلی توسط خانم نمایش پست ها
    سلام همسرم میگفت چون بارداری منتظرم بچه بدنیابیاد بعد طلاقت میدم البته الان گفته میرم تقاضارامیدم
    با سلام
    دوست عزیز واقعا نمیدونم چی بگم. بنده کوچکتر از اونی هستم که بتونم نظری در این باره بدم.
    خوشبختانه تالار از وجود کارشناسان با تجربه و گران قدری بهره میبره که میتونند شما رو راهنمایی کنند.
    امیدوارم مشکلتون حل بشه. به خدا توکل داشته باش.
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:5#
    sara2 آواتار ها
    سلام دوست عزیز به جمع ما خوش اومدی
    1.سن شما و همسرتون؟
    2.در زمان زندگی رابطتون چطور بود؟
    3.چطور با هم ازدواج کردید؟دوست بودید یا؟
    4.بیشترین دلایل درگیری شما با خانواده ایشون چی بود؟
    5.از آخرین باری که در کنارش بودید برامون بگو؟همون روزی که از هم جدا شدید؟
    لطفا به سوالات با دقت پاسخ بدید
    بر چهره مسیح روی صلیب و بر لبان چاپلین روی صحنه لبخندیست
    دردهای بزرگ را نمیتوان گریست...
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:6#
    دوسال از همسرم بزرگترم همسرم٢۴ سالشه اخرین باراز خونه مادرش برمیگشتیم من فهمیدم رابطه پنهانی بادوستاش وخواهراش فراتراز اونیه که من فهمیدم وبدون اطلاع من بیرون میرن بعدازدعوازنگ زد به باباش که اونم بدترش کردوگفت زنگ بزن به باباش بیادببرتش وطلاقش بده شوهرمم زنگ زدالان قبلارابطمون عالی بودولی از وقتی بادوستای مجردش رابطش زیادشداخلاقش عوض شدرابطه زناشویی زیادی نداشتیم الان بادوستاشه واونارو رهانکرده و باهاشون مهمونی میره
    پاسخ با نقل و قول

  8. ارسال:7#
    ماازاول خواستگاری رسمی داشتیم ومدت طولانی نامزد بودیم
    پاسخ با نقل و قول

  9. ارسال:8#
    sara2 آواتار ها
    همسرتون نظرش در مورد بچه چی هست؟ آیا منتظرش هست یا خیر؟
    اینجور که معلومه همسرتون هنوز به خانواده و دوستاش وابستگی داره و نمیتونه مسئولیت زندگی شما و فرزندتون رو به عهده بگیره.ایشون داره از انجام مسئولیتها فرار میکنه هرچند من فکر میکنم که شما و خانوادتون هم در آن سهیم هستید.مرد همیشه نسبت به خانوادش یه تعصب و گرایش خاصی داره و دوری از اونها مدت زیادی طول نمیکشه
    شما در این دوران نیاز به حمایت عاطفی بیشتری از همسرتون دارید و ایشون باید متوجه این کار بشه.واسطه و مشاوره بهتون جواب نداد اما از لحاظ قانونی میتونید اقدام کنید البته هر کس نظر خودشو در این باره داره.شما اگر نفقه را اجرا بگذارید ایشون باید خرجی شما و فرزندتون رو در آینده بده اما برای مابقی ماجرا بذارید خودش اقدام کنه و بفهمه که طلاق به این آسونی نیست و پای یک بچه وسط هست
    عزیزم تا جایی که میتونید صبور باشید و به خدا توکل کنید انشالله همسرتون به خودش بیاد و متوجه کارش بشه
    بر چهره مسیح روی صلیب و بر لبان چاپلین روی صحنه لبخندیست
    دردهای بزرگ را نمیتوان گریست...
    پاسخ با نقل و قول

  10. ارسال:9#
    سلام اوایل میگفت من بچه رانمیخوام ولی الان میگه بچمو میگیرم ولی جالبه وقتی من گفتم بچه مال توهست گفت باشه مال من
    پاسخ با نقل و قول

  11. ارسال:10#
    با سلام
    خواهرم شما از اول اشتباه کردین
    باید اولاً با توجه به خانوادش و خانوادتون تصمیم میگرفتین
    دوما باید تمام حرفاتونو وا میکندین
    سوما توی دوران نامزدی بهش کاملا نشون میدادی و میگفتی افکار و اعتقاداتونو
    و میکشوندی طرف خودت مدیریت میکردی
    و الان با این اوضا بهتر نیست شما خودتونو کوچیک کنید
    طلاق چیز بدی نیست
    وقتی ادم داره نابود میشه وقتی کسی ارزش زندگی با اونو نداره
    چرا باید ادامه بدی؟
    خدایا هر روز التماست میکنم
    به حرمت این ماه دستمو بگیر خددااااااااااااااا.............. ..
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (2): صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •