تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




مسخره شدن توسط دیگران زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:raoul
آخرین ارسال:raoul
پاسخ ها 24

صفحه‌ها (3): صفحه 1 از 3 123 آخرینآخرین

مسخره شدن توسط دیگران

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    سلام و شب بخیر
    جوانی هستم 28 ساله و مجرد و سرکار هم می رم .موضوعی را که می خوام مطرح کنم برام خیلی مهمه لطفا راهنمایی ام کنید.
    تقریبا از دوره اخر دبستان بود که این اتفاق افتاد ( سال اخر دوره دبستان .کلاس پنجم).تو دوره راهمایی بود بدتر شد و دوره دبیرستان اوج گرفت.حتی بعد هم تو سربازی و دانشگاه هم ادامه یافت .و الان تو سرکارم برام اتفاق افتاده.که تبعات اون بدجوری تو زندیگم و بقیه امور تحت تاثیر گذاشته....
    اونم مسخره شده توسط دیگران بوده و هست.
    از دوران دبستان چیزی زیادی متوجه نشده بودم که این امر اتفاق افتاد.بعد تو سال سوم راهنمایی دوباره اتفاق افتاد .اونجا هم چون سال اخر دوره بود.زیاد درگیرش نشدم.(توسط بعضی از همکلاسی هام مورد تمسخر قرار گرفتم (اسمهای مختلف برام گذاشتند ).
    وارد دوره دبیرستان شدم تا سال دوم و سوم دبیرستان که اونجا هم مورد تمسخر همکلاسی ها قرار گرقتم (اونم توسط یک بی شعور شروع شد ) و همین طور ادامه یافت.طوری فشار روانی برای من بالا رفت که می خواستم از اون دبیرستان انتقالی بگیرم.از دچار افت تخصیلی شدم ،گوشه گیر شدم ،خجالتی شدم ،اعتماد به نفسم خیلی کم شد. و ...
    تو دوره دبیرستان بود که تازه با این واقعیتها اشنا شده بودم و فهمیدم چه تاثیری می تونه داشته باشه تو زندگی فرد.بعضی از همکلاسی ها این قدر بی شعور بودند که تا کم می اوردند منو به اسم ...صدا می زدند.این در حالی بود که من اصلا به کسی بی احترامی نمی کردم و با همه دوست بودم و حتی به همه می خندیدم (بگو و بخند داشتم ).
    از دبیرستان که راحت شدیم بعدش سربازی رفتم تا به مدتی تو سربازی راحت بودم.اواخر دوره سربازی بودم که به افسری اومد و بهم گفت حیف که داره سربازیت تموم میشه وگرنه یه اسم برات انتخاب کرده بودم که حسابی داغونت می کرد و لی بازم تو اون روزای اخر دست از سر من برنداشت (من هیچ بی احترامی بهش نکردم).انگار خاطرات دوره دبیرستان دوباره برام پدیدار شد و ذهنم کلا پرشان شده بود واقعا ترسیده بودم.اما تموم شد.
    اما دانشگاه دو مرتبه توسط اطرافیان تو خوابگاه و دانشگاه برام اسم گذاشتند که اواخر دوره دانشگاه بود.اونجا هم تومو شد.با خودم گفتم دیگه راحت شدم.
    اما اومدم سرکار .چند سالی میشه.تقریبااز اوایل امسال بود که این موضوع دوباره برام پیش افتاد. توسط یکی از همکارم مورد تمسخر واقع شدم و اونم همینجور به دیگه همکاران گفته والان تا موضوعی کوچیکی بین ما پیش میاد به اسم ... منو صدا می زنند و یا پشت سر من غبیت می کنند منو به اسم ... مسخره می کنند.من باهاشون رفتار بدی نداشتم ولی نمی دونم چرا با من اینکار و می کنند.سعی کردم بهشون خوبی کنم ولی نتیجه عکس داده.
    سعی کردم کسی رو مسخره نکنم ولی در اکثر موارد مورد تمسخر واقع شدم.سعی کردم همیشه تو سرکار و اقوام و خویشان همیشه ادم خوبی باشم (البته نکه اول بد بودم الان خوب شدم.بهتر باشم) ولی بازم مسخره کردند و روم اسم گذاشتند.
    حتی تو اقوام هم چند سال پیش مسخره ام می کردند ولی اونا تا حدودی تموم شده.منظور که اوجا هم سابقه برام داشته.تنها جائیکه احساس امنیت کردم و مسخره نشده م خانواده بود و اطرافیان نزدیک.
    انگار هر جا می رم رو پیشونیم هک کردند که باید مسخره بشم (درشت نوشتند ).تو هر جمعی که رفتم بعد از مدتی دچار این مشکل شدم و همه می خوان منو مسخره کنند.گاهی وقتها با خودم میگم خدایا چه گناهی کردم که دارم اینجوری تاوان میدم.یا می گردم ببینم کجای رفتار و اخلاقم مشکل داره تا درست کنم .و ...ولی به نتیجه ای نرسیدم
    الان طوری شده که وقتی می بینیم دو نفر سرکار دارن با هم صحبت می کنند و منم وارد اون جمع میشم احساس شدیدی دارم که منو دارن مسخره می کنند.حالت طبیعی خودم رو از دست میدم.نارحت میشم و اعصابم خورد میشه.بعد دنبال یکی از اون دوت می رم تا ازشون بپرسم ایا شما منو مسخره می کردید یا نه.تا خیال خودم راحت بشه (شرطی شدم ) یا همنطور اگه دارم به کسی مثلا سرکار زنگ می زنم و اون باخنده صحبت رو با من شروع می کنه میبرسم که داره منو داره مسخره می کنه و ...
    این مسائل باعث شده اعتماد به نفسم داغون بشه و اصلا در حد صفر.تو جمعها و یا کلاسها زمانی که مورد خطاب قرار می گیرم .احساس ترس شدیدی دارم و سعی می کنم سریع از موضوع رد شم تا مسخره نشم.
    از زمانی که دچاراین مسائل شدم اصلا حال روزم خوب نیست.حس و حال ندارم.وقتی دارم می رم سر کار و یا هر جائی که اون پیشینه قبلا برام داشته انگار بزرو دارم می رم.حتی بعضی وقتها با خودم می گم از سرکار برم بیرون و استعفا بدم (اینقدر فشار روحی بالم هست ).
    الان هم این مسخره شدن توسط همکاران برام شده یه کابوس.به طوری که کارم رو تحت تاثیر قرار داه.الان که دارم این پست می نویسم واقعا ناراحت هم هستم.بغض دارم
    دیگه واقعا خسته شدم می خوام با این موضع مقابله کنم لطفا راهنمایی ام کنید؟اگه سوالی داشتید در خدمتم.
    پاسخ با نقل و قول

  2. مسخره شدن توسط دیگران  سپاس شده توسط A@92,anahid,Far Zane,m1392,narges☺,افسونb

  3. ارسال:2#
    علت مسخره کردنشون چیه به چه دلیل اسم میذارن برات؟
    پاسخ با نقل و قول

  4. مسخره شدن توسط دیگران  سپاس شده توسط A@92,anahid,Far Zane,m1392

  5. ارسال:3#
    از همون راهنمایی اسم شخصیتهای کارتونی و فیلم و دبیرستان و. بعضی وقتها اسم شخصیتهای کارتونی ( از نوع حیوون)
    پاسخ با نقل و قول

  6. مسخره شدن توسط دیگران  سپاس شده توسط A@92

  7. ارسال:4#
    سلام
    میشه چند مورد از رفتارهاتونو که به مسخره منجر میشه مثال بزنین؟
    عکس العمل شما در برابر این مسخره کردن ها(درحضور اون اشخاص) چی هست؟
    پاسخ با نقل و قول

  8. مسخره شدن توسط دیگران  سپاس شده توسط A@92,anahid,m1392,narges☺,niloofarabi,محسن عزیزی

  9. ارسال:5#
    سلام.
    از مورد اخری در سرکار براتون می گم.با رئیسم که هم سن سال خودم بود داشتم تلفنی صحبت می کردم (بگو و بخند داشتم باهاش ) یه رو درباره یه موضوعی که گفت راستی شما شبیه فلان شخصیت هستی منم همونجا همون حرف بهش پس دادم.بعد از چند روز دوباره به من گفت من چیزی که به شما گفتم به همکار دیگمون گفتم چقدر ایشون خندید (نمی دونم این حرف رو از چه نیتی به من زد می خواست انتقام بگیره و یا همینجوری بود ).بعدش دیگه من بهش هیچی نگفتم (دیدگاهم اینه بود که گه حساس بشم سوژه دست اونا دادم و هی منو اذیت می کنند بنابراین چیز زیادی نگفتم ).بعد دیدم همون لقب از چند روز بعد همکارای دیگه دارن به صورت غیر مستقیم و مستقیم به من می گن.اولش فکر کردم ذهن من هست که خیلی حساس شده بعد متوجه شدم واقعا دارن منو مسخره می کنند.(چند تا همکار هستیم که بیشتر با هم هستیم ) و الان بهم میگن.
    واکنش من تا حالا چیز خاصی نبوده .سعی کردم طبیعی نشون بدم که انگار برام مهم نیست (در صورتی که با توجه به تجربه گذشته تلخ ) خیلی برام مهمه.ولی از اون رئیس احمق نادون خیلی ناراحت شدم و هی می خوام به صورت حضوری و تلفنی راز دلمو بهش بگم ( تا حالا جرات نکرد م ویا مصلحت اندیشی کردم و نگفتم )
    تو دوره دبیرستان یادم میاد هم تو کلاس بودم و پشت سریم که ادم ( بی شعوری بود ) گفت بچه ها فلانی شبیه ... هست.همه زدند زیر خنده.زیاد اولش برام مهم نبود .اما بعد دیدم بچه ها تا در مقابل من روبرو می شدند اون لفظ ناراحت کننده رو بیان می کردند.اونجا هم کار خاصی انجام ندادم.به جز گوشه گیری و ...
    در کل استراتژی خواستی رو نداشتم.هر وقت خواستم جواب بدم بنا به یه چیزائی جواب ندادم و یا گفتم زیاد حساسیت نداشته باشم.
    الان با توجه به این تجربه ها ترسیده شدم.همیشه برای مواجه نشدن با این مشکلات سعی کردم خودمو خوبتر کنم که تا حالا تاثیر نداشته (انگار یه ماسکی به صورت خودم زدم ) و خودمو یه چیز دیگه نشون میدم.
    باور کنید این مساله مهمترین مورد زندگیم شده.چون منو خیلی تحت تاثیر داده؟
    پاسخ با نقل و قول

  10. ارسال:6#
    niloofarabi آواتار ها
    با سلام

    این لینک مطالب مفید و قابل توجهی داره.

    برخورد با تمسخر ديگران

    موفق باشید.
    پاسخ با نقل و قول

  11. مسخره شدن توسط دیگران  سپاس شده توسط A@92,anahid,m1392,narges☺,محسن عزیزی,افسونb,ساجده

  12. ارسال:7#
    با سلام.

    اینایی که شما می گید درست .من هم تو صحبتهام جسته و گریخته به این موضوعات اشاره کردم.حتی روش برخوردم من با طرفهای مقابل تا جائی که یادم می یاد اصلا بد و قهر امیز و ... نیوده.تا حدود زیادی با همین چیزی که شما اشاره کردید به صورت ناخوداگاه انجام دادم.اما جواب خوبی نگرفته ام
    موضوع اینه که 1- چرا این موضوع از زمانی یادم میاد (دوره راهنمایی ) که برای من به صورت سلسله وار داره ادامه پیدا می کنه؟ایا واقعا من مشکل خاصی دارم که خودم متوجه نیستم و یا ...اطرافیان چه چیزی رو در من می بینیند که منو مسخره می کنند؟ یا شاید عیب از رفتار خودم هست
    2-و بعد این عمل شرایط روحی روانی خاصی به من تحمیل می کنه که اونا تو زندگی من تاثیر گذاره( باعث شده از کیفیت زندگیم کاهش پیدا کنه و استرس و اضطراب و خیلی چیزای دیگه ...حتی تو اکثر جاها از ترس همین مسخره شدن نتونستم حرف دلم رو بزنم و یا جواب کسی رو بدم و یا خودخوری کردم
    پاسخ با نقل و قول

  13. مسخره شدن توسط دیگران  سپاس شده توسط m1392,محسن عزیزی

  14. ارسال:8#
    محسن عزیزی آواتار ها
    سلام

    شرایط سختی که توصیف کردید رو درک می کنم. جای تاسف بسیار دارد که می بینیم برخی با وجود اینکه مطمئنا مورد تمسخر واقع شدن رو بر نمی تابند، دست به تمسخر دیگران و دادن القاب زشت به آنها می کنند و حال آنکه قرآن کریم به روشنی انسانها را از این کار زشت و ناپسند منع کرده:

    يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا يَسْخَرْ قَومٌ مِّن قَوْمٍ عَسَى أَن يَكُونُوا خَيْرًا مِّنْهُمْ وَلَا نِسَاء مِّن نِّسَاء عَسَى أَن يَكُنَّ خَيْرًا مِّنْهُنَّ وَلَا تَلْمِزُوا أَنفُسَكُمْ وَلَا تَنَابَزُوا بِالْأَلْقَابِ بِئْسَ الاِسْمُ الْفُسُوقُ بَعْدَ الْإِيمَانِ وَمَن لَّمْ يَتُبْ فَأُوْلَئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ

    اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد، گروهى [از مردان‏] گروه ديگر را مسخره نكنند، شايد آنان- كه مسخره شده‏اند- از اينان- كه مسخره كرده‏اند- بهتر باشند و نه زنانى زنان ديگر را، شايد آنان از اينان بهتر باشند. و از خودتان- از يكديگر- عيبجويى مكنيد و يكديگر را به لقبها [ى بد و ناخوش‏] مخوانيد. بد نامى است نام‏كردن [مردم‏] به بدكردارى پس از ايمان آوردن [آنها]. و هر كه توبه نكرد پس اينانند ستمكاران

    اما باید بپذیریم که درک افراد متفاوت هست و همگان رفتارهای شایسته را فرا نمی گیرند و به دیگران و خودشان آسیب وارد می کنند.

    متاسفانه در صورتی که فردی که مورد تمسخر واقع میشه اقدامات مؤثری انجام نده، به ویژه زمانی که تمسخر استمرار پیدا می کنه، امکان هجوم افکار منفی افزایش پیدا می کنه و ممکنه بر اعتماد به نفس فرد اثرات ناخوشایندی بر جای بگذاره

    اما خوشبختانه روشهای مؤثری وجود دارند که با به کارگیری آنها می توان از این اثرات مخرب جلوگیری کرد و دیگران را متوجه عمل ناپسندشان نمود تا آن را متوقف کنند.

    یکی از این شیوه ها، رفتار جراتمندانه هست.

    رفتار جراتمندانه صحیح، منجر به افزایش قاطعیت و رشد اعتماد به نفس میشه، بدون اینکه به کسی بی احترامی صورت بگیره

    این نوع رفتار رو میشه فراگرفت و با انجام تمرین های کاربردی، به کسی اجازه نداد تا به حقوق مان تجاوز کند یا باعث آزارمان شود.

    در عوض، رفتار منفعلانه یا پرخاشگرانه، روش نادرستی است.

    برای فراگیری این نوع رفتار، ابتدا باید با حقوق اساسی خودتون آشنا بشید. همچنین با حقوق دیگران

    یکی از حقوق اساسی شما اینه که امنیت خاطر رو در فضای کاری تون احساس کنید و کسی حق ندارد این امنیت خاطر را از شما بگیرد.

    هیچکس حق ندارد شما را مورد تمسخر قرار دهد.

    پس از شناخت حقوق منطقی، شرعی و اخلاقی و قانونی خود، باید شیوه های درست گرفتن حقوق خود رو فرا بگیرید.

    شما می توانید به شکل جراتمندانه، و با قاطعیت، در برابر رفتارهای نادرست دیگران واکنش نشون بدید، به گونه ای که نه خودتون آسیب ببینید و نه آنها

    مایل هستید درباره شیوه فعلی مواجهه تون بیشتر توضیح بدهید؟

    لطفا چند مثال عینی بزنید و گفت و گوها رو عینا بنویسید تا بهتر بررسی کنیم.
    ویرایش توسط محسن عزیزی : 2014_10_31 در ساعت 00:25
    از امام علی علیه السّلام پرسيدند «خير» چيست؟ فرمود:

    خوبى آن نيست كه مال و فرزندت بسيار شود، بلكه خير آن است كه دانش تو فراوان و بردبارى تو بزرگ و گران مقدار باشد و در پرستش پروردگار در ميان مردم سرفراز باشى، پس اگر كار نيكى انجام دهى شكر خدا به جاى آورى، و اگر بد كردى از خدا آمرزش خواهى. در دنيا جز براى دو كس خير نيست: يكى گناهكارى كه با توبه جبران كند، و ديگر نيكوكارى كه در كارهاى نيكو شتاب ورزد.


    نهج البلاغه، حکمت 94
    پاسخ با نقل و قول

  15. مسخره شدن توسط دیگران  سپاس شده توسط anahid,m1392,narges☺,niloofarabi,افسونb,ساجده

  16. ارسال:9#
    سلام.تشکر از نظرات منطقی شما.
    درباه نوع رفتار من که در این مواقع اتفاق می افتد :در اکثر مواقع تا جائی که یادم می یا چیزی نگفتم و یا با یه لبخند (اونم که انگار موضوع برام همهم نبوده ) به طرف مقابل جوابشو دادم.
    مثالشو که در چند پست بالاتر ( شماره 5 همین صفحه ) زدم.
    نکته قابل توجه برای من زمانی هست که من معمولا حرف دلمو تو محیط کار ،دوستان و ... اینجور محیطها نمی تونم بزنم بنا به یک دلایلی ( مثل مصلحت اندیشی، ترس از دست دادن موقعیت کاری و شغلی و عدم داشتن اعتماد به نفس و یا حتی بعضی اوقات جواب نمی دم که مسخره نشم (که ناشی از تجربه تلخ گذشته هست ).اما در کمال تعجب می بینیم با اینکه در بیشتر مواقع از خواسته های خودم می گذرم ،بازم همون موارد که اتفاقا می ترسم برام روی میده؟
    اما من در تو خونه راحت حرف دلم به اعضای خانواده می گم و چنین مشکلی ندارم.
    بازم میگم انگار همه می دونند که منو مسخره کنند.؟
    راستی یه مشکلی من دارم که تو جمهعا (کاری ،دوستانه و ... ) راحت نیستم و سعی می کنم یه ادم دیگه ای خودمو نشون بدم و انگار همیشه یه نقاب دارم؟
    ولی این مشکل بد جوری منو تحت تاثیر قرار داه و واقعا می خوام این موضوع ره صورت ریشه ای حل کنم؟
    پاسخ با نقل و قول

  17. ارسال:10#
    محسن عزیزی آواتار ها
    سلام

    ما وقتی به دنیا می آییم، یک سری ویژگی های ظاهری داریم که در آنها نقشی نداشته ایم. قد، وزن، رنگ پوست، قیافه و ... از این دست هستند.

    نه بلندی قد، رنگ و رو، ظاهر خشکل و ... حسن هستند، و نه قد کوتاه، ظاهر معمولی و ... عیب

    حسن و عیب، در جایی تعریف می شود که اختیار انسان در آن نقش دارد. اخلاق خوش، صبوری، مهربانی، گذشت، دینداری و ... از این دسته می باشند.

    به این ترتیب، مثلا اخلاق بد یک عیب محسوب می شود.

    کسی که ظاهری خاص دارد، هیچ عیبی ندارد. آن کسی که تمسخر می کند، معیوب حقیقی است؛ چون می تواند با اختیار خود این عمل ناپسند را انجام ندهد.

    پس، به ضرس قاطع به شما می گویم که این خصیصه ظاهری شما به هیچ وجه عیب نیست. عیب آن رفتار زشت مسخره کردن است.

    اما چگونه با این موقعیت مواجه شوید؟

    در روایات داریم که جدال منجر به کاهش ارزش انسان شده، و شوخی بیجا باعث می شود دیگران بر ما جسور و دلیر شوند.

    نتیجه ای که از این روایات می گیریم می تواند اولا این باشد که خود ما مدیریت رفتاری داشته باشیم و به گونه ای با دیگران رفتار نکنیم که اجازه بدهند بر ما جسور شوند. همچنین شیوه مواجهه هم جدال کردن نیست.

    شیوه مناسب، رفتار کریمانه یا رفتار جراتمندانه است.

    برای رفتار کریمانه، یک مثال بیان می کنم.

    مردى مسيحى از روى كينه‏ اى كه با امام باقر عليه‌السلام داشت، كلمه باقر را به بقر(به معنای گاو) تغيير داد و به آن حضرت گفت: انت بقر. امام عليه‌السلام، بدون آن‌كه از خود ناراحتى نشان داده و اظهار عصبانيت كند، با كمال سادگى فرمود: نه من بقر نيستم، من باقرم.

    مسيحى گفت: تو پسر زنى هستى كه آشپز بود؛ امام فرمود: «شغلش اين بود، عارو ننگى محسوب نمى ‏شود.»

    مسيحى گفت: مادرت سياه وبى شرم وبد زبان بود. امام فرمود: اگر اين نسبت‌ها را كه به مادرم مى ‏دهى راست است خدا او را بيامرزد و از گناهانش بگذرد، و اگر دروغ است از گناه تو بگذرد كه دروغ و افترا بستى.


    این نمونه ای از رفتار کریمانه است که در فرد مقابل قطعا اثرگذار خواهد بود.

    می بینیم که امام(ع) با خونسردی کامل با موقعیت مواجه می شوند.

    اگر کسی به شما لقب بدی نسبت داد، لازم نیست پرخاش کنید یا با مقابله به مثل به او جواب دهید. همچنین، خوب نیست آن را در خود نگه دارید و با نشخوارهای فکری خود را آزار دهید و اصطلاحا درگیر پرخاشگری منفعلانه شوید.

    اگر همان موقع به شکل درست با موقعیت مواجه شوید، اولا حس اعتماد به نفس در شما تقویت می شود، دوما در فرد مقابل اثرگذار است(اگر شیوه اش درست باشد)، سوما احتمال رفتار مشابه را در آینده کاهش می دهد، چهارم اینکه بعدا با افکار ناراحت کننده خود را آزار نخواهید داد، چون قضیه در همان موقعیت تمام می شود، و پنجم اینکه نقاب از چهره شما برداشته می شود و اطرافیان متوجه می شوند که شنیدن این لقب برای شما آزاردهنده است و تصور نمی کنند که اگر این لقب را به شما نسبت دهند، شما برایتان اهمیتی ندارد یا احیانا بدتان هم نمی آید!

    بنابراین، هرگاه در موقعیت قرار گرفتید، پاسخ مناسب رو بدهید و همونجا مساله رو تمام کنید تا وقتی به خانه برگشتید، افکار منفی آزارتان ندهند.

    نکته حائز اهمیت در شیوه پاسخ دادن، این است که پاسخ شما باید روشن، صریح، غیرتهاجمی باشد و در آن از «جملات من» استفاده شود.

    اگر در سخن شما ابهام باشد، یا صراحت کافی نباشد، یا حالت تهاجمی داشته باشد و در طرف مقابل دفاع را برانگیزاند، یا جمله بندی مناسب نداشته باشد، احتمال اثرش کمتر می شود.

    جملات من جملاتی هستند که با «من» آغاز می شوند و احساسات خودمان را منتقل می کنند، به جای اینکه به فرد مقابل تهاجم کنند یا احساساتش را نادیده بگیرند.

    یک مثال میزنم. کسی به شما این لقب را نسبت می دهد. یک نمونه پاسخ مناسب از جانب شما می تواند این باشد که:

    «وقتی این لقب به من نسبت داده می شود، احساس ناراحتی می کنم. آیا شما می پسندید کسی به شما حرفی بزند که از آن حرف بدتان می آید؟ لطفا هیچگاه دیگر چنین لقبی را به من نسبت ندهید. ممنونم».

    نکته مهم دیگر وضعیت بدنی شماست. زبان بدن در ارسال پیام بسیار اهمیت دارد. حالت بدنتان به گونه ای باشد که قاطعیت شما را منتقل کند.

    حالت قائم، رو در رو، تماس چشمی، و لحن بیان رسا در انتقال این پیام مؤثر است.

    در صورتی که تصور می کنید هنوز آمادگی چنین واکنشی را ندارید، نیاز به تمرین دارید.

    چندین جمله را با مشخصاتی که گفته شد، آماده کنید و در پیش خود تمرین نمایید. حالت بدنی که بیان شد را نیز تمرین کنید و در آینه خود را بنگرید. ارزیابی کنید که آیا حالت بیان و بدن شما می تواند صراحت شما را منتقل کند یا نه؟

    اگر هنگام بیان جمله در خود احساس بغض می کنید، آنقدر جمله ها را تکرار کنید تا ملکه ذهنتان شود.

    اگر استرس شما را آزار می دهد، تمرینهای آرمیدگی را امتحان کنید. تنفس شکمی و تمرین سفت و شل کردن عضلات در این راه به شما کمک می کند. خود را در موقعیت مجسم کنید و تمرین های ریلکسشن را انجام دهید و جملات را تمرین کنید. این تمرینها کمک می کند این پاسخها ملکه ذهنتان شود و اعتماد به نفستان افزایش یابد.
    از امام علی علیه السّلام پرسيدند «خير» چيست؟ فرمود:

    خوبى آن نيست كه مال و فرزندت بسيار شود، بلكه خير آن است كه دانش تو فراوان و بردبارى تو بزرگ و گران مقدار باشد و در پرستش پروردگار در ميان مردم سرفراز باشى، پس اگر كار نيكى انجام دهى شكر خدا به جاى آورى، و اگر بد كردى از خدا آمرزش خواهى. در دنيا جز براى دو كس خير نيست: يكى گناهكارى كه با توبه جبران كند، و ديگر نيكوكارى كه در كارهاى نيكو شتاب ورزد.


    نهج البلاغه، حکمت 94
    پاسخ با نقل و قول

  18. مسخره شدن توسط دیگران  سپاس شده توسط hojjat,m1392,niloofarabi,ساجده

صفحه‌ها (3): صفحه 1 از 3 123 آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •