تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

تبلیغات ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره تلفنی شبانه روزی




تنفر دو طرفه زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:MRE
آخرین ارسال:samin66
پاسخ ها 14

صفحه‌ها (2): صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

تنفر دو طرفه

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    سلام
    مدتی تقریبا طولانی هست که من و همسرم تحمل همدیگر را نداریم و به نوعی از همدیگر متنفریم
    ولی متاسفانه یک فرزند داریم و هر دو به او شدیدا وابسته ایم و نمی توانیم ترکش کنیم.
    کسی پهست که یشنهادی برای این بن بست داشته باشد .

    نیاز به راهنماییتان دارم.
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    sara2 آواتار ها
    سلام
    سن خودتون و همسرتون؟
    سن فرزندتون و جنسیت ایشون؟
    مدت زمان ازدواج؟نحوه آشنایی برای ازدواج؟
    دلیل تنفرتون نسبت به هم؟
    بر چهره مسیح روی صلیب و بر لبان چاپلین روی صحنه لبخندیست
    دردهای بزرگ را نمیتوان گریست...
    پاسخ با نقل و قول

  3. تنفر دو طرفه  سپاس شده توسط MRE

  4. ارسال:3#
    سلام

    نقل قول نوشته اصلی توسط sara2 نمایش پست ها
    سلام
    سن خودتون و همسرتون؟ حدود 10 سال هست که ازدواج کردیم
    سن فرزندتون و جنسیت ایشون؟ 7 ساله پسر
    مدت زمان ازدواج؟نحوه آشنایی برای ازدواج؟ 10 سال - فامیلی
    دلیل تنفرتون نسبت به هم؟
    مشکلات غیر قابل حل گذشته و کینه های قدیمی خانوادگی
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:4#
    sara2 آواتار ها
    میشه بیشتر از مشکلاتتون بگید؟
    وقتی به بن بست میرسیم در جهت حل آن میکوشیم و شما هم دارید تلاش میکنید اما نحوه مرتفع کردن مشکل فرق میکنه
    شما به دنبال چه چیزی هستید شاید با عنوان کردن مشکلات و تلاش برای بهبود رابطه و از بین بردن ریشه مشکلات توانستید رابطه ای بهتر و شادتر و موفق تر از قبل را به وجود آورد اما اگر به دنبال راه دیگری هستید باید تمام جوانب و عواقب آن مورد بررسی قرار بگیره
    حالا تصمیم با خودتون هست و اگه دوست دارید بیشتر صحبت کنید
    بر چهره مسیح روی صلیب و بر لبان چاپلین روی صحنه لبخندیست
    دردهای بزرگ را نمیتوان گریست...
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:5#
    نقل قول نوشته اصلی توسط sara2 نمایش پست ها
    میشه بیشتر از مشکلاتتون بگید؟
    وقتی به بن بست میرسیم در جهت حل آن میکوشیم و شما هم دارید تلاش میکنید اما نحوه مرتفع کردن مشکل فرق میکنه
    شما به دنبال چه چیزی هستید شاید با عنوان کردن مشکلات و تلاش برای بهبود رابطه و از بین بردن ریشه مشکلات توانستید رابطه ای بهتر و شادتر و موفق تر از قبل را به وجود آورد اما اگر به دنبال راه دیگری هستید باید تمام جوانب و عواقب آن مورد بررسی قرار بگیره
    حالا تصمیم با خودتون هست و اگه دوست دارید بیشتر صحبت کنید

    راستش موضوع از همسرم شروع شد که مدت طولانی گفت دیگه بهت علاقه ندارم
    بعد روی من هم اثر گذاشت و کم کم مطالبی رو برای من از بی علاقگی و دوست
    نداشتن من مطرح کرد که تازه متوجه شدم این همه سال من متوهم بودم و بخاطر
    همین من هم از باخته شدن این زندگی شدیدا ناراحت شدم و من هم دیگه هیچ
    علاقه ای بهش ندارم.
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:6#
    sara2 آواتار ها
    نظر همسرتون در مورد این زندگی چی هست؟
    بر چهره مسیح روی صلیب و بر لبان چاپلین روی صحنه لبخندیست
    دردهای بزرگ را نمیتوان گریست...
    پاسخ با نقل و قول

  8. ارسال:7#
    خب اون که مخالفه ، الان من هم مخالفم و دیگه نمی تونم ادامه بدم
    و به نظر نمیاد بتونیم این زندگی رو حفظ کنیم.
    اون میگه بخاطر بچه به همین شکل ادامه بدیم
    ولی من اصلا توان ادامه دادن ندارم.
    پاسخ با نقل و قول

  9. ارسال:8#
    sara2 آواتار ها
    چرا سعی در بهبود زندگی ندارید؟
    واقعا امکان ادامه این زندگی بدون هیچ عشق و شوری خیلی سخت هست و فرزندتون هم آسیب میخوره
    بر چهره مسیح روی صلیب و بر لبان چاپلین روی صحنه لبخندیست
    دردهای بزرگ را نمیتوان گریست...
    پاسخ با نقل و قول

  10. ارسال:9#
    درسته
    یک دست صدا نداره وای به حال هیچ دست
    نگرانی من هم همینه
    بچه در این حالت بیشتر آسیب میخوره
    پاسخ با نقل و قول

  11. ارسال:10#
    sara2 آواتار ها
    به نظر من شما بنشینید و تمام جوانب این موضوع رو بسنجید و تصمیم خودتون رو بگیرید و در یک فرصت مناسب با همسرتون صحبت کنبد و تصمیم خودتون رو اعلام کنید
    البته ابتدا در مورد بهبود و ساختن یک زندگی بهتر تلاش کنید و بیشتر روی سخنتون همین موضوع باشه و اگر شوهرتون تمایلی نداشت بگید که ادامه این زندگی سخت هست و براتون مقدور نیست البته به ظاهر سخت بگیرید شاید ترس از دست دادن و از هم پاشیدن زندگی و همینطور آینده فرزندتون باعث بشه که به زندگی و تلاش برای درست کردنش انجام بشه
    بر چهره مسیح روی صلیب و بر لبان چاپلین روی صحنه لبخندیست
    دردهای بزرگ را نمیتوان گریست...
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (2): صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •