تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




مخالفت خانواده با ازدواج زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:nahidh
آخرین ارسال:Hani234
پاسخ ها 103

صفحه‌ها (11): صفحه 3 از 11 نخستنخست 12345 ... آخرینآخرین

مخالفت خانواده با ازدواج

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:21#
    مطمئن باشین تنهاتون نمیذاریم.هروقت خواستین میتونین بیاین صحبت کنین ما هم هرکمکی از دستمون بربیاد دریغ نمیکنیم
    پس یه مدت صبر کنین حال پدرتون بهتر شه. جلوی پدرتون مدتی صلا حرف این مسئله رو بازنکنین
    اما اگه روزی بعد تحقیق خواستن زنگ بزنن شما اصلا به روی خودتون نیارین که خبر دارین. اگه ازتون پرسیدن شماره رو کی داده بگین خودشون از قبل داشتن و من از تماسشون بی اطلاع هستم
    ولی فعلا تا بهبودی حال پدرتون و انجام تحقیقات حرفی ب میون نیارین و از طریق ایمیل با ایشون در ارتباط باشین.
    در پناه حق
    پاسخ با نقل و قول

  2. مخالفت خانواده با ازدواج  سپاس شده توسط m1392,nahidh,شبنم

  3. ارسال:22#
    nahidh آواتار ها
    سلام. ممنونم که میخونین و راهنمایی میکنین. شوهرخواهرم که پسرخالمم هست میخواد بره مشهد اخه اونجاییه میخواد بره خونه پدرش. به پدرمم گفته که همراش بره. من خودم حس میکنم از اونجا شاید برن اصفهان.چون به احتمال زیاد اگه بخوان برن تحقیق به من نمیگن.حالا شایدم نره ها.من فقط واس خودم حدس زدم.خود پسره جوری که باهاش صحبت کردم خیلی اصرار داره زودتر بیاد ولی من بهش گفتم فعلا دست نگه داره. و بهش گوشزد کردم که خونواده من ممکنه شرایط سخت واستون بزارن مثلا مهریه بالا و ازین حرفا. گفتم من فعلا به این چیزا فکر نمیکنم فعلا تموم تمرکزم رو اینه که تحقیقات خوب از آب در بیاد و مورد پسند خونوادم باشن الکی بهونه نیارن.و بعد اجازه بدن که بیاد. گفت با خونوادت صحبت کن مادرم اینا رو مهریه زیاد و اینا حساسن مخصوصا که حالا راه دوره. گفتم فعلا من حرفی نمیتونم بزنم. چاره ای جز قبول شرایطشون ندارم. وگرنه این چیزا برای من بی ارزشه. دوام زندگی به مهریه بالا نیست. در هرحال خونواده من به من که رسیدن همه سخت گیر شدن وگرنه واسه تک تک برادرام یا خواهرم همیشه به نفع طرف مقابل کار کردن. فقط دعا میکنم هم خدا کمکم کنه هم شما راهنماییم کنین. اخه راه خیلی سختیو پیش رو دارم. اول تحقیق بعد یکی بیاد پدرمادرمو راضی کنه مخصوصا مادرمو که تازه اجازه بدن بیان. بعد 10 تا ادم باید برن برادر بزرگمو قانع کنن. اخه اون واقعا عصبیه و رفتارای بخصوصی داره. هر کاری ازش برمیاد.در زمینه اینکه بخواد دعوا راه بندازه. سر بله برون خواهرم اومد تو یه چک زد تو صورت خواهرم و رفت. تازه دومادمون پسرخالم بود. یا مسایل دیگه که سرتونو درد نمیارم.بعد خونواده طرف مقابلم منتظر بهونه ان. خود پسره که بهم میگه مادرم تو رو ببینه کاملا نظرش برمیگرده. واسم دعا کنین
    پاسخ با نقل و قول

  4. مخالفت خانواده با ازدواج  سپاس شده توسط ساجده

  5. ارسال:23#
    ناهید حان میدونم شرایط سختی دارید. به خدا توکل کنین. انشالله خودش کمک میکنه همه چی به خیر و خوشی پیش بره و هر اونچه که به صلاحتون هست براتون به بهترین نحو ممکن رقم بخوره
    پاسخ با نقل و قول

  6. مخالفت خانواده با ازدواج  سپاس شده توسط m1392,nahidh,niloofarabi

  7. ارسال:24#
    nahidh آواتار ها
    سلام. چشم.ممنون .اگه خدابخواد پنج شنبه صبح همراه برادرم اینا میرم مشهد. شاید امام رضا طلبیده. امیدوارم تو کارم گشایش حاصل بشه. الا بذکرالله تطمئن القلوب.
    پاسخ با نقل و قول

  8. مخالفت خانواده با ازدواج  سپاس شده توسط ساجده,شبنم

  9. ارسال:25#
    چقدر عالی
    خدا رو شکر
    ان شالله اگه مصلحت هست آقا (ع) گشایش بندازن در این امر خیر
    دوست خوبم نحوه دعا کردن خیلی مهمه. مثلا من تقریبا 6 سال پیش برا یه مساله ای که به درسم مربوط بود از خدا به زور حاجت خواستم (فکر میکردم بهترین راهه برام) وقتی بهش رسیدم هر روز پشیمون تر از قبل میشدم.
    از اون به بعد عهد بستم هیچوقت دانسته های خودم رو به پای مصلحت نذارم و همیشه از خدا مصلحت رو بخوام. قبول دارم گاهی اوقات نمیشه. سخته. پای دل وسطه. خصوصا که با عقل و منطق هم ایشون رو انتخاب کردید و دلایل کافی برا انتخابتون دارید اما اینو بدونین خدا از چیزهایی خبر داره که همه ما ازش بی خبریم.
    فقط دعا کنین و بگین اگه مصلحت هست ، اگر خوشبخت خواهم شد طوری بشه که با کمترین مشکلات و کمترین سختی ها به هم برسیم.
    اگر هم مصلحت بر جدائی هست بهم صبر بدید تا بتونم با این مساله کنار بیام
    میدونم الان محال ممکنه حتی بتونین تصور کنین که مصلحت چی هست و چی نیست. اما به نظر من بهترین دعا همینه و اگر هم به وصال برسه و به حاجتتون برسین، لذتش بیشتره چون میدونین شما از خدا فقط رضایت خودشو خواستین و امام رضا(ع) رو واسطه قرار دادین
    خوشبخت باشید ان شالله
    پاسخ با نقل و قول

  10. مخالفت خانواده با ازدواج  سپاس شده توسط m1392,nahidh,niloofarabi,محسن عزیزی,شبنم

  11. ارسال:26#
    nahidh آواتار ها
    سلام. قربان شما.چشم .ممنونم از راهنماییتون . فعلا خدانگهدارتون
    پاسخ با نقل و قول

  12. مخالفت خانواده با ازدواج  سپاس شده توسط ساجده

  13. ارسال:27#
    nahidh آواتار ها
    سلام. خسته نباشید. پسره مدام اصرار داره که با خواهرت حرف بزن بپرس چکار کردن. ولی من خیلی سختمه اینکارو بکنم. به نظرتون صلاحه که با خواهرم حرف بزنم یا صبر کنم ببینم خودشون چکار می کنند. و اینکه میخوام کم کم وقتی جو خونه آروم شد بگم خونواده پسره باز زنگ بزنن خونمون. به نظر شما موقع زنگ زدنشون خودم خونه باشم یا نباشم بهتره؟ممنون

    سلام. به نظر شما صلاحه که پسره سرزده بیاد؟ میگه من میخوام بیام .من گفتم بزار مشورت کنم ببینم که چطوره مثلا روزی که من میرم دانشگاه اون بیاد و بعد من به خواهرم زنگ بزنم که اون اومده. یا اینکه نیاد دردسر میشه؟
    ویرایش توسط niloofarabi : 2015_01_15 در ساعت 22:54 دلیل: ترکیب پست ها
    پاسخ با نقل و قول

  14. ارسال:28#
    سلام. ببخشید این چند روز متوجه پستتون نشده بودم و الان دیدم.شرمنده دیر شد.
    به نظر من قبل از اینکه بیان منزل شما اول ببینین وضعیت چطور هست. از خواهرتون بپرسین به کجا رسید که یه وقت فکر نکنن همه چی براتون تمام شده هست.
    اما قبل از پرسیدن این مساله ، ایشون نیان بهتره.یعنی بذارین کمی مسائل شفاف تر بشه بعد اگه اوضاع مساعد بود تشریف بیارن
    راستی قرار هست تنها بیان برا صحبت؟ منزل شما یا منزل خواهرتون؟
    قضیه مشهد رفتن و از اونجا اصفهان رفتن برا تحقیق چی شد؟
    پاسخ با نقل و قول

  15. مخالفت خانواده با ازدواج  سپاس شده توسط nahidh,niloofarabi

  16. ارسال:29#
    nahidh آواتار ها
    نقل قول نوشته اصلی توسط ساجده نمایش پست ها
    سلام. ببخشید این چند روز متوجه پستتون نشده بودم و الان دیدم.شرمنده دیر شد.
    به نظر من قبل از اینکه بیان منزل شما اول ببینین وضعیت چطور هست. از خواهرتون بپرسین به کجا رسید که یه وقت فکر نکنن همه چی براتون تمام شده هست.
    اما قبل از پرسیدن این مساله ، ایشون نیان بهتره.یعنی بذارین کمی مسائل شفاف تر بشه بعد اگه اوضاع مساعد بود تشریف بیارن
    راستی قرار هست تنها بیان برا صحبت؟ منزل شما یا منزل خواهرتون؟
    قضیه مشهد رفتن و از اونجا اصفهان رفتن برا تحقیق چی شد؟
    سلام. خواهش میکنم شما همیشه در حق من لطف دارین.هرچند برام خیلی سخته و نمیدونم چطور سر حرفو با خواهرم باز کنم ولی مجبورم و سعیمو میکنم.خودش گفت من تحمل ندارم میخوام بیام هم ببینمت و اگه لازم باشه با هرکی که لازمه حرف بزنم.بله خودش تنها. خب خونوادشم همچین راضی که نیستن اونا هم با راه دور مخالفن البته نه با شدت خونواده من. ولی در هر حال حاضر شدن بخوان بیان.پس با این اوصاف اول باید با خواهرم حرف بزنم. بعد اینکه اونا زنگ بزنن خونمون؟که خونوادم فک نکنن که پس کشیدن؟آخه میخوان زنگ بزنن من گفتم نه چون پدرم مریض بودن. باز هم ممنونم از راهنمایی های شما

    سلام. ببخشید اگه خوندین لطفا زودتر جوابمو بدین ممنون میشم. به نظر شما وقتی خونوادش زنگ میزنن من خونه باشم یا نباشم؟آخه خودم خیلی استرس دارم نسبت به اینکه خونه باشم. میترسم. تصمیم گرفتم خودم هیچ حرفی به خواهرم نزنم و این کا رو به خونواده پسره واگذار کنم . چون زیاد وجهه جالبی نداره من که دخترم هی بخوام اصرار و سماجت کنم. فکر میکنم خونوادم مصر بودن خونواده پسره رو ببینن بهتره.البته نمیدونم خونوادم اینبار چه واکنشی نشون بدن در برابر زنگ زدنشون. پسره که خودش میگه اینبار اگه خونوادت مثل دفعه های قبل بگن نه خونوادش بدجور قاطی میکنن. آخه خونوادم اصلا خوب حرف نزدن باهاشون اون سه باری که زنگ زدن. ممنونم از راهنماییتون
    ویرایش توسط niloofarabi : 2015_01_15 در ساعت 22:57 دلیل: ترکیب پست ها
    پاسخ با نقل و قول

  17. مخالفت خانواده با ازدواج  سپاس شده توسط ساجده

  18. ارسال:30#
    به نظر من اگه فکر میکنین موقع تماس گرفتنشون که شاهد مکالمات هستید، عصبی میشید میتونین خونه نباشید ولی در کل اگه حضورتون اختلالی در مکالمات ایجاد نمیکنه لزومی نداره نباشید. استرسی که دارید طبیعی هست. سعی کنین به خودتون تلقین مثبت کنین و از الان تمرین کنین بهش غلبه کنین.
    اصرار بیش از حد خوب نیست اما میتونین با خواهرتون صحبت کنین و بگین سوای مساله خواستگاری و... هر انسانی برای خود شان و شخصیت داره و خوب نیست این مسائل به قدری با هم تلفیق بشن که بخاطر ناراضی بودنشون خدائی نکرده شخصیت خانواده ایشون و ... خرد بشه. اگر میخوان نداشتن میل باطنی برا این وصلت رو ابراز کنن میشه در کمال ادب و احترام هم این کارو انجام بدن.
    البته با آرامش گفتن شما هم مهمه. این جمله هارو به آرومی بگین تا تنش ایجاد نشه.
    به هر حال سعی کنین به آرامش دعوتشون کنین و مرزی بین صحبتاتون بدین تا بدونن منظور شما از گفتن اینا این نیست که حتما اصرار به موافقت دارید ولی لاقل در نحوه بیانشون و.. حرمت شکنی نشه.
    پاسخ با نقل و قول

  19. مخالفت خانواده با ازدواج  سپاس شده توسط nahidh,niloofarabi,مهدوی

صفحه‌ها (11): صفحه 3 از 11 نخستنخست 12345 ... آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •