تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




مخالفت خانواده با ازدواج زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:nahidh
آخرین ارسال:Hani234
پاسخ ها 103

صفحه‌ها (11): صفحه 4 از 11 نخستنخست ... 23456 ... آخرینآخرین

مخالفت خانواده با ازدواج

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:31#
    nahidh آواتار ها
    نقل قول نوشته اصلی توسط ساجده نمایش پست ها
    به نظر من اگه فکر میکنین موقع تماس گرفتنشون که شاهد مکالمات هستید، عصبی میشید میتونین خونه نباشید ولی در کل اگه حضورتون اختلالی در مکالمات ایجاد نمیکنه لزومی نداره نباشید. استرسی که دارید طبیعی هست. سعی کنین به خودتون تلقین مثبت کنین و از الان تمرین کنین بهش غلبه کنین.
    اصرار بیش از حد خوب نیست اما میتونین با خواهرتون صحبت کنین و بگین سوای مساله خواستگاری و... هر انسانی برای خود شان و شخصیت داره و خوب نیست این مسائل به قدری با هم تلفیق بشن که بخاطر ناراضی بودنشون خدائی نکرده شخصیت خانواده ایشون و ... خرد بشه. اگر میخوان نداشتن میل باطنی برا این وصلت رو ابراز کنن میشه در کمال ادب و احترام هم این کارو انجام بدن.
    البته با آرامش گفتن شما هم مهمه. این جمله هارو به آرومی بگین تا تنش ایجاد نشه.
    به هر حال سعی کنین به آرامش دعوتشون کنین و مرزی بین صحبتاتون بدین تا بدونن منظور شما از گفتن اینا این نیست که حتما اصرار به موافقت دارید ولی لاقل در نحوه بیانشون و.. حرمت شکنی نشه.
    باشه. ممنون. چشم. تمرین میکنم ببینم چکار میتونم بکنم.

    سلام.....مشکل تااازه. نمیدونم چکار کنم. با پسره امروز حرف زدم. به مادرش دیروز گفت که زنگ بزنه. مادرش گفت من دیگه زنگ نمیزنم مگه ندیدی اوندفعه چقدر بد حرف زدن. بهم گفته من راضیشون میکنم که زنگ بزنن ولی باز بابات گفت نه و قطع کرد من چککار کنم. میبینم خب حق دارن منم بودم بهم برمیخورد یکی اینجوری حرف میزد. حالا بهم گفته فکر کنیم ببینیم چکار کنیم. من اگه حرف بزنم با خواهرم اینا بعد اونا بخوان زنگ بزنن خب شک میکنن. به نظرتون مثلا به خواهرم بگم الکی یروز که خونه نبودیم اونا زنگ زدن شمارشون افتاده بود. مامان بابا برداشتن یا اینکه نه؟ یا بگم نکنه مثل اوندفعه بد حرف زدن. خلاصه یجوری بفهمونم که بد حرف نزنن..... یا چطوره پسره خودش بیاد با خواهرم حرف بزنه حضوری؟
    ویرایش توسط niloofarabi : 2015_01_15 در ساعت 22:59 دلیل: ترکیب پست ها
    پاسخ با نقل و قول

  2. مخالفت خانواده با ازدواج  سپاس شده توسط ساجده

  3. ارسال:32#
    اگه تا حالا حضوری ندیدنشون فکر میکنم بد نباشه یک بار بیان تنهایی
    لاقل اگر با ملاقات حضوری تک نفره(فعلا برای قدم اول) ممکن باشه نظر یکی از اعضای خونواده شما عوض بشه بتونه بقیه رو هم راضی کنه
    البته نحوه ملاقات مهمه. بهتره با پدر یا شوهر خواهرتون ملاقات کنن یا لاقل تشریف بیارن خونه تون. منتها قبلش باید بقیه رو راضی کنین.مثلا اول خود ایشون تلفنی با خواهر یا مادرتون صحبت کنن و خودشون راضی کنن تا ملاقات اولیه صورت بگیره
    پاسخ با نقل و قول

  4. مخالفت خانواده با ازدواج  سپاس شده توسط nahidh,niloofarabi,مهدوی

  5. ارسال:33#
    nahidh آواتار ها
    سلام . ممنون از توجهتون. اگه بخواد هماهنگ کنه چطور هماهنگ کنه. آخه خواهر من ازم پرسید که شماره کیا رو داره؟ من گفتم شماره خونمون و اینکه ما دوتا خونه داریم اون خونمون زنگ زدن که اون خونه بیشتر وقتا نیستیم. گفتم شماره این خونمون رو قبلا دادم فکر نکنم داشته باشن. با این وجود اگه به خواهرم مثلا زنگ بزنه مشکلی پیش نمیاد؟ آخه خونمون خودش زنگ بزنه زیاد وجهه جالبی فکر نکنم داشته باشه. حاتلا اگه مثلا به گوشی خواهرم زنگ بزنه باز یه حرفی. فقط نگرانم خواهرم مشکوک بشه به رابطمون و اینکه بهم بگه تو که گفتی شماره منو نداره؟
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:34#
    به نظر من هم خودتون در این مورد با خواهرتون یا دیگر اعضا مشورت کنین و بگین که اگر صلاح می دونین و مشکلی نیست، آقا پسر یک تماسی داشته باشند و باهاتون صحبت کنند و اگر شد قرار ملاقاتی بگذاریم.
    یعنی در مورد این که ایشون با خانه تماس بگیرند یا با خواهرتون رو با خود اعضای خانواده تون مشورت کنین
    پاسخ با نقل و قول

  7. مخالفت خانواده با ازدواج  سپاس شده توسط niloofarabi

  8. ارسال:35#
    مشکل و نظرات دوستان رو خوندم و یک سوال برام پیش اومد، ایا توی فامیلتون بزرگی نیست که تمام اعضای خانواده از جمله برادر بزرگ و یا حداقل بیشترشون قبولش داشته باشن و اون فرد آدم فهمیده و با درکی باشه؟
    اگر هست اون فرد می تونه بهترین واسطه برای رسیدن شما دو نفر به همدیگه باشه.
    عشق ، عشق می آفریند . عشق ، زندگی می بخشد . زندگی ، رنج به همراه دارد . رنج ، دلشوره می آفریند . دلشوره ، جرات می بخشد . جرات ، اعتماد می آورد . اعتماد ، امید می آفریند . امید ،
    زندگی می بخشد . زندگی ، عشق به همراه دارد . عشق ، عشق می آفریند.
    پاسخ با نقل و قول

  9. مخالفت خانواده با ازدواج  سپاس شده توسط nahidh

  10. ارسال:36#
    nahidh آواتار ها
    سلام ممنونم از توجهتون . نه فامیلامون جوری نیستن بشه بهشون اعتماد کرد و حرفی بهشون زد که بعدا بخوان بر ضدت استفاده نکنن. ولی در کل همون خواهرم اگه راضی بشه میتونه پدر مادرمو راضی کنه و شوهرش هم میتونه برادرمو نرم کنه تا حدودی بالاخره بازم حرف اونو بهتر میگیره.
    پاسخ با نقل و قول

  11. ارسال:37#
    نگرانیاتو , بیقراریاتو , دلتنگیاتو
    می فهممت ...
    امیدوارم اگه خدا راضیه حتما" به فرد دلخواهت برسی .


    یاریم کن اگر روزی جایی چیزی را شکستم دل نباشد

    پاسخ با نقل و قول

  12. مخالفت خانواده با ازدواج  سپاس شده توسط nahidh

  13. ارسال:38#
    nahidh آواتار ها
    نقل قول نوشته اصلی توسط anahid نمایش پست ها
    نگرانیاتو , بیقراریاتو , دلتنگیاتو
    می فهممت ...
    امیدوارم اگه خدا راضیه حتما" به فرد دلخواهت برسی .
    مرسی عزیزم. التماس دعا
    پاسخ با نقل و قول

  14. مخالفت خانواده با ازدواج  سپاس شده توسط anahid

  15. ارسال:39#
    nahidh آواتار ها
    سلام. امروز پسره زنگ زد به خواهرم بعد خواهرم برداشت میگفتش که اخلاقش بد نبود.خواهرم بهش گفته چرا با خواهرم در ارتباط بودی اونم گفته خب انقد بهش اصرار کردم تا قبول کرد و من دوسش دارم و قصدم ازدواجه و میخوام بیام اونجا خواهرمم گفته چقد عجله داری برادراش نمیدونن گفت خب خودت زحمتشو بکش. از کارش پرسید خواهرم. سرآخر گفت آدرس خونه و مغازت کجاست و گفت زنگ نزن تا خودمون خبرت کنیم اونم گفته میزنم چرا نزنم. کلا میگفت رفتار خواهرم بد نبوده باهاش. منم اصلا تو خونه به رو ی خودم نیاوردم . خواستم بگم در جریان باشین اگه حرفی هست کاری هست که لازمه بگین انجام بدم. ممنونم

    سلام وقتتون بخیر. پسره بازم زنگ زد به خواهرم و شوهرش. خودش میگه تند حرف زدم تا حساب کار دستشون بیاد و مارو جدی بگیرن. البته در ظاهر هم اینطور شده چون با تماس اینبارش دومادمون با پدرم صحبت کرد و خواهرم با من. منتها چیزی که اتفاق افتاده خوب نیست . اونم اینه که خواهرم اینا اصلا خوششون نیومده از طرز حرف زدنش و میگن اون عوض اینکه منت کشی کنه داره طلبکارانه حرف میزنه. خلاصه اینجوری بگم که هر حرفی که پسره زده از تک تک کلماتش استفاده کردن و بدترین مفهومش رو در نظر گرفتن و تحویل من دادن. و حالا میگن پسره به درد تو نمیخوره و من گفتم که شما چطور با دو سه بار تلفنی حرف زدن پی به شخصیتش بردین. گفتن که ما از تو بزرگتریم و تجربمون بیشتره. در حالیکه خودشون واقعا خیلی اشتباه دارن تو زندگیشون. من قبول دارم که خونواده ها صلاح فرزنداشونو میخوان و دوسشون دارن. ولی حس میکنم خیلی تبدیل به شعار شده. این نمیتونه دلیل بشه که خودمن اصلا صلاح خودمو نمیفهمم اصلا توجه نمیکنن به سن و سالم. به نظر شما با توجه به اینکه دید خواهرم اینا بدتر شده باید چکارکنه پسره؟ من بهشون گفتم زود قضاوت نکنین ولی خواهرم میگه ما کاملا شناختیمش و احتیاج به تحقیق نیست. مثلا پسره گفته من دوس ندارم زنم بره سر کار چون نیازی نداره دوس دارم درارامش باشه ولی خواهرم میگه اون چیکارس که الان میگه من اجازه نمیدم. من گفتم خب نظرشو گفته گفتم میتونسته خیلی راحت بگه من اجازه میدمو بعدا بزنه زیر حرفش. اینکه یکی صادقانه حرف میزنه اشکالی داره. اون کلا آدم رکی هست و من ازین اخلاقش خوشم میاد چون دروغ نمیگه. خواهشا راهنمایی کنین که چکار کنه؟ باز زنگ بزنه؟ مامانش زنگ بزنه؟ بزاره زمان بگذره؟ ممنونم جوابمو بدین واقعا نیاز دارم به کمک شما
    ویرایش توسط niloofarabi : 2015_01_15 در ساعت 23:07 دلیل: ترکیب پست ها
    پاسخ با نقل و قول

  16. مخالفت خانواده با ازدواج  سپاس شده توسط anahid

  17. ارسال:40#
    سلام
    گاهی وقتها باید با مصلحت اندیشی و با توجه به شرایطی که در اون قرار داریم با دیگران صحبت کنیم
    اینکه ایشون رک گو هستن گاهی اوقات خوب هست اما گاهی اوقات هم به ضرر انسان تمام می شه. برخی اوقات انسان نیاز داره تا شرایط و موقعیت طرف مقابلش رو بسنجه، روحیه و خصوصیات طرف مقابلش رو بسنجه، سپس با سیاست و بامنطق با او صحبت کنه.
    به نظر من به صلاح هست که در این موقعیت اگر قراره با خانواده تون صحبت کنند، بحث رو هدایت کنند به دیدار حضوری و خواستگاری

    در مورد کار کردن شما، برفرض این طور بگن که من صلاح نمی دونم همسر آینده م کار کنه. به این دلیل و آن دلیل. اما این باعث نمی شه تا زندگی رو براشون تلخ کنم و هیچ فعالیتی نکنن و ...
    باز هم نظر هر دو طرف در شرایط و موقعیت ها باید سنجیده بشه و ...
    یا این طور بگن که من ترجیح می دم که همسرم کار نکنه و روحیه و آرامشش خرج کار کردن نشه. ترجیح می دم من کار کنم و همسرم از دسترنج و سرمایه ی من استفاده کنه و ...

    به طور کلی کار کردن زن جزو مسائلی است که دختر و پسر خودشون باید بامنطق به توافق برسند. نیازی نبود که ابتدا با خواهرتون در این مورد بحث بشه

    موقعیت کنونی شما درسته که در گیر و دار مخالفت خانواده هاست اما این نباید باعث بشه در این لحظه و اکنون، ما موقعیت رو به نفع خودمون پیش ببریم و طوری به خانواده فشار وارد کنیم که باعث کدورت و ناراحتی بشه. این ناراحتی زمانی خودش رو نشان می ده که پس از به نتیجه رسیدن گفتگو ها و شروع زندگی، ما نتونیم سرمون رو جلوی خانواده بالا بیاریم و از حمایت خانواده در مسائل و مشکلات زندگیمون بی بهره بشیم.
    ویرایش توسط مهدوی : 2015_01_02 در ساعت 18:54
    پاسخ با نقل و قول

  18. مخالفت خانواده با ازدواج  سپاس شده توسط nahidh,niloofarabi,محسن عزیزی,ساجده

صفحه‌ها (11): صفحه 4 از 11 نخستنخست ... 23456 ... آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •