سلام

مگر جز این است که برای یافتن بهترین پاسخ برای هر سؤالی در هر زمینه ای، باید به سراغ بهترین متخصص آن زمینه رفت؟

ما می خواهیم سؤال کنیم که برای باتقوا بودن باید چه کنیم؟

صفات متّقین چیست؟

ما می خواهیم سبک زندگی مان در این جهت باشد. چگونه باید عمل کنیم تا در این مسیر باشیم؟

چه کسی بهتر از امام متّقین می تواند پاسخ این سوال را بدهد؟

ما از امیرالمؤمنین(ع) سؤال می کنیم.

قصد داریم که این خطبه استثنایی امام علی(ع) را این بار با دقت بیشتری نظاره گر باشیم و سعی کنیم در عمل پیاده کنیم.

این راه، مسیر سعادت ماست.

ان شاء الله اصل خطبه و شرح و تفسیر آن را در چندین بخش، از کتاب پیام امام(ع) آیت الله مکارم شیرازی(حفظه الله تعالی) قرار می دهم.


وَ مِنْ خُطْبَة لَهُ عَلَیْهِ السَّلامُ

یَصِفُ فِیهَا الْمُتَّقینَ

رُوی أنّ صاحِباً لأَمیرالمُؤمنِینَ(علیه السلام) یُقالَ لَهُ هَمّامُ کانَ رَجُلاً عابِداً، فَقالَ لَهُ: یا أَمیرالمُؤمنینَ، صِفْ لِی الْمُتَّقینَ حَتّى کَأَنى أَنظُرُ إِلَیْهِمْ. فَتَثاقَلَ(علیه السلام) عَنْ جَوابِهِ ثُمَّ قالَ: یا همَّام ! اِتَّقِ اللهَ وَ أَحْسِنْ: فَـ (ـإِنَّ اللهَ مَعَ الَّذِینَ اتَّقَوْا وَّ الَّذینَ هُمْ مُّحْسِنُونَ). فَلَمْ یَقْنَعْ هَمّامُ بِهذَا الْقَولُ حَتّى عَزَمَ عَلَیْه، فَحَمِداللهَ و أَثنى عَلَیهِ، وَ صلّى عَلَى النَّبِىِّ(صلى الله علیه وآله) ثُمَّ قالَ(علیه السلام)
:

از خطبه هاى امام(علیه السلام) است

که در آن صفات و روحیات پرهیزکاران را شرح مى دهد.

(شأن ورود خطبه از این قرار است که) یکى از یاران امیرمؤمنان على(علیه السلام) به نام «همام»(2) که مرد عابد و پرهیزکارى بود، به آن حضرت عرض کرد : اى امیرمؤمنان! پرهیزکاران را برایم آنچنان وصف کن که گویى آنها را با چشم مى نگرم. امام(علیه السلام) در پاسخ او درنگ کرد و آن گاه فرمود : اى همام تقواى الهى پیشه ساز و نیکى کن که خداوند با کسانى است که تقوا پیشه کنند و کسانى که نیکوکارند; ولى همام به این مقدار قانع نشد (و توضیح بیشتر خواست و اصرار ورزید) تا اینکه امام(علیه السلام) تصمیم گرفت صفات متقین را مشروحاً براى او بازگو کند، پس حمد خداى را بجا آورد و ثنا نمود و بر پیامبرش صلى الله علیه و آله درود فرستاد. سپس فرمود...


از یک نگاه خطبه یک مطلب را دنبال مى کند و آن صفات پرهیزکاران است که امام در حدود یک صد و ده صفت در این خطبه براى پرهیزکاران بیان فرموده است; ولى اگر درست در جزئیات خطبه دقت کنیم مى بینیم که این صفات ناظر به ابعاد مختلفى از زندگى پرهیزکاران است.

بخشى از آن از صفات اخلاق فردى آنها سخن مى گوید.
بخش دیگرى از اخلاق اجتماعى آنها بحث مى کند.

قسمتى از خطبه، ناظر به علو شأن آنها در مباحث اعتقادى و معارف دین است، در حالى که در بخش دیگرى به مقام پرهیزکارى آنها از نظر گفتار و رفتار اشاره دارد.
در بخش دیگرى از خطبه علامتها و نشانه هاى آنها بحث شده که اگر بخواهیم اهل تقوا را در میان جمع بشناسیم با چه اوصافى مى توان شناخت.
در بخش پایانى خطبه سخن از حادثه عجیبى به میان آمده که براى همام ـ همان پرسشگرى که با اصرار و تأکید، بیان اوصاف متقین را خواسته بود ـ اتفاق افتاد که صیحه اى زد و مدهوش شد. سپس جان به جان آفرین تسلیم کرد و به دنبال آن امام(علیه السلام)فرمود : مواعظ بالغه در کسانى که اهل آن هستند چنین اثر مى گذارد. به دنبال آن شخص جسورى سؤال کرد، چرا این حادثه درباره شخص شما اتفاق نمى افتد، و امام جواب قانع کننده اى دادند.


از بعضى طرق روایت استفاده مى شود که امام(علیه السلام) این خطبه را به عنوان صفات شیعه ایراد فرمود(به مصادر نهج البلاغه، جلد 3، صفحه 65 رجوع شود.)

با توجه به آنچه در صدر این خطبه آمده، این سؤال مطرح مى شود که چرا امام در آغاز از بیان و پاسخ مشروح به سؤال همام خوددارى کرد و پس از اصرار به این کار تن در داد؟
درباره علت تأمل آن حضرت در جواب، وجوهى گفته شده از جمله اینکه:

1ـ امام(علیه السلام) مى دانستند که او مردى بسیار حساس و نسبت به مواعظ پذیراست و بیم آن مى رود که بر اثر حساسیت فوق العاده و تأثر شدید، قالب تهى کند، لذا امام(علیه السلام) به پاسخ اجمالى قناعت فرمود و ذیل خطبه گواه بر آن است.

2ـ در آن مجلس، افراد بیگانه و اغیارى بودند که امام(علیه السلام) مصلحت نمى دید این گوهرهاى گرانبها در اختیار آنان قرار گیرد (گوش نامحرم نباشد جاى پیغام سروش) ذیل خطبه نیز مى تواند گواه بر این معنا باشد، زیرا سؤال آن سائل و جواب امام(علیه السلام)دلیل بر وجود بعضى از نامحرمان در آن جمع است.

3ـ امام(علیه السلام) با این تأمل و سکوت، شوق همام را براى شنیدن پاسخ سؤال بیشتر کرد تا این سخنان در عمق جانش به خوبى جاى گیرد:
وعده وصل چون شود نزدیک ------ آتش عشق شعلهور گردد

4ـ ادب در مقام سؤال و جواب، ایجاب مى کند که پاسخ دهنده عجولانه به جواب نپردازد، بلکه با تأمل و درنگ سخن را آغاز کند تا شنونده را به اهمیّت مطلب آشناتر سازد. در حدیثى مى خوانیم که پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله) در پاسخ سؤال پرسشگرى، مقدارى سکوت و تأمل فرمود، کسى عرض کرد آیا مى خواستید درباره این مسئله فکر کنید؟ فرمود: نه، سکوت و تأمل من براى ارج نهادن به عمل و دانش بود(مستدرک سفینة البحار، باب التدبیر، جلد 3، صفحه 421 .).


1. سند خطبه:

این خطبه از خطبه هاى بسیار معروف و معتبر است که با سندهاى مختلف (غیر از نهج البلاغه) نقل شده است. گروهى از راویان آن قبل از سیّد رضى و گروهى بعد از او مى زیسته اند .

صاحب کتاب مصادر نهج البلاغه مى گوید: از کسانى که قبل از سیّد رضى این خطبه را نقل کرده اند مرحوم صدوق در امالى و ابن شعبه (معاصر شیخ صدوق) در تحف العقول و سلیم بن قیس در کتاب خود آورده است. ابن قتیبه (متوفاى قرن سوم) نیز مقدارى از این خطبه را در کتاب الزهد از کتاب عیون الاخبار نقل کرده است.

از جمله کسانى که بعد از سیّد رضى این خطبه را با اسناد دیگرى نقل کرده اند و متن آن، نشان مى دهد از منبعى غیر از نهج البلاغه گرفته شده است، سبط ابن جوزى در تذکرة و ابن طلحه شافعى در مطالب السؤول و کراجکى در کنزالفوائد هستند که با تفاوتهایى آن را نقل کرده اند. (مصادر نهج البلاغه، جلد 3، صفحه 65).

2. «همّام» از ماده «هم» به معناى اراده و تصمیم و گاه به معناى غم است و نامیدن افراد به این نام به این امید است که شخص صاحب اراده اى گردد. در اینکه «همّام» کیست، میان شارحان نهج البلاغه گفت و گوست; ابن ابى الحدید معتزلى گوید: همّام بن شریح است، در حالى که علامه مجلسى گوید اظهر این است که او همام بن عبادة بن خیثم باشد که پسر برادر ربیع بن خیثم محسوب مى شود (معروف است که ربیع بن خیثم، همان خواجه ربیع است که نزدیک شهر مشهد مدفون است).

به هر حال، او از شیعیان خاص امیرمؤمنان و از عارفان و عابدان و زاهدان بود. (شرح ابن ابى الحدید،جلد 10، صفحه 134) .


منبع: پیام امام(ع)، آیت الله مکارم شیرازی