تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




مشکلات خواب شبانه، استرس، و کمالگرایی زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:گل کاغذی
آخرین ارسال:m1392
پاسخ ها 26

صفحه‌ها (3): صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین

مشکلات خواب شبانه، استرس، و کمالگرایی

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:11#
    سلام آقای دکتر، ضمن تشکر از مطالب ارزشمند شما
    درباره بایدها یا اجبارها گفتید.
    من چندین روزه که بهش فکر میکنم و به این نتیجه رسیدم که میشه دیگران هم تغییر کنند اما اگر ایراد و مشکلی هم دارند نباید اونها رو مقصر بدونیم، چون شاید شرایط زندگی اونها و محیطی که درونش هستند با تغییرات مد نظر ما فاصله داشته باشه. مثلا بچه ای رو میبینیم و این بچه بشدت شیطنت میکنه و ما از درون دلمون میخواست که این بچه با ادب تر و آرامتر باشه . به این نتیجه رسیدم که ممکنه محیط زندگی این بچه تأثیر منفی بر روی رفتارش داشته باشه و بقول معروف اینو بطلبه و باید سطح این توقع رو پایین آورد . دوم اینکه باید حق بدیم که اون بچه هنوز در شرایط مطلوب و مساعدی قرار نگرفته تا خودش رو بشناسه و بر رفتارش تأثیر بذاره.

    پس همونطور که گفتین انسان ممکن الخطا میشه و طبق آیه ی قرآن کریم که گفتین میتونیم چنین برداشت کنیم که توانایی هر کسی به اندازه خودش هست و نباید فکر کنیم کسی که بطرف ما میاد حتما باید انسان کامل و شایسته ای باشه ، چون قطعا خودمونم عاری از عیب نیستیم.

    درباره آرمانها بله درست هست. بخصوص دو حدیثی که قرار دادین. اما اینجا مسئله ای مطرحه.
    راستش آرمانها و آمال های من همیشه اون طرف مرز واقعیت بودند و این اصلا به معنی انتخاب نادرست من نیست.
    ببینید آقای دکتر در بیانی ساده به این شکل هست که من خیلی وقت ها انتخاب دیگری یا انتخاب بهتری ندارم، طرز فکرم با آدمهای اطرافم خیلی فرق میکنه و همیشه بر این باورم که میشه راه بهتر یا انتخاب بهتری هم داشت.

    چیزی درون من ترغیبم میکنه که بیشتر فکر کنم.مثلا شما میخواین چیزی بخورین در جهت رفع گرسنگی حالا اگر بیسکویت هم باشه شما میخورین ومنتظر این نمیشین تا یکی بره براتون کیک صبحونه بخره و بیاره اما مثلا برای انتخاب های بزرگتر شما هم تدبیر بیشتری به خرج میدین. مثلا اگر قرار باشه لباسی رو بخرین و خیلی هم جنس و مدلش براتون با اهمیت باشه اگر در دسترستون نباشه مثلا در فلان شهر باشه سعی میکنین از خرید جنس و مدلی که مد نظرتون نیست حتی الامکان صرف نظر کنید تا به انتخاب بهتری که در ذهنتون هست دست پیدا کنید .
    من میدونم و درک کردم که آرزوهای دور و دراز انسان رو دچار مشکل میکنه ولی همیشه همه چیز آرزوی دور و دراز نیست به فرموده امام سجاد (ع) :

    پروردگارم چگونه نيازمندى از نيازمندى طلب نياز كند؟ و چگونه تهيدستى از تهيدستى ديگر گدايى كند، پس اى خداى من از سر شوق و رغبت آهنگ تو كردم، و از باب اطمينان اميد خويش به تو بستم، و دانستم كه خواسته من از تو هر چند زياد باشد در كنار دارائيت بسيار ناچيز است، و چشمداشت فوق‏العاده من به بخششت در جنب توانايى تو حقير است، و دايره بزرگواريت از تقاضاى هيچ كس تنگ نمى‏شود، و دست عطايت از هر دستى برتر است. بارخدايا پس بر محمد و آلش درود فرست، و با من به كرم خود تفضل نما.
    آرزوهایی که به من نزدیک میشن علاوه بر اینکه در روحیم تأثیر مطلوبی دارن و باعث ایجاد انگیزه میشن، برای من بار مثبت تری رو هم بهمراه دارن و باعث میشن که بیشتر به طرف خدا برم و راز و نیاز بیشتری داشته باشم.
    اما اینو بگم هر وقتی که آرزویی یا بهتره بگم حاجتی داشتم و خیلی برای اون اصرار کردم و بعد از مدتی برآورده نشده بعد ها به این نتیجه رسیدم که از اون چیزها بهتر هم بود و من نمیدونستم و فکر میکردم این از همه چیز بهتره. یا اینکه من در مورد کسی فکرهای خوب و چهره مثبتی رو به خاطر سپرده بودم، پس از گذشت مدتی فهمیدم این آدم یک روی دیگری هم داره و خیلی شوکه شده بودم.

    هیچ بایدی در این دنیا وجود نداره و اراده خداوند بر هر چیز غالب هست، شما نمیتونین بگین من باید امروز لباس بخرم چون ممکنه هوا طوفانی بشه و شما نتونین خرید کنین یا نمیتونین بگین من این درخت رو خودم کاشتمو و بزرگ کردم و بهش جون دادم ، چون اراده ای فوق ارادها هست که میخواد این نهال یا دانه رشد کنه و اگر دانه نتونه از خاک بیرون بیاد شما هیچ کاری نمیتونین بکنین و همراه نور خورشید و خاک و هوا فقط وسیله هستین.

    نمیتونیم بگیم اگر حاجتی یا خواسته ای یا آرزویی داریم قطعا نشدنی و غیر قابل حل هست تا زمانی که ما چیزی به اسم دعا داریم و میتونیم با خدا راز و نیاز کنیم و گمان خوش به خدا داریم پس امیدی هست ، حالا وقتی هم اگر خواسته ای اجابت نشد خب قطعا پس از مدتی با شرایط کنار میایم.
    خداوند خودش فرموده که من نزد حسن ظن بنده ی مؤمنم میباشم. و در جایی دیگر فرمودند: بنده‌ی مؤمنم را در هیچ موقعیتی قرار نمی‌دهم و هیچ حادثه ای برایش پیش نمی‌آورم مگر اینکه خیری در آن حادثه و موقعیت برای او مقدّر کرده‌ام.
    البته امیدوارم من هم شامل این حدیث باشم.

    درباره پذیرش خود و دیگران مطلبتون رو قبول دارم و لطفا جنبه های مثبت و منفی کمال گرایی رو هم لطف کنید. منتظر تمرین های ارسالی شما هستم و ازتون تشکر میکنم.

    .
    پاسخ با نقل و قول

  2. مشکلات خواب شبانه، استرس، و کمالگرایی  سپاس شده توسط m1392,محسن عزیزی

  3. ارسال:12#
    محسن عزیزی آواتار ها
    سلام

    به خاطر دیدگاه مناسبتون به شما تبریک میگم.

    توضیحی که درباره آرمانها مطرح کردید، جنبه مثبت کمالگرایی هست.

    قصد دارم تمایز بین جنبه های مثبت و منفی کمالگرایی رو روشنتر بیان کنم.

    انگیزه کمال، یکی از انگیزه های فطری و اصلی انسانهاست. اگر کمال خواهی در انسان نباشد، رشد و پیشرفت حاصل نمی شود. اگر عشق به کمال در انسان نباشد، وجود کامل مطلق هم بی معناست. وقتی عشق به کمال در انسان وجود دارد، باید موجودی باشد که این نیاز و میل را پاسخگو باشد. این موجود کامل، کسی نیست جز خدا. انسانهای کاملی که نماینده حقیقی خدا بر روی زمین هستند نیز می توانند به عنوان مصداق های بیرونی تلقی شوند.

    انسان به دنبال علم کامل، حکمت کامل، قدرت کامل و ... هست. علیم، حکیم، قادر مطلق و ... خداست.

    به همین نسبت انسان نسبت به کسانی که خصلتهای نیک را در حد بالاتری دارند، احساس تواضع می کند(کاری به کسانی که دچار آفاتی چون حسادت، کبر و ... هستند ندارم).

    خود انسان هم تمایل دارد این خصلتهای نیک را تا حد امکان کسب کند. این به انسان انگیزه و نیرو می دهد، و باعث می شود تلاش سرلوحه فعالیت های انسان شود.

    اینها جنبه های مثبت و بسیار مفید میل به کمال در انسانهاست. جست و جوی خصلتهای نیک در حد بالا، و تلاش برای دستیابی به آنها بسیار مطلوب و پسندیده است.

    اما منظور من از جنبه های منفی کمالگرایی، در جملات زیر تا حدودی روشن تر می شوند.

    فکر و خیال دست از سرم بر نمیداره و مدام در فکر بهبود اوضاعم. خیلی کارها و موفقیت ها از نظرم نشدنی هست و من هم نمیتونم کاری بکنم... اعصابم خراب میشه.
    اگر موفقیتی با توجه به در نظر گرفتن واقعیات موجود، نشدنی یا دور از دسترس هست، راهکار چیست؟

    آنچه مسلم است، غصه خوردن برای امری که نشدنی است، فایده ای ندارد.

    کنترل افکار منفی، پذیرش واقعیات، تمرکز بر توانایی ها و آنچه می توانیم انجام بدهیم، و برنامه ریزی برای عملی کردن آنها بسیار مؤثرتر است.

    امام علی(ع) مى فرماید: «کسى که در عمل کوتاهى کند، به اندوه گرفتار مى شود»; (مَنْ قَصَّرَ فِی الْعَمَلِ ابْتُلِیَ بِالْهَمِّ).

    بیشتر منظورم این بوده که آیا ممکنه کسی تغییر کنه و اگر تغییری در فردی ایجاد نشه من نمیتونم خودم رو راضی کنم .
    با توجه به سایر ارسالهاتون، میتونیم این جمله رو دقیقتر بررسی کنیم. شما در جای دیگر نوشتید که:

    غالبا چیزهایی رو که نمیپسندم خیلی انتظار بالایی نیست.‌مثلا من نمیپسندم که فردی رو که برای ازدواج بهش فکر میکنم با خانومها راحت برخورد کنه و با هر کسی صحبت کنه ، چون میدونم این رفتارها پرخطره و بالاخره یک روزی شیرازه خونواده رو از هم میپاشه و سلب اعتماد کوچکترین آزارش هست.
    اگر منظور شما چنین موردی باشد، راه چاره دارد. خب این یک ملاک روشن در انتخاب همسر برای شماست. شما می توانید با سوالات دقیق(جای باز کردنش در اینجا نیست)، تحقیق و شیوه های دیگر درباره فرد مورد نظرتان پاسخ این ابهام را دریافت کنید.

    اما اگر به طور کلی تغییر نکردن افراد شما رو نگران می کنه، نیاز به تجدیدنظر در باورها دارید.

    بله، مطمئنا ما می پسندیم که دیگران به سمت جهات مطلوب ما تغییر نشان بدهند، اما این به خود آنها و اختیارشان بستگی دارد. هر کسی پاسخگوی اعمال، افکار و انگیزه های خود است، نه دیگران. ممکن است دیگران نخواهند تغییر کنند، چرا شما غصه اش را بخورید؟

    خدا در قرآن کریم خطاب به پیامبر گرامی اسلام(ص) می فرماید: «لَعَلَّكَ بَاخِعٌ نَّفْسَكَ أَلَّا يَكُونُوا مُؤْمِنِينَ إِن نَّشَأْ نُنَزِّلْ عَلَيْهِم مِّن السَّمَاء آيَةً فَظَلَّتْ أَعْنَاقُهُمْ لَهَا خَاضِعِينَ»

    به نوعی خدا به پیامبر(ص) دلداری می دهد که لازم نیست خود را برای ایمان نیاوردن مردم هلاک کنی! خدا می تواند به روشهای دیگر آنها را خاضع کند، اما رسالت پیامبر اجبار کردن نیست. خود مردم در نهایت باید بخواهند تغییر کنند.

    در ادامه چند تمرین بر رهایی از کمالگرایی منفی ارائه می دهم.

    تمرین ها

    تمرین شماره یک: معمولا شیوه تفکر و رفتار کمالگرایانه منفی زمانی آشکار می شود که در انجام کاری با شکست رو به رو می شوید. بنابراین، زمانی را تصور کنید که در رسیدن به چیزی شکست خورده اید.

    اکنون پرسش های زیر را از خود بپرسید:

    من سعی می کردم به چه معیارهایی برسم؟

    چرا آنها برای من خوب بودند اگر به آنها می رسیدم؟ من امیدوار بودم که از طریق آنها به چه چیزهایی برسم؟

    آیا برای آنها تلاش کردم، یا صرفا با فکر و خیالات خود موجبات ناراحتی خودم را فراهم آوردم؟

    آیا معیارهایم واقع بینانه بودند؟

    آیا اینها معیارهای خود من هستند، یا چیزهایی که دیگران از من انتظار دارند؟

    آیا برای لذت دستیابی به موفقیت برانگیخته می شوم یا برای اجتناب از شکست یا موارد دیگر؟

    تمرین شماره دو: شکست خوردن معمولا با ناامیدی همراه هست.

    اگر شکست بخورید، چه کارهایی انجام می دهید؟ آیا به خود حمله می کنید؟ آیا به دیگران حمله می کنید؟ آیا تسلیم می شوید؟

    آیا راهکارهای بهتری هم وجود دارد؟ این راهکارها چه هستند؟

    تمرین شماره سه: اگر یکی از دوستانتان در عملی شکست بخورد، چگونه به او کمک می کنید؟

    این کمک را در حقّ خودتان نیز اعمال کنید!

    تمرین شماره چهار:
    افکار منفی خود را شناسایی کنید و روی کاغذ بیاورید. آیا افکار جایگزین بهتری برایشان سراغ دارید؟

    تمرین شماره پنج:
    فرض کنیم معیار شما به گونه ای است که به طور کامل واقع بینانه نیست. سوالات زیر را از خود بپرسید...

    اگر نمی توانید تمام کارها را انجام دهید، آیا قسمت های کوچکتری وجود دارد که قادر به انجام آنها باشید؟

    آیا می توانید در این مورد گام به گام جلو بروید و روی کارهای انجام شده تمرکز کنید؟

    خلاصه و نتیجه گیری:

    1. شما تمرکزتون بر وظایف خودتون معطوف باشه، و بر رفتارهای دیگران کمتر تمرکز کنید. آنها خود مسئول رفتارهای خود هستند. به قول قرآن کریم:«تِلْکَ أُمَّةٌ قَدْ خَلَتْ لَها ما کَسَبَتْ وَ لَکُمْ ما کَسَبْتُمْ وَ لا تُسْئَلُونَ عَمَّا کانُوا یَعْمَلُونَ»

    2. تمرکز رو بر تلاش معطوف کنید، و نه نتیجه. در دین اسلام، نیّات در اعمال بسیار مؤثر هستند(به طور مثال اگر کسی نیّت خالصانه ای داشته باشه مبنی بر اینکه به یک سفر زیارتی بره، یا یک مهمونی برای فقرا ترتیب بده و ... اما در توانش نباشه، ثواب این اعمال براش نوشته میشه). شما با نیت خالصانه ورود کنید، تلاش تون رو هم بکنید، اما نتیجه رو به خدا واگذار کنید، و به آنچه خواست و اراده خداست راضی باشید.

    3. جنبه های مثبت کمال خواهی رو در خودتون پرورش بدهید، و از جنبه های منفی اش با کمک راهکارها و تمرینها پرهیز کنید.

    از امام علی علیه السّلام پرسيدند «خير» چيست؟ فرمود:

    خوبى آن نيست كه مال و فرزندت بسيار شود، بلكه خير آن است كه دانش تو فراوان و بردبارى تو بزرگ و گران مقدار باشد و در پرستش پروردگار در ميان مردم سرفراز باشى، پس اگر كار نيكى انجام دهى شكر خدا به جاى آورى، و اگر بد كردى از خدا آمرزش خواهى. در دنيا جز براى دو كس خير نيست: يكى گناهكارى كه با توبه جبران كند، و ديگر نيكوكارى كه در كارهاى نيكو شتاب ورزد.


    نهج البلاغه، حکمت 94
    پاسخ با نقل و قول

  4. مشکلات خواب شبانه، استرس، و کمالگرایی  سپاس شده توسط m1392,niloofarabi

  5. ارسال:13#
    سلام آقای دکتر، ضمن تشکر از شما و قدردانی از پیگیریتون
    جا داره که مطالبی رو به عرض برسونم.
    حدیثی درباره کوتاهی عمل عرض کردید.
    من میدونم ضمن دعا کردن اگر تلاشی نباشه فایده ای نداره. اما تلاش برای برخی خواستنی ها تعریف شده و برخی دیگر غیر از دعا کردن کاری نمیشه کرد.
    مثلا برای موردی مثل امتحانات
    غیر از دعا کردن تلاش مفید و بسیار مؤثر هست.
    اما برای برخی دیگر از خواستنی ها تنها دعا هست که میتونه انسان رو از مشکل و ناراحتی نجات بده.
    از طرفی خواستن از خداوند و دعا کردن نیازمند این هست که رشته ی امید رو از غیر خدا قطع کنیم،چون اسباب و افراد خود دچار عیب و نقص هستند و این میشه طلب نیاز از نیازمندی دیگر.

    و اینکه بعضی وقت ها هم گام هایی که در جهت رسیدن به هدف بر میداریم ممکنه ما رو به مقصد و مقصود نرسونن. پس گاهی فکر میکنم که سپردن کارها به خداوند تا رسیدن به مقصود و پس از اون نگه داشتن و تلاش در زندگی با توکل به خدا بهترین کار هست.
    از منظر دیگر من معتقدم برای انسانهایی که مشکلات زیاد و شکست های پیاپی رو تجربه کردند و شرایط رسیدن به موقعیت های مطلوب براشون بسیار سخته نیاز به نیرو محرکه دارند و وقتی پای نیرو محرکه ای در میان باشه تا اونها رو به شرایط مطلوب سوق بده کم کم در فرد انرژی و انگیزه بوجود میاد یا بهتره بگیم متولد میشه و فرد با قرار گرفتن در شرایط مطلوب و مساعد و مقایسه اون با شرایط قبل این بار خودش هست که برای نگه داشتن شرایط جدیدش تلاش میکنه و بخاطر نیرو و حس خوبی که بدست آورده حتی قادر به بروز استعدادها و تواناییهاش هست و میتونیم به جرأت بگیم که موفقیت برای او حتمی هست.

    درباره تمرین شماره یک
    معیارهام فقط گامی در جهت بهبود شرایط و مثبت تر شدن هست .
    و اصلا معیار از سنجش و اندازه میاد و بیشتر افراد معیار رو بر پایه مثبت ترین ترین و بهترین حالت ممکن قرار میدن.
    من با در نظر گرفتن معیارهام امیدوارم به زندگی پسندیده تر و مساعدتری برسم.
    این معیارها ، معیارها و اندازه های خود من هستند و کاری به پسند و اندازه ی دیگران ندارم چون غالب اوقات تفکر برخی افراد رو جزء افکار سطحی و زودگذر نمیبینم.

    درباره تمرین شماره دو
    اگر شکست بخورم عقب نشینی میکنم و بسرعت از محیطی که منو با اون افکار مواجه کنه دوری خواهم کرد. تا مدتی خشم و ناراحتی کم و بیش بر من غالب هست تا اینکه باز فکرم رو به نقطه ای دیگه یا هدف دیگه متمرکز کنم. راهکار فقط جایگزینی هدفی با هدف دیگه ای به اندازه اون هست ، چون برای من چیزی جای چیز دیگری رو نمیگیره.

    درباره تمرین چهارم
    بله ! جایگزین هست و اون تلاش برای تغییر منفی ها هست چیزی هایی که باعث میشن افکارم منفی بشه.

    تمرین شماره پنج
    بله، دعا و توکل.
    باز هم بله اما اگر ناامیدی بر من غالب نشه.

    درباره نتیجه گیری هم بله چشم.

    باز هم از شما متشکرم و اگر سؤال یا پیگیری لازم هست استقبال میکنم.
    پاسخ با نقل و قول

  6. مشکلات خواب شبانه، استرس، و کمالگرایی  سپاس شده توسط m1392

  7. ارسال:14#
    محسن عزیزی آواتار ها
    سلام

    بسیارخوب

    در مورد دعا مطلب زیاد هست. به این سخن گهربار امیرالمؤمنین(ع) و در مرحله بعد شعر زیبای مولانا اکتفا می کنم:«و از گنجینه های رحمت او چیزهایی را درخواست کن که جز او کسی نمی تواند عطا کند، مانند عمر بیشتر، تندرستی بدن، و گشایش در روزی، سپس خداوند کلیدهای گنجینه های خود را در دست تو قرار داده که به تو اجازه دعا کردن فرمود، پس هرگاه اراده کردی می توانی با دعا، درهای نعمت خدا را بگشایی، تا باران رحمت الهی بر تو ببارد. هرگز از تاخیر اجابت دعا ناامید مباش، زیرا بخشش الهی باندازه نیت است، گاه، در اجابت دعا تاخیر می شود تا پاداش درخواست کننده بیشتر و جزای آرزومند کامل تر شود، گاهی درخواست می کنی اما پاسخ داده نمی شود، زیرا بهتر از آنچه خواستی به زودی یا در وقت مشخص، به تو خواهد بخشید، یا به جهت اعطاء بهتر از آنچه خواستی، دعا به اجابت نمی رسد، زیرا چه بسا خواسته هایی داری که اگر داده شود مایه هلاکت دین تو خواهد بود، پس خواسته های تو بگونه ای باشد که جمال و زیبایی تو را تامین، و رنج و سختی را از تو دور کند، پس نه مال دنیا برای تو پایدار، و نه تو برای مال دنیا باقی خواهی ماند.»

    سبب تاخیر اجابت دعای مومن(مولوی)

    ای بسا مخلص که نالد در دعا

    تا رود دود خلوصش بر سما


    تا رود بالای این سقف برین

    بوی مجمر از انین المذنبین


    پس ملایک با خدا نالند زار

    کای مجیب هر دعا وی مستجار


    بندهٔمؤمنتضرع می‌کند

    او نمی‌داند به جز تو مستند


    تو عطا بیگانگان را می‌دهی

    از تو دارد آرزو هر مشتهی


    حق بفرماید که نه از خواری اوست

    عین تاخیر عطا یاری اوست


    حاجت آوردش ز غفلت سوی من

    آن کشیدش مو کشان در کوی من


    گر بر آرم حاجتش او وا رود

    هم در آن بازیچه مستغرق شود


    گرچه می‌نالد به جان یا مستجار

    دل شکسته سینه‌خسته گو بزار


    خوش همی‌آید مرا آواز او

    وآن خدایا گفتن و آن راز او


    وانک اندر لابه و در ماجرا

    می‌فریباند بهر نوعی مرا


    طوطیان و بلبلان را از پسند

    از خوش آوازی قفس در می‌کنند


    زاغ را و چغد را اندر قفس

    کی کنند این خود نیامد در قصص


    پیش شاهد باز چون آید دو تن

    آن یکی کمپیر و دیگر خوش‌ذقن


    هر دو نان خواهند او زوتر فطیر

    آرد و کمپیر را گوید که گیر


    وآن دگر را که خوشستش قد و خد

    کی دهد نان بل به تاخیر افکند


    گویدش بنشین زمانی بی‌گزند

    که به خانه نان تازه می‌پزند


    چون رسد آن نان گرمش بعد کد

    گویدش بنشین که حلوا می‌رسد


    هم برین فن داردارش می‌کند

    وز ره پنهان شکارش می‌کند


    که مرا کاریست با تو یک زمان

    منتظر می‌باش ای خوب جهان


    بی‌مرادی مومنان از نیک و بد

    تو یقین می‌دان که بهر این بود




    علاوه بر تمرینها و نکات بیان شده، باید بگم که برای حل مساله، صرفا آگاهی و شناخت کافی نیست.

    نیاز هست عملا درگیر تمرینها و فعالیتها بشید.

    بدین منظور تمرین های ارائه شده در لینک زیر کمک کننده هستند:

    درمان کمالگرایی
    از امام علی علیه السّلام پرسيدند «خير» چيست؟ فرمود:

    خوبى آن نيست كه مال و فرزندت بسيار شود، بلكه خير آن است كه دانش تو فراوان و بردبارى تو بزرگ و گران مقدار باشد و در پرستش پروردگار در ميان مردم سرفراز باشى، پس اگر كار نيكى انجام دهى شكر خدا به جاى آورى، و اگر بد كردى از خدا آمرزش خواهى. در دنيا جز براى دو كس خير نيست: يكى گناهكارى كه با توبه جبران كند، و ديگر نيكوكارى كه در كارهاى نيكو شتاب ورزد.


    نهج البلاغه، حکمت 94
    پاسخ با نقل و قول

  8. مشکلات خواب شبانه، استرس، و کمالگرایی  سپاس شده توسط m1392,niloofarabi

  9. ارسال:15#
    سلام آقای دکتر
    از مطلب و شعر مفید شما متشکرم.
    چشم، حتما از لینک زیر استفاده میکنم و اگر به ابهامی یا مسئله ای برخوردم در این تاپیک مطرح خواهم کرد.
    پاسخ با نقل و قول

  10. ارسال:16#
    سلام خدمت آقای دکتر

    درباره کمال گرایی و درمان اون قرار شد لینکی رو که دادید مطالعه کنم.
    تعریف کمال گرایی برای من تغییر کرد و فهمیدم کمال گرایی چیزی غیر از تفکر من هست و به این نتیجه رسیدم که من دچار کمال گرایی هستم.
    علت کمال گراییم رو تا حد زیادی ریشه یابی کردم و فهمیدم کمال گراییم به دلیل رفتارهای غلط برخی افراد، برخی حرفهای ناراحت کننده، تغییرات زیاد عصر حاضر و طلبیدن داشته ها و دانسته های فراوان و قبول نداشتن این جایگاه فعلیم هست.
    فرار کردن از تکرر و روزمرگی و پشت سر گذاشتن ناکامی ها و شکست ها علت های بعدی کمالگرایی بنده هستن.
    در این بین نقش اطرافیان و حتی دوستان و آشنایان رو نمیشه نادیده گرفت و اونها هم به نوبه ی خودشون در این روند تأثیر زیادی داشتند... مخصوصا رد و بدل یکسری حرفها و برخی رفتارها باعث شد که کمال گرایی در من ریشه کنه . مثال:
    من مخالف مقایسه افراد با هم هستم و مخصوصا مقایسه افرادی که مکان،امکانات،شرایط روانی،شرایط فیزیکی و مالی و حتی روابط اجتماعی اونها با هم فرق میکنه..
    فرض میکنیم که من استعداد ریاضی و حل معادلات رو ندارم و علاقه ای هم به این کار ندارم اونوقت میان منو با یک کسی که تحصیلات عالیه در زمینه ریاضی داشته مقایسه میکنن و میگن اون مثلا امکاناتش شبیه تو بود و فلان... اما ریاضی خوند و الان موفقه اما شما نتونستی.

    این در حالی هست که من به هنر علاقه مندم و میدونم که هنر میتونه منو به شرایط مساعدی از نظر روانی نزدیک کنه .
    وقتی که دیگران با این طرز فکر من مخالفن و شرایط رو برای من به گونه ای فراهم میکنن که نتونم استعداد و تواناییم رو بروز بدم و حق چنین کاری نداشته باشم ..در دراز مدت علاوه بر اینکه احساس پوچی و بی مصرفی میکنم و توانایی هام رنگ میبازن باعث میشه که به طرف کمال گرایی برم و بخوام همه چیز در بهترین حالت قرار بگیره و آدمهای اطرافم هم در ایده آل ترین شرایط ظاهر بشن تا دیگه حرفی باقی نمونه.

    شرایط اجتماعی و دنیای امروز کمال گرایی رو میطلبه و نمیتونیم بگیم این ها بر ما بی تأثیرن! چون ما در سادگی زندگی نمیکنیم!!!

    من درباره خودم با این دو جمله مخالفم..

    --فرد کمالگرا هدفی بزرگ را در نظر می گیرد و توان و بضاعت خود را زیاد ارزیابی می کند

    هدف بزرگ هست اما من میدونم بضاعتم کمه و دلیل نگرانی و ناراضی بودن از شرایطمم همینه!

    --عدم آگاهی به نیازهای ناخودآگاه خود
    من به نیازهای خودم واقفم اما، در برخی موارد ما مختار نیستیم و ناچار یک راه یا یک مسیر رو انتخاب میکنیم.
    ترس ها، استرس و اضطراب هم فکر میکنم پیامد این اتفاقات بوده و حالا برای درمان اون هم به نسخه ای جدید نیاز داریم!.

    البته آقای دکتر فکر نمیکنم خیلی کمال گرا باشم.
    .
    پاسخ با نقل و قول

  11. مشکلات خواب شبانه، استرس، و کمالگرایی  سپاس شده توسط m1392

  12. ارسال:17#
    محسن عزیزی آواتار ها
    سلام

    بسیارخوب

    خوشبختانه فارغ از علت شناسی کمال خواهی، میشه برای درمانش اقداماتی انجام داد. اگر مشکل کمالگرایی منفی حل بشه، اون وقت اثرات مثبتی بر کاهش استرس هم میتونه بر جای بگذاره و همینطور عزت نفس رو افزایش بده. اما درمان کمال خواهی انگیزه بالایی رو می طلبه

    نکته بسیار مهم دیگر اینه که تمایز کمال خواهی با پیشرفت گرایی رو روشن کنیم.

    منظور از کمال خواهی تجمیع موارد زیر هست:

    1. در نظر گرفتن معیارهای بسیار بالا برای خود به صورت شخصی و سرزنش شدید خود در صورت نرسیدن به این معیارها
    2. تلاش بی وقفه در جهت رسیدن به این معیارها بدون توجه به اثرات جانبی منفی اش
    3. ارزیابی عزت نفس خود بر مبنای میزان دستیابی به این معیارها

    خب حالا از شما میخوام بررسی کنید که آیا این موارد در مورد شما مصداق دارند؟ توضیح بدید.

    فکر می کنید تفاوت کمال خواهی و پیشرفت گرایی چی هست؟
    ویرایش توسط محسن عزیزی : 2014_11_08 در ساعت 22:38
    از امام علی علیه السّلام پرسيدند «خير» چيست؟ فرمود:

    خوبى آن نيست كه مال و فرزندت بسيار شود، بلكه خير آن است كه دانش تو فراوان و بردبارى تو بزرگ و گران مقدار باشد و در پرستش پروردگار در ميان مردم سرفراز باشى، پس اگر كار نيكى انجام دهى شكر خدا به جاى آورى، و اگر بد كردى از خدا آمرزش خواهى. در دنيا جز براى دو كس خير نيست: يكى گناهكارى كه با توبه جبران كند، و ديگر نيكوكارى كه در كارهاى نيكو شتاب ورزد.


    نهج البلاغه، حکمت 94
    پاسخ با نقل و قول

  13. مشکلات خواب شبانه، استرس، و کمالگرایی  سپاس شده توسط m1392,niloofarabi

  14. ارسال:18#
    سلام آقای دکتر, با تشکر از شما
    گفتید که موارد زیر رو بررسی کنم ...

    1. در نظر گرفتن معیارهای بسیار بالا برای خود به صورت شخصی و سرزنش شدید خود در صورت نرسیدن به این معیارها

    آقای دکتر درباره مورد شماره 1 باید توضیحی بدم.
    درباره خودم همیشه بدنبال شرایط خوب و ایده آلی بودم اما, خیلی به شکست ها و ضعف ها توجه نمیکردم که با گذشت زمان حساسیت من هم بالا رفت و باعث شد خودم رو سرزنش کنم یا از خودم ناراضی باشم.
    ابتدای امر فکر نمیکردم برخی مسائل اونقدر در جامعه مهم باشن که مردم روی اونها تمرکز کنن.
    به عنوان مثال قبل تر از این ها رسم مردم و طرز فکر اونها برای خواستگاری از یک دختر ظاهر ساده و آراسته و نجابت اون شخص بود.
    الان نگرش مردم خیلی فرق کرده و انتخاب اونها به میزان دارایی خانوادگی دختر,میزان زیبایی و آراستگی و میزان تحصیلاتش بستگی داره.
    خیلی از آدمها برای کسب وجهه اجتماعی تحصیل می کنن و علاقه و استعداد برای اونها در درجه های بعدی قرار گرفته.
    مثلا من شخصی رو میشناختم که به نجوم علاقه داشت و دوست داشت تحصیلات دانشگاهی رو در همین زمینه پی بگیره اما وقتی درباره شغلش تحقیق بیشتری کرد فهمید منبع درآمد مناسبی در آینده نداره و باید در آینده پی شغلی دیگری هم باشه ... واسه همین رها کرد و رفت رشته ای رو خوند که براش جذابیت زیادی نداشت و سعی کرد نشون بده علاقه زیادی به اون داره.
    من هم از این قاعده مستثنی نیستم و کم کم به مرز کمال خواهی نزدیک شدم.معیارهامو چندان عجیب و غریب انتخاب نمیکنم اما همیشه یکی از معیارهای من بسیار بزرگ و رسیدن به اون بسیار سخته.
    من طوری نیستم که مثلا در امر ازدواج بگم با فلان فرد از فلان خانواده با این و آن..
    دقت کنید که من خیلی رو این مسئله تاکید دارم که اصلا بدنبال همچین چیز هایی نبوده و نیستم اما یه جاهایی پای علاقه و تشکیل خانواده به میان میاد که کاملا از معیارها و ... جدا هست.
    وقتی از دوره نوجوانی خارج شده بودم, به اقتضای سنم به برخی بازیگر ها علاقه داشتم و دوست داشتم همیشه فیلم هاشونو ببینم با توجه به اینکه از مصاحبه ها و کارهای جدیدشون همیشه مطلع بودم و اطلاعاتم روزانه آپدیت میشد اما هنوز هم نمیدونم کی چقدر دارایی داره, کی چه ماشینی سوار میشه و کی خونش کجاست!
    مثلا در بحث انتخاب افراد برای دوستی , روابط خانوادگی یا ازدواج سعی میکنم نقطه اشتراک اونها با خودم رو پیدا کنم و سعیم بر اینه که با دیگران خوب برخورد کنم و خوش رفتار باشم .
    من در دوران تحصیل دوستانم رو راحت انتخاب میکردم و هیچ توجهی به جنبه های دیگشون نداشتم و برام همه یکی بودن .
    یه وقتایی که هدفی رو در نظر میگیرم و روش تمرکز میکنم نه اینکه بسراغ بهترین و بالاترین ایده آل رفته باشم بلکه بیشترش دلی هست و بهتره بگم این در نظرم خیلی ساده هست.
    مثلا ممکنه شما از طرح و رنگ لباسی خوشتون بیاد که بالاترین قیمت رو داره و دیگران فکر کنن شما تجمل گرایین.
    ولی در پایان قطعا در نرسیدن به هدفم ناراحت میشم و ممکنه اونو به شکل عصبانیت و پرخاش تخلیه کنم و اینو قبول دارم و البته کمال خواهی!

    2. تلاش بی وقفه در جهت رسیدن به این معیارها بدون توجه به اثرات جانبی منفی اش

    بله اینطور هست و خیلی برای رسیدن به هدف مصمم اما منفی ها رو کاملا بررسی میکنم چون من آدم محتاطی هستم و سعی میکنم عاقلانه تصمیم بگیرم. به این فکر میکنم خب چطور میشه منفی رو به حداقل رسوند... مثلا
    من شیرینی دوست دارم و از طرفی شیرینی دیابت و پوسیدگی دندون و غیره ... میاره. این باعث نمیشه من امروز شیرینی رو نخرم یا قیدشو بزنم .. بلکه میخرم اما کم کم میخورم .
    این واسه کارای بزرگتر هم صدق میکنه.
    مثلا در انتخاب همسر علاوه بر اینکه یکسری معیار معقول دارم ... وجود برخی مشکلات و کاستی ها رو در اون میپذیرم اما این خودش به دو شاخه تقسیم میشه ... من از یکسری آدمها عیب و کاستی رو به هیچ عنوان نمیپذیرم.
    این دسته افرادی هستن که دو رو و جعبه مداد رنگین. مثلا فردی که مسلمونه چرا باید تو اینترنت و خارج از اون با جنس مخالفش دوست باشه و حتی فراتر از اون! این کارا بیشتر به آدمی میاد که اون سر دنیا باشه و خبری از مسلمونی نداشته باشه.
    اما مثلا یکی هست در محیطیه که خودش و خونوادش اهل ریخت و پاشن و این آدم میتونه تغییر کنه و خیلی هم تقصیر خودش نیست چون توی محیط متعادل تری هیچ وقت نبوده.من میتونم اینو نادیده بگیرم و جنبه منفی این فرد رو کنار بگذارم و امید به بهبودش داشته باشم.
    من روز و شب به فکر هدفم هستم مگر اینکه دیگه کاملا ناامید بشم و دست بکشم.

    3. ارزیابی عزت نفس خود بر مبنای میزان دستیابی به این معیارها

    ببینید من راجع به این موضوع مشکل دارم. عزت نفسم رو در میزان دست یابی به معیارهام نمیسنجم اما از اینکه بدون تغییر مانده ام عزت نفسم پایین میاد و فکر میکنم رکود و تکرر آدم رو کم کم وچک و خرد میکنه. برای من یک هدف تنها رسیدن نیست بلکه میدونم در بقیه جنبه های دیگر زندگیم موثره. مثلا برای خیلی ها ازدواج یعنی رسیدن به یک نفر و گل و بلبل. اما برای من یعنی بقیه آینده ای که قراره به طرفش برم و بقیه مسیر زندگی من, خارج شدن از خیلی تنگناها و رسیدن به آرامش ذهنی , خلاصی از خیلی اتفاقات و تکرارهای بیهوده و برنامه ریزی جدید و ...
    اینو پذیرفتم که قرار نیست با اضافه شدن هدف ها به زندگیم همه چیز عالی بشه اما خب باید تمام مسیر ها رو رفت تا به جاده اصلی رسید. من از تکرار مسیرهای شکست خورده و امتحان شده ی زندگیم بشدت بیزارم و دیگه دلم نمیخواد به عقب برگردم.


    فکر می کنید تفاوت کمال خواهی و پیشرفت گرایی چی هست؟

    درباره کمال خواهی خب فکر میکنم انسان ارزشمندی خودش رو بر پایه رسیدن به معیارهاش قرار میده.
    درباره پیشرفت گرایی به دانسته هام مطمئن نیستم و البته فکر کنم که اشتباه تفسیر میکنم... در همون حد اینکه (استفاده از مسیر یا راهی که بازده خوبی داشته باشه و بعدا از اون راه برای نتیجه بهتر استفاده کنن) رو میدونم و از شما میخوام که لطفا بهش بپردازید. تا راحت تر بتونم مقایسه کنم.

    ممنونم
    .
    پاسخ با نقل و قول

  15. مشکلات خواب شبانه، استرس، و کمالگرایی  سپاس شده توسط m1392,niloofarabi

  16. ارسال:19#
    محسن عزیزی آواتار ها
    سلام

    بسیارخوب

    در مورد در نظر گرفتن معیارهای سطح بالا و سرزنش خود، به سراغ مبحث ازدواج و انتخاب همسر میرم و می خوام از شما اینگونه سوال کنم که: «به نظر شما اگر به طور مثال برخی از افراد جامعه به سراغ یک سری معیارهای جدید برن که این معیارها نه تنها اصیل نیستند، و نه تنها با عقل سازگاری ندارند، بلکه مخرب هم هستند، وظیفه من و شما چیه؟»

    مثلا تصور کنید که برخی از پسرهای یک جامعه، زیبایی و میزان دارایی خانواده دختر رو به عنوان ملاک اصلی خود در ازدواج قرار بدهند. آیا شما در چنین شرایطی سعی می کنید زیبایی خود رو به جامعه عرضه کنید و پدرتون رو برای بیشتر کردن دارایی هاش تحت فشار می گذارید؟

    به نظر من این مساله کاملا به تاپیک دیگری که در خصوص معیارهاتون برای انتخاب همسر ایجاد کردید، ارتباط پیدا میکنه. خود این موضوع، میتونه به میزانی عیار خواستگار رو بسنجه. خواستگاری که هنوز پایبند معیارهای حقیقی و اصیل هست، اینجا بهتر شناخته میشه. ضمن اینکه کشف شخصیت فرد مقابل، هیچ منافاتی با خواستگاری نداره. مگر اینکه تعریف شما از خواستگاری متفاوت باشه. خواستگاری شروع یک فرایند منسجم هست که اگر به درستی طی بشه، منجر به شناخت مناسبی خواهد شد.

    منظور من از تلاش بی وقفه برای رسیدن به معیارها بدون در نظر گرفتن اثرات جانبی منفی، اینگونه اثرات بود:

    عاطفی: اضطراب، افسردگی و ...

    اجتماعی: انزوای اجتماعی

    محدود شدن علائق: تمرکز بسیار بر یک یا دو جنبه خاص

    جسمانی: بی خوابی، گرفتگی عضلات و ...

    شناختی: تمرکز ضعیف، عزت نفس پایین

    رفتاری: چک کردن مکرر کارها، اجتناب از انجام برخی کارها، اهمال کاری و ...

    در واقع منظور اینه که با وجودی که کمال خواهی منفی منجر به اثرات جانبی منفی میشه، همچنان تلاش بی وقفه برای دستیابی به معیارهای ایده آل ادامه داره

    در خصوص مورد شماره سه هم منظور اینه که آیا اگر در اون زمینه های خاصی که اهداف سطح بالا دارید، موفقیت مورد انتظار رو کسب نکنید، هنوز هم خود رو به عنوان انسانی ارزشمند در نظر می گیرید یا نه؟ آیا می توانید خودتون رو به عنوان یک انسان، از دید کلی نظاره کنید و دیدتون محدود به اون زمینه های خاص نباشه؟

    اما سؤال جدیدی که از شما دارم، در مورد استرس های شماست. میخوام بدونم در چه زمینه هایی بیشتر درگیر اضطراب میشید؟

    آیا بین این اضطراب و اهداف تون ارتباطی می بینید؟

    چه افکار و احساساتی رو تجربه می کنید؟ برای رهایی از این فشارها چه اقداماتی رو انجام می دهید؟
    از امام علی علیه السّلام پرسيدند «خير» چيست؟ فرمود:

    خوبى آن نيست كه مال و فرزندت بسيار شود، بلكه خير آن است كه دانش تو فراوان و بردبارى تو بزرگ و گران مقدار باشد و در پرستش پروردگار در ميان مردم سرفراز باشى، پس اگر كار نيكى انجام دهى شكر خدا به جاى آورى، و اگر بد كردى از خدا آمرزش خواهى. در دنيا جز براى دو كس خير نيست: يكى گناهكارى كه با توبه جبران كند، و ديگر نيكوكارى كه در كارهاى نيكو شتاب ورزد.


    نهج البلاغه، حکمت 94
    پاسخ با نقل و قول

  17. مشکلات خواب شبانه، استرس، و کمالگرایی  سپاس شده توسط m1392,niloofarabi

  18. ارسال:20#
    سلام آقای دکتر، بسیار ممنون
    ابتدای بحث باید مطلبی رو بعرض برسونم ..
    درباره بحث معیارهای بالا من مثال درباره ازدواج زدم و قطعا تمامی معیارها به ازدواج مرتبط نیست و به قسمت های دیگه ی زندگی هر فردی هم میرسه و اما درباره تاپیک دیگری و بحث جداگانه ی اون، چون اینجا بحث از علت ها شد و درباره دلزدگی گفتیم احساس کردم در اینجا هم میشه جمع بندیش کرد ، البته با توجه به اینکه در اون تاپیک دیگه مشارکتی نشد و من همچنان دورادور رصدش میکنم.

    و اما درباره مورد های دوم و سوم..
    درباره مورد دوم صورت مسئله رو به تعبیری دیگر پاسخ دادم و درباره مورد سوم هم در خصوص پیشرفت گرایی مطالعه ای نداشتم و راهنمایی خواستم، متأسفانه تمرکز کافی ندارم و گاهی بارها یک جمله رو میخونم یا در ذهنم کلمات رو کنار هم میچینم چون ذهنم آشفتست و اگر منظور شما رو از سؤالات متوجه نمیشم یا اشتباه پاسخ میدم تقصیر بر گردن تفکرات منه که به هر طرفی در پروازه.

    بریم سر مطالب شما
    سؤال کردید:
    به نظر شما اگر به طور مثال برخی از افراد جامعه به سراغ یک سری معیارهای جدید برن که این معیارها نه تنها اصیل نیستند، و نه تنها با عقل سازگاری ندارند، بلکه مخرب هم هستند، وظیفه من و شما چیه؟
    البته ما وظیفه ای در قبال تفکر افراد نداریم اما میتونیم معیارهای دیگران یا معیارهای جدید رو با عقل بسنجیم و اگر سازگاری نداشتند روی اونها خط بکشیم و فکر درست تر رو که قبل تر از این داشتیم پی بگیرم.

    عرض کردید:

    مثلا تصور کنید که برخی از پسرهای یک جامعه، زیبایی و میزان دارایی خانواده دختر رو به عنوان ملاک اصلی خود در ازدواج قرار بدهند. آیا شما در چنین شرایطی سعی می کنید زیبایی خود رو به جامعه عرضه کنید و پدرتون رو برای بیشتر کردن دارایی هاش تحت فشار می گذارید؟
    از نظر من این افراد به هیچ عنوان برای ازدواج مناسب نیستند و با این تفکرات میخوان بر ناکامی های خودشون سرپوش بگذارن و خلاء ها رو پر کنن. این افراد بدنبال ازدواج و تشکیل خانواده نبوده و بدلیل این افکار زندگی های نصفه ، نیمه زیادی رو تجربه میکنن چون هدف ، هدف متغییری هست و در طول زمان ممکنه دستخوش ناکامی های زیادی میشه و فرد رو به مقصود خودش نرسونه.
    عرضه ی زیبایی به جامعه یا تحت فشار قرار دادن خانواده برای دارایی بیشتر رو قبول ندارم . همونطور هم که قبلا ذکر کردم بدنبال اتفاقات عجیب و غریب نیستم و فقط دوست دارم در سطحی باشم که نه خیلی پایین و نه خیلی بالا باشه ...
    برای من وقتی کلمه ای به اسم تعادل تعریف شدس ، پایین اومدن از اون سطح بر زندگیم اثر منفی میگذاره و من مجبورم اون تعادل رو ایجاد کنم یا حتی فراتر از تعادل.
    متأسفانه مسائلی که برای همه ی ما جا افتادس برای خیلی ها هنوز همون علامت سؤال باقی مونده..
    خیلی از آقایون شرایط مالی بالا یا فلان مدرک براشون اهمیتی نداره و من هم اینو قبول دارم اما این خونواده ها هستن که در جمع بندی نهایی دخالتشون اثر مستقیم بر تصمیم یک فرد داره. بغیر از عده ی محدودی بقیه افراد تابع پدر و مادر هستند و برای تشکیل یک زندکی جدید زندگی قبلی خودشون رو نابود نمیکنن.
    معیارهای دیگران رو قبول ندارم اما دوست دارم در حد تعادل باشم تا یکسری مشکلات به ظاهر بی اثر بر زندگیم تأثیر منفی نگذاره و با شناسایی موارد احتمالی درصد شکست رو به حداقل ممکن برسونم.

    درباره تلاش بی وقفه برای رسیدن به معیارها...

    بله درسته! من تمامی این موارد رو در خودم دیدم اما چاره چیست؟ بنظر شما دست روی دست گذاشتن و هدر رفتن عمر و روزمرگی این مشکلات رو به وجود نمیاره؟

    ما چه دوست داشته باشیم و چه دوست نداشته باشیم در معرض این اثرات منفی هستیم و حالا این اثرات خودش رو در لباس کمال خواهی نشون داده و بنظرم حالا که قراره من با غصه خوردن به این منفی ها برسم اگر در راه رسیدن به هدفی باشه، در صورت رسیدن این رنجها دلنشین خواهد بود.
    البته قبلا ذکر کردم بدنبال هیچ چیزی نیستم ولی اگر چیزی رو دوست داشته باشم و اون چیز در من آرامش برقرار کنه برای دستیابی بهش تلاش خواهم کرد و این کاملا شانسیه که مثلا یک چیز خیلی ایده آل و بالا به پست من میخوره و کسی هم بدش از یک چیز خوب و ایده آل نمیاد!

    عرض کردید:

    در خصوص مورد شماره سه هم منظور اینه که آیا اگر در اون زمینه های خاصی که اهداف سطح بالا دارید، موفقیت مورد انتظار رو کسب نکنید، هنوز هم خود رو به عنوان انسانی ارزشمند در نظر می گیرید یا نه؟ آیا می توانید خودتون رو به عنوان یک انسان، از دید کلی نظاره کنید و دیدتون محدود به اون زمینه های خاص نباشه؟
    بله ، اگر چه دچار رکود و ناامیدی میشم اما بمحض پیدایش روزنه ای جدید دوباره شروع میکنم(اما با نگرانی) ،
    بله میتونم اما همیشه در من حس نرسیدن و از دست دادن هست و یجورایی برام نهادینه شده. سعیم بر اینه که از زندگی لذت ببرم اما خیلی وقتا بدلیل همین تفکرات یا زمزمه های بیرونی شکست میخورم.

    درباره سؤال اول

    در چه زمینه هایی دچار استرس میشم؟
    وقتی میخوام در اجتماع و بین مردم باشم یا وقتی تنها هستم. نگرانی از وقوع یک بیماری ،تپش قلب و جلب توجه مردم به طرف خودم یا نگرانی از وقوع یک پیشامد غیر قابل کنترل.

    سؤال دوم

    آیا بین اهداف و اضطراب رابطه ای میبینم؟
    همینطور هست . وقتی گاهی تنهام به این فکر میکنم اگر کسی بود با اون صحبت میکردم و از اونجا که فردی هستم که به طنز علاقه مندم و دوست دارم لحظه هام با شادی همراه باشه و با دیگران تقسیم کنم حتما ساعات خوبی رو سپری میکردم. فکر میکردم که وقتی من ، به ما تغییر کنه اتفاقات قابل کنترلن.ربطش این هست که متأسفانه یا خوشبختانه اون افراد بعضی هاشون خیلی ایده آلن و حرفشون که وسط بیاد میشه کمال خواهی در حالی که اصلا اینطور نیست و نبود اونها برای من در دراز مدت افسردگی و اضطراب ایجاد میکنه.

    سؤال سوم

    چه افکار و احساساتی رو تجربه می کنید؟ برای رهایی از این فشارها چه اقداماتی رو انجام می دهید؟
    ترس از وقوع یک بیماری کشنده یا اتفاقی غیر قابل کنترل، نگرانی و تشویش بی مقدمه!
    موسیقی گوش میدم و از اینترنت استفاده میکنم.

    البته وقتی نتونم کنترلش کنم دستهام عرق میکنن،تپش قلبم تند میشه و گاهی ضربان های نابجا در حنجرم حس میکنم و مور مور شدن دست ها و احساس سردرگمی و تشویش.

    ممنونم
    اینجا غروب همیشه غمگین است...



    تا زمانی که طلوع هایش بدون تو آغاز شود...
    پاسخ با نقل و قول

  19. مشکلات خواب شبانه، استرس، و کمالگرایی  سپاس شده توسط m1392

صفحه‌ها (3): صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •