تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




نداشتن هدف در زندگی زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:raoul
آخرین ارسال:h_kh
پاسخ ها 16

صفحه‌ها (2): صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

نداشتن هدف در زندگی

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:11#
    samin66 آواتار ها
    باید هدف را دقیق تر ارنتخاب کنید. بر فرض گفتید که دوست داشتم اطلاعاتم را در زمینه کاریم بیشتر کنم ولی نشد. مسلما این هدف با شکست مواجه میشه. هدف باید بسیار دقیق و سنجش پذیر باشه. هدف باید واقعی باشه. مثلا یکی میگه میخوام تو ورزش رزمی پیشرفت کنم و... بدون اینکه شرایط را در نظر بگیره. کدوم شرایط؟ مثلا میدونه که وقت رفتن کلاس رو نداره. یا کارهای مهمتر از کلاس رزمی هست. اما اینها رو در نظر نمیگیره. موفقیت با شانس حاصل نمیشه. که مثلا من بر حسب شانس یه هدف پیدا کنم و برم سراغش.
    در یک برهه از زمان چند تا هدف انتخاب نکنید. چون تلاشتون کم میشه. قبلش بیاید یه هدف کوچک انتخاب کنید. برای انتخاب هدفتون هم شرایط را بسنجید. این هدف را روی دفتر یا در تقویم بنویسید. مدت زمان رسیدن به آن را هم بنویسید. و مرتب روند کار را چک کنید و در دفتر یا تقویم تیک بزنید.
    و بالای این هدف بنویسید که "من حتما این هدف را به پایان میرسانم و به هیچ کس و هیچ چیز اجازه نمیدم که منو از هدف دور کنه" بنویسید که " من قطعا به حرفها و تمسخر دیگران درباره هدفم کاری ندارد، راهم را میروم" وقتی این هدف را تمام کردید. بروید سراغ هدف دیگر.
    خوشحال میشیم ما را هم از روند کارتون آگاه کنید.
    میگید گاهی مسواک زدن برام سخته. میدونید چرا؟ چون چند لحظه بهش فکر میکنید و ضمیر ناخودآگاهتون رو گول میزنید که حالا یه شب مسواک زدن هزار شب نمیشه، از فردا میزنم. بی خیال. ضمیرناخودآگاه ما انسانها هم که خیلی زود گول میخوره و باور میکنه. همین میشه که دیگه حسی واسه مسواک نمیمونه. مسواک زدن نیاز به فکر نداره. قبل فکر سریع برید سراغ مسواک.
    به قول دکتر خودمون: شروع کار انگیزه نمیخواد، شما کار رو شروع کن، انگیزه خودش به دنبالش میاد.
    موفق باشید.
    بعد یک عمر زندگی و تجربه تازه دارم درک میکنم،
    توجه به علائقم و برای خودم زندگی کردن یعنی چی!!!!!
    پاسخ با نقل و قول

  2. نداشتن هدف در زندگی  سپاس شده توسط niloofarabi,raoul

  3. ارسال:12#
    سلام .خدا قوت.
    حرفهاتون منطقی و خیلی به دلم نشست.
    راهکارتون هم از امروز اجرائی می کنم (اولویت بندی ،طبقه بندی ، و... )
    اما چیزی که داره ازارم میده.اینه که مثلا من از یه اهنگی تا الان خوشم نمی یومد.اما به دفعه یکی پیدا شده و گفت این اهنگ خوبه و ... بعد دیگه من اون اهنگ رو روزی چند بار گوش می کنم (تا فبلش اصلا گوش نمی کردم).یا فلان کس از دید من ادم خوبی هست ،اما یکی میاد چند مورد حرف بد از ایشون می زنه ،بعد اون بنده خدا در نظر من ادم بدی میشه.من مثلا درباره یه موضوع (حالا هر چی ) یه نظری دارم ،بعد یکی میاد میگه این موضوع اصلا درست نیست و اینجوری و اون جوری... منم درباره موضوع نظرم عوض میشه . و .... که خیلی زیاده
    این امر تو تعیین هدفها و درنتیجه تلاش برای بدست اوردن اونها صدق می کنه.باور کنید به دلم موند بشینم برای هدفهای زندگیم درست حسابی برنامه ریزی کنم.یادم میاد این کار رو انجام دادم و بنا به دلایلی انجام نشده .
    هدفها تحت تاثیر حرفهای بقیه هست و یا تحت تاثیر هیجانات و احساسات (البته ادم نمایشی هم هستم ).از این که هی تحت تاثیر یه حرفی امروز رفتم دنبال این موضوع و یا براثر هیجانات و احساسات رفتن دنبال یه موضوع دیگه خسته شده .به معنای واقعی خودم واقعا می مونم از زندگی چی می خوام و یا به عبارت دیگه از بس هدفهای زیاد طراحی می کنم گیج میشم (اکثرشون هم به دلایل ارائه شده به نتیجه نمی رسه )...
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:13#
    samin66 آواتار ها
    سلام
    درکتون میکنم چی میگید.
    همهین ما آدما تحت تاثیر قرار میگیریم. بعضی ها بیشتر و بعضی ها خیلی کمتر. شما جز گروه بیشتر هستید. جای نگرانی نیست. میتونید این مسئله رو حل کنید البته با تمرین و تلاش.
    میدونید چرا غیبت گناه؟ چون وقتی درباره یکی بد گفته میشه، آدم تحت تاثیر قرار میگیره و نظرش درباره اون فرد بد میشه. میدونی این موقع باید منی که دارم غیبت میشنوم چکار کنم؟ باید سکوت نکنم. به طرفداری از طرف بپردازم. اگه طرف ویژگی خوبی نداره بیام بگردم کوچکترین ویژگی خوب احتمالیشو بزرگ کنم. و بگم که شاید اشتباه کنی و...
    نه فقط غیبت، همه موارد همینه. مثلا اگه من عاشق ماست هستم. ولی یه نفر بیاد بگه که: جدیدا پژوهشگران کشف کردند که ماست همراه غذا نه تنها کلسیم نداره بلکه کل کلسیم رو از بین میبره. سعی کنید عصرها، یک روز در میان ماست بخورید"
    خب حالا باید چکار کنم؟! حرفشو گوش بدم و یک روز در میان عصرها ماست بخورم؟؟؟؟؟؟؟؟ مسلما نه. باید باهاش بحث منطقی کنم. بگم. من تا الان شنیده بودم کلسیم داره و همه جوره میتونه مفید باشه. شما از رو چه منبعی داری میگی؟ اگه جدیدا اخبار گفته، شبکه چند که من آرشیو اخبار را ببینم.
    دوست خوبم: بعد حرف یک فردی، شما باید فرد را به چالش بکشونید. اظهار نظر کنید، مخالفت کنید. دلیل منطقی بخواهید. زود قبول نکنید.و اینها نیاز به تمرین داره. از همین امروز تمرین کنید.
    یه سوال: اهل مخالفت کردن و بحث و اظهار نظر هستید؟ تا چه حد؟
    موفق باشید.
    بعد یک عمر زندگی و تجربه تازه دارم درک میکنم،
    توجه به علائقم و برای خودم زندگی کردن یعنی چی!!!!!
    پاسخ با نقل و قول

  5. نداشتن هدف در زندگی  سپاس شده توسط niloofarabi

  6. ارسال:14#
    با سلام مجدد.
    دارم سعی می کنم به روش شما عمل کنم.
    اما در جواب سوال شما:
    خیلی کم.زمانی که بقیه من رو مورد خطاب قرار می دهند استرس و اضطرارب می گیرم (نمی دونم چرا).برای همین می دونم بقیه منو به راحتی به چالش می کشن.اگه من درباره یه موضوعی کار کرده باشم اما تا یکی (حالا این یکی اگه یه کم از من موقعیت و یا اطلاعاتش بیتشتر باشه که به راحتی منو به چالش میکشه و منم ازش می ترسم) یه چیزی میگه تمام داشته ها و نداشته هام اکثرشون از بین می رود (و منم برای اینکه خراب نشم با نظر اون نفر هم عقیده می شم و یا هیچی نمی گم )
    اما نکته منفی اینجاست :زمانی که خودم خواستم بقیه رو به چالش بکشم یا از اون طرف مقابل جواب سختی شنیدم (که کلا از چالش خودم بی زار شدم ) و یا طرف مقابل حرف منو اصلا قبول نداره و باز هم روی حرف خودش اعتنا و توجه می کنه.
    در موقع مورد خطاب قرار گرفتن استرس زیادی منو می گیره و چند دقیقه ای خودمو گم می کنم بعد به مرور خودمو پیدا می کنم.احساس می کنم وقتی مورد خطاب قرار گرفتم باید یه کار خاصی انجام بدم ( نه کار معمولی.گاهی وقتها احساس می کنم باید سوپرمن باشم و مثلا جواب دندون شکن بدم و یا حرکت خاصی انجام بدم).
    همیشه از اظهار نظر کردن تو جمهای معمولی ترسیدم با خودم فکر کردم یا مهم نیست و یا اگه بگم مورد تمسخر دیگران قرار می گیرم.اما در کمال تعجب همون افکاری که تو ذهن من بوده دیدم یکی دیگه راحت داره اظهار می کنه و بقیه هم دارن گوش میدن.اما من از گفتنشون عاجز بودم
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:15#
    samin66 آواتار ها
    خب خیلی هم خوب. الان دیگه مشکل اصلیتون پیدا شد.
    ببینید دوست عزیز؛ دیگران اصلا بار علمی خیلی بالایی ندارن (مگه افراد خیلی خاص)، به عبارتی مردم معمولی که همیشه باهاشون در رفت و آمدید یکی هستند مثل خود شما. چه بسا که خود شما هم گفتید که بارها افکار من را روی زبان آورده اند ولی من عاجز از به زبان آوردن بودم.
    سعی کنید روی حرفتون بایستید حتی اگه تو ذهنتون یه لحظه حرف دیگران درست اومد. ولی شما روی حرف خودتون بایستید و اگه دیدید طرف مقابل داره زیادی شما رو به چالش میکشونه با شوخی و خنده سر و ته قضیه رو هم بیارید و بعدا برید راجع به اون موضوع سرچ کنید.
    مثلا دارید درباره یه موضوع علمی صحبت میکنید: ایشون یه چیزی میگه شما هم یه چیز دیگه. مرتب به چالش کشیده میشید هر دوتون. اما در انتها حس میکنید شما دیگه حرفی واسه گفتن ندارید. اینجا جاییه که باید با شوخی کردن کم نیارید. مثلا با خنده بگید من تو یه کنفرانسی که تو خارج دارم میرم با بقیه دانشمندان مسئله رو مطرح میکنم و.....:d. یا یه مثال های اینچنینی. از هیچ چیزی هم نترسید. بذار بگن پسره چه حرفهای مسخره ای میزنه. بزار بگن چقدر .... حرف دیگران واقعا چه اهمیتیییییییی دارههههههههه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟/ هیچ اهمیتی. مهم خودتون هستید. کم کم که این شیوه رو پیاده کنید دیگه حتی اونقدر کم نمیارید که بخواهید از شوخی استفاده کنید. البته یه چیز خیلی مهمی رو هم بهتون بگم.:

    اصلا و اصلا دلیلی وجود نداره که شما بخواهید افکار و برنامه آینده تون را برای دیگران شرح بدید. هر هدفی که خودتون صلاح میدونید را با سنجیدن شرایط و موقعیتتون انتخاب کنید اونوقت به خودتون قول بدید که به هیشکی اجازه ندید وارد این حریم هدفتون بشه. اگه هم احیانا کسی متوجه شد، یه گوشتون در و یک گوشتون دروازه باشه. فقط بچسبید به اون هدف. این بار نه فقط برای رسیدن به اون هدف بلکه برای ثابت کردن خودتون.
    البته دقت کنید که هدف را درست انتخاب کنید و طبق شرایط خودتون. و هدف را دقیق انتخاب کنید نه اینکه کلی. مثلا هدف من میخواهم پولدار شوم غلط است. میتونید با یه سرچ ساده تو نت، شیوه های هدف گزینی صحیح را بخوانید.
    ان شاءالله که موفق باشید.
    بعد یک عمر زندگی و تجربه تازه دارم درک میکنم،
    توجه به علائقم و برای خودم زندگی کردن یعنی چی!!!!!
    پاسخ با نقل و قول

  8. نداشتن هدف در زندگی  سپاس شده توسط raoul

  9. ارسال:16#
    سلام من هم دقيقا همينطوريم. بي حوصله هستم و سر كار همش به ساعت نگاه ميكنم تا وقتي كه ميخام بيام خونه. كم حوصلم. به اجبار سر كار ميرم. هيچ چي خوشحالم نميكنه. سردرگمم. نگراني بي مورد دارم.
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (2): صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •