تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




مخالفت خانواده با ازدواج زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:nahidh
آخرین ارسال:Hani234
پاسخ ها 103

صفحه‌ها (11): صفحه 1 از 11 123 ... آخرینآخرین

مخالفت خانواده با ازدواج

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    nahidh آواتار ها
    باسلام و خسته نباشید. من 27 سالمه فوق لیسانس از گرگان 6 فرزندیم همه ازدواج کردند من اخریم.دو سال پیش با پسری اشنا شدم در اصفهان فوق دیپلم بازاری در همان ابتدا مساله ازدواج را مطرح و با خانواده در میان گذاشتم که با مخالفت شدید خانواده مواجه شدم به خاطر راه دور و تحصیلات پایین و شغل ازاد. کلا خانواده ام نظر مساعدی نسبت به شغل ازاد ندارند.مرا وادار به قطع رابطه کردندو ولی من بدون اطلاع همچنان رابطه داشتم و چندین بار ملاقات حضوری داشتیم ان زمان من رشت دانشجو بودم. بعد گذشت دوسال که الان باشد خانواده اون اقا تماس گرفتن ولی پدرم حاضر به حرف زدن نشد و میگفت نه و قطع میکرد تلفنو. حتی با من هم راجع به تلفن هیچ حرفی نزدن و نظر منو نخواستن. تا اینکه خودم هم با پدرم هم با مادرم حرف زدم که من 27 سالمه نظر شما برام مهمه ولی خواهش میکنم به نظر من اهمیت بدین شما حتی زور هم بگین من به حرف شما میکنم. ولی پسر خوبیه ایمان و اعتقادش برام از همه چی مهمتره تحصیلات تا جایی مهمه که شعور ادم و رو ببره بالا وگرنه الان همه تحصیلات دارن. کار سختی نیس درس خوندن. کار هم که عار نیس من با شغل ازاد مشکلی ندارم و خدارو شکر هم خونه داره هم ماشین و درامدشم که خوبه اهل نماز و این حرفا هم هست خواهش میکنم یبلارم شده اجازه بدین بیان ولی پدرم گفت نه نه نه من مخالفم مردم مسخرم میکنن.گفتم پدر من همه قرار نیس که کار دولتی داشته باشن . گفت کار دولتی خیال ادم راختتره. منم نمیشناسم اونا رو و نمیخوامم که ببینم.این حرفای پدرم. کلا زیاد میلی به ازدواج من ندارن و میگن برو ادامه تحصیل بده برو سر کار موقعیت های خوب پیش میاد. لطفا مرا راهنمایی کنین که چکار کنم اخه هیچ حرفی باهام نمیزنن در این مورد. دیروز خودم با مادرم باز حرف زدم که فکر نکنن بیخیال شدم ولی باز حرفاش همون بود که مردم ما رو مسخره میکنن. واقعا نیاز دارم به کمک. با تشکر
    پاسخ با نقل و قول

  2. مخالفت خانواده با ازدواج  سپاس شده توسط anahid,elnaz.t,Far Zane,niloofarabi,ساجده

  3. ارسال:2#
    سلام
    به انجمن همیاری خوش آمدین
    آیا از نظر فرهنگی، اعتقادی و مذهبی ،اقتصادی و همچنین از نظر فکری با همدیگر تناسب دارین؟ طی این مدت روی اهداف زندگی مشترکتون بحث و گفتگو و بررسی داشتین؟
    تا به حال با دیگر اعضای خانواده تون در این رابطه گفتگو کردین؟ کسی حاضر به گفتگو با پدر و مادرتون شده؟ نظر اونها چی بوده؟
    پاسخ با نقل و قول

  4. مخالفت خانواده با ازدواج  سپاس شده توسط A@92,elnaz.t,Far Zane,m1392,nahidh,niloofarabi,محسن عزیزی,ساجده,شبنم

  5. ارسال:3#
    nahidh آواتار ها
    نقل قول نوشته اصلی توسط مهدوی نمایش پست ها
    سلام
    به انجمن همیاری خوش آمدین
    آیا از نظر فرهنگی، اعتقادی و مذهبی ،اقتصادی و همچنین از نظر فکری با همدیگر تناسب دارین؟ طی این مدت روی اهداف زندگی مشترکتون بحث و گفتگو و بررسی داشتین؟
    تا به حال با دیگر اعضای خانواده تون در این رابطه گفتگو کردین؟ کسی حاضر به گفتگو با پدر و مادرتون شده؟ نظر اونها چی بوده؟
    سلام ممنون از توجه شما. بله از این نظر ها تناسب داریم. راجع به همه مسایل حرف زدیم. بزرگترین مشکل پیش روی ما نپذیرفتن شغل پسره هست چون تو فامیل بازاری نداشتیم و میگن که تحصیلاتش پایینتره. خیلی حرف زدم متقاعدشون کنم ولی حرفشون اینه که مردم مسخرمون میکنن.. دوسال پیش هم این مساله مطرح شد با مخالفت شدید خونوادم مواجه شدم و خیلی برخورد شدیدی داشتن که سیم کارتتو عوض کن و ریز مکالماتمو گرفتن و ازین حرفا. من به خواهرم گفته بودم اول بعد به پدر مادرم. اونا فکر میکردن دیگه قضیه تموم شده. خونوادم توقع دارن من برم سرکار بعد یه کارمند بیاد . خیلی در تخیلات به سر میبرن نمیخوان قبول کنن تارخ مصرف کار دولتی گذشته واسشون مهم نیس که من از کار دولتی خوشم نمیاد واسشون نظر و علاقه من مهم نیس.
    پاسخ با نقل و قول

  6. مخالفت خانواده با ازدواج  سپاس شده توسط A@92,elnaz.t,Far Zane,m1392

  7. ارسال:4#
    پدر و مادر صلاح فرزندانشون رو می خوان و هدفشون موفقیت و خوشبختی زندگی شما هست. اونها زندگی شما رو از دریچه خودشون و تصورات خودشون نگاه می کنن و شاید گاهی اوقات با روحیات و شرایط زندگی ما همخوانی نداشته باشه و همین باعث تعارض بین خواسته ما و اونها بشه

    پیشنهاد می کنم با چند نفر دیگر از اعضای خانواده تون هم صحبت کنین و شزایطی که در اون قرار دارین رو شرح بدین
    اگر فرزند بزرگ خانواده تون که معمولا نزد پدر و مادر احترام بیشتری داره با اونها گفتگو کنن شاید موثرتر باشه
    پاسخ با نقل و قول

  8. مخالفت خانواده با ازدواج  سپاس شده توسط A@92,elnaz.t,Far Zane,m1392,Masoomi,nahidh,niloofarabi,محسن عزیزی,ساجده,شبنم

  9. ارسال:5#
    شاید از گفته منم خوشت نیاد
    ولی
    به نظر من حرف پدرتو گوش بده
    یک چیزی که در مورد ازدواج از شهرهای دیگه مشکل ساز میشه تفاوت فرهنگ است اولش خوبه ولی یواش یواش تفاوت ها آشکار میشه
    حق مسکن با مرده اگر شما هم بری شهر اون مطمئن باش که برات خیلی سخت میشه
    اون بیاد شهر شما باز یک مشکلات دیگه است
    بازاری بد نیست ولی از اونای باشه که با یک اشاره یک سمت خیابان را بخره
    مغازه کرایه باشه خونه کرایه باشه و.......... این بازاری به درد نمیخوره
    اگر از لحاظ مالی و تحصیلی پدرت حمایت میکنه و مشکلی نداره ادامه بده از شهر خودت ازدواج کن
    پاسخ با نقل و قول

  10. مخالفت خانواده با ازدواج  سپاس شده توسط A@92,Far Zane,nahidh

  11. ارسال:6#
    nahidh آواتار ها
    ممنون از توجه شما. من کلی رو انتخابم فکر کردم. واسه خودم معیارهایی دارم که در این آقا دیدم اول ایمان و اعتقادش. بعد اخلاق خوبش. حتی ظاهر. کار و درامد هم که داره خون و ماشین هم داره. از دوسال پیش تا الان ثبات شخصیت داشته و عوض نشده. ادم در صورتی که بخواد انتخاب کنه بله حرف شمارو قبول دارم ولی وقتی یکی یکیو دوست داره قضیه فرق میکنه.
    پاسخ با نقل و قول

  12. مخالفت خانواده با ازدواج  سپاس شده توسط A@92,babakmohammadi19,elnaz.t,Far Zane,m1392

  13. ارسال:7#
    nahidh آواتار ها
    نقل قول نوشته اصلی توسط مهدوی نمایش پست ها
    پدر و مادر صلاح فرزندانشون رو می خوان و هدفشون موفقیت و خوشبختی زندگی شما هست. اونها زندگی شما رو از دریچه خودشون و تصورات خودشون نگاه می کنن و شاید گاهی اوقات با روحیات و شرایط زندگی ما همخوانی نداشته باشه و همین باعث تعارض بین خواسته ما و اونها بشه

    پیشنهاد می کنم با چند نفر دیگر از اعضای خانواده تون هم صحبت کنین و شزایطی که در اون قرار دارین رو شرح بدین
    اگر فرزند بزرگ خانواده تون که معمولا نزد پدر و مادر احترام بیشتری داره با اونها گفتگو کنن شاید موثرتر باشه
    مشکل اینجاس که من میترسم به خواهرم بگم وگرنه خواهرم خیلی منو دوس داره.ولی همون دوسال پیش بدجور باهام برخورد کرد برادرام زیاد جوری نیستن باهاشون راحت باشم
    پاسخ با نقل و قول

  14. مخالفت خانواده با ازدواج  سپاس شده توسط A@92,elnaz.t,Far Zane

  15. ارسال:8#
    سلام
    اگه در شهر اصفهان از اقوام یا آشنایانتون کسی باشه که بتونه در امر تحقیق خیال خانوادتون رو راحت کنه شاید درصد رضایت دادنشون بالاتر بره.
    مطمئن باشین اگه پدر و مادرتون از صلاحیت این آقا مطمئن بودن فقط به خاطر شغل تا این حد مخالفت نمیکردن
    به نظر من شما روند خوبی رو برای راضی کردنشون از ابتدا در پیش نگرفتین. گاهی اوقات اصرار طرفین برای خوب نشان دادن طرف مقابل باعث میشه اطرافیان فکر کنن اونها اسیر وابستگی عاطفی شدن و قدرت تشخیص رو به خاطر مسائل عشق و عاشقی از دست دادن
    اگه از انتخابتون مطمئن هستین،از پدرتون درخواست کنین یه روز با آرامش باهم صحبت کنین.یا حتی براشون نامه بنویسین. اول بهشون نشون بدین که قدردان زحمتایی که تا حالا براتون کشیدن هستین و بهشون اطمینان بدین که بدون رضایت اونها هیچ اتفاقی نمیافته تا خیالشون راحت باشه و بتونن با آرامش با شما وارد صحبت بشن و از استرس دور باشن.در طی صحبت رو اعصاب خودتون مسلط باشین و هر حرفی زدن از کوره در نرین.همین ارامش شما باعث میشه اونها به درایت شما بیشتر پی ببرن.
    از علائق و معیارهاتون بگین. بهشون بگین الان دیگه وضعیت با زمانهای گذشته وضعیت فرق کرده. پسر سالم و معتقد کم پیداست.بگین شمائی که خوشبختی من براتون مهمه، اگه خدائی نکرده همسر آینده م از شهر خودمون باشه اما روزی هزار بار منو از انتخابم پشیمون کنه، اگه پیش شما باشم اما لحظه لحظه زندگیم خدائی نکرده پر از غم باشه براتون بهتره یا اینکه راه دور باشم اما خیالتون راحت باشه خوشبختم؟
    بهشون بگین که اگه همسرم کار دولتی داشته باشه اما در داخل خونه با هم کنار نیایم بهتره یا اینکه شغل ازاد آبرومندانه داشته باشه اما از نظر اخلاقی و صبر و اعتقاد همونی باشه که همیشه آرزوشو داشتم؟
    مرحله مرحله جلو برین
    تو قدم اول تلاش کنین که حساسیتشون نسبت به شغل و تحصیلات کمتر بشه طوری که اقرار کنن و بگن که از کجا معلوم این ویزگی های اخلاقی ای که گفتی در این آقا هست؟" اینجاست که یه قدم جلو افتادین و بعد اون میتونین فقط راجع به شخصیت این آقا و .. تحقیق کنین
    همه چیو بسپارین به خدا و ازش خیر و صلاحتون رو بخواین.هر کسی که به صلاحتونه چه این اقا چه...
    مطمئن باشین اگه بنده ای روزی چندین بار از خدا صلاحش رو بخواد(حتی اگه برخلاف میلش باشه اون صلاح) خدا این دعای بنده رو بی جواب نمیذاره
    پاسخ با نقل و قول

  16. مخالفت خانواده با ازدواج  سپاس شده توسط elnaz.t,Far Zane,m1392,mina71,nahidh,niloofarabi,مهدوی,محسن عزیزی,شبنم

  17. ارسال:9#
    nahidh آواتار ها
    سلام خیلی ممنون. کاملا قبول دارم حرفتونو ولی هیچوقت جوی تو خونه حاکم نبوده که من بخوام با پدر مادرم راحت باشم یا اونا با من.در هرحال کلی حرف اماده کردم که با ارامش بزنم.مشکل اینجاس که حاضر به حرف زدن نمیشن. وقتیم حرف میزنم روشونو اونور میکنن و نگامم نمیکنن.بالاخره امروز با پدرم رفتم بیرون و تو راه برگشت به خونه حرف و پیش کشیدم. کلی حرف اماده کرده بودم ولی پدرم تا شروع کردم گفتش که با برادر بزرگترت مشورت کردم اون مخالفه و گفته چرا عجله میکنه موقعیت خوب پیش میاد براش. من گفتم اخه چه عجله ای من 27 سالمه هرچی سنم بره بالاتر موقعیت های خوب کمتر میشه گفتم شما میگین برو سرکار اولا که کار کجا بود بعدش دختر عمم هم استخدامه هم خونه داره هم ماشین داره 35 سالشه هنوز ازدواج نکرده. پس موقعیت خوب و بهتر به این چیزا نیس .داشتم توضیح میدادم راجع به شغل و تحصیلات که اجازه نداد و گفت اونو دیگه خودت قبول داری ما کارنداریم. ما نگران راه دوریم و با یبار دیدن اونا چطر بفهمیم خوبن. گفتم حق دارین و قرار نیس یکبار ببینین شما فقط ببینین من هیچچ عجله ای ندارم. خلاصه یکم نرمتر شده بود نسبت به قبل. بعد گفت با اون برادرت صحبت کردم اون گفت راه دور سخته . بعد من گفتم هر کی یه قسمتی داره شاید قسمت من این باشه به من گفت به خواهرت خودت بگو گفتم من میترسم دوسال پیش گفتم خیلی بد برخورد کرد خودتون بگین.خلاصه به اینجا رسید که من پرسیدم شما پس مشکلی ندارین با دیدنشون گفت الان که محرمه بزار به برادرت بگم تحقیقات کنه. بعد گفتم خودم چندتا دوست اصفهانی دارم که حاضرن به پدرشون بگن که تحقیق کنن. ولی پدرم گفتش که نه همون برادرت بره تحقیق کنه. گفتم چشم همون که شما میگین.شما الان پیشنهاد میکنین با وضع موجود من چکار کنم؟دیگه اینو که متوجه شدن من نظرم موافقته و راضیم و از حرفم کوتاه نمیام. l
    پاسخ با نقل و قول

  18. مخالفت خانواده با ازدواج  سپاس شده توسط ساجده

  19. ارسال:10#
    باز هم صبر پیشه کنین تا پدرتون به روش و صلاح خودشون پیش برن (با توجه به صحبتهایی که کردند)
    شما تا اینجای کار جدیتتون رو برای انتخابتون نشون دادین و پدرتون رو تا این مرحله راضی کردین برای تقیقات
    بنظرم از این به بعد نقشون فقط پیگیری باشه و با آرامش کار رو دنبال کنین. همه فشار کار رو روی دوش پدرتون نندازین. یعنی فقط نگین که شما با این و اون صحبت کنین و راضیشون کنین
    بذارین پدرتون با برادرتون صحبت کنند برای تحقیقات. اگر اونها سختشون بود یا نتونستن تحقیقات رو انجام بدن، شما پیشنهاد دوستانتون برای تحقیقات رو بهشون بگین
    پاسخ با نقل و قول

  20. مخالفت خانواده با ازدواج  سپاس شده توسط babakmohammadi19,elnaz.t,m1392,nahidh,niloofarabi,محسن عزیزی,ساجده,شبنم

صفحه‌ها (11): صفحه 1 از 11 123 ... آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •