تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




مخالفت خانواده با ازدواج زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:nahidh
آخرین ارسال:Hani234
پاسخ ها 103

صفحه‌ها (11): صفحه 7 از 11 نخستنخست ... 56789 ... آخرینآخرین

مخالفت خانواده با ازدواج

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:61#
    نقل قول نوشته اصلی توسط nahidh نمایش پست ها
    سلام. هرکی میتونه راهنماییم کنه. ببینین من بد میگم؟ امروز پدرم میاد تو اتاقم میگه تو چرا ناراحتی من هیچی نمیگم هی اصرار و اصرار تا ازم حرف بکشه بعد من گفتم که یچیزاییو تو تحقیقاتشون قبول ندارم. گفتم دو حالت داره طرف وقتی زنگ زد اگه ریگی تو کفشش باشه که میذاره و میره ولی اگه درست نباشه تحقیقتون میخواد که از خودش دفاع کنه اونوقت شما اگه منصف باشین اجازه میدین که رودر رو بشین شروع میکنن به داد و بیداد و فحش دادن به پسره . و میگن اون فقط زنگ بزنه کلی فحش میدیم. بعدم میگن تو به چه حقی ناراحتی وقتی ما نمیذاریم ناراحتی نداره که . یعنی به ناراحتی منم کار دارن یک ذره عاطفه ندارن. آخه من چکارکنم. هیچکیم ندارم باهاش حرف بزنم اون بیاد با پدرمادرم حرف بزنه. میگم بریم با هم مشاوره اینم قبول نمیکنن. من به ارومی حرف میزنم اونا پرخاشگری میکنن. فقط میگن برادرت خواهرت این اون مخالفن مردم مسخرمون میکنن و ازین حرفا. با این اوصاف پسره چکار کنه زنگ بزنه؟ خودش بزنه؟ خواهش میکنم هر کی راهی به ذهنش میرسه بگه زودتر. دیگه کم اوردم


    man be farsy type kardam va didam ke post shode va alan bade gozashte 10-20 daghighe pak shode ! chera!?
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:62#
    niloofarabi آواتار ها
    نقل قول نوشته اصلی توسط arimled نمایش پست ها
    man be farsy type kardam va didam ke post shode va alan bade gozashte 10-20 daghighe pak shode ! chera!?
    با سلام

    لطفا قبل از ارائه راهنمایی ؛ این لینک ها رو مطالعه فرمایید:

    راهنمای اعضای محترمی که قصد کمک به همنوعان خود را دارند

    آفت های احتمالی در کار مشاوره

    http://hamyaryiran.ir/misc.php?do=showrules

    قابل توجه همه اعضای محترم تالار همیاری
    پاسخ با نقل و قول

  3. مخالفت خانواده با ازدواج  سپاس شده توسط محسن عزیزی

  4. ارسال:63#
    نقل قول نوشته اصلی توسط nahidh نمایش پست ها
    سلام. هرکی میتونه راهنماییم کنه. ببینین من بد میگم؟ امروز پدرم میاد تو اتاقم میگه تو چرا ناراحتی من هیچی نمیگم هی اصرار و اصرار تا ازم حرف بکشه بعد من گفتم که یچیزاییو تو تحقیقاتشون قبول ندارم. گفتم دو حالت داره طرف وقتی زنگ زد اگه ریگی تو کفشش باشه که میذاره و میره ولی اگه درست نباشه تحقیقتون میخواد که از خودش دفاع کنه اونوقت شما اگه منصف باشین اجازه میدین که رودر رو بشین شروع میکنن به داد و بیداد و فحش دادن به پسره . و میگن اون فقط زنگ بزنه کلی فحش میدیم. بعدم میگن تو به چه حقی ناراحتی وقتی ما نمیذاریم ناراحتی نداره که . یعنی به ناراحتی منم کار دارن یک ذره عاطفه ندارن. آخه من چکارکنم. هیچکیم ندارم باهاش حرف بزنم اون بیاد با پدرمادرم حرف بزنه. میگم بریم با هم مشاوره اینم قبول نمیکنن. من به ارومی حرف میزنم اونا پرخاشگری میکنن. فقط میگن برادرت خواهرت این اون مخالفن مردم مسخرمون میکنن و ازین حرفا. با این اوصاف پسره چکار کنه زنگ بزنه؟ خودش بزنه؟ خواهش میکنم هر کی راهی به ذهنش میرسه بگه زودتر. دیگه کم اوردم
    سلامی دوباره
    مطمئنا هدف اصلی هر فردی از ازدواج رسیدن به آرامش روانی هست اما به نظر میرسه این ازدواج میتونه آغاز کننده خصومت ها و اختلافاتی بشه
    و همانطور که گفتم گاهی وقتها یکسری از عوامل از اختیار ما خارج هستند و واقعا نمیشه کاری کرد.
    حالا راهی که شما دارید این هست که همچنان به اصرار خودتون ادامه بدید یا این قضیه رو فراموش کنید.
    شما فردی بالغ هستید و توانایی تصمیم گیری برای آینده خودتون رو دارید اما این را هم باید در نظر بگیرید که ازدواج یک چیزی فراتر از زندگی مشترک دو فرد هست و این وسط خانواده ها و خویشاوندان هم با هم در ارتباط خواهند بود و به نظر میرسه در این مورد به مشکل برخواهید خورد.
    اگر ایشون ملاک های لازم از نظر دینی رو داشته باشند و خانواده شما به خاطر مسائل مادی و دینوی مخالف کنند باید جوابگوی خداوند باشند.
    موفق باشید.
    گدای عشق نباشید

    بخشنده عشق باشید

    انسانهای زیبا همیشه خوب نیستند

    اما انسانهای خوب همیشه زیبایند
    پاسخ با نقل و قول

  5. مخالفت خانواده با ازدواج  سپاس شده توسط anahid,nahidh,niloofarabi,محسن عزیزی

  6. ارسال:64#

    kamelan naomid shodam az websitetun baraye hamin alan farsy neminevisam chon 1 saat tool mikeshe, man rahnamaii kardam va be nazaram hich kodum az harfaii ke zadam shamele ghavaninetun nemishod. inke goftam age man jaye shoma budam harfe delamo mizadam bade?????? ya inke migam age man jaye shoma budam miraftam ye shahre dge va karo kasbi shoroo mikardam va mostaghel mishodam?!?!?! ya inke goftam be ishun begu zang nazane chon bad tar mishe?@?@?@ pas chi begam begam boro dooooaaaaaaa kon salavaaaaat befrest hame chiz dorost mishe!?!?!?!??!?! khob daran badbakhto azab midan!!!! aaaaahhhhhh khub shod az iran omadam birun ke az daste kutah fekrhaiiii mesle shomaha rahat shodam.......faghat be hejabo namazo salavaaaato dorost misheo khoda ba mast tavajoh mikonid age ye kasi mesle man ye pishnahade jadiiid bede pak mikonid va hazf mikoniiiiiiiiiiiid chon bar khalafe aghayede shomast........va ino shoma dust nadary chon mesle zange khatare.....
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:65#
    nahidh آواتار ها
    سلام. واقعا منو ببخشید اگه کار بدی کردم. نمیدونم اصلا منظورتون به من بود؟ در هر حال من نیاز به کمک دارم لطفا کمکم کنین
    پاسخ با نقل و قول

  8. ارسال:66#
    niloofarabi آواتار ها
    نقل قول نوشته اصلی توسط nahidh نمایش پست ها
    سلام. واقعا منو ببخشید اگه کار بدی کردم. نمیدونم اصلا منظورتون به من بود؟ در هر حال من نیاز به کمک دارم لطفا کمکم کنین
    سلام

    نه منظورم به شما نبود. با کاربرانی بود که قصد راهنمایی دارن.
    پاسخ با نقل و قول

  9. مخالفت خانواده با ازدواج  سپاس شده توسط nahidh

  10. ارسال:67#
    nahidh آواتار ها
    نقل قول نوشته اصلی توسط clinical psychologist نمایش پست ها
    سلامی دوباره
    مطمئنا هدف اصلی هر فردی از ازدواج رسیدن به آرامش روانی هست اما به نظر میرسه این ازدواج میتونه آغاز کننده خصومت ها و اختلافاتی بشه
    و همانطور که گفتم گاهی وقتها یکسری از عوامل از اختیار ما خارج هستند و واقعا نمیشه کاری کرد.
    حالا راهی که شما دارید این هست که همچنان به اصرار خودتون ادامه بدید یا این قضیه رو فراموش کنید.
    شما فردی بالغ هستید و توانایی تصمیم گیری برای آینده خودتون رو دارید اما این را هم باید در نظر بگیرید که ازدواج یک چیزی فراتر از زندگی مشترک دو فرد هست و این وسط خانواده ها و خویشاوندان هم با هم در ارتباط خواهند بود و به نظر میرسه در این مورد به مشکل برخواهید خورد.
    اگر ایشون ملاک های لازم از نظر دینی رو داشته باشند و خانواده شما به خاطر مسائل مادی و دینوی مخالف کنند باید جوابگوی خداوند باشند.
    موفق باشید.
    سلام. یعنی اینکه قضا و قدر. درسته اون دنیاییم هست . من تا ابد پای حرفم هستم. فکر کنم سنم بره بالا دیگه اجازه بدن. حضرت علی(ع) فرمودند که حق گرفتنی هست. چکارکنم که دخترم و گرفتن این حق برام سخته و تقریبا ناممکن. در هر حال ممنونم که بی منت کمکم کردین. همیشه راهنماییم کردین. چی میشه آخه یذره هم شانس میومد سراغ من. دنیا خیلی نامرده روزگارم خیلی بیرحمه.
    پاسخ با نقل و قول

  11. ارسال:68#
    niloofarabi آواتار ها
    سلام

    دوست خوبم.

    شما حق انتخاب داری ؛ صحیح. حق گرفتنی هست. اینم درست. اما ازدواج راه و روش خاص خودش رو داره. یه سری اصول داره. اولین قدم رو که اشتباه بذاری؛ تا آخرش باید تاوان قدم اشتباه رو پس بدی.
    اولین خطای شما این بود که بدون در میون گذاشتن خانواده تون از علاقه ی این آقا نسبت به خودتون، با ایشون ارتباط برقرار کردین؛ و این ارتباط رو ادامه دادین! همین کارتون باعث شده که خانواده تون نسبت به شما بی اعتماد بشن. درستش این بود که از همون ابتدا که این آقا به شما ابراز علاقه کردن مثلا به مادرتون یا به خواهرتون می گفتین و ازشون راهنمایی میخواستین. باید زمینه رو برای مطرح کردن خواستگاری ایشون آماده میکردین. شرایط خودتون و معیارهاتون رو به خانواده می گفتین. علایقتون و اهدافتون رو . مثلا اینکه میخاین ادامه تحصیل بدین یا کار کنید یا ازدواج و ... . الان باید مجددا سعی کنید تا در وهله اول اعتماد خانواده تون رو بدست بیارید. ازدواج دو طرف داره. فقط شما و خواستگارتون نیستین. هر دوی شما نیاز به حمایت خانواده هاتون دارید. الان با مسائلی که پیش اومده، همین رفتارهای شما با خواهرتون یا صحبت ایشون با خواهر شما و ... خیلی از حرمت ها رو از بین برده. در صورت ازدواج شما در نفر ممکنه مشکلات زیادی بعدا برای هردوتون پیش بیاد. یادآوری همین قضایا و زخم زبون زدن ها و ... . شاید بگین ما علاقه داریم به هم اینا مشکلی برامون ایجاد نمیکنه. ولی تا وارد زندگی نشید نمیشه با قاطعیت گفت! از دو شهر متفاوت هستین. فرهنگ متفاوت. سطح تحصیلات متفاوت. یه مشکل میتونه این باشه: زندگی مشترک در شهر شما باشه یا اصفهان؟ و.... . شما یه مدت به خودتون فرصت بدین. بیشتر بررسی کنید مسئله. تحقیق بیشتری بکنید در مورد خواستگارتون. اگه خانواده خودتون رو قبول ندارید به یه فرد معتمد بگین در مورد این آقا تحقیق کنه. و این رو هم بدونید که در ازدواج هرگز عشق به تنهایی کافی نیست.

    موفق باشید
    ویرایش توسط niloofarabi : 2015_01_16 در ساعت 22:31
    پاسخ با نقل و قول

  12. مخالفت خانواده با ازدواج  سپاس شده توسط alonegirl,clinical psychologist,محسن عزیزی

  13. ارسال:69#
    نقل قول نوشته اصلی توسط nahidh نمایش پست ها
    خواهش میکنم عزیزم بالاخره آدم باید حرفشو به یکی بزنه. من از طرفی نگران پدرو مادرمم خدای نکرده اتفاقی براشون بیفته خودمو نمیبخشم اخه خیلی حساسن. از طرفی هم با خودم میگم پس من چی. مگه قلب آدم کاروانسراس که هرکیو بشه داخلش راه داد. حالا هم همشهری شما قراره بیاد اگه اجازه بدن از حقش دفاع کنه. بیشتر ازینجا میسوزم که خونوادم هم نامردی کردن و تهمت ناروا زدن و هم اینکه توهین کردن بهش. یک طرفه به قاضی رفتن. انشاالله مشکل شما هم حل بشه با سماجت خونواده پسره.
    خانواده ی من هم یه پاپوش براش درست کردن و تهمت زدن بهش.ولی وقتی که پای اثبات رسید خانوادم کم آوردن و قضیه منتفی شد و دیگه حرفی نزدند.
    می فهمم درد تحمل تهمت چقدر رنج آوره.
    به نظر من شما یه مشاور یا روان شناس خوب پیدا کن و حضوراً برو پیشش و کل قضیه رو بگو.و بعد به یه بهانه در یا پدرتو ببر پیشش.نه خواهر و برادر.اونا هیچ نقشی ندارن تو تصمیم گیری شما.
    ببین در زمینه های دیگه بابات بیشتر حرفتو میفهمه و درک میکنه یا مامانت.همونو ببر پیش مشاور.
    مشاوره خودش میدونه چطوری صحبت کنه باهاشون که کم کم نرم بشن.حتی اگرم راضی نشن بیان پیش مشاور،خود مشاور میتونه تماس بگیره و تلفنی صحبت کنه.
    حالا این راهو هم میتونی امتحان کنی ببینی چی میشه.
    به نظر من اصلا با خواهرت دیگه در این مورد حرفی نزن.اگرم اون چیزی گفت جواب نده.و با مهربونی و خنده بحثو عوض کن.بهش محبت کن اینجوری شاید کم کم بفهمه که دوستش داری ولی اجازه ی ازدواجت دست اون نیست و خودش کم کم عقب نشینی کنه.فقط سعی کن بیشتر به بابات نزدیک بشی و توجهت رو بیشتر کنی بهش.حتی اگرم میذارن به حساب پاچه خواری و این چیزا اشکالی نداره.شما ادامه بده.میگن از محبت خوارها گل میشود.
    راستی آقاپسر چندسال با شما تفاوت سن دارند؟
    پاسخ با نقل و قول

  14. ارسال:70#
    nahidh آواتار ها
    نقل قول نوشته اصلی توسط شیدا ف نمایش پست ها
    خانواده ی من هم یه پاپوش براش درست کردن و تهمت زدن بهش.ولی وقتی که پای اثبات رسید خانوادم کم آوردن و قضیه منتفی شد و دیگه حرفی نزدند.
    می فهمم درد تحمل تهمت چقدر رنج آوره.
    به نظر من شما یه مشاور یا روان شناس خوب پیدا کن و حضوراً برو پیشش و کل قضیه رو بگو.و بعد به یه بهانه در یا پدرتو ببر پیشش.نه خواهر و برادر.اونا هیچ نقشی ندارن تو تصمیم گیری شما.
    ببین در زمینه های دیگه بابات بیشتر حرفتو میفهمه و درک میکنه یا مامانت.همونو ببر پیش مشاور.
    مشاوره خودش میدونه چطوری صحبت کنه باهاشون که کم کم نرم بشن.حتی اگرم راضی نشن بیان پیش مشاور،خود مشاور میتونه تماس بگیره و تلفنی صحبت کنه.
    حالا این راهو هم میتونی امتحان کنی ببینی چی میشه.
    به نظر من اصلا با خواهرت دیگه در این مورد حرفی نزن.اگرم اون چیزی گفت جواب نده.و با مهربونی و خنده بحثو عوض کن.بهش محبت کن اینجوری شاید کم کم بفهمه که دوستش داری ولی اجازه ی ازدواجت دست اون نیست و خودش کم کم عقب نشینی کنه.فقط سعی کن بیشتر به بابات نزدیک بشی و توجهت رو بیشتر کنی بهش.حتی اگرم میذارن به حساب پاچه خواری و این چیزا اشکالی نداره.شما ادامه بده.میگن از محبت خوارها گل میشود.
    راستی آقاپسر چندسال با شما تفاوت سن دارند؟
    سلام . ممنونم از راهنماییاتون. 8 ماه ازم بزرگتره من 29 مهر66 اون 4 اسفند 65 هستش. خیلی واسم دعا کنین. پدر مادرم که باهام اتمام حجت کردن.
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (11): صفحه 7 از 11 نخستنخست ... 56789 ... آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •