تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




گفتار راست، میانه روی و مشی متواضعانه شیوه متّقین است زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:محسن عزیزی
آخرین ارسال:محسن عزیزی
پاسخ ها 1

گفتار راست، میانه روی و مشی متواضعانه شیوه متّقین است

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    محسن عزیزی آواتار ها
    سلام

    به سراغ خطبه 193 نهج البلاغه، خطبه همّام(صفات متّقین) از زبان امیرالمؤنین(ع) میرویم. سه صفت نخست را بررسی می کنیم.

    أَمَّا بَعْدُ، فَإِنَّ اللّهَ ـ سُبْحَانَهُ وَ تَعَالَى ـ خَلَقَ الْخَلْقَ حِینَ خَلَقَهُمْ غَنِیًّا عَنْ طَاعَتِهِمْ، آمِناً مِنْ مَعْصِیَتِهِمْ، لاَِنَّهُ لاَ تَضُرُّهُ مَعْصِیَةُ مَنْ عَصَاهُ، وَ لاَ تَنْفَعُهُ طَاعَةُ مَنْ أَطَاعَهُ. فَقَسَمَ بَیْنَهُمْ مَعَایِشَهُمْ، وَ وَضَعَهُمْ مِنَ الدُّنْیَا مَوَاضِعَهُمْ. فَالْمُتَّقُونَ فِیهَا هُمْ أَهْلُ الْفَضَائِلِ: مَنْطِقُهُمُ الصَّوَابُ، وَ مَلْبَسُهُمُ الاِقْتِصَادُ، وَ مَشْیُهُمُ التَّوَاضُعُ.

    ترجمه

    اما بعد (از حمد و ثناى الهى)، خداوند منزه و والا خلق را آفرید در حالى که از اطاعتشان بى نیاز و از معصیتشان ایمن بود، زیرا نه عصیان گنه کاران به او زیان مى رساند (و بر دامان کبریایى اش گردى مى نشاند) و نه اطاعت مطیعان به او نفعى مى بخشد. پس از آفرینش آنان، روزى و معیشتشان را (با روش حکیمانه اى) در میان آنان تقسیم کرد و هر یک را در جایگاه دنیوى اش جاى داد. (ولى) پرهیزکاران در این دنیا صاحب فضایلى هستند: گفتارشان راست، لباسشان میانه روى و راه رفتنشان تواضع و فروتنى است.

    پیش از آن که به تفسیر بخش اوّل خطبه بپردازیم، لازم است به سراغ این نکته برویم که جواب کوتاه نخستین امام(علیه السلام) چگونه با سؤال همّام ارتباط داشت؟ او تقاضاى بیان اوصاف متقیان کرد و امام به جاى بیان اوصاف، امر به تقوا و احسان نمود و سپس فایده تقوا را بیان فرمود که در بدو نظر، نه امر به تقوا پاسخ همام است و نه ذکر فواید آن.
    ظاهر این است که امام(علیه السلام) با این سخن مى خواهد به او بفهماند که مفهوم تقوا به طور اجمال روشن است تو مرد عمل باش، مشکلى در کار نیست. امام(علیه السلام) براى تشویق او به تقوا به بیان نتیجه مى پردازد.

    به هر حال امام(علیه السلام) در آغاز خطبه به بیان این نکته مهم مى پردازد که خدا از همگان بى نیاز است و اگر دستورات سنگین و متعددى درباره تقوا در این خطبه مى آید، براى افزودن به جاه و جلال خدا نیست، بلکه براى پیمودن راه تکامل انسان است، مى فرماید: «اما بعد (از حمد و ثناى الهى)، خداوند منزّه و والا خلق را آفرید در حالى که از اطاعتشان بى نیاز بود و از معصیتشان ایمن، زیرا نه عصیان گنه کاران به او زیان مى رساند (و بر دامان کبریایى اش گردى مى نشاند) و نه اطاعت مطیعان به او نفعى مى بخشد»; (أَمَّا بَعْدُ، فَإِنَّ اللّهَ ـ سُبْحَانَهُ وَ تَعَالَى ـ خَلَقَ الْخَلْقَ حِینَ خَلَقَهُمْ غَنِیًّا عَنْ طَاعَتِهِمْ، آمِناً مِنْ مَعْصِیَتِهِمْ، لاَِنَّهُ لاَ تَضُرُّهُ مَعْصِیَةُ مَنْ عَصَاهُ، وَ لاَ تَنْفَعُهُ طَاعَةُ مَنْ أَطَاعَهُ).

    دلیل آن روشن است، زیرا اوّلا خداوند وجودى است بى نهایت از هر جهت و کامل مطلق و چنین وجودى کمبود و نقصانى ندارد که بخواهد از طریق ستایش و اطاعت بندگان کمالى بپذیرد و اگر همه کائنات هم کافر شوند بر دامن کبریاییش گردى نمى نشیند، زیرا مخلوقات ناتوان تر از آنند که بتوانند زیانى به ذات پاکش برسانند. ثانیاً مخلوقات هر چه دارند از اوست و از برکات فیض او و بازگرداندن فیض او به او معنا ندارد.

    همگى ریزه خوار خوان نعمت او، بلکه وابسته به وجود اویند که اگر لحظه اى رابطه آنها با خدا قطع شود، نابود مى شوند: (اگر نازى کند از هم، فرو ریزند قالبها).
    آن گاه امام(علیه السلام) به وضع مادى مردم در دنیا مى پردازد که در واقع مقدمه اى است براى بیان جنبه هاى معنوى که بعد از آن ذکر شده است و با دو جمله، همه چیز را در جهات زندگى مادى مردم بیان کرده است، مى فرماید : «(خدا بعد از آفرینش خلق)، روزى و معیشت آنان را (با روش حکیمانه اى) در میان آنان تقسیم کرد و هر یک را در جایگاه دنیوى اش جاى داد»; (فَقَسَمَ بَیْنَهُمْ مَعَایِشَهُمْ، وَ وَضَعَهُمْ مِنَ الدُّنْیَا مَوَاضِعَهُمْ).

    اشاره به اینکه خداوند تمام نیازهاى مادى انسان را در اختیار او قرار داد و هر کدام را بر حسب لیاقت، جایگاهى بخشید.
    این همان چیزى است که در قرآن مجید در آیه 32 زخرف آمده است، مى فرماید: «(نَحْنُ قَسَمْنَا بَیْنَهُمْ مَّعِیشَتَهُمْ فِى الْحَیَاةِ الدُّنْیَا وَرَفَعْنَا بَعْضَهُمْ فَوْقَ بَعْض دَرَجَات); ما اسباب معیشت آنها را در زندگى دنیا در میانشان تقسیم کردیم و بعضى را بر بعضى برترى دادیم».

    بدیهى است معناى تقسیم معیشت این نیست که بدون سعى و کوشش همه چیز به خانه انسان بیاید، از آنجا که روزى بر سعى و کوشش، مایه تباهى و تنبلى و بى اعتنایى به روزیهاست، خداوند مواد همه را آفریده و همگان را به سعى و عمل دعوت کرده است. مقامات ظاهرى نیز که خداوند به بندگان بخشیده، بدون سعى و کوشش به دست نمى آید.
    این نکته نیز قابل توجه است که اگر گروهى در دنیاى امروز بر اثر گرسنگى جان مى دهند، نه به علت کمبودهاست، بلکه به سبب ظلم و ستم گروهى خودخواه و سودجو و انحصارطلب است. حتى در سخت ترین سال هاى قحطى اگر تقسیم عادلانه اى در ارزاق شود، کسى گرسنه نمى ماند.

    نه تنها ارزاق انسانها، بلکه روزه همه جانداران و حیوانات را به گونه شگفت آورى براى آنها فراهم ساخته است; نه نطفه ها را در جنین به فراموشى سپرده، نه جاندار کوچکى که درون تخم پرندگان، یا دانه گیاهان وجود دارد، محروم ساخته است. داستان تقسیم روزى در طرق بسیار مختلف آن، داستانى است بسیار شگفت انگیز که درباره آن کتابها مى توان نوشت و حتى شرح کوتاه آن به درازا مى کشد.
    سپس به بیان فضایل و صفات برجسته پرهیزکاران پرداخته و سخن را با ذکر سه صفت برجسته آغاز مى کند، مى فرماید : «پرهیزکاران در این دنیا صاحب فضایلى هستند: گفتارشان راست، لباسشان میانه روى و راه رفتنشان تواضع و فروتنى است»; (فَالْمُتَّقُونَ فِیهَا هُمْ أَهْلُ الْفَضَائِلِ، مَنْطِقُهُمُ الصَّوَابُ، وَ مَلْبَسُهُمُ الاِقْتِصَادُ، وَ مَشْیُهُمُ التَّوَاضُعُ).

    جمله «مَنْطِقُهُمُ الصَّوَابُ» اشاره به نخستین گام در خودسازى و تربیت انسانهاست و آن اصلاح زبان است; زبانى که بیشترین گناهان کبیره با آن انجام مى شود و بهترین عبادات به وسیله آن صورت مى گیرد و اگر اصلاح شود، همه وجود انسان رو به صلاح مى رود و اگر فاسد شود، همه رو به ویرانى مى گذارند.

    واژه «صواب»، در اینجا، مفهوم بسیار گسترده اى دارد و هر سخن حق و مفیدى را شامل مى شود. آرى، پرهیزکاران قبل از هر کار به اصلاح گفتار خویش مى پردازند و به همین دلیل، سالکان طریق الى الله معتقدند که اوّلین گام در اصلاح خویشتن، اصلاح زبان است که اصلاح آن مایه اصلاح سایر ارکان است. قرآن مجید مى فرماید : «(یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللهَ وَقُولُوا قَوْلا سَدِیداً -- یُصْلِحْ لَکُمْ أَعْمَالَکُمْ وَیَغْفِرْ لَکُمْ ذُنُوبَکُمْ); اى کسانى که ایمان آورده اید پرهیزکارى پیشه کنید و سخن صحیح بگویید تا خداوند اعمال شما را اصلاح کند و گناهانتان را ببخشد».(1)
    اصلاح اعمال و غفران ذنوب به دنبال تقوا و قول سدید، قرینه خوبى بر رابطه اینها با یکدیگر است.

    تعبیر به «ملبس» در جمله «وَ مَلْبَسُهُمُ الاِقْتِصَادُ»(2) که به عنوان دومین فضیلت مهم پرهیزکاران ذکر شده است اگر در معناى حقیقى به کار رود، اشاره به همان لباس ظاهرى است که باید نه اسراف و تبذیر در آن باشد و نه سخت گیرى و خساست، همان گونه که بسیارى از شارحان نهج البلاغه فهمیده اند.

    اما اگر به قرینه آیاتى که لباس را در معناى کنایى وسیع به کار برده است; مانند (وَلِبَاسُ التَّقْوَى ذلِکَ خَیْرٌ)(3) و (وَهُوَ الَّذِى جَعَلَ لَکُمُ الَّیْلَ لِبَاساً)(4) و (هُنَّ لِبَاسٌ لَکُمْ وَأَنْتُمْ لِبَاسٌ لَّهُنَّ)(5) معناى لباس را منحصر در پوشش ظاهرى ندانیم، مفهوم گسترده اى پیدا مى کند که همه زندگى انسان را شامل مى شود; یعنى اعتدال و میانه روى تمام زندگى آنان را در برگرفته و همچون لباسى است بر قامت آنان، همان گونه که در جمله سوم تعبیر به «مَشْیُهُمُ التَّوَاضُعُ» تنها اشاره به راه رفتن ظاهرى نیست، زیرا راه رفتن متواضعانه هر چند کار خوبى است اما در ردیف نخستین صفات برجسته پرهیزکاران قرار نمى گیرد; ولى هرگاه اشاره به معناى وسیع مشى باشد مفهومش این است که همه رفتارهاى آنها آمیخته با تواضع است.

    در واقع امام(علیه السلام) به سه اصل اساسى در آغاز این خطبه اشاره فرموده است: درستکارى، میانه روى و تواضع که بر سراسر زندگى پرهیزکاران حاکم است.
    در روایات اسلامى نیز راجع به این سه اصل، تأکیدهاى فراوانى دیده مى شود; در حدیثى از امام باقر(علیه السلام) مى خوانیم : «إنَّ هذَا اللِّسانَ مِفْتاحُ کُلّ خَیْر وَ شَرٍّ فَیَنْبَغى لِلْمُؤْمِنِ اَنْ یَخْتِمَ عَلى لِسانِهِ کَما یَخْتِمُ عَلى ذَهَبِهِ وَ فِضَتِهِ ; این زبان کلید هر خیر و شرّى است، پس سزاوار است که مؤمن مهر بر زبانش زند همان گونه بر طلا و نقره اش مهر مى زند (و در صندوق محفوظى نگاه مى دارد)».(6)
    در حدیث دیگرى از امیرالمؤمنین(علیه السلام) مى خوانیم : «ما عالَ مَنِ اقْتَصَدَ; آن کس که میانه روى را پیشه کند هرگز تنگدست نمى شود».(7)در حدیثى از امام صادق(علیه السلام) چنین مى خوانیم : «فیما اَوْحَى اللهُ عَزَّ وَجَلَّ إلى داوُدِ(علیه السلام) : یا داوُدُ کَما أنَّ أقْرَبَ النّاسِ مِنَ اللهِ الْمُتَواضِعُونَ کَذلِکَ أبْعَدُ النّاسِ مِنَ اللهِ الْمُتَکِبِّرُونَ; در بین سخنانى که خداوند عز و جل به حضرت داود(علیه السلام)وحى کرد این سخن بود: اى داود همان گونه که نزدیک ترین مردم به خداوند، افراد متواضع هستند، دورترین مردم از خداوند نیز متکبران هستند».(8)



    پیام امام(ع)، آیت الله مکارم شیرازی

    1. احزاب، آیه 70 و 71 .
    2. «اقتصاد» از ریشه «قصد» به معناى میانه روى است و اعتدال در هر چیزى را شامل مى شود.
    3. اعراف، آیه 26 .
    4. فرقان، آیه 47 .
    5. بقره، آیه 187 .
    6. تحف العقول، بخش سخنان امام باقر(علیه السلام)، ص 218 .
    7. نهج البلاغه، کلمات قصار، 140 .
    8. وسائل الشیعة، کتاب الجهاد، ابواب جهاد النفس، باب 28، حدیث 2.

    ویرایش توسط محسن عزیزی : 2014_10_26 در ساعت 23:46
    از امام علی علیه السّلام پرسيدند «خير» چيست؟ فرمود:

    خوبى آن نيست كه مال و فرزندت بسيار شود، بلكه خير آن است كه دانش تو فراوان و بردبارى تو بزرگ و گران مقدار باشد و در پرستش پروردگار در ميان مردم سرفراز باشى، پس اگر كار نيكى انجام دهى شكر خدا به جاى آورى، و اگر بد كردى از خدا آمرزش خواهى. در دنيا جز براى دو كس خير نيست: يكى گناهكارى كه با توبه جبران كند، و ديگر نيكوكارى كه در كارهاى نيكو شتاب ورزد.


    نهج البلاغه، حکمت 94
    پاسخ با نقل و قول

  2. گفتار راست، میانه روی و مشی متواضعانه شیوه متّقین است  سپاس شده توسط Far Zane,fateme7393,narges☺,niloofarabi,مهدوی,کوثر حبیبی,ایزدی,سلماء,ساجده,شبنم

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •