تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




از بعد عقد کردنم مشکلات به سراغم اومد زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:نجما
آخرین ارسال:نجما
پاسخ ها 8

از بعد عقد کردنم مشکلات به سراغم اومد

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    سلام با تشکر از همه ی دوستان من حدود دو سال و نیم هست عقد کردم الان خودم 20 ساله و همسرم 29 ساله هستیم خودم فوق دیپلم دارم و الان دانشجو معلم ارشد هستم و همسرم لیسانس فیزیک داره و شاغل نیروی انتظامی هست من همیشه سعی کردم حامی همسرم باشم و این کارم باعث شده خانواده خودم و همسرم از من ناراحت باشن اخه همسرم 10 ماه پیش به من گفت از کارش ناراضی هست و چون من دارم به نظرش احترام میزارم و حمایتش می کنم همه منو مقصر بیرون اومدنش از کارش می دونن اخه من چه تقصیری دارم الان من از حرفای خانواده ها دارم دیوانه میشم من خودم یک شهر دیگه هستم و همسرم یک شهر دیگه دو سه ماه دیگه هم از کارش میاد بیرون می خواد بره تو کار شغل ازاد ولی امکان داره کارشم نشه و این ترس منو بیشتر می کنه تو این سن بس که مشغله فکری دارم افسرده شدم از اون ور خانواده به من فشار میارن که شوهرمو مجبور کنم سر کارش بمونه از اون ور شوهرم وقتی پیشمه خوبه ولی هر وقت میره دیگه نمیشه باهاش حرف زد بس که دل نازک میشه به خدا دیگه به سطوح اومدم. نیاز به کمک دارم شوهرم وضع مالی انچنانی هم نداره و همش گیر وام هست حتی من امید ندارم به این زودیا بتونیم عروسی کنیم اخه تا کی این دردسر ها رو تحمل کنم حتی یک دوست ندارم تا باهاش صحبت کنم خیلی تنهام کمکم کنید
    پاسخ با نقل و قول

  2. از بعد عقد کردنم مشکلات به سراغم اومد  سپاس شده توسط A@92,نرگس,ساجده

  3. ارسال:2#
    سلام.خوش آمدید به انجمن
    وضع مالی خانواده همسرتون و خانواده خودتون در چه سطحی هست؟
    هزینه تحصیل شمارو همسرتون میدن؟
    از نظر مسکن تامین هستین؟
    بعد ازدواج در شهر شما قراره زندگی کنین یا در شهر ایشون؟
    چرا وقتی دور هستین ، فکر میکنین همسرتون کم تحمله؟تقریبا چند وقت به چند وقت همدیگه رو میبینین؟
    پاسخ با نقل و قول

  4. از بعد عقد کردنم مشکلات به سراغم اومد  سپاس شده توسط A@92,alonegirl,elnaz.t,m1392,niloofarabi,مهدوی,محسن عزیزی,نجما,نرگس

  5. ارسال:3#
    خانواده هامون متوسط هستن از جانب پدر من خیلی بهمون کمک میشه پدرم حتی پول تو جیبی بهم میده و هر چی بخوام واسم خریداری می کنه ولی از جانب خانواده همسرم هیچ کمکی نمیشه حتی خرج عقدمون هم از پس انداز شوهرم بود و عروسی هم باید خودمون خرج کنیم.من دانشگاه دولتی درس می خونم و حقوق دانشجو معلمی دارم که البته واسه خرید وسایل خونه همشو دارم قسط میدم.من دوست دارم شهر خودم زندگی کنم ولی چون دانشجو معلم هستم پست معلمیم رو انداختن شهر شوهرم ولی من اونجا غیر از خانواده شوهرم کسی رو ندارم شوهرم هم خیلی دوست و رفیق داره که اکثر وقتشو با اونها میگذرونه من می ترسم اگه شروع زندگیمون اونجا باشه شوهرم به خاطر رفیق بازیش دل به کار نده شوهرم الان تو یک شهر جنوبی توی نیروی انتظامی هستو ماهی پنج روز همدیگه رو میبینیم و اینکه از لحاظ مسکن هم تامبن نیستیم کل سرمایه شوهرم هفتاد هشتاد میلیون هست که هم می خواد باهاش کار راه بندازه هم هزینه عروسی هم خونه و وسایل خونه تازه همشم قسط هست
    پاسخ با نقل و قول

  6. از بعد عقد کردنم مشکلات به سراغم اومد  سپاس شده توسط A@92,m1392,نرگس

  7. ارسال:4#
    تو رو خدا اگه راه حلی واسم سراغ دارید بگید دیگه طاقتم تموم شده با هیچ کسی نمی تونم حرف بزنم همسرم هم هر وقت باهاش درد و دل می کنم حرفمو نمی فهمه و درکم نمی کنه و باعث میشه بحثمون بشه واسه همین باهاش درد و دل نمی کنم از تنها بودن به سطوح اومدم طولانی شدن عقدمون هم دیگه داره غیر قابل تحمل میشه
    پاسخ با نقل و قول

  8. از بعد عقد کردنم مشکلات به سراغم اومد  سپاس شده توسط A@92,نرگس

  9. ارسال:5#
    نجما جان من فکر میکنم عمده مشکل شما دوربودن از نامزدتون هست که باعث شده کم تحمل بشین.درکتون میکنم سخته
    اما اینو فراموش نکنین که هرقدر هم براتون سخت باشه همون قدر هم برا نامزدتون سخته اما شما باید به همدیگه دلداری بدین و همو کمک کنین. حتی شده ظاهرا خودتونو شاد جلوه بدین تا لاقل روحیه طرف مقابل نبازه نه اینکه همیشه از مشکلات و دوری ناله کنین و حوصله ایشونو هم سر ببرین. این کار شما باعث میشه موقعی که احتیاج به خوشی دارن بیشتر سمت دوستاشون برن
    اینطور که فهمیدم از نظر اخلاقی و...با همسرتون مشکل حادی ندارین و تنها مشکل شما نگرانی از بابت آینده و دور بودن از نامزدتونه.پس اجازه ندین با بی صبری مشکلات پیچیده تر بشن.
    متنوع رفتار کردن به صورت خودجوش خوب هست اما اگه این درد و دل کردن های شما با همسرتون حالت افراطی بگیره ایشون رو دلزده میکنه ضمن اینکه چون محور صحبت هاتون نگرانی از بابت آینده است، بنابراین ایشون اعتماد به نفسش پایین میاد و حس میکنه قدرت مردانه اش رو از دست داده برا همین کلافه میشن و با شما بحث میکنن
    پس اگه میخواین روحیه تون بهتر بشه در قدم اول رابطه تون رو با همسرتون بهتر کنین. سعی کنین تا جائی که میتونین شاد باشین و حتی وقتایی که ایشون ناراحتن بهشون روحیه بدین و تشویقشون کنین و راجع به اینده امید بدین بهشون
    اصلا راجع به این چیزایی که همیشه باهاشون درد و دل میکردین مدتی حرف نزنین مثلا راجع به مسائل مادی اجازه بدین ایشون بحث باز کنن
    مشکلات مادی ای رو که مطرح کردین از نظر من خیلی حاد نیس. کافیه بعد از اینکه رابطه تون بهتر شد از همسرتون بخواین با خونواده شون صحبت کنن و اگه ممکنه خونواده ها هم کمکتون کنن
    لازمه اش این هست که با درایت کافی جلو برن و با خونواده شون صحبت کنن و از دغدغه های کاریشون بگن که چقدر براشون موندن در این کار سخته و باعث شده در اوج جونی نتونن از زندگی لذت ببرن.وقتی خونواده ها به اهمیت مساله پی بردن و بحث روحیه همسر شما شد قطعا بهشون حق میدن و مساله تغییر شغل حل میشه
    برای عروسی نگران نباشین به هر حال اگه وام بگیرین و مراسم برگزار بشه با پول کادو ها میشه قسط وام مراسم رو جبران کرد
    راجع به وسائل خونه و پول رهن خونه و... هم باز میشه با خونواده ها صحبت کرد و درحد متعارف از اونها هم کمک گرفت
    باقی مسائل خود به خود با همت شما و تلاش هاتون حل شدنی هست
    الان فقط سعی کنین خودتونو به نامزدتون نزدیک تر کنین و غیرمستقیم تفهیم کنین که تمام تمرکزتون رو بدین رو عروسی تا هرچی سریعتر دوران نامزدی کمتر بشه
    امیداورم تونسته باشم کمکی هرچند ناچیز کنم
    پاسخ با نقل و قول

  10. از بعد عقد کردنم مشکلات به سراغم اومد  سپاس شده توسط alonegirl,elnaz.t,niloofarabi,مهدوی,محسن عزیزی,نجما,نرگس

  11. ارسال:6#
    ساجده جون خیلی ممنون ازت خیلی کمک کردی خدایی روحیم عوض شد حس بهتری دارم تو درست می گی نباید زیاد ناراحتیامو به نامزدم منتقل کنم و زیادی در مورد مسائل مادی باهاش بحث کنم بازم ازت ممنونم دوست خوبی هستی امیدوارم بازم بتونم رو دوستیت حساب کنم
    پاسخ با نقل و قول

  12. از بعد عقد کردنم مشکلات به سراغم اومد  سپاس شده توسط نرگس,ساجده

  13. ارسال:7#
    نرگس آواتار ها
    سلام نجما جان بهتره به همسرت بگی بیشتر روی بیرون اومدن از کارش فکر کنه چون کار آزاد همیشه هم راحت نیست ولی کار دولتی رو میشه روش برای یه عمر حساب کرد حالا که موقعیتشو داره بهتره که بمونه همیشه که خودتون دونفر نیستین بچه دار هم میشین و به طبع هزینه های زندگی چند برابر میشن گلم همسر شما می تونن کار آزاد رو به عنوان شغل دوم انتخاب کنن و شما هم که احتمالا بعد از اتمام درس شاغل معلمی میشین در وقتی که مدرسه نیستین به کمکشون برید خدا کمک هر دوتون با شه ان شالله
    دلت که تنگ یک نفر باشد ،لحظه ای فراموشی هم نداری تو دلت تنگ است ، دلت برای همان یک نفر تنگ است که تا نیاید تا نباشد هیچ چیز درست نمیشود ، هیچ چیز … افسوس که بعضی آمدن ها دیگر فقط در خواب است !
    پاسخ با نقل و قول

  14. از بعد عقد کردنم مشکلات به سراغم اومد  سپاس شده توسط نجما,ساجده

  15. ارسال:8#
    سلام نرگس جان تو درست می گی ولی ما با هزینه هایه زندگی چیکار کنیم الآن که عقد هستیم توش موندیم بعد عروسی چیکار کنیم حقوقه شوهرم 800 تا 900 هست که همش واسه اقساط میره و چون نظامی هست ممنوع هست شغل دوم داشته باشه نمی دونم با این اوصاف چه کاری بهتره انجام بدم حقوق خودم هم 400 تومن هست که به خاطر اقساط 100 تومنش هم برام به زور می مونه
    پاسخ با نقل و قول

  16. از بعد عقد کردنم مشکلات به سراغم اومد  سپاس شده توسط ساجده

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •