تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




همسرم به من خیانت میکنه زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:maryambanoo777
آخرین ارسال:maryambanoo777
پاسخ ها 25

صفحه‌ها (3): صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین

همسرم به من خیانت میکنه

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:11#
    مینای عزیز لطفا موضوع خودتون رو توی تاپیک جدا بیان کنید
    ممنون
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:12#
    میدونی دوست عزیز منم مشکل تو رو دارم با کمی تفاوت شاید بتونم راحت حرف بزنم ولی عمل کردنش میدونم سخته به نظر من مداوم  قهر نکن چون من ضربه ش رو خوردم شاید یکی دو دفعه جواب بده ولی بعدش دیگه براش تکراری میشه و میدون رو برای خودش خالی میبینه سعی کن تا میتونی باهاش مهربون باشی اون جوری بشی که اون می خواد اونی بشی که توی ذهنش می پرورانه بهش ثابت کن که توچیزی از اونایی که اون باهاشون ارتباط داره کم نمیاری به خودت و زندگیت برس به اون چیزی که شوهرت علاقه داره توجه کن برای همه ی اونایی که مثل تو مشکل دارن دعا کن برای من هم یادت نره دعا کنی تا مشکلمون حل بشه میدونی خیلی از آقایون به من گفتن جامعه مون خرابه تو باید برای نگه داشتن شوهرت بجنگی تو باید کاری کنی که سراغ کسی نره یعنی بهت بگم 99 درصد منو مقصر دونستن بهم گفتن برو سراغ کسایی که موفق بودن ببینم چه کار کردن که تو نکردی عیب خوتو اصلاح کن نه اینکه به فکر اصلاح شوهرت اول باشی برام مثال زدن که یه زنی هر شب میده شوهرش دیر میاد یه شب تعقیبش کرده  دیده شوهرش رفته توی یه پارتی که خانم هاش فلان جور بودن اون شب اون هم دقیقا محیط خونه ش رو همون جوری کرده از شوهرش خواسته اول شب بیاد خونه بعد جایی خواست بره چراغا رو خاموش کرده شوهرش که اومده دقیقا مثل اون پارتی با شوهرش برخورد کرده بعد به شوهرش گفته خوب تموم شد می خوای بری جایی برو شوهرش گفته نه کجا برم هر جا برم همین جوریه،حالا توهم سعی کن میگم سخته من موفق نشدم  تو هم اگه موفق شدی حتما برام بنویس چه کار کردی منم برات دعا میکنم
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:13#
    ممنون از شما راستش چند وقت که از آخرین بحث من و همسرم میگذره من با یه موبایل ناشناس بهشون اس ام اس دادم و خودمو فلان دانش آموزش معرفی کردم اون هم به مدت یک هفته جواب اس ام اسهامو میداد میخوام ببینم بازم به کارهای قبلیش رو میاره اما از دو موضوع میترسم اینکه ببینم اون قهر و آشتی ها و مشکلات هیچ تاثیری روش نداشته( علی رغم اینکه خودش معتقده که تاثیر داشته) و دوم اینکه نمی دونم که اگر بازم بی وفایی ببینم چطور بهش بگم تو اس ام اس هایی که بهش میدادم داشت حرف از دیدن میکرد که فلان جا ببینمت و من نمیدونستم آیا برم سر قراری که تعیین میکنه و یا خودم رو باهاش روبرو نکنم و موضوع را یه جور دیگه پی گیری کنم؟ راستش ناراحت میشه وقتی میبینه چکش میکنم و میگه شکاک شدی و این در حالیه که هر وقت گوشی اش رو چک کردم اس ام اسهای جدید و عاشقانه با اسمهای جدید دیدم و دو روز بعد دیدم که پاکشون کرده تا مبادا من چیزی نفهمم. 
    در مورد صحبت با روانشناس که فرموده بودید با چه چور روانشناسی صحبت کنم؟ روانشناس مسایل خانواده باشه یا فرقی نمیکنه؟ و یه سوال دیگه . قبلا گفته بودم که هم عروسم هم با همچین مسایلی روبرو شده و مدتهاست با یه روانشناس صحبت کرده آیا بهتر نیست به همان روانشناس مراجعه کنم؟ و یا اینکه صلاح اینست مشکل این دو برادر با هم در نظر گرفته بشه و بهتره من روانشناسی دیگه رو برای هم فکری انتخاب کنم؟
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:14#
    موج آبی آواتار ها
    دوست عزیز این مسئله که با یه گوشی دیگه چکش میکنید اصلا تایید نمیکنم چون به خودتون ضربه میزنید اما بهتره پیش یه مشاور دیگه برید سعی کنید روان شناس بالینی باشن تا بهتر بتونن مسایل رو عمقی در نظر بگیرن و توی این مدتی هم که باهاش سرسنگین بودید بهتره کات کنید و بهش محبت کنید و به خودتون و زندگی برسید و بذارید فکر کنه بخشیدیدنش و دیگه شک ندارید
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:15#
    سلام میدونم اینکار به خودم ضربه میزنه اما دوست دارم بدونم چی باعث میشه به طرف دختر یا زن دیگه ای کشیده بشه. بارها شذه که ازش پرسیدم از من چه انتظارهایی داری و یا دوست داری چطور باشم و یا پرسیدم چه چیزایی رو دوست نداری تا تغییرشون بدم اما همیشه گفته من همینجوری که هستی دوستت دارم و یا تو هیچ کم و کسری نداری اما با این وجود جذب دخترای دیگه میشه . راستش تنها چیزی که ازش ناراضیه کار کردن منه اون دوست داره همیشه تو خونه باشم و بیرون نرم . حدود یک سال همین کارو کردم یعنی تو خونه موندم و بیرون یا سر کار نرفتم مگه با خودش و اونوقت بود که شروع به کوچک کردن من کرد که تو که کاری واسه انجام دادن نداری و تو که از صبح تا شب فقط استراحت میکنی و ... راستش منم اصلا دوست ندارم تو زندگی کوچیک شمرده بشم من اون کارو به خاطر جلب نظرش کردم اما اون فکر میکرد تنبلی میکنم واسه همین ترجیح دادم دوباره سر کار برگردم و در ضمن اون از فرصت تو خونه بودن من استفاده کرده بود و رابطه هاشو گسترش داده بود چون خیالش راحت بود که از چشم من پنهون میمونن. راستش مراجعه به روانشناس از این نظر که گروونه واسم خیلی مقدور نیست . شاید بتونم پول دو یا سه جلسه شو بدم اما بیشتر از اون امکان نداره واسم.
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:16#
    سلام وقت بخیر فرموده بودین که برم پیش روانشناس یه ماه میشه که از یه روانشناس خوب وقت گرفتم اما نوبتی که بهم داده مال آخرهای تیره. راستش این روزا مدام باید برم دانشگاه و مجبورم شب بیرون از خونه بمونم از شوهرم میخوام باهام بیاد اما قبول نمیکنه نمی دونم چیکار کنم میترسم اگه تنهاش بذارم بازم به فکر اینو و اون بیافته هرچند بهم قول داده اما بارها زیر قولش زده از طرف دیگه برادرش هم از خانمش داره به خاطر همین مساله جدا میشه و خانمش مدام بهم میگه مواظب باش با هم همدستند تو این مساله. همین امر منو بیشتر بهش بدبین کرده میترسم از خونه برم بیرون راستش نصف شب که میره دستشویی مثل دیوونه ها بلند میشم گوش میدم که با کسی حرف میزنه یا نه ؟؟؟ دارم کم کم دیوونه میشم نه؟!!! مخصوصا از اینکه خودش و خانوادش به راحتی رو کارهای بد برادرش سرپوش میذارن و تقصیر رو گردن زن برادرش میندازن کفری میشم و میدونم اگه حرفی راجع به اخلاقهای بدش بزنم همین بلا رو هم سر من میارن.
    این روزا تصمیم گرفتیم دوباره بچه دار بشیم نمی دونم بچه دار شدنو بذارم واسه بعد از مراجعه به روانشناس یا نه.
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:17#
    میدونی عزیزم اگه مردا  این کارا براشون عادی بشه وجود بچه هم براشون فرق نمیکنه من موقعی که حامله بودم و بیشتر از هر چیزی به محبت همسرم احتیاج داشتم اون حاضر نشد کاراش رو ترک کنه شاید موقع تولد بچه م با گل منو آورد خونه مامانم ولی تا 1 ماه منو خونه خودمون نبرد و دنبال خوشی های خودش بود اصلا دلش برای بچه ش هم تنگ نمیشد ولی جامعه ما خیلی بده نمی دونم چرا هر جا سرک میکشی از این مشکلات دارن کمتر کسی رو دیدم که زندگی بی دغدغه ای رو داشته باشه،من چندین جلسه پیش مشاور رفتم بهم گفت تو نقش مادری براش داری نه نقش همسری برای همون بدتر میشه بهم گفت به کاراش کاری نداشته باشم برام سخت بود ولی تا جایی که می تونستم تحمل می کردم و حرفی نمی زدم مگر وقتی که دیگه لبریز میشد الان فکر کنم شوهرم از گذشته بهتر شده البته چند بار بهش گفتم که خیلی ها منزل بابام زنگ زدن و درمورد کارات حرف زدن یه جورایی ترسوندمش حالا نمی دونم واقعا دست از کاراش برداشته یا جلوی من وانمود میکنه دست برداشته ولی می دونم کاراش به شدت قبلی نیست خیلی وقت نصف شب دیدم مسیج بازی میکنه ولی مثل قبل تا صبح ادامه نمیده برای همون امیدوارم با کارام بتونم این کارا رو کلا فراموش کنه امیدوارم شما دوست عزیز هم بتونی همه ی ما محتاج دعاهای هم هستیم پس دعا رو در حق همدیگه فراموش نکنیم
    پاسخ با نقل و قول

  8. ارسال:18#
    ممنونم امیدوارم که خدا نظرشو ازمون برنداره و لطفش رو شامل حال ما کنه. میدونم که وجود بچه نمی تونه درستش کنه، اما دخترم خیلی احساس تنهایی میکنه و داشتن یه خواهر یا برادر واسش آرزو شده از یه جهت فشار مالی که از جهت اضافه شدن بچه ممکنه به شوهرم وارد بشهه یه مقداری باعث میشه کمتر دنبال این کارا بره. اما اینی که بهت گفتن تو واسش مادر شدی همون چیزیه که به منم میگن اما شوهرم این نقشو بهم داده از اول ازدواجمون هر کاری که میکردم منو با مادرش مقایسه میکرد و ازم انتظار داشت همون کارها رو واسش انجام بدم، من که میدیدم کارام خوشحالش میکنه دلم خوش میشد چون به محبتش نیاز داشتم و اینجوری شدم مادرش تو خونه خودمون اما یه مدته که از نقش مادریم کم کردم واسه همین احساس میکنه دیگه بهش توجه قبل رو ندارم با اینکه بیشتر از قبل دورو برشو دارم و بهش محبت میکنم.
    پاسخ با نقل و قول

  9. ارسال:19#
    موج آبی آواتار ها
    سلام دوست عزیز
    مسئله ی مادر شدن خیلی توی زندگی مشترک تاثیر منفی می ذاره و دلیلشم اینه که پسر تا یه سنی به محبت مادرش نیاز داره و بعد نیاز عاطفی و جنسی پیدا میکنه اما
    کاملترین زنو مادرش میدونه حالا فکرکنید شما جای مادرشو بگیرید این نیاز روزی تموم میشه!!!!!!!!!!!!!!!
    دوست عزیز شما باید همسرش باشید نه مادرش اما چطوری باید بهترین زن براش باشید نه بهترین مادر
    باید کمبوداشو بدونید سعی کنید از جاریتون و درد و دلاش دور باشید میدونید که 5 تا انگشت مثل هم نیستن
    از جذابیت های زنانگیتون استفاده کنید باهاش خلوت داشته باشید دلخوریاتونو حداقل برای نجات زندگی فراموش کنید بذارید با شما بهش خوش بگذره بذارید حس کنه تازه داماد شده
    پاسخ با نقل و قول

  10. ارسال:20#
    آره عزیزم اگه یه مقدار در فشار از نظر مالی باشن بهتره من هم اول همه حقوقم رو در اختیارش داشتم و هر چی می تونست خرج دخترا می کرد بعد دیدم اینجوری که فایده نداره هرچی تونستم از حقوقم روقایم میکردم و اصلا نمیفهمید ولی الان تازه فهمیده چه خرجایی کرده و از جیبش رفته . وجود بچه خیلی خوبه مخصوصا با خرجای حالا ولی تا میتونین شما هم توی فشار مالی موثر باشین ولی نه تا حدی که به خوتون فشار بیاد می تونین یه حساب باز کنین و هر چی اضاف میارین توش بریزین تا اصلا شوهرتون نفهمه.بدبختانه مردا تا سرشون به سنگ نخوره قدر زندگی خودشون رو نمیفهمن چون خدا بهشون لطف میکنه و عیباشون رو میپوشونه فکر میکنن کاراشون درسته که دستشون رو نمیشه ولی عزیزم من هم با خانم موج آبی درخصوص نقش مادری ت موافقم باور کن اگه بتونی براش همسر باشی آرامش خودت هم بیشتره می تونی بهتر جذبش کنی تا میتونی نقش همسریت رو تقویت کن امیدوارم خدا هم کمکت کنه
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (3): صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •