اولی گفت: من آدم فداکار و از خودگذشته ای هستم. می دانید اگر این شوهر و بچه ها نبودند و مزاحم پیشرفتم نمی شدند تا حالا چندتا دکترا گرفته بودم؟ به قول مادرم تا دیگران به خودشان می جنبیدند من می توانستم روی یک آجر ، هزار تا چرخ بخورم. دست و پا چلفتی که نبودم. یک وقت فکر نکنید می خواهم الکی از خودم تعریف کنم. واقعیت را می گویم. بعد از ازدواج ، به خاطر رتق و فتق امور منزل و بچه داری،ماندم توی خانه و از هر موفقیت اجتماعی که تصورش را بکنید جا ماندم.

دومی گفت: اما من را کسی نمی تواند به بند بکشد. اگر شوهرم بخواهد حرف اضافه بزند می داند که قهر میکنم و همان یک غذای سریع و حاضری را هم برایش نمی پزم. حساب کار دستش آمده. من هم برای خودم حق و حقوقی دارم. الان یک آپارتمان شیک برای خودم خریده ام و اجاره داده ام. پولش را هم سهام های مختلف می خرم و یا هر کاری که صلاح بدانم انجام میدهم. به مرد نباید رو داد.

سومی گفت: شما چرا آنقدر عصبی و پریشان هستید؟ زندگی که میدان مبارزه نیست؟ توی این جو متشنج که نمی شود با آرامش زندگی کرد. من از همان اول به همسرم گفتم که نمی خواهم به دنبال پول بدوم. مرد مسلمان وظیفه دارد خرج خانواده را تامین کند. او هم قبول کرد. به او گفتم که من برای فعالیت های مختلف زمان می خواهم. میخواهم پیشرفت علمی و فنی داشته باشم و از دنیا عقب نمانم. در عوض سعی میکنم در همه زمینه ها برای او آرامش فراهم کنم و در برآوردن خواسته هایش کوتاهی نکنم. او همیشه هزینه فعالیت های مرا در اولویت اول زندگی قرار می دهد. چون به وفاداری و محبت من اطمینان دارد و می داند یک مادر آرام و شاد می تواند فرزندان خوبی تربیت کند.


--------------

رسول اکرم (ص) فرمودند: «مرد، سرپرست خانواده است و درباره آنان از او سوال می شود و زن ، سرپرست خانه و شوهرش و فرزندان اوست و درباره آنان از وی سوال می شود.1 » و نیز امام صادق (ع) فرمودند: «مومن همواره خانواده خود را از دانش و ادب شایسته بهره مند می سازد تا همه آنان را وارد بهشت کند.» 2
از رسول اکرم (ص) خطاب به امام علی (ع) است که فرمودند« یا علی خدمت به خانواده ،کفاره گناهان کبیره و خاموش کننده خشم خداوند و مهریه حورالعین و زیاد کننده حسنات ودرجات است.»3




یاسمین کاویانی، هفته نامه زن روز

منابع:
1 - مجموعه ورام ج 1،ص 6
2 – مستدرک الوسایل و مستنبط المسایل ج 12،ص 201،ح 13881
3 – جامع احادیث الشیعه (بروجردی) ج 22،ص 306