تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




مخالفت خانواده با ازدواج زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:nahidh
آخرین ارسال:Hani234
پاسخ ها 103

صفحه‌ها (11): صفحه 10 از 11 نخستنخست ... 891011 آخرینآخرین

مخالفت خانواده با ازدواج

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:91#
    محسن عزیزی آواتار ها
    نقل قول نوشته اصلی توسط nahidh نمایش پست ها
    سلام. قبل از اینکه پیاممو اصلاح کنم دوس دارم به این پیامی که میدم توجه کنین. من خودم حس میکنم خونوادم خیلی حساس شدن رو این قضیه و کلا حس میکنن من حمایت های یک جانبه میکنم. هرچی حرف میزنم هرجا که به نفعشونه با آرامش گوش میدن و تایید میکنن و کافیه یک کلمه جوری حرف بزنم مثلا بگم شما بیشتر بررسی کنین یا اینکه حتی با خواهش گفتم خواهش میکنم زودقضاوت نکنین. سریع واکنش نشون دادن و پرخاشگری که تو فقط میخوای به هدفت برسی. وقتی ما مخالفیم چه معنی داره تو ادامه میدی باید قیدشو بزنی.یکی از دوستانم پیشنهادی به من داد لازم دونستم با شما درمیان بگذارم.
    بهم گفت تو اینجور چیزا که دونفر همدیگرو میخوان بهتره که دختر زیاد تو روی خونوادش وای نایسته. گفت تو کاری نداشته باش بزار پسره اگه تورو میخواد تلاششو بکنه. اینجوری همه شک و شبهه ها هم بر طرف میشه اونوقت به خودتم ثابت میشه اون کسی که ازش تعریف میکنی چقدر تحملشو داره و چقدر تو رو دوس داره تو هم جلوی خونوادت سبک نمیشی شاید اصلا با این کارت خونوادت نرمتر شدن. بهم گفت تو نباید اینجا فکر کنی که چی بگی و اون چکار کنه . اون بزار خودشش هرکار میخواد بکنه. زیاد وجهه جالبی نداره دختر به خاطر یک پسر انقد تو روی خونوادش وایسته. از در راهش ندادن از پنجره بیاد تو بالاخره انقد اصرار کنه که خونوادت نرم بشن.
    البته قصد جسارت نداشتم بالاخره مشکلی دارم و دوس دارم مشورت کنم و از آنجایی که دوستم کارشناس نبود مایل بودم نظر شمارو بدونم.
    چیزیم که البته وجود داره اینه که خودمم حس میکنم هر حرفی که بزنم خونوادم فکر میکنن دارم حمایت میکنم و اعتمادی به من ندارن دیگه.دارم رو حرفی که شما زدین هم فکر میکنم. البته یک راه سومی هم تو ذهن خودم بود. نمیدونم بگم یا نه
    سلام

    ممنون از دوستتون که کار ما رو راحت تر کردند. بله، لبّ مطلب رو بیان کردند و پیشنهادشون بسیار درست است ما تدریجا به همین سمت میرفتیم که خوشبختانه با این ارسال شما کار ما هم سریعتر شد؛ البته ما با در نظر داشتن برخی ملاحظات و شرایط دیگر و ترمیم روابط شما با خانواده، قصد داشتیم پیشنهادات نهایی را بیان کنیم.

    پیشنهاد سوم خودتون رو هم بیان کنید.
    از امام علی علیه السّلام پرسيدند «خير» چيست؟ فرمود:

    خوبى آن نيست كه مال و فرزندت بسيار شود، بلكه خير آن است كه دانش تو فراوان و بردبارى تو بزرگ و گران مقدار باشد و در پرستش پروردگار در ميان مردم سرفراز باشى، پس اگر كار نيكى انجام دهى شكر خدا به جاى آورى، و اگر بد كردى از خدا آمرزش خواهى. در دنيا جز براى دو كس خير نيست: يكى گناهكارى كه با توبه جبران كند، و ديگر نيكوكارى كه در كارهاى نيكو شتاب ورزد.


    نهج البلاغه، حکمت 94
    پاسخ با نقل و قول

  2. مخالفت خانواده با ازدواج  سپاس شده توسط مهدوی

  3. ارسال:92#
    nahidh آواتار ها
    سلام. ممنونم. والا کار منم راحتتره اخه میترسم مواجه بشم با خونوادم. یچیز دیگه هم گفت که خیلی خشن بود. گفتش که سه چهار ماه تا یک سال رابطتو قطع کن باهاش. حرف زدنش راحته عمل کردنش سخته.
    حالا راه حل من با عقل ناقصم:
    البته حرفای شما و دوستم و خودم و اون پسره همرو قاطی کردم با هم. اینکه یه مدت صبر کنم تا آبا از آسیاب بیفته به قول شما. بعد تو این مدت رابطمو خوب کنم با پدر مادرم که اعتمادشون جلب بشه. ولی خب جوری هم نشه که فکر کنن سیب زمینیم هیچی حالیم نیست . یعنی نهایت احترامو بزارم ولی سنگین برخورد کنم مثل قبل که همش خودمو لوس میکردم نباشم. بفهمن که بزرگ شدم خیلی آرومتر بشم از قبل. البته تو این مدت اصلا هر حرفی که به این قضیه ربطی داشته باشه اصلا نزنم. بعد پسره زنگ بزنه به دومادمون چون هرچی فکر میکنم با شناختی که از دومادمون دارم مییدونم اگه خودش زنگ بزنه بهتره تا خونوادش. زنگ بزنه و بگه خونوادم میخوان تماس بگیرن و کسب اجازه کنن . ولی من قبلش لازم دونستم که با خودتون حرف بزنم. بعد خب جواب دومادمون مشخصه چیه که یا قضیه تحقیقو میکشه وسط و باز میگه مخالفن خونوادش. یا اصلا خودش حرف نمیزنه و پاس میده به برادرم برادری که همراهش رفته برای تحقیق. خلاصه اینکه بعد پسره خودش میگه من میدونم شما اومدین تحقیق چون شناختم شمارو . اینجوری خب میگن اگه ریگی به کفشش بود اسمی از تحقیق نمیاورد . حالا اگه بهونه ای آوردن میگه من اجازه میخوام که سوتفاهمات رو برطرف کنم. در نهایت بدترین حالت اینه که اجازه هیچ چیز داده نشه. که این بدترین حالت بیشتر انتظار میره از خونوادم.
    اونوقته که پسره میاد میگه من دوسش دارم و حاضرم هرکاریو که شما میگین انجام بدم چون میدونم خونوادش پدرمادرش حق دارن بالاخره من توقع ندارم که بین ما منو انتخاب کنه ولی من دوسش دارم و دوس دارم سعیمو بکنم و خودمو اثبات کنم. حالا انقدر اصرار کنه تا بالاخره نرم بشن انشاالله. بعدم در نهایت اگه باز بهونه اوردن که مثلا مغازت بیکلاسه یا خونت فلانجاست و هیج رقمه راضی نشدن. بگه باشه من میرمو تلاش میکنم یک جای خوب خونه بخرم و مغازه هم جای بهتری بگیرم اونوقت میام باز سراغتون. بگه من میخوام رضایت پدرو مادرش جلب بشه.
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:93#
    محسن عزیزی آواتار ها
    سلام

    این روش یه سری مزایا داره و یه سری هم ایراد و اشکال

    بنابراین، من نظر خودم رو بیان می کنم. از لا به لای نظرم متوجه مزایا و ایرادات این روش خواهید شد.

    1. سرمایه گذاری شما در این رابطه بسیار زیاد و بیش از حد است: واقعیت این است که نباید نظر مثبت نهایی دختر برای پسری که حتی هنوز رسما خواستگاری نکرده، معلوم شود. زمانی که نظر مثبت نهایی دختر برای پسر مشخص شود، معمولا پسر پس می کشد و انگیزه اش برای رسیدن به دختر مورد علاقه تا حدودی کاهش پیدا می کند. بنابراین، بهتر است دختران سرمایه گذاری خود را تنظیم کنند. کاری کنید که ایشون متوجه شوند برای به دست آوردن شما باید بیشتر تلاش کنند.

    2. نتیجه تحقیقی که خانواده انجام داده اند را مهم تلقی کنید: سرنخ های در این تحقیق وجود دارد که باید به آنها توجه کرد. مثلا اگر واقعا صحت داشته باشد که ایشان با نامزد دوستشان رابطه نزدیکی داشته اند، قابل تامّل است. دلیلی ندارد چون نامزد دوستشان هستند، این رابطه توجیه شود. بنابراین در این باره، سعی نکنید به دفاع از ایشان بپردازید، بلکه بهتر است به خانواده بگویید اگر واقعا اینگونه باشد، من چنین فردی را تایید نمی کنم، مگر اینکه بتواند اثبات کند خلافش صحت دارد. به خود این آقا هم بگویید این ابهام برای شما ایجاد شده و ایشان باید سعی کند آن را برطرف کند.

    3. رابطه پنهانی را قطع کنید: به ایشان بگویید که دیگر تمایلی به ادامه رابطه پنهانی ندارید و از ایشان بخواهید در صورتی که می خواهند با شما ازدواج کنند، خودشان راهی بهتر بیابند. در واقع این یک فرصت برای ایشان است تا بتوانند خود را اثبات کنند. راهش را باید خودشان پیدا کنند، نه اینکه شما مدام پیشنهاد بدهید.

    4. رابطه خود را با خانواده اصلاح کنید: ممکن است اینطور تصور کنید که سرسنگین برخورد کردن شما، می تواند جواب بدهد؛ اما واقعیت این است که خانواده این رفتار را طبیعی تلقی می کنند و منتظر می مانند تا شما به حالت قبل برگردید و این نوع رفتار را به حساب احساسات شما می گذارند نه منطق شما. بنابراین، بهتر است عادی باشید، ولی برای نشان دادن منطق خود از روشهای بهتری استفاده کنید. مثلا صحبت مستقیم و با شیوه مناسب و بیان دلایل به شیوه ای صحیح در زمان مناسب

    5. ترجیحا ایشان نگویند برادر و دامادتان را شناخته اند: اگر بگویند آنها را شناخته اند، اوضاع احتمالا بدتر می شود. چراکه اولا این سوال برایشان پیش می آید که ایشان از کجا فهمیده و آنوقت ممکن است فرضیه ارتباط پنهانی شما و ایشان قوت بگیرد و اوضاع بدتر شود. دوما، ممکن است خانواده بگویند با این احوال، تازه ایشان می دانسته ما هستیم و اینطور رفتار کرده، بنابراین خود واقعی اش را نشان نداده. احتمال دیگر اینکه می گویند اگر شناخته و اینگونه بوده، پس وای به روزی که نمی شناخته!! بنابراین، این حرف رو نزنند بهتره

    6. پس از مدتی نه چندان طولانی، از طریق خانواده اقدام کنند: بگذارید مدتی بگذرد، اما این مدت طولانی نشود. پس از مدتی، از طریق خانواده خود با خانواده شما(مثلا مادرشان با مادر یا پدر شما) تماس بگیرند و صحبت را باز کنند و واکنش خانواده را بسنجند. ممکن است خانواده مخالفت کنند، اما به هر صورت این موقعیتی است که ایشان با آن مواجه شده اند و در صورت تمایل به ازدواج باید تلاش کنند آن را برطرف کنند. سعی کنید خود را کمتر درگیر مساله کنید.
    از امام علی علیه السّلام پرسيدند «خير» چيست؟ فرمود:

    خوبى آن نيست كه مال و فرزندت بسيار شود، بلكه خير آن است كه دانش تو فراوان و بردبارى تو بزرگ و گران مقدار باشد و در پرستش پروردگار در ميان مردم سرفراز باشى، پس اگر كار نيكى انجام دهى شكر خدا به جاى آورى، و اگر بد كردى از خدا آمرزش خواهى. در دنيا جز براى دو كس خير نيست: يكى گناهكارى كه با توبه جبران كند، و ديگر نيكوكارى كه در كارهاى نيكو شتاب ورزد.


    نهج البلاغه، حکمت 94
    پاسخ با نقل و قول

  5. مخالفت خانواده با ازدواج  سپاس شده توسط nahidh,niloofarabi,sokut,مهدوی

  6. ارسال:94#
    nahidh آواتار ها
    سلام.ممنون . من با گوشیم وصل شدم نوشتن برام سخته. فقط اینو بگم سوتفاهم شده. منظورم این بود شاگرد مغازش یک دختره که نامزد داره دختره. اونشب نامزدش رفته بوده پیشش اینا عک گرفتن که بگن اون پسره اون بوده. درحالیکه میگه من دوربین داره مغازم و میتونم فیلمارو بیارم نشون بدم که اون پسره من نبودم بلکه نامرد شاگردم بود. فردا دقیقتر میخونم حرفاتونو چون با گوشی نمیتونم.
    ممنونم

    سلامی مجدد. ممنونم از راهنمایی های شما . اینکه من میپرسم که اون چکار کنه نمیخوام اشتباهات قبلش رو تکرار کنه. مثل اوندفعه که زنگ زده با خواهرم . برای همین از شما راهنمایی میخوام. اگر هم پیشنهاد میکنین خودش بره پیش مشاور و مشاور خوبی در اصفهان سراغ دارین ممنون میشم اگه معرفی کنین. بالاخره چون شما در جریان همه چی قرار گرفته بودین. و با حوصله دنبال میکردین هم شما و هم همکارانتون به خاطر همین از شما کمک خواستم. ممنونم از لطفتون

    سلام. از اون روز خواهرم اینا رفتن دیگه نیومدن خونمون. میدونم که به خاطر من نمیان. خیلی برام سخته ولی حس میکنم تاثیر خیلی مثبتی داشته باشه اینکاری که میخوام بکنم. میخوام با خواهرم آشتی کنم و خودکم پیشقدم بشم. یه چندتا جمله خوشگل بهم بگین واسش اس ام اس کنم.توش هم تشکر باشه و میخوام یجوری مطمئن بشن که من رابطه ای ندارم. هرچند میدونم مواجه شدن با دومادمون برام فوق العاده سخته . ولی حس میکنم اینجوری زودتر اعتماد جلب میشه. ممنون
    ویرایش توسط محسن عزیزی : 2015_01_24 در ساعت 14:58
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:95#
    محسن عزیزی آواتار ها
    سلام

    بسیارخوب

    درباره ایشون، همانگونه که گفته شد، نیاز هست اولا بتوانند روی خود و صحبتهایشان کنترل بیشتری داشته باشند، و دوما از راه درست(یعنی خانواده) اقدام کنند، نه اینکه مستقیما خودشان سرخود دست به کار شوند(در ارسالهای قبلی اشاره شد). برای اینکه بتوانند اعتماد خانواده را جلب کنند، باید بتوانند نشان بدهند که می توانند واقعا رابطه را قطع کنند و از راه درست اقدام کنند.

    خیلی خوبه که قصد دارید رابطه تون رو با خواهرتون و خانواده اصلاح کنید. پیش نیاز این اقدام، اینه که واقعا رابطه مخفیانه رو ادامه ندهید. به طریقی که در ارسالهای قبل بیان شد، عمل کنید.

    در پیامکهاتون، فعلا به هیچ وجه از خودتون دفاع نکنید؛ اشتباهات خود رو بپذیرید؛ به خواهرتون بگید که ازش ممنون هستید که برای خاطر شما ناراحت و نگران شده؛ و ازشون بخواهید که مجددا بیان پیشتون. می توانید خود شما هم پیشقدم بشید. پس از اینکه رابطه مجددا برقرار شد، آنوقت زمان بهتری برای بیان احساسات خودتون هم هست. اینکه چه توقعاتی از خواهرتان دارید، و کدام یک از رفتارهایش شما را ناراحت کرده(که البته با شیوه بیان مناسب و در زمان مناسب باید بیان شود).
    از امام علی علیه السّلام پرسيدند «خير» چيست؟ فرمود:

    خوبى آن نيست كه مال و فرزندت بسيار شود، بلكه خير آن است كه دانش تو فراوان و بردبارى تو بزرگ و گران مقدار باشد و در پرستش پروردگار در ميان مردم سرفراز باشى، پس اگر كار نيكى انجام دهى شكر خدا به جاى آورى، و اگر بد كردى از خدا آمرزش خواهى. در دنيا جز براى دو كس خير نيست: يكى گناهكارى كه با توبه جبران كند، و ديگر نيكوكارى كه در كارهاى نيكو شتاب ورزد.


    نهج البلاغه، حکمت 94
    پاسخ با نقل و قول

  8. مخالفت خانواده با ازدواج  سپاس شده توسط nahidh,niloofarabi,مهدوی

  9. ارسال:96#
    nahidh آواتار ها
    سلام. وقتتون بخیر.کاش همه چی از قبل بهم الهام شه. دیشب داشتم به این موضوع فکر میکردم که به خواهرم بگم البته قبل از اینکه پیامتون رو ببینم خودم به نتیجه رسیدم که اگه حرفش شد خیلی اروم حرف بزنم و حالت تدافعی نگیرم .امروز غروب پدرم یهویی بهم گفت زنگ بزن به خواهرت یا بهش اس ام اس بده و از دلش دربیار.من در جوابش گفتم من مشکلی ندارم باهاش. گفت از اون روز نیومده خونمون(12 روزه... اونا تقریبا هر روز خونمونن)گفتم خب بیان خودشون دوری میکنن. گفت خب بیان و تو محل نذاری چی. گفتم بیان چرا محل نذارم. یه چیزاییو از گذشته یادشون آوردم آخه من همیشه از خواهرم حمایت میکردم توخونه و خاطراتی از گذشته که به خاطر حمایت کردن من از خواهرم برادرم یکبار میخواست بیاد اصلا به قصد کشت منو بزنه. یه چیزاییو یادشون آوردم مادرم هم تایید کرد. بعد گفتم من دشمنی که ندارم. گفتم بشین و بفرما و بتمرگ یک معنی رو میدن. آدما با حرف زدنشون همدیگرو میرنجونن. بعد گفت خواهرت تموم بدنش درد میکرد گفتم یعنی من مقصرم. گفت نه ولی اون خیلی حساسه جنبه عصبی داره. گفتم خودتونم دارین میگین که عصبیه. گفتم من همون شبم ازش تشکر کردم و مشکلی ندارم.
    آخه با خودم فکرکرده بودم که اگه ازش معذرت خواهی کنم اون میاذ یچیزی میگه شاید من قاطی کنم. قاطی هم نکنم اون ممکنه حقو به خودش بده. آخه کلا اون هیچوقت از کارای خودش پشیمون نشده تا حالا و همیشه حق رو به خودش میده. و یکی هم که پا پیش میذاره میگه دیدین اشتباه از خودش بود. در ضمن اخر هفته مراسم سالگرد پدربزرگمه میبینمش .
    پاسخ با نقل و قول

  10. ارسال:97#
    nahidh آواتار ها
    ببخشید یه چیزی رو خواستم بپرسم یادم رفت. میخوام ازتون که کتابی رو میشناسین که بهم پیشنهاد کنین که توش نحوره حرف زدن و رفتار کردن با دیگران باشه جوری که تاثیرگذار باشه حرفمون. خیلی وقتا فکر میکنیم خیلی چیزا رو میدونیم و مهم نیس دونستنش. حالا به شخصه به این نتیجه رسیدم که نحوه حرف زدن خیلی مهمه. شاید خیلی حرفارو جور دیگه ای میزدم شرایط بهتر بود. ممنونم
    پاسخ با نقل و قول

  11. ارسال:98#
    محسن عزیزی آواتار ها
    سلام

    بله قطعا همینطوره

    کتاب مهارت های ارتباطی رابرت بولتون و همینطور کتاب از رابطه بد به رابطه خوب دیوید برنز
    از امام علی علیه السّلام پرسيدند «خير» چيست؟ فرمود:

    خوبى آن نيست كه مال و فرزندت بسيار شود، بلكه خير آن است كه دانش تو فراوان و بردبارى تو بزرگ و گران مقدار باشد و در پرستش پروردگار در ميان مردم سرفراز باشى، پس اگر كار نيكى انجام دهى شكر خدا به جاى آورى، و اگر بد كردى از خدا آمرزش خواهى. در دنيا جز براى دو كس خير نيست: يكى گناهكارى كه با توبه جبران كند، و ديگر نيكوكارى كه در كارهاى نيكو شتاب ورزد.


    نهج البلاغه، حکمت 94
    پاسخ با نقل و قول

  12. مخالفت خانواده با ازدواج  سپاس شده توسط nahidh,niloofarabi,مهدوی

  13. ارسال:99#
    nahidh آواتار ها
    نقل قول نوشته اصلی توسط محسن عزیزی نمایش پست ها
    سلام

    بله قطعا همینطوره

    کتاب مهارت های ارتباطی رابرت بولتون و همینطور کتاب از رابطه بد به رابطه خوب دیوید برنز
    ممنونم از راهنماییتون
    پاسخ با نقل و قول

  14. مخالفت خانواده با ازدواج  سپاس شده توسط محسن عزیزی

  15. ارسال:100#
    nahidh آواتار ها
    سلام.اون هفته پسره زنگ زد به دومادمون چند بار زنگ زد ولی دومادمون جواب تلفنو نداد. و شماره خونمونو برای پسره اس ام اس کرد که با این شماره تماس بگیرین. من متوجه شدم که دومادمون این مساله رو تلفنی با پدرم مطرح کردن. و از اون موقع تا الان پدرم دوشاخه تلفن رو از پریز کشید البته به بهونه دیگری که من نفهمم برای چی اینکارو کرده. در واقع خونواده من دنبال پاک کردن صورت مساله هستند. من خودم به پسره گفتم که دست نگهداره فعلا تا ذهن پدرمو به این سمت متمایل کنم که اختیار خونمون و اختیار من دست شماست نه دومادت. و همینطور دنبال جلب اعتماد پدرم هستم . بعد به پسره گفتم دیگه زنگ نزنه و خودش به همراه یک فرد قابل اعتماد حضوری بیان اینجا و خونوادمو در عمل انجام شده قرار بدن. چون با توجه به شناختی که از خونوادم دارم میدونم زنگ زدن و اجازه گرفتن فایده نداره چون پدرم اجازه بده نیس. اینجوری لااقل میاد حضوری شاید یکم فرق کرد. به نظرتون کارم ایرادی داره؟
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (11): صفحه 10 از 11 نخستنخست ... 891011 آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •