1-1- مفهوم شناسی هویت[1]

واژه Identity از ریشه لغویIden به معنای همان چیز، شناسایی و همسان ساختن است. در فرهنگ های مختلف تعاریف مختلفی از این واژه ارائه شده است. مؤلفه های شخصیت، استعدادها، علایق، ترس ها، تعارضات و خاطرات همگی مانند مواد ساختمانی که منتظر ساخت نهایی خود هستند جمع می شوند و شخص باید آنها در یک کل، یک پارچه کند تا هویت بزرگسالی را بر پایه تجارب گذشته، نظرات حال و فرصت هایی که جامعه در یک دوره خاص فراهم آورده است، شکل دهد.

در فرهنگ معین هویت به معنای ذات باری تعالی، هستی، وجود و آنچه موجب شناسایی شخص شود آمده است (معین، 1378). و در فرهنگ عمید هویت به معنای حقیقت شیء یا شخص که مشتمل بر صفات جوهری او باشد، اشاره شده است. به یک معنا هویت عبارت است از آنچه سبب تشخص و یا آنچه موجب شناسایی فرد می شود (عمید، 1374). بنابراین هویت عبارتند از مجموعه ویژگی ها، شناسه ها و الگوهای رفتاری اکتسابی که فرد، قوم، ملت و تمدنی را از دیگر اقوام، ملل و تمدن ها متمایز می سازد.

گافمن[2] معتقد است که هویت بر اساس شرایط اجتماعی فرد و توانایی های فردی او شکل می گیرد. به اعتقاد جیمز مارسیا هویت سازمانی درونی، خود جوش و پویاست که از سائق ها، توانایی ها، باورها و تجارب گذشته فرد نشأت می گیرد. ایشان به چهار نوع هویت در نوجوانان که شامل هویت کسب شده[3]، پیش رس[4]، ابهام هویت[5] و خویشتن یابی[6] است اشاره می کند (احدی و دیگران،1380).


1-2- رویکرد روانشناختی و جامعه شناختی هویت

در یک نگرش کلی درباره مسئله هویت می توان چنین بیان کرد که روانشناسان اساسأ هویت را از نگاه فردی و جامعه شناسان آن را از نگاه جمعی تعریف می کنند. در واقع روانشناسان معنای هویت را به ویژگی های شخصی و احساسی فرد نسبت می دهند. در اینجا هویت عبارت است ازاحساس تمایز شخصی، احساس تداوم شخصی و احساس استقلال شخصی. روانشناسان اجتماعی و جامعه شناسان معتقدند احساس هویت به واسطه دیالکتیک میان فرد و جامعه شکل می گیرد، در واقع شخصیت به صورت اجتماعی و بی واسطه در مراحل مختلف اجتماعی شدن شکل می گیرد.

به اعتقاد جورج هربرت مید[7] تصویری که شخص از خود می سازد و احساسی که به خود پیدا می کند، بازتاب نگرشی است که دیگران نسبت به او دارند. به نظر هویت داشتن یعنی یگانه بودن از دو جهت متفاوت: اولأ همانند دیگران بودن در جامعه و همانند خود بودن در گذر زمان. به عبارت دیگر هویت از نیازهای روانی انسان و پیش نیاز هرگونه زندگی اجتماعی است. در واقع هویت اجتماعی هم ارتباط اجتماعی را امکان پذیر می کند و هم به زندگی افراد معنا می دهد.

کاستلز[8] هم هویت را «فرایند ساخته شدن معنا بر پایه یک ویژگی فرهنگی یا یک دسته ویژگی های فرهنگی که بر دیگر منابع معنا برتری دارند» تعریف می کند. یا به اعتقاد فروید «هویت ها بر اساس فرایندهای حوزه ناخودآگاه بشر شکل می گیرد. میشل فوکو[9] نیز در تبار شناسی انسان مدرن از قدرتانضباط آفرین سخن گفته و این که این قدرت می خواهد بر کل جمعیت و بدن فرد نظارت، حکومت و فرمانروایی کند اشاره داشته و معتقد است در واقع هویت را گفتمان های قدرت غالب می سازد (باقری، 1382). در واقع هویت«احساس تعلق به جامعه» است به گونه ای که در رفتار تأثیر می گذارد و اعضای یک گروه را از اعضای دیگر گروه ها متمایز می سازد.


[1]Identity
[2]Gaffman
[3]Identity Achievement
[4] Fore closure
[5] Identity Diffusion
[6] Moratorium
[7]Mead
[8]Gastells
[9] Michel Foucault


منبع: پایان نامه رابطه ی اعتیاد به اینترنت با سبک های هویت در دانشجویان دانشگاه پیام نور ابرکوه، طیبه حیدری