تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




نداشتن هدف در زندگی زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:raoul
آخرین ارسال:h_kh
پاسخ ها 16

صفحه‌ها (2): صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

نداشتن هدف در زندگی

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    با سلام.
    خدمت همه دوستان خدا قوت عرض می کنم.
    جوانی (مردی) هستم 29 سالمه ،تحصیلاتم لیسانس هست. .و کار هم دارم.موضوعی که می خوام براتون مطرح کنم.شاید براتون اتفاق افتاده باشه.من یه ادم خیلی .... هستم .تو زندگیم هدف نداشتم و الان هم زیاد هدفهام مشخص نیست.
    برنامه هام همه به صورت روتین و معمولی هست.بعضی هاش از روی اجبار (مثل سر کار و...) بعضی هاش هم همینجوری هست.تا جائی که یادم میاد از دوران کودکی برنامه مشخصی نداشتم و مثل ادمی بودم که هر چی پیش اومد ،خوش امد.
    کارهام 1-با بر اثر فشار انجام دادم و 2-یا براثر هیجان (احساسی).مثلا ازیه موضوع خوشم اومده و سریع رفتم دنبالش.(تازه اونم تا یه حدی دنبال کردم بعد ولش کردم) و 3- با براثر حرف دیگران (مثل دوستان ،همکاران ، و ...) رفتم و کاری رو انجام دادم
    .خیلی کم پیش اومده که خودم واقعا دنبال یه کاری رو پیش بگیرم و تمومش کنم.وقتی به دور بر خودم نگاه می کنم اطرافیان و دوستان و .... همه رو می بینیم که برای خودشون برنامه دارند ،هدف دارند در هر شرایطی از ارمانها و اهدافشون کوتاه نمیان (در هر شرایط).اما من با کوچکترین فشار (از هر نوعی ) سریع تمام موارد برنامه ریزی شده رو رها می کنم.
    بعضی وقتها از خودم می پرسم دارم چیکار می کنم ،یا می خوام چیکار کنم.خودم هم می مونم به سوال خودم چی جواب بدم؟زندگی یه کم برام گنگ میشه.البته یه وقتایی هم وجود دارد (مثلا تو هفته یک دوبار این حالت برام اتفاق میفته) که این قدر انرژی دارم که اگه شاید جای یکی دو نفر به راحتی می تونم کار کنم (بعضی وقتها )
    در کل وقتی با خودم فکر می کنم و راست حسینی خودم انالیز می کنم می بینم موارد که گفتم درسته و از خودم ناراحت میشم.با خودم فکر می کنم شاید این موضوع ژنتیکی باشه (شاید من تقصیری در ایجاد ان نداشته باشم ) و یا اینکه محیط و شرایط منو اینطور درست کرده و ...خیلی در این باره فکر کردم ولی به نتیجه ای نرسیدم.از این حالت خودم واقعا ناراحتم و می خوام اصلاحش کنم.
    تقاضا دارم از دوستان راهنمایی ام کننند؟
    پاسخ با نقل و قول

  2. نداشتن هدف در زندگی  سپاس شده توسط anahid68

  3. ارسال:2#
    sara2 آواتار ها
    سلام
    ما برای ساختن یک زندگی خوب و آینده ای مناسب باید در تمام زمینه ها هدف داشته باشیم و بسته به اون جلو بریم تا به مشکل برخورد نکنیم
    هدف نداشتن در زندگی یکی از سخت ترین مشکلاتی است که هرروزه با اون کلنجار میریم و به قول شما تا یه انرژی میگیریم سریعا تخلیه میشیم و روتین زندگیمون رو میکنیم
    همین که میدونید بدون هدف زندگی براتون خوب نمیگذره کافیه که شما را برای حرکت تکون بده.
    دقیقا ما با انجام یک کار برای خودمون و یا همون هدف هم انرژی میگیریم و هم امیدوار تر میشیم
    هدف نداشتن یعنی عادی و تکراری زندگی کردن و این سعنی ناامیدی و خستگی و این یعنی عدم آرامش
    من بهتون پیشنهاد میکنم که در کلاسهای کارگاه آموزشی تعیین هدف شرکت کنید و علاوه بر اون کتابهایی در این زمینه را حتما مطالعه کنید
    موفق باشید
    بر چهره مسیح روی صلیب و بر لبان چاپلین روی صحنه لبخندیست
    دردهای بزرگ را نمیتوان گریست...
    پاسخ با نقل و قول

  4. نداشتن هدف در زندگی  سپاس شده توسط anahid68,elnaz.t

  5. ارسال:3#
    سلامی مجدد.
    حرف شما کامل متین و درسته.کلاسهای هدف که میگید تو انجمن سایت منظورتون هست یا بیرون وو میشه چند تا کتاب در این زمینه معرفی کنید؟
    پاسخ با نقل و قول

  6. نداشتن هدف در زندگی  سپاس شده توسط anahid68

  7. ارسال:4#
    elnaz.t آواتار ها
    سلام دوست عزیزبه همیاری خوش اومدید
    همونجورکه ساراجون گفتن برای تمام قسمت های زندگیمون بایدهدف داشته باشیم
    برای هدف بایدیه انگیزه باشه که شمارودلسردنکنه
    حالااین انگیزه چطورربه وجودمیاد؟
    بایه برنامه ریزی مناسب ومرتب
    توی این برنامه بایدتمامی فعالیت های شماگنجانده بشه اعم از:
    ورزش/کار/کارهای متفرقه و...
    درکنارکارتون مسلماتفریحاتی هم لازمه وهرچیزی به جای خودش مهمه
    سعی کنیداعتمادبه نفستون روبالاببرید
    ورزش کردن دربالارفتن اعتمادبه نفس خیلی میتونه کمکتون کنه
    ماانسان هابالاخره یه امیدوآرزویی درزندگیمون داریم پس برای رسیدن به اون تلاش میکنیم میشه ازطریق کارکردن ومزدگرفتنمون باشه تاچیزهای دیگه پس چه بهترکه بایه برنامه ریزی مناسب واولویت بندی هدف هامون ازکوتاه مدت گرفته تابلندمدت اهدافمون روتحقق ببخشیم
    اگرسوالی مونددرخدمتم
    موفق باشید
    دلیل تنهاییم راتازه فهمیدم!
    وقتی محبت کردم وتنهاشدم
    وقتی دوست داشتم وتنهاماندم
    دانستم بایدتنهاشدوتنهاماندتا\"خدا\"رافهمید...

    پاسخ با نقل و قول

  8. نداشتن هدف در زندگی  سپاس شده توسط anahid68,raoul

  9. ارسال:5#
    سلام و درود به شما.
    حرفهاتون خیلی خوب بود.
    مشکل من اینه که اصلا به خودم اعتماد ندارم.بعضی وقتها برنامه ریزی هم کردم .ولی تا کسی چیزی گفته و از موردی که من انجام دادم بد گفته منم از همه چیزی که خودم درست کرده بودم بدم اومده.
    یا بعضی وقتها هیجانی شدم (تحت تاثیر احساسات) سریع یه کارائی کردم اما باز سریع دلسرد شدم.در حسرت موندم تا خودم یه بار روی پای خودم واستام (مخصوصا تو داشتن هدف و برنامه ریزی ولی نشد).
    مدام با دلیل و استدلال بقیه قانع می شم بلکه باید در هر مورد خودم فکر کنم ولی نظرات بقیه برام مهمتر هستش.(اما زمانی که من خواستم بقیه رو با استدلال حودم قانع کنم یا نتونستم و یا خیلی کم راضی شدند حرف منو قبول کنن.اما من راحت حرفشون رو قبول می کنم)
    مهمتر از این توی همین زمانهای بی هدفی که سپری می کنم ،گاهی وقتها یه چیزی تو ذهنم منو به سمت خرید (حالا می خواد هر چی باشه) یه چیزی هل میده که تا حالا زیاد برام پیش اومده (انگار یه کمبودی دارم که با خرید تا حدودی ارضاء میشه).
    خلاصه وضعیت خوبی ندارم.از طرفی تنبل هم هستم (البته تو کارائی که بیتشتر انگیزه و هدف ندارم-تو کارائی که از روی انگیزه و هدف دارم پشتکارم بد نیست) ،می ریم یه کم درباره هدف و .. تحقق کنم خسته میشم کلا ولش می کنم.
    برای همین مزام شما دوستان شدم
    پاسخ با نقل و قول

  10. نداشتن هدف در زندگی  سپاس شده توسط anahid68

  11. ارسال:6#
    منتظر راهنمایی دوستان هستم
    پاسخ با نقل و قول

  12. ارسال:7#
    درود دوست گرامی
    البته من مشاور و روانشناس نیستم و فقط به عنوان یک دوست میخواستم نظرم رو بگم.
    من از همون خطوط اول ماجرای شما رو که خوندم متوجه شدم که شما اعتماد به نفستون خیلی پایینه که البته خودتون هم توی آخرین پستتون اشاره کردین. قبل از اینکه صحبت هامو شروع کنم در مورد پیشنهاد سارا جان که گفتند کلاسهای هدفگذاری رو شرکت کنید و کتابهای مربوطه رو بخونید من میتونم بگم که میتونم در این رابطه بیشتر از صد نسخه کتاب و سخنرانی و سمینار جامع در مورد تعیین و دنباله گیری اهداف بهتون معرفی کنم ولی از اونجایی که خودم هم با این مشکل شما دست و پنجه نرم کردم میدونم که خوندن اینجور کتابها و شنیدن سخنرانی فقط یه محرک کوچیک میتونه باشه که درست مثل همون هیجانیه که خودتون بهش اشاره کردین و خیلی زودتر از اون حتی فروکش میکنه. شما به یک تغییر درونی احتیاج دارید به نظرم. باید از این زندگی و حیطه ی آرامشی که برای خودتون درست کردین، خارج بشید تا بتونید هدفی برای خودتون تعیین کنید و دنبالش برید.
    منظورم از حیطه ی آرامش اینه که شما مسلما تا به حال از این بی هدفیتون ضربه ی مهلکی نخوردید که به صرافت تغییر شرایط بیوفتید بنابراین یه منطقه ی امن براتون ایجاد شده که با وجود اینکه ازش راضی نیستید ولی حاضر هم نیستید ترکش کنید.
    به نظرم بهترین کار اینه که اول سعی کنید اعتماد به نفستون رو بالا ببرید و ارزشهاتون رو مشخص کنید و خودتون رو در مورد اینکه این چیزها براتون ارزش هست قانع کنید. مسلما شما تا وقتی که خودتون به یکی چیزی اطمینان نداشته باشید و یا اینکه ایمان کافی رو درموردش نداشته باشید نمیتونید دیگران رو در مورد اون چیز متقاعد کنید.
    بعد از تعیین ارزشهاتون کافیه یکی از سخنرانی های دکتر فرهنگ رو در مورد تعیین درست یک هدف گوش بدین و بعد از اون فقط باید اقدام کنید به تعیین هدف. یادتون باشه که "به عمل کار برآید به سخن دانی نیست"
    هدفتونو که مشخص کردید قطعا با ارزشهایی که تعیین کردین همخوانی داره و همین باعث میشه راحت درموردش دیگران رو متقاعد کنید و دیگه فقط کافیه که اون هدف رو دنبال کنید و به دنبال برآوردنش باشید. البته یادتون نره بعد از رسیدن به هر هدفی سریعا باید دنبال اهداف بعدی بگردین و پیگیری کنید.
    موفق باشید...
    پاسخ با نقل و قول

  13. نداشتن هدف در زندگی  سپاس شده توسط raoul,sara2

  14. ارسال:8#
    خیلی حرفهای شما زیبا بود.
    منم با حرفهای شما موافقم که باید از این پیله دور خودم هست خارج شم.اما بعدش تو شرایط تازه چطوری خودمو نگه دارم.دید و دنیای جدید که باید برم سمتش چطوری باشه که بر نگردم به حالت سابق.
    پاسخ با نقل و قول

  15. ارسال:9#
    samin66 آواتار ها
    سلام دوست عزیز.
    به همیاری خوش آمدید.
    خوشحالم که اهل مشورت کردن هستید.
    شما متاهل هستید یا مجرد؟
    نمونه ای از کاری که شروع کردید و رها کردید را بگویید با ذکر علت؟
    بعد یک عمر زندگی و تجربه تازه دارم درک میکنم،
    توجه به علائقم و برای خودم زندگی کردن یعنی چی!!!!!
    پاسخ با نقل و قول

  16. نداشتن هدف در زندگی  سپاس شده توسط niloofarabi

  17. ارسال:10#
    سلام.وقت بخیر
    ممنونم از نظر شما.
    مجرد هستم.
    برای نمونه :1-سعی کردم کار بایکی از نرم افزارهای کامپیوتری رو یاد بگیرم (مثلا فتوشاب و ... اونم بنا به نیازم بوده که بعد یا رفع شده یا نشده ).2-ورزش صبحگاهی رو با خودم عهد کردم از یک تاریخی حتما انجام بدم (که خیلی از این تاریخها اومده و رفته و من کاری نکردم )3-اطلاعاتمو در زمینه کاری و ... بالا ببرم (که بعد از یکی دو جلسه کاری و یا کتاب خوندن ) دیگه ولش کردم.4-سعی کردم یکی از رشتهای ورزشی رزمی رو دنبال کنم (اونم تا دنبال باشگاه رفتم ولی بعدش ولش کردم).5-سعی کردم برای مقطع کارشناسی ارشد برنامه ریزی کنم و درس بخونم (ولی فقط در حد ثبت نام تو کلاسهای تقویتی بوده و تازه اونم نرفتم). و ..... که خیلی هستند
    نمی دونم چرا اینطوری میشه!
    بعضی وقتها با خودم می گم من به هیچی علاقه ندارم و هیچ استعدادی ندارم ( به خاط اینکه اکثر کارها رو نصفه کاره رها می کنم )
    خودم از این وضعیت رنج می برم.واقعا دوست ندارم اینجوری باشم.دوست دارم پله های موفقیت رو یکی پس از دیگری طی کنم.و همه تشویقم کنند.سری تو سرها داشته باشم و ...
    اما چه کنم که بعضی وقتها مسواک زدنم هم برام سخته...
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (2): صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •