تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




از دست خواهرشوهر دارم دیوونه میشم زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:تینا91
آخرین ارسال:تینا91
پاسخ ها 13

صفحه‌ها (2): صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

از دست خواهرشوهر دارم دیوونه میشم

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    سلام من از دست خواهرشوهر به تنگ اومدم. حتی نمیتونم یه مهمون دعوت کنم. از دست دخالتهاش دارم عذاب می‌کشم تورو خدا کمک کنید

    البته شوهرم منو درک میکنه ولی خودم عذاب می‌کشم از اینکه نمیتونم جوابشو بدم چون من آدم بی سروزبونی هستم. بخدا خیلی بهشون احترام میذارم ،چندوقت یکبار دعوتشان میکنم ولی بازم...، منو بی محل میکنن....

    رفتارهای بدی با من دارن مثلا توی ماشین نشسته بودم برادر شوهرم میخواست بشینه کنارم مادر شوهرم نذاشت و خودش اومد نشست کنارم ولی من اصلا بروی خودم نیاوردم ی‌ه جوری رفتار میکنه که آدم بهش میخوره
    ویرایش توسط محسن عزیزی : 2014_10_22 در ساعت 11:16 دلیل: ترکیب پستها
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    yas64 آواتار ها
    سلام عزیزم
    میشه بیشتر توضیح بدی خیلی کلی گفتی بیشتر از چی ناراحت هستی؟بیشتر مثال بزنید
    خواهرشوهرتون بیشتر در چه مواردی اینطورن؟ بقیه اعضای خونواده شوهرتون رابطشون با شما چطوره؟مادر؟پدر؟برادر؟
    عکس العمل شوهرتون چطوره؟
    دلیل رفتاراشون چیه؟
    کامل توضیح بدین
    همیشه سخت ترین نمایش به بهترین بازیگر داده میشود
    شاکی نباش شاید تو
    بهترین بازیگر خدایی ...!
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:3#
    سلام یاس عزیز ،من هفته‌ای یه بار میرم سر میزنم خونشون ،بهشون خیلی احترام میدارم، ولی تا جایی به دل اونا نباشه سریع پیش شوهرم گلایه میکنن، دخالتهای که خیلی زیاده مثلا اگه بفهمن دندونم خرابه میگن برو دندون بکش، یا اگه شوهرم بخواد پدر مادرمو جایی ببره میگن چرا با پسر خودشون نمریه، کلا در همه موارد دخالتهایی دارن ..ممنونم از پاسختون

    مثلا اگه خانواده خودمو دعوت کنم خواهرشوهرم زنگ میزنه به شوهرم و گلایه که چرا منو دعوت نمیکنید ،و تازه نقشش شروع میشه که بره بدگویی منو همه جا بکنه اونقدر که پدرشوهرم که عموی خودم میشه بهم پشت میکنه ..

    من 6 ساله ازدواج کردم خودم 26 سالمه و شوهرم 34 سالشه، خداروشکر شوهرم منو کاملا درک میکنه ولی پیش خانواده خودش اصلا بروز نمیده که رفتارتان بده، من فقط از دخالتهاشون اذیت میشم
    ویرایش توسط محسن عزیزی : 2014_10_22 در ساعت 11:16
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:4#
    yas64 آواتار ها
    نقل قول نوشته اصلی توسط تینا91 نمایش پست ها
    سلام یاس عزیز ،من هفته‌ای یه بار میرم سر میزنم خونشون ،بهشون خیلی احترام میدارم، ولی تا جایی به دل اونا نباشه سریع پیش شوهرم گلایه میکنن، دخالتهای که خیلی زیاده مثلا اگه بفهمن دندونم خرابه میگن برو دندون بکش، یا اگه شوهرم بخواد پدر مادرمو جایی ببره میگن چرا با پسر خودشون نمریه، کلا در همه موارد دخالتهایی دارن ..ممنونم از پاسختون
    عزیزم تا جایی که میتونی بهشون احترام بذار وقتی ببینن هرچی بی احترامی میکنن ولی احترام میبینن خودشون پشیمون میشن روز به روز این مساله کمرنگ میشه،هرچی نیش و کنایه زدن خودتو بزن به اون راه انگار چیزی نشنیدی حتی ناراحتیتو نشون نده ،تو خانواده شوهر هرچی کمتر حرف بزنی کمتر زیر ذره بینی و کمتر حرف میشنوی،به شوهرت زیاد نگو مادرت یا خواهرت فلان حرفو زدن یا فلان کارو کردن چون واسش عادی میشه و دیگه براش مهم نیست چه اتفاقی میفته،اینکه شوهرت پدرومادرتو جایی ببره چه دلیل داره خانواده شوهرت بدونن؟؟چرا باید از ریزو درشت زندگیت خبر داشته باشن؟؟سعی کن زیاد پاسخگو نباشی ضمن اینکه زندگی مال خودته و تصمیم گیرنده تو و شوهرت هستید اگه میخوای دخالت هاشون کمتر بشه سعی کن چیزی از زندگیت تعریف نکنی،قرار نیست دروغ بگی ولی سربسته یه چیزی بگو که فقط جواب داده باشی مثلا اگه گفتن کجا میری بگو جایی کار دارم
    اینکه میگن برو دندون پزشکی فکر کن از روی دلسوزی گفتن چرا ازین منظر نگاه نمیکنی؟بنظرت فکر کردن به اینکه دلسوزانه بهت گفتن قشنگتر نیست؟؟!!!اگه به دید مثبت نگاه کنی دیگه اذیت نمیشی
    در مورد دخالت هاشون سعی کن دخالتشون رو در حد یه پیشنهاد بپذیری یعنی فکر کن دارن بهت پیشنهاد میدن همون لحظه بگو باشه چشم بعد با خودت بشین فکر کن ببین اگه خوبه انجام بده ولی اگه به دلت نبود فقط بگو باشه ولی بعدا کار خودتو انجام بده اگه اون لحظه مخالفت کنی بحثتون کش پیدا میکنه
    همیشه سخت ترین نمایش به بهترین بازیگر داده میشود
    شاکی نباش شاید تو
    بهترین بازیگر خدایی ...!
    پاسخ با نقل و قول

  5. از دست خواهرشوهر دارم دیوونه میشم  سپاس شده توسط محسن عزیزی,افسونb

  6. ارسال:5#
    yas64 آواتار ها
    نقل قول نوشته اصلی توسط تینا91 نمایش پست ها
    مثلا اگه خانواده خودمو دعوت کنم خواهرشوهرم زنگ میزنه به شوهرم و گلایه که چرا منو دعوت نمیکنید ،و تازه نقشش شروع میشه که بره بدگویی منو همه جا بکنه اونقدر که پدرشوهرم که عموی خودم میشه بهم پشت میکنه ..
    قبل از دعوت خونواده خودت هر از گاهی اونا رو دعوت کن بعد با احترام بگو در خونه من به روی همه بازه ،عزیزم باید بدونن که تو هم خانواده داری و وظیفته بهشون احترام بذاری و باید پدرومادرت راهی به خونه تو داشته باشن چون تو امیدشونی،با زبون بی زبونی میتونی اینو بهشون بفهمونی،اینجور که فهمیدم شوهرت پسرعموته چه بهتر میتونی موقع دعوت کردن خونوادت خانواده شوهرت هم دعوت کنی یعنی دوخانواده باهم اینجوری هم همه دور همن هم حرفی پیش نمیاد بعدش میگی دوست دارم همه دور هم باشیم،البته هرازگاهی پدرومادرت رو تنها دعوت کنبرای اینکه حرفی پیش نیاد بعضی اوقات دوتارو باهم بگو
    برات مهم نباشه بدگویی میکنه مهم اینه که تو خودتو پیش همه اثبات کرده باشی
    خوشحال باش شوهر خوبی داری و پشتیبانته پس بخاطر شوهرت ازشون بدگویی نکن چون خودش بهتر از تو خونوادشو میشناسه بخاط همین ازت حمایت میکنه چون تو و نیت تو هم میشناسه
    موفق باشی عزیزم
    همیشه سخت ترین نمایش به بهترین بازیگر داده میشود
    شاکی نباش شاید تو
    بهترین بازیگر خدایی ...!
    پاسخ با نقل و قول

  7. از دست خواهرشوهر دارم دیوونه میشم  سپاس شده توسط محسن عزیزی,افسونb

  8. ارسال:6#
    یاس مهربانم واقعا ازت ممنونم حرفای قشنگت یادم میمونه، ولی من امتحان کردم دو خانواده رو دعوت کردم ولی خانواده شوهرم بفهمن خانواده منم حضور دارن نمیان، اونا واقعا رفتار بدی دارن، به هر حال ازت تشکر میکنم
    پاسخ با نقل و قول

  9. ارسال:7#
    yas64 آواتار ها
    میتونی وقتی خاونواده شوهرت دعوتت هستن بگی باید یه وعده بابام اینا رو هم بگم بیان آخه خیلی وقته نیومدن همونجوری که دلم برای شما تنگ شده بود دلم برای اونا هم تنگ شده بعد این حرف احتمالا باز یه چیزی بهتون میگن ولی شما دیگه جواب ندین سکوت کنید و یه لبخند بزنید فقط بذارید بدونن خانواده شما حق رفت و آمد دارن وشما وظیفه پذیرایی ازشون رو دارید یه جور رفتار کنید که واسشون جا بیفته در حریم شخصیتون دخالت نکنند ولی با احترام
    تینا جان مگه دو برادر باهم مشکل دارن؟چرا اگه خونوادت باشن اونا نمیان؟مشکلی پیش اومده بینشون؟
    همیشه سخت ترین نمایش به بهترین بازیگر داده میشود
    شاکی نباش شاید تو
    بهترین بازیگر خدایی ...!
    پاسخ با نقل و قول

  10. ارسال:8#
    نه با هم مشکل ندارن ولی من فک میکنم حسادت میکنن چون وضع مالی پدرم خیلی خوبه ولی اونا اصلا وضع مالیشون خوب نیست. اونا حتی با من هم حسادت میکنن اگه لباس بخرم اگه طلا بخرم کاملا خودشون رو نشون میدن، مثلا ما برنج ایرانی استفاده میکنیم به شوهرم حرف زدن که برنج ایرانی نخر گروونه یا قند شکسته نخر کیلویی 2000 گرونتره ،واقعا حرفشان خنده داره
    پاسخ با نقل و قول

  11. ارسال:9#
    طاهره خشکله آواتار ها
    سلام و درود بر شما
    من خودم خواهر شوهر هستم اوایل ازدواج داداشم ،خیلی با هم مشکل داشتیم ، عروسمون با ماصمیمی نبود هفته ای یه بار می اومد اونم فقط به خاطر اینکه حاضری زده باشه در صورتیکه به خانواده خودش هر روز سر می زد ... من مشکلی نداشتم می گفتم هر کس اومد خوش اومد ... اما مامانم و بقیه خواهرام مشکل داشتن ، مامانم دوست داشت خونه فامیل که میره با زن داداشم بره ... هر حرفی که می زدیم می گفت دخالت می کنید حالا از نظر خودمون خوبیش می خواستیم ولی اشتباه برداشت می کرد ... همه مثل هم نیستن ولی مادره ها مخصوصا مادر شوهرها یه خورده بیشتر انتظار دارن ... ولی الان بعد از گذشت پنج سال رابطه مون بهتر شده الان یه روز همدیگر رو نبینیم دلمون واسه همدیگه تنگ میشه ... با عروس خانم حرف زدیم گفتیم هر وقت از ما حرف بدی شنیدی کسی حرف زد مستقیم بیا به خودمون بگو ، اگر ناراحت شدی بیا به خودمون بگو و برعکس البته با آرامش و بدون هیچ گونه عصبانیتی و یا لحن بد ...طرز صحبت کردن خیلی مهمه یه جا خوندم :« مراقب تن صدای خود باشید !!! 10 درصد از کشمکش ها به علت اختلاف عقیده است و 90 درصد آن به دلیل آهنگ نادرست صداست !!!» به ما خیلی کمک کرد ...
    ببین خانواده شوهرت از چه چیزهای بیشتر خوششون میاد چه اخلاقی دوست دارن باهاشون صمیمی بشو مخصوصا با خواهر شوهرت ، بیشتر باهم رفت و امد کنید ، مطمئن باش بیشتر اظهار نظرهاش به خاطر خودته ... هیچ کس دوست نداره زندگی داداشش به هم بریزه ... داداشها خیلی عزیزن ... فقط یه خورده سیاست داشته باش برا آرامش زندگی هر دو خانواده خوبه
    باخواهر شوهرت برو خرید گردش خونه یه دوست مشترک .... با ایشون صحبت کنید حتما به نتیجه میرسید ... زبان خوش داشته باشید ... از خانواده شوهرت تعریف کنید...
    تجربیات خودم گفتم ببخشید
    زندگیتون سرشار از آرامش و خوشبختی
    پاسخ با نقل و قول

  12. ارسال:10#
    yas64 آواتار ها
    اینکه بخاطر وضع مالیشون بد باشن میتونه یه دلیل باشه ولی دلیل قطعی نیست ،من حس میکنم یه جور حس مالکیت دارن روی پسرشون و به حساب خودشون فکر جیب پسرشونن،میخوان دلسوزی کنن ولی راهشو بلد نیستن،ببین عزیزم این چیزا رو باید روی حساب کتاب انجام بدی و با سیاست دیگه بعد 6 سال زندگی مشترک و اینکه الان یه عمره میشناسیشون چون تا چشم باز کردی دیدیشون و کامل میشناسیشون رفتار کن،ببین مادر شوهرت از چی خوشش میاد همونو انجام بده حتی شده به ظاهر،اگه مادر شوهرتو راضی نگه داری خواهر شوهرتم بعد یه مدت کوتاه میاد عزیزم تا میتونی باهاشون صمیمی شو خونشون میری کمک کن بعضی وقتها نظر بده یه جوری که بیشتر از قبل روت حساب کنن و کارات به چشم بیاد
    درمورد چیزایی که گفتی هم مثلا برنج خریدن رو شوهرت باید جواب بده مثلا بگه من فقط برنج ایرانی بهم میسازه برنج خارجی همش مضره یا بگه فرصت نمیکنیم قند بشکنیم مجبوریم آماده بگیریم،برای هر چیزی باید دلیل بیارید طوری که حس نکنند مخالفت میکنید مثلا نگید ما دوست داریم یا خودمون صلاح میدونیم فقط توجیه کنین و دلیل بیارید و سریعا بحث رو عوض کنین،هرچی کمتر بحث کنید تنش کمتر میشه چون این وسط فقط شما عذاب میکشید
    ایشاله درست میشه مطمئن باش اونا دلسوز پسرشونن و اگه حرفی میزنن بخاطر اینه که دوستش دارن ولی بلد نیستن چطور ابراز کنن
    نگران نباش گل دختر چیزی که ازت فهمیدم ساده و مهربون و بی شیله پیله ای مطمئن باش اگه سیاست زنونه بخرج بدی دیگه اذیت نمیشی
    خوشبخت باشی عزیزم
    همیشه سخت ترین نمایش به بهترین بازیگر داده میشود
    شاکی نباش شاید تو
    بهترین بازیگر خدایی ...!
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (2): صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •