تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




مشکل با همسرم (شلختگی و ...) زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:girl24
آخرین ارسال:m1392
پاسخ ها 14

صفحه‌ها (2): صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

مشکل با همسرم (شلختگی و ...)

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    girl24 آواتار ها
    من حدودا"4 ماهه كه عقد كردم شوهرم پسر خوبيه دوستم داره ، از هر لحاظ سالم ، خيلي هم به خانواده مقيده اما يه سري مسائل هستش كه من و آزار ميده منجمله اينكه شلخته است با هر لباسي بيرون ميره براش اهميت نداره كه جورابش سوراخه ، گاهي اوقات حس ميكنم يه جاهايي هم زرنگي ميكنه كه اين خصلت و اصلا دوست ندارم من كلا شخصيت جدي و حساسي دارم ، شاغلم هميشه خيلي مستقل بودم هر جايي كه دوست داشتم ميرفتم مسافرتهاي فصلي رو هر فصل داشتم از زمانيكه ازدواج كردم هيچ لباسي نخريدم در صورتي كه قبل از ازدواج حداقل ماهي يه مانتو مي خريدم تمام دار و ندارم و تحويل شوهرم دادم پولهامون و گذاشتيم روي هم خونه خريديم كاملا خرجم صفر شده اما ناگفته نماند كه شوهرم خيلي دوست داره كه من مرتب باشم و به سر و وضعم برسم اما در مقابل ديروز براي خريد رفته بوديم كه يه شلوار پرو كرد من بهش گفته خيلي قشنگه اما دخترونه است اگه پول داشتم براي خودم ميخريدمش اما هيچ تعارفي به من نكرد كه اگه دوست داري بخرش و بعدش هم براي برگشتن به خونه بابام بهش گفتم سه تا ساندويچ بخريم بريم خونمون با مامانم بخوريم كه گفت بهتره اين كار و نكنيم هر ساندويچ حداقل 6 هزارتومن و ما در شرايطي نيستيم كه بخواهيم اين كار و بكنيم در صورتيكه اگه بهش ميگفتم بريم بشينيم ساندويچ بخوريم مطمئنم كه قبول ميكرد من كه از ديشب تا الان باهاش حرف نزدم ازش بدم اومده كلا از آخرين سفري كه به خونه باباش داشتيم احساس خوبي نسبت بهش ندارم ازش ترسيدم از پدرش رفتارهاي خيلي بدي ديدم تموم فاميل در موردش صحبت ميكردن مي ترسم فرداروز كه رفتيم سر خونه و زندگيمون اون هم مثل پدرش باشه باباش از ديگران خيلي انتظار داره پسر ديگش و زن داده ميگه پدر زنش پول بده مغازه بزنه ، پدر زنش بايد خرج خورد و خوراك مهمونها رو بده اين چيزها رو كه ميديدم حس ميكردم شوهر من هم ممكنه همچين خصلتي داشته باشه دارم فكر ميكنم كه چه اشتباه بزرگي كردم ازدواج كردم من كه تا اطلاع ثانوي باهاش حرف نخواهم زد
    پاسخ با نقل و قول

  2. مشکل با همسرم (شلختگی و ...)  سپاس شده توسط A@92,niloofarabi,مهرسا62

  3. ارسال:2#
    گلبرگ خانوم آواتار ها
    salam
    man moshaver nistam ama aslan dark nemikonam ke 2 nafarbaham mikhan zendegi shoro konan ama migi bahash harf nemizanam in raftara aslan sahih nist
    bayad harf zad ta moshkel hal she


    سلام

    من مشاور نیستم اما اصلا درک نمی کنم که دو نفر با هم میخان زندگی رو شروع کنن اما میگی باهاش حرف نمی زنم این رفته اصلا صحیح نیست. باید حرف زد تا مشکل حل بشه.



    پ.ن :

    لطفا فارسی تایپ کنید

    صفحه کلید فارسی
    ویرایش توسط niloofarabi : 2014_10_23 در ساعت 22:57
    احترام به پدر و مادر = خوشبختي
    پاسخ با نقل و قول

  4. مشکل با همسرم (شلختگی و ...)  سپاس شده توسط A@92,elnaz.t,m1392,niloofarabi,مهدوی,مهرسا62,محسن عزیزی,ساجده

  5. ارسال:3#
    A@92 آواتار ها
    سلام..
    منم مشاور نیستم ولی خو شاید حرفامون کمکتون کنن ان شالله....
    دررابطه با نوع لباسشون باید بگم شاید تنبلیشون میاد لباس عوض کنن و با همون لباسی که تنشونو میرن بیرون .خو ازش پرسیدین چرا لباس تمیز و شیک نمیپوشن؟؟؟؟

    اگه وضع مالیتون ضعیفه نباید انتظارت زیادی داشت..مخصوصا اوایل زندگی..
    باید همدیگرو درک کنید...


    زندگی مجردی با متاهلی فرق داره..نباید انتظارتون از زندگی مشترک مثل دوران مجردیتون باشه.....
    باهاشون عاقلانه صحبت کنید تا مشکلتون حل بشه...قهر کردن اوضاع رو سخت میکنه شاید از هم سرد بشید.....
    امکانش هست که برخی رفتارای باباشونو تقلید کنن باید مدیرت کنید...

    باید بهش بفهمونید که مثلا فلان رفتارش شما رو اذیت میکنه...
    پاسخ با نقل و قول

  6. مشکل با همسرم (شلختگی و ...)  سپاس شده توسط elnaz.t,m1392,niloofarabi,مهدوی,مهرسا62,محسن عزیزی,کوثر حبیبی,ساجده

  7. ارسال:4#
    سلام
    انتهای صحبتتون اشاره نکردید تا چه حد تمایل به بهبود این وضعیت دارید و وقتی با قاطعیت کفتید نمیخواید صحبت کنین باهمسرتون ، به خودم جسارت اظهار نظر ندادم
    اما ازاونجائی که تاپیک زدید گفتم شاید بد نباشه یه اشاره ای بکنم به یکی از جملاتتون
    اینکه گفتید که حس میکنین همسرتون زرنگی میکنن و در جای دیگه گفتید رفته بودید برا همسرتون شلوار بخرید و بهش گفتید دخترونه است و اگه پول داشتم من میخریدم
    از نظر من شوهر شما هم حق داشتن اون لحظه ته دلشون بگن همسرم داره زرنگی میکنه.همیشه برا خودش لباس میخریده (دوره مجردی و...)یه بار که اومدیم برا من بخریم باز فکر خودشه
    مساله دیگه ای که هست اینه که شما نباید به ازای گذشت هایی که میکنین توقعتون بالا بره. وقتی از کم خرج شدنتون طوری میگید که انگار بزرگترین شکنجه رو دارین تحمل میکنین ناخواسته این حس در رفتارهای شما تبلور پیدا میکنه و همسر شما رو هم متوجه میکنه
    ببینین در زندگی مشترک دیگه من و توئی نباید درکار باشه.قناعت شما لطف در حق شوهر شما نیست. لطف در حق خودتون هم هست. چرا ک اگه غیر از این باشه زندگی مشترک شماو حتی خود شما از نظر مالی تو فشار میافتین(قسط و قرض و...) و این هم باز در جنبه های مالی دیگر زندگیتون تاثیر گذاره.بحث استقلال هم همینطور.وقتی وارد زندگی مشترک میشیم باید قبول کنیم از یه سری ویژگی های دوران مجردی به ازای رسیدن به یه سری ویژگی های مثبت دوران متاهلی دست بکشیم و اینچنین مفهوم خانواده شکل میگیره.مساله مسافرت یا جوراب و ...مسائل غیرقابل حلی نیستن که انقدر شمارو اشفته کردن.
    راجع به شباهت های همسرتون به پدرش احتمالا در آینده، به نظرم بهتره موکول کنیم به همون موقع و از الان قصاص قبل جنایت نکنیم و مبنای این رفتارهای همسرتون رو زرنگی ندونیم
    سعی کنین با این مسائل پیش پاافتاده انقدر سریع واکنش نشون ندین. از این دوران بهترین استفاده رو ببرین و اجازه ندین صمیمیتتون با همسرتون و روزهایی که میتونه با عشق و علاقه سپری بشه با این مسائل تبدیل به کدورت بشه

    امیدوارم از حرفام نرنجیده باشین
    پاسخ با نقل و قول

  8. مشکل با همسرم (شلختگی و ...)  سپاس شده توسط elnaz.t,m1392,niloofarabi,مهدوی,مهرسا62,محسن عزیزی,کوثر حبیبی

  9. ارسال:5#
    girl24 آواتار ها
    از همه ممنونم
    اما خودم هم نمي دونم چي ميخوام هم دوستش دارم هم ندارم گاهي اوقات فكر ميكنم بهتره جداشيم احساس ميكنم از يه چيزي دل زده شدم اما اون يه چيزي چيه رو نمي دونم ، ديروز با من صحبت كرد و گفت به نظرم همه چيز تو خوبه اما رفتارت خشنه راست ميگه اما دست خودم نيست
    چيكار كنم
    پاسخ با نقل و قول

  10. مشکل با همسرم (شلختگی و ...)  سپاس شده توسط A@92

  11. ارسال:6#
    elnaz.t آواتار ها
    سلام دوست عزیزبه همیاری خوش اومدید
    باتشکرازدوستان من هم نظرخودم رومیگم
    دوست عزیزاوایل ازدواج همه یه سری مشکلات ریزودرشتی دارن اماچقدرخوبه که این مشکلات روکنترل کردونذاریم که شیرینی زندگی روبگیره
    شمااون اول که باایشون ازدواج کردی حتمایک سری نکات مثبت درایشون دیدی که دست به ازدواج باایشون زدی پس بااین جمله که میگیدهم دوسش دارم هم ندارم دامن به مشکلات نزنیدو خودتون روسردرگم نکنیدمسلمااین ازدواج فوایدی داره که سردرگم کردن خودتون نداره وبیشترگیجتون میکنه
    پس درمرحله اول این دوگانگی هاوشبهات رودرون خودتون ازبین ببرید
    دروهله دوم اینکه گفتیددرزمان مجردیتون ماهانه مانتومیگرفتیدببخشیداگه رک حرفم رومیزنم وامیدوارم رنجیده خاطرنشیداماخب این حالت یجوراسراف بوده دراون زمان الان به هرحال شماداریدحالت متعادلانه تری رونسبت به قبل پیش میگیرید
    سوما شماوقتی ازدواج میکنیددیگه خودتون تنهانیستید و "ما" شدیدپس مسئولیت های این ما روبایدبرعهده بگیریدومسئولیت هایی که درزندگی مشترک هم نسبت به خودتون وهم همسرتون داریداداکنید
    چهارمااینکه درموردنحوه پوشش همسرتون باهاشون صحبت کنیدوبگیدچه نوع پوششی رودوست داریدوبگیدهمونجورکه ایشون انتظاراتی توی پوشش ازشمادارن شماهم انتظاراتی دارین و با آرامش اینگونه مسائل روحل وفصل کنیدالبته ایشون روباکسی مقایسه نکنید
    پنجم شمادرباره رفتارهای پدرایشون نبایدایشون رومجازات کنیدوباهاشون حرف نزنیداین کاراچیزی روپیش نمیبره بلکه لجبازترم میکنه گذشت کنیدوصحبت کنیدباهاشون درباره همه مسائل اماموقعیت وزمان روبسنجین که مناسب باشه
    ودرآخراینکه سعی کنیدازهمسرتون جلوی بقیه تعریف کنیدوویزگی های خوبشون روهمیشه بگیدتاایشون اعتمادبه نفسشون بالاتربره وهمیشه حس کنن که شماحامی وپشتیبانشون هستید
    اگرسوالی مونددرخدمتم
    موفق باشید
    دلیل تنهاییم راتازه فهمیدم!
    وقتی محبت کردم وتنهاشدم
    وقتی دوست داشتم وتنهاماندم
    دانستم بایدتنهاشدوتنهاماندتا\"خدا\"رافهمید...

    پاسخ با نقل و قول

  12. مشکل با همسرم (شلختگی و ...)  سپاس شده توسط A@92,m1392,مهدوی,مهرسا62,محسن عزیزی,کوثر حبیبی,افسونb,ساجده

  13. ارسال:7#
    girl24 آواتار ها
    از اينكه صادقانه بودن جوابهاتون و حس ميكنم خوشحالم
    يه راهنمايي ازتون ميخوام شوهرم آدم خوبيه درموردش كه صحبت ميكنم با ديگران ميبينم به خيلي از شوهرها ارجحيت داره زمانيكه به خواستگاري من اومد با كمال ميل بهش جواب مثبت دادم به عنوان يك مورد مناسب بهش نگاه ميكردم اما الان مدتيه كه احساس ميكنم دوستش ندارم هيچ احساسي بهش ندارم دلم ميسوزه براش چون حس ميكنم اين احساس من اصلا" حقش نيست خودم فكر ميكنم كه دارم دنبال بهونه ميگردم از يه چيزي ناراحتم اما نمي دونم چيه
    پاسخ با نقل و قول

  14. مشکل با همسرم (شلختگی و ...)  سپاس شده توسط A@92,elnaz.t,m1392,مهرسا62,کوثر حبیبی

  15. ارسال:8#
    m1392 آواتار ها
    سلام دوست عزیزبه همیاری خوش اومدید.

    دوستان راهنمایی کردن ومن هم چیزی به ذهنم اومد که خواستم به شما بگم شاید دلیل این بهونه گیریهاتون رو پیدا کنید.

    ببنید شما که می فرمایید یجورایی دنبال بهونه میگردیدو از چیزی ناراحت هستید درسته؟

    خیلی از ماها دچار چنین حالتی میشیم واینم به نظر من بخاطر انتظاراتی هست که از خودمون و طرف مقابلمون داریم.

    اگه اشکالی نداشته باشه سوالی ازتون دارم امیدوارم پاسخ بدید تا مشاوران هم کمکتون کنن.

    شما در دوران مجردیتون چطور همسری رو تصور میکردی؟ کلا پوشش،خریدکردن و..که خودتون هم تو تایپیک به اونها اشاره کردید.

    و الان ایشون با تصوراتتون چقدر تفاوت دارن تو اون مواردی که اشاره کردین یا از ذهنتون میگذره؟

    من قبل اینکه شما جواب بدید نکته ای رو هم میگم: وقتی ما تصوراتی درمورد همسر آیندمون داریم خب هیچ وقت دقیقا اون فردی

    که تصورکردیم رو نمیتونم به عنوان همسر داشته باشیم چون تو هر فردی هم ویژگیهای مثبت وجود داره هم منفی.

    شماهم حتما تصوراتی داشتین،و وقتی الان میبینید تو بعضی موارد ایشون اونطور نیستن غمگیم میشیدو بهانه گیری میکنید و

    ناراحت میشید و این ناراحتی رو هم به همسرتون منتقل میکنید.

    اگه دقت کنید حتی تو جمع خونوادتون هم تو بعضی موارد که چیزی برخلاف نظر شما هست و شما جور دیگه ای تصور و یا فکر میکردید

    هست ناراحت میشید و حتی ممکن عصبی بشید که حتی بعداز گذشت چندساعت هم باز ناراحتید و اصلا نمیدونید دلیل ناراحتی

    شما چی بوده؟واین پیدا نکردن دلیل ناراحتی و غمگینی به نظرمن این هست که اون موضوع مهم نبوده و شما میدونستید که احتمال

    داره مخالف نظر شما باشه ولی چون نمیتونستید این مخالفت رو قبول کنید باعث ناراحتی شما شده بوده در حالی که ساعتها از اون

    موضوع گذشته بوده.

    تو زندگی مشترک هم چون قبل ازدواجتون و جواب مثبت دادن به این موارد فکر میکردید و تصوراتی داشتید وحالا با کوچکترین فرقی که با

    تصوراتتون در ایشون میبینید اینطور غمگین میشید و به این فکر میکنید که آیا انتخابم درست بوده؟یانه؟

    چیزی هم خواستم بگم که ما وقتی کسی رو به عنوان همسر انتخاب میکنیم دیگه وقتی جواب مثبت میدیم باید کنار همدیگه زندگیمون رو

    بسازیم شماهم فرمودید که با اطمینان به ایشون جواب مثبت دادید پس به معیارهاتون خیلی نزدیک بودن که جواب مثبت دادید.

    من بعضی وقتها دیدم که بعضی از خانم هاحتی تحصیلات همسرشون رو از دیگری پنهان میکنن و این اصلا درست نیست چون همسرشون

    رو اونطوری قبول کردن پس نباید از گفتن حتی تحصیلات همسر خجالت بکشن... که باعث بروز مشکلات خیلی زیادی میشه.

    چرا اینو گفتم؟برای اینکه بگم شما ایشونو انتخاب کردیدو ایشون شمارو ،اول زندگی هم خب تفاوتها وجود داره چون از دو خانواده

    و تربیت متفاوت هستین،پس با کمک همدیگه میتونین تفاوتهارو کمترکنین و با خوشبختی کنار هم زندگی کنین.

    امیدوارم تونسته باشم کمکتون کنم و به سوالات هم جواب بدین تا مشاوران کمکتون کنن.
    پروردگارا: تنها تو را می پرستم وتنها از تو یاری می جویم.
    پاسخ با نقل و قول

  16. مشکل با همسرم (شلختگی و ...)  سپاس شده توسط A@92,elnaz.t,niloofarabi,مهرسا62,محسن عزیزی,کوثر حبیبی,ساجده

  17. ارسال:9#
    کوثر حبیبی آواتار ها
    سلام

    بنده هم خوش آمد عرض میکنم و خوشحالم که برای بهتر شدن شرایط زندگیتون تلاش می کنید و این رو به عنوان یه نشانه در نظر میگیرم که شما زندگیتون رو دوست دارین و فقط یه مقداری از دست همسرتون ناراحت هستین

    ولی عزیزم این ناراحتی به راحتی با صحبت قابل حل هست و کافیه که با همسرتون خلوت کنید و بهش بگید که نیاز دارین که در توجه ایشون باشید

    خدای مهربون نیاز های زن و مرد رو جوری قرار داده که هر دو به رفع نیاز طرف مقابلشون نیاز دارن ( شما نیاز داری که بهت توجه بشه و طبیعی هست و همسرتون نیاز داره که شما رو حمایت کنه و احساس قدرت کنه )

    پس اصلا از این حس خجالت نکش و باهاش درمیون بذار

    و یه نکته که خیلی مهم هست این هست که شما تا جایی که در توانت هست باید حس استقلال و قدرت همسرت رو برآورده بکنی

    مطمئن باش این عمل انقدر برای همسرت خوش آیند خواهد بود که بلافاصله بهت توجه و محبت نشون میده و رابطه ی شما گرم تر و با محبت تر میشه

    اگر این راه رو پیش بگیری بهت قول میدم که بعد از مدت کوتاهی میای همینجا و از شیرینی زندگی ات برامون میگی ( چون ما خوشحال میشیم )

    منتظر جوابتون هستم
    بسم الله الرحمن الرحیم

    و هرگز در زمین به کبر و ناز راه مرو( و غرور و نخوت مفروش) که به نیرو زمین را نتوانی شکافت و به کوه در سربلندی نخواهی رسید.


    آیه ی 37 سوره ی اسراء
    پاسخ با نقل و قول

  18. مشکل با همسرم (شلختگی و ...)  سپاس شده توسط A@92,elnaz.t,m1392,niloofarabi,مهرسا62,محسن عزیزی,ساجده

  19. ارسال:10#
    girl24 آواتار ها

    از همگي ممنونم اوضاع خيلي بهتر شده
    پاسخ با نقل و قول

  20. مشکل با همسرم (شلختگی و ...)  سپاس شده توسط A@92,m1392,مهرسا62,کوثر حبیبی,ساجده

صفحه‌ها (2): صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •