تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




هفت ماه تا کنکور و مشکلاته وحشتناکو باز دارنده زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:MeDiC
آخرین ارسال:Far Zane
پاسخ ها 18

صفحه‌ها (2): صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

هفت ماه تا کنکور و مشکلاته وحشتناکو باز دارنده

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    MeDiC آواتار ها
    چند وقتی بود میخواستم این موضوع رو مطرح کنم ولی دائم امروز فردا میکردم که دسته اخر یکی از کاربران تو یه تاپیک دیگه سوالات بسیار خوبی پرسید که وقتی به سوالات پاسخ دادم دیدم کاملا وضعیتم با کنکورو درس مشخص شد بنابراین تصمیم گرفتم سوالاتش رو در اینجا کپی کنم تا پیرامون این موضوع بطور تخصصی بحث بشه


    رشته تحصیلی شما چیه و تمایل دارید چه رشته ای امسال قبول بشید؟

    رشته من انسانی هستش. باور میکنی هـــــیــــــچ ایده ای ندارم که چی بخونم؟ فقط میدونم که باید کنکور شرکت کنم و رتبه ی خوب بیارم وگرنه اصلا نمیدونم میخوام چی بخونم و اتفاقا قصد داشتم یه تاپیک جدا برا این قضیه بزنم که تکلیفم با خودم روشن شه :<
    خب الان عنوانش میکنم دیگه !
    من یه مشکل دیگم دارم اونم این که علاقه به فوتبالو فوتبالیست شدن دارم خیلی :|
    همونطور که گفتم من به این قضیه هم علاقمندم و مستعد هم هستم... حالا چیکار کنم تا سمت فک کردن به دانشگا میرم این قضیه میزنه پس گردنمو میگه استعدادتو به باد نده همینطوری مفتکی!!!
    بنابراین من نه ایده ی خاصی راجب رشتم دارم و نه تنها راهه زندگی رو دانشگا میبینم
    ضمنا لازمه بگم طی سه چار سال اخیر من مطالعاته گسترده ای پیرامون موضوعات فلسفی،سیاسی،داشتم و واقعا درش تبهر پیدا کردم.. این قضیه هم روی تصمیمم برا انتخاب رشته اثر میزاره.. از یه طرف نمیخوام این علاقمندی ها و مهارت رو ول کنم و برم یه رشته ی دیگه از یه طرف همه میگن نه اینده ی شغلی داره و نه اینده ی امنیتی"از طرف حکومت"
    بنابراین تا مسئله دارم..
    1. بلاتکلیفی راجب رشته "بخاطر علاقمندی به ورزشه نامبرده"
    2. وجود مهارت های ذکر شده باعث دشوار شدن تصمیم گیری پیرامون رتبه شده

    یه مشکل 3ومی هم وجود داره مبنی بر این که کلا افکار من برای زندگی در ایران طرح ریزی نشده و اولین فرصتی که برام ایجاد بشه قصد دارم ازش برای خروج از مملکت استفاده کنم.. ینی حتی اگه مکان بعدی افغانستان باشه!
    یه دلیل برا عجله ای که دارم مسئله ی سربازیه.. این که من قصد ندارم دو سال حمالی این نظام رو بکنم تا وقتی که خوب ازم کار کشید بعد مثه یه کسیه ی زباله بگه حالا ازادی از مملکت خارج شی و بری هر قبری که میخوای.. نمیخوام دو سال از عمرم رو حرومه اشغال ترین تئوری دنیا "سربازی" بکنم !ینی بدون سربازی میخوام خارج شم از کشور... اصلا پیرامون این موضوع هم شوخی ندارم و این اواخر که به یکی دو نفر ، گفتم خیلی برخورده تمسخر امیزی داشتن و این مسئله باعث ایجاد یه نوع زودرنجی عصبی هم در من شده و کلا اعصابمو ریخته بهم :||
    یه جایی شنیدم تحصیل تو فرانسه رایگانه و تنها خرجش خوردو خوراکه! .. گفتم اگه بیام بجا کنکور بشینم فرانسه بخونم شاید شرایطم بهتر باشه و هم تو یه کشوره خوب تحصیل خواهم کرد و هم از این چیز دونی میتونم بزنم بیرون.. فرانسه هم که ماشالا زاغه نشین زیاد داره حالا زیاد راجب جای خابش هم انگار بحث نیست!

    امیدوارم این سطر رو به خوبی شرح داده باشم ولی اگر دیدید واضح نیست ازم بپرسید تا سریعا شفاف سازی کنم

    پارسال چه حجمی از مطالبو خوندید؟

    خیلی کم
    من پارسال یه جایی شبیه "بزرگسالان" خوندم پیش دانشگاهی رو .. نه کلاسی (خیلی کم) ،نه امتحانی ، اصا کتابای پیشم دست نخوردن ببینی فک میکنی نوعه! فقط یه کتاب "گاج" دینی بود اونو میخوندم.. دینی ام فقط 36 درصد زدم "فک کنم به احتمال 80 درصد اشتب میگم!"

    چقدر توانایی زمان گذاشتن روی مطالعه در طول روز را دارید؟

    تا نخونم نمیدونم . کار خاصی ندارم بنظرم تنها چیزی که باعث میشه زمانم محدود و کم بشه اعصاب خودمه که طی13 سال اخیر هیچ وقت با درس میونه ی خوبی نداشته.. ببینید مشکل من بی علاقگی به مطالعه وو تحصیلات نیست همونطور که گفتم، مطالعات تخصصی ای پیرامون موضوعات مذکور داشتم اما کلا نمیدونم چرا با درسو مشقه اموزش پرورش حال نمیکنم و تا دست به کتاب میبرم کتاب میگه بیا تنها بشیم کم کم :||| ولی اگه مقاله پیرامون ماتریالیسم دیالکتیک باشه شیشو هشت میخونه :|
    تصمیم داشتم کانون فرهنگی اموزش بنویسم چون هم ازمون داره هم یه برنامه ریزی مشخص.. مثلا میگه درس x از 50 تا 70 تو فلان روز ازمون داری.. این هم باعث میشه با فضا ازمون اشنا بشم و همینطور شیوه های تست زنی... و هم یه برنامه تایین میکنه باعث میشه بخونم.. من خودم اگر بدون کانون بخوام بخونم ،میدونم که نمیخونم.. نمونشم پارسال.. ینی ازم چیزی در نمیاد کلا . . مگه این که کانون اینطوری بتونه برسوندم... با تست زنی هم اشنا نیستم و این باعثه بقرنج تر شدن شرایط میشه

    لازمه بگم از جهت مالی، شاید بهترین کلمه ی توصیف کننده ی شرایط وضعیت"متوسط" باشه و باید بگم که پولو پله ی خاصی برای خرج های سنگین هم موجود نیست" مگه این که حکم سرمایه گذاری رو داشته باشه"
    چرا تا به الآن هنوز شروع به مطالعه دروس نکردید؟

    خب گمونم پاسخ این سوال رو هم دادم.. این که هنوز تکلیفم با دانشگاهو رشته نامشخصه و این باعث میشه هدف نداشته باشمو در نتیجه براش تلاش هم نکنم . .


    در سال گذشته عامل قبول نشدنتون به نظر خودتون چی بوده؟ کم زمان گذاشتن یا ضعیف بودن پایه درسیو...
    کم گذاشتن،نااشنایی محض با تست زنی" به رقم این که یه کتابه جامع پیرامون تست زنی برا درس دینی داشتم"، ضعف در درس های مهم برا کنکور"مث عربی که کلا مرخصه"، دلایلی هم که در بالا ذکر کردم هم که دیگه قاعدتا سال پیش هم بوده به همین صورت!




    خب ،دوستان، این موضوعاتی که تایپ کردم دغدغه ی کشنده ی چند سال اخیر زندگیمه و تا الان هم هیچ بشری نتونسته حلش کنه و فقط ب شدت بدبختیم افزوده :|
    حتی مشاوره حضوری هم رفتم ولی اینقدری که اینجا بطور جامع توضیح دادم اونجا فرصتش نشد.
    پاسخ با نقل و قول

  2. هفت ماه تا کنکور و مشکلاته وحشتناکو باز دارنده  سپاس شده توسط anahid,Far Zane

  3. ارسال:2#
    سلام
    متاسفانه کنکور در یکی از بحرانی ترین سال های زندگی انسان در اوج جوانی اتفاق میفته زمانی که ذهن انسان داره میره سمت کامل شدن و آرزوهای بزرگ در ذهن انسان بدون دسته بندی مشخصی ظاهر میشه و همین بعد ها مشکل ساز میشه...
    آقایoppدسته بندی درست آرزوها و به ترتیب تلاش کردن برای محقق کردن تک تک اونها به شما کمک میکنه تا گام به گام به اهدافتون نزدیکتر بشید و در نهایت به آنها برسید...اما سردر گم بودن و صحبت کردن درباره ی احتمالات دقیقا چیزیه که نمیشه خیلی دل بهش خوش کرد و نه تنها شمارو به هدفتون نزدیک نمیکنه بلکه دورترهم میکنه >>>
    پس بیایید احتمالاتو بزاریم کنار و راجع به واقعیت ها و شرایط کنونی صحبت کنیم...
    آیا شما در حال حاضر امکان خروج از کشورو دارید؟
    چقدر به صحت حرفایی که راجع به تحصیل در فرانسه زدید اطمینان دارید؟تحقیق کردید؟
    در حال حاضر تصمیم دارید چکاریو در اولویت برنامه هاتون قرار بدید آماده شدن برای کنکور 94یا خروج از کشور؟
    لطف کنید به سوالاتم جواب بدید تا بتونیم بهتر کمکتون کنیم
    بهترین قلبهادر پیشگاه خداوند متعلق به کسانیست که بی هیچ توقعی مهربانند...
    پاسخ با نقل و قول

  4. هفت ماه تا کنکور و مشکلاته وحشتناکو باز دارنده  سپاس شده توسط Far Zane,m1392,MeDiC,narges☺,افسونb,ساجده

  5. ارسال:3#
    MeDiC آواتار ها
    واقعا به نکته ی خوبی اشاره کردی فاطمه جان " متاسفانه کنکور در یکی از بحرانی ترین سال های زندگی انسان در اوج جوانی اتفاق میفته زمانی که ذهن انسان داره میره سمت کامل شدن و آرزوهای بزرگ در ذهن انسان بدون دسته بندی مشخصی ظاهر میشه و همین بعد ها مشکل ساز میشه... "

    آیا شما در حال حاضر امکان خروج از کشورو دارید؟


    راستش نمیدونم درست.. بدون تردید خروج از کشور فقط و فقط با مسائل مالی شروع میشه و با همون هم تموم و قدرت پولی بالایی رو میطلبه که خب حتی به این شرایط نزدیک هم نیستیم.. مخصوصا الان که دلارو یورو هر کدوم چند هزار تومنن ... ولی گفتم ازونجایی که اونجا بازارکار بهتری وجود داره اگر شخصا هم اونجا اقدام به داشتن یه کار نیمه وقت بکنم مشکلات تا حدودی حل میشه..
    بطور کلی نمیدونم چطوری


    چقدر به صحت حرفایی که راجع به تحصیل در فرانسه زدید اطمینان دارید؟تحقیق کردید؟
    تا حدودی.. منبعم عنوان کرد که مستقیما با سفارت تماس گرفته.. چندجا دیگه هم تحصیل رایگان در فرانسه و یه سری کشور های دیگه رو خوندم و درنتیجه یه احتماله نسبتا خوبی میدم اینطور باشه. .
    قصد داشتم مستقیما به یکی دو تا سفارت هم زنگ بزنم تا تحقیقاتم از جهت صدقیت بیشتر تثبیت بشن . بنظرت ایرادی نداره؟عادیه؟ زنگ نزنم دعوا بشه ..(پارانوئید دارم)

    در حال حاضر تصمیم دارید چکاریو در اولویت برنامه هاتون قرار بدید آماده شدن برای کنکور 94یا خروج از کشور؟

    من تصمیم دارم بهترین کار رو انجام بدم ولی نمیدونم کدومه چجوریه راهو چاهش چیه..
    مثلا اگه بشه یه کنکور دیگه ای مخصوص تحصیل تو خارج رو داد الان اقدام کنم.. چون باید برای این مسائل خیلی سریع اقدام کرد تا هرچه زودتر به چمو خم کار اشنا شد چون این کشور با اون نظام وظیفه و رابطه ی خراب با کشورهای دیگه وو اقداماتش برا جلوگیری از خروج نیروهای داخلی به خارج از کشور بشدت داره تلاش میکنه و اصلا کار اسونی نیست ...واسه همین نمیشه وایسم کنکور بدم و بگم حالا بعدا یه فکری به حالش میکنم.. چون اگه اینطوری کنم تا ده بیست سال دیگم جایی نمیرم.. اینروزا از هرکی بپرسی از مملکت راضی هستی یا دوس داری بری بیرون 80 90 درصدشون میگن میخوایم بریم بیرون ولی میبینی طرف چهل سالشه و از عشقش به انگلیس میگه وو دور ترین مسیری هم که رفته دو تا استان اون ورتر بوده.. :دی .چون واقعا اگه کسی قصد خروج از کشور رو داشته باشه باید اینطوری براش اقدام کنه .. من الان اگه سریعا براش اقدام نکنم به قول جهان " یه وقت دیدم گذشت عمرو توی مملکت خودم موندم / دیدم غربت اجباری شده یه جور گرفتاری دیدم عجب بلایی شد این روزای تکراری تو این روزای بی برگشت که هیشکی نیست به یاد من . . .الی اخر "
    مثلا اگه بگم حالا بشینم برا کنکور بخونم بعدا یه کاریش میکنم،باز یه رشته ای قبول بشم میگم حالا این دانشگاهو برم برا کارشناسی ارشد میرم .. بعد به اونجا برسه نرسه کی برسه سربازی مانع بشه نشه ، دائم تو حراس سربازیو خارج رفتن باشم ، اخرشم بیوفتم تو دام سربازی و دو سال از عمرم رو اسیر باشم خوب جوونیم و هیجانم از بین بره بعدم دیگه میبینم موهام سفید شده ولی هنوز توی شهر کوچیک خودمم .. به قول نامجو " یک روز از خواب پا میشی میبینی رفتی به باد،هیچ کس دورو برت نیست همه رو بردی ز یاد،چند تا موی دیگت سفید شد، ای مرد بی اساس، جشن تولد تو باز مجلس عزاس، بریدی از اساس، قوز پشتت بیشتر شد ،شونه هات افتاده تر،پیرامونتو ببین با دقت ،میسوزن خوشکو تر، این که زاده ی اسیایی رو میگن جبر جغرافیایی ، این که لنگ در هوایی صبحونت شده سیگارو چایی" واقعا من اینو به همه میگم که اصلا این سرزمین برای من نیست . من اینجا احساس غربت میکنم ، احساس تعلقی نمیکنم و واقعا میل خروج از کشور رو دارم .. به یه کشور جهانه دومی . .بقول کامو " او از این سرزمین رفت،با فضاهای تازه،بادریا و انسانهای ازاد اشنا شد. من اینجا ماندم. حقیر و دلتنگ، غمزده و فرو رفته در دل دشت و جلگه و در دل تیرگی زمین ها بزرگ شدم "
    پاسخ با نقل و قول

  6. هفت ماه تا کنکور و مشکلاته وحشتناکو باز دارنده  سپاس شده توسط Far Zane

  7. ارسال:4#
    piroo آواتار ها
    سلام دوست عزیز
    درسته که کنکور در اوج جوانی برای فرد سخت هست ولی به نظرتان فرار کردن آیا کار درستی هست؟ اگر بخواهید در هر کاری موفق بود باید به مبارزه مشکلات رفت نه اینکه به نحوی دورش زد یا ازش فرار کرد چون این یه عادت در فرد می شود و موفقیت او روز به روز کاهش می یابد. خارج از کشور فکر نکنید کار فراوان هست هیچ وقت چنین چیزی نبوده است و در هر کاری مشکلاتی هست در حال حاضرم که کنکور به سختی چندین سال پیش نیست و قبولی راحت تر هست و یا رشته خوب هم همون خرجی که خارج از کشور می خوای کنی در داخل کشور می تونی دانشگاه های پولی برید. باید در این زمینه خیلی با دقت برخورد کرد.
    موفق باشید.
     چشم دل باز کن که جان بینی                       آنچه نادیدنی ست آن بینی                                                         خدایا نگهبانی چون تو دارم و باز هم نا امیدم ؟ 
    پاسخ با نقل و قول

  8. هفت ماه تا کنکور و مشکلاته وحشتناکو باز دارنده  سپاس شده توسط Far Zane,fateme7393

  9. ارسال:5#
    باسلام
    آقای opp اینطور که من برداشت کردم شما از ضریب هوشی بالایی نسبت به خانواده و اطرافیانتون برخوردارید و این قضیه باعث شده که در دوران تحصیل و چه الان این قضیه برای اطرافیانتون خوب درک نشه که شما نمیتونید خودتون رو دقیقا با قالبی که حالا مدرسه تعیین میکنه یا جامعه یا .... منطبق کنید. بدنبال اون این درک نشدن باعث شده شما حالت تدافعی بگیرید و یجور لجبازی پنهان با هر چیز پذیرفته شده ای (چه درست و چه غلط) پیدا کنید.
    حالا باید خیلی مواطب باشید این احساس سردرگمی وافسارگسیختگی روحی که ایجاد شده رو بازهم هیچکدوم از اطرافیانتون نمیتونن مهار کنن.
    شما باید خودتون رو جمع و جور کنین ... اینهمه شعر منفی روحیه داغون کن بیشتر عمر شمارو میگیره که اینقدرهم گوش دادید تاحفظ شدید... اینهمه بلاتکلیفی و بی انگیزه بودن بیشتر شمارو ازهدف دور میکنه یا 2 سال سربازی احتمالی که مثل خیلی از آقاپسرای زرنگ دیگه میتونید در حینش کارکنید، لذت ببرید خاطرات و تجارب خوب برای خودتون بسازید و درعین حال ازدواج کنید؟
    برادر من 2سال سربازی رفت، 2سال به میل خودش در جبهه موند(زمان جنگ) بعد اومد نشست سردرس بدون استفاده از هیچ امتیازی ازجنگیدن و جبهه رفتنش چون میگفت من باکس دیگه معامله کردم... بعداز2سال درس خوندن پزشکی قبول شد تو یه خونه کوچولوکه پدرم براش گرفت تو شهرستان ازدواج هم کرد.....کاری نداریم... بعدهاهم یه پزشک قابل شد که وقتش مدام به مطالعه میگذشت از همون زمان دانشجویی هم برای کانادا اقدام کرد و الان با دوتا بچه سال گذشته ازش دعوت شد بامدارج بالا و عزت و احترام برای همیشه رفت کانادا...
    میخام بگم شما یکم شلوغش کردی برای خودت . محکم بچسب به هدفت . خودت رو یکم کنترل کن اینهمه استعداد رو بااین حرفهای من درآوردی بعضی بیکارها که همه هم جنبه سیاسی داره (شک نکن) بباد نده . همه این آهنگها روبریز دور
    شده یکی بزن پس گردن خودت بچسب به علایقت و تاوانشم بده ... بچه ای مگه که میگی از درس و کتاب خوشم نمیاد ؟ خوشم میاد و نمیاد مال بچه هاس! این مسیر هدفته پس باید مثل یک آدم بالغ ازش رد بشی

    ببین من میگم برای کنکور بخون و کلاسهای ورزش رو هم 2 روز درهفته ازدست نده ... انشالا بعداز قبولی درکنکور (که بااستعدادی که داری قطعیه) شروع کن برای ورزش حرفه ای تر و درکنارش (بدون عجله ) برای مهاجرت انشاءاله البته بادید باز و اهداف بزرگ...
    پاسخ با نقل و قول

  10. هفت ماه تا کنکور و مشکلاته وحشتناکو باز دارنده  سپاس شده توسط Far Zane

  11. ارسال:6#
    MeDiC آواتار ها
    "سلام دوست عزیز
    درسته که کنکور در اوج جوانی برای فرد سخت هست ولی به نظرتان فرار کردن آیا کار درستی هست؟ اگر بخواهید در هر کاری موفق بود باید به مبارزه مشکلات رفت نه اینکه به نحوی دورش زد یا ازش فرار کرد چون این یه عادت در فرد می شود و موفقیت او روز به روز کاهش می یابد. خارج از کشور فکر نکنید کار فراوان هست هیچ وقت چنین چیزی نبوده است و در هر کاری مشکلاتی هست در حال حاضرم که کنکور به سختی چندین سال پیش نیست و قبولی راحت تر هست و یا رشته خوب هم همون خرجی که خارج از کشور می خوای کنی در داخل کشور می تونی دانشگاه های پولی برید. باید در این زمینه خیلی با دقت برخورد کرد.
    موفق باشید. "


    پیرو جان من هدفم برا خروج از کشور فرار از سربازیه من مشکلی با کنکور ندارم.. من به هیچ عنوان قصد رفتن به سربازی رو ندارم و مشکلم هم اینه..
    در ادامه یه سری مشکل دیگه هم با کنکور تو پوست اول مطرح کردم که اونها هم مانع ام میشن


    باسلام
    آقای opp اینطور که من برداشت کردم شما از ضریب هوشی بالایی نسبت به خانواده و اطرافیانتون برخوردارید و این قضیه باعث شده که در دوران تحصیل و چه الان این قضیه برای اطرافیانتون خوب درک نشه که شما نمیتونید خودتون رو دقیقا با قالبی که حالا مدرسه تعیین میکنه یا جامعه یا .... منطبق کنید. بدنبال اون این درک نشدن باعث شده شما حالت تدافعی بگیرید و یجور لجبازی پنهان با هر چیز پذیرفته شده ای (چه درست و چه غلط) پیدا کنید.
    حالا باید خیلی مواطب باشید این احساس سردرگمی وافسارگسیختگی روحی که ایجاد شده رو بازهم هیچکدوم از اطرافیانتون نمیتونن مهار کنن.
    شما باید خودتون رو جمع و جور کنین ... اینهمه شعر منفی روحیه داغون کن بیشتر عمر شمارو میگیره که اینقدرهم گوش دادید تاحفظ شدید... اینهمه بلاتکلیفی و بی انگیزه بودن بیشتر شمارو ازهدف دور میکنه یا 2 سال سربازی احتمالی که مثل خیلی از آقاپسرای زرنگ دیگه میتونید در حینش کارکنید، لذت ببرید خاطرات و تجارب خوب برای خودتون بسازید و درعین حال ازدواج کنید؟
    برادر من 2سال سربازی رفت، 2سال به میل خودش در جبهه موند(زمان جنگ) بعد اومد نشست سردرس بدون استفاده از هیچ امتیازی ازجنگیدن و جبهه رفتنش چون میگفت من باکس دیگه معامله کردم... بعداز2سال درس خوندن پزشکی قبول شد تو یه خونه کوچولوکه پدرم براش گرفت تو شهرستان ازدواج هم کرد.....کاری نداریم... بعدهاهم یه پزشک قابل شد که وقتش مدام به مطالعه میگذشت از همون زمان دانشجویی هم برای کانادا اقدام کرد و الان با دوتا بچه سال گذشته ازش دعوت شد بامدارج بالا و عزت و احترام برای همیشه رفت کانادا...
    میخام بگم شما یکم شلوغش کردی برای خودت . محکم بچسب به هدفت . خودت رو یکم کنترل کن اینهمه استعداد رو بااین حرفهای من درآوردی بعضی بیکارها که همه هم جنبه سیاسی داره (شک نکن) بباد نده . همه این آهنگها روبریز دور
    شده یکی بزن پس گردن خودت بچسب به علایقت و تاوانشم بده ... بچه ای مگه که میگی از درس و کتاب خوشم نمیاد ؟ خوشم میاد و نمیاد مال بچه هاس! این مسیر هدفته پس باید مثل یک آدم بالغ ازش رد بشی

    ببین من میگم برای کنکور بخون و کلاسهای ورزش رو هم 2 روز درهفته ازدست نده ... انشالا بعداز قبولی درکنکور (که بااستعدادی که داری قطعیه) شروع کن برای ورزش حرفه ای تر و درکنارش (بدون عجله ) برای مهاجرت انشاءاله البته بادید باز و اهداف بزرگ...

    لطف دار ماهتاب جان
    میتونم بپرسم برادرت چند سالشه؟ البته نیازی به پرسش نیست اگه سربازیش زمان جنگ بوده پس مطمئنا الان باید بیشتر از 40 سالش باشه
    دو نوع ادم تو ایران وجود دارن یکیشون اون دسته ان که اقا زاده هستنو مشکلی هم ندارن یه دسته هم دسته این که با توسل به کار خودشون موفقیت کسب کردن... معمولا دسته ی دوم افرادین که تا بخواد کارشون اصطلاحا بگیره و به یه جایی برسن حدعقل سنشون میرسه به 30.. مثلا ببین من اگر بخوام بیام و مدرک کارشناسی ارشد بگیرم ،اگه خوش شانس باشمو خودمو تو دانشگاه بکشم با توجه به این که یه سالو هم از دست دادم میشه 25 سالم... بعد اونم یکو نیم سال"چه بسا تا اون موقع با توجه به کم بود نیرو نشه دو سال چون بحثش هم هست"بیام بشم سرباز ، میشه 27 سالم.. حالا یه بیستو هفت ساله ی کارشناسی ارشد دار هستم .. اون هم نه کارشناسی عمران یا دارو سازی.. انسانی.. رشته ای که امنیت شغلیش از دوتای دیگه بسیــار پایین تره..تا با این پول بی ارزش مملکت و روابط غیر حسنش با خارج از کشور بخوام پامو بزارم بیرون میشه تقریبا همون 35 40 سال..
    راستش بعد 35 سال هرچی تو این کشور بدتر شدِ بهتر نشده و امیدی هم نیست.. میدونی یه بخشی از حرفات رو راجب مقوله ی سربازی از بیشتر افراد جامعه "که اکثرا هم خانوم بودن" شنیدم..
    ولی من اصلا تو کتم نمیره که اجازه بدم کشور دو سال از زندگیم رو بخواد ازم بگیره .. اصلا نمیتونم بفهمم به چه حقی ،حق انجام این کار رو داره !
    متاسفانه من اصلا نمیتونم قبول کنم که حق انتخابی در این باره ندارم!
    حتی اگر سربازی واقعا گل و بل بل هم باشه باز هم به شخصه میلی براش ندارم . یعنی واقعا این قدری حق نداریم که برای خودمون تصمیم بگیریم؟؟
    اینه که من رو اذیت میکنه.. من همه ی هنجارها وو ارمان هاوو تحمیل عقاید های این حکومت رو پذیرفتم وگرنه تا الان سر از زندان اوین در میاوردم ولی این یکی رو نمیتونم بپذیرم چون حق انتخابم رو میخواد حروم بکنه...
    همیشه شنیدیم که میگن "کار نشد نداره" ینی نمیشه این واژه رو به این مقوله تعمیم داد !؟
    پاسخ با نقل و قول

  12. هفت ماه تا کنکور و مشکلاته وحشتناکو باز دارنده  سپاس شده توسط Far Zane

  13. ارسال:7#
    سلام
    من کاملا شرایط شمارو درک میکنم ولی راهیو که میخواهید ادامه بدیدو تایید نمیکنم متاسفانه الآن با توجه به فشارایی که در حال حاضر روتونه فقط ابعاد منفی قضیرو میبینید...
    پرس و جو کردن از سفارت یکی از راههاییه میتونید برای تحقیق کردن دنبال کنید اما به نظر من با کسانی که در شرایط شما بودن و همین تصمیمو گرفتن و الآن راضی یا ناراضیندو پیدا کنیدو باهاشون صحبت کنید تا با مشکلات این مسیر بیشتر آشنا بشید...
    بنده خودم کسیو میشناسم که با وجود مستعد و کوشا بودن سال 71 از کشور به امید تحصیل و کسب و کار خارج میشه و بعد از 20 سال به عنوان یه راننده تاکسی به کشورش برمیگرده...
    در حال حاضر بهترین اقدامی که میشه با توجه به شرایط موجود برای شما در نظر گرفت آماده شدن برای کنکوره ... در رشته شما رتبه شدن خیلی سخت نیست پس چرا تلاش نمیکنید حتی اگر قراره از این کشور هم برید به عنوان یه رتبه یا کسی که بورسیه شده کشورتونو ترک کنید...
    این توصیرو از بنده بپذیرید به دسته بندی درست آرزوها و شرایطی که در حال حاضر دارید توجه کنید شما در حال حاضر امکان خروج از کشورو ندارید پس فعلا این موضوعو بزارید کنار و در زمان مناسبتری بهش فکر کنید شما در حال حاضر کنکور ندادین که به فکر انتخاب رشته باشید پیس فعلا فکر کردن درباره انتخاب رشترو موکول کنید به تابستان آینده بین کنکورو اعلام نتایج...
    به هر چیزی در زمان خودش رسیدگی کنید تا بتونید بهترین نتیجرو بگیرید وگرنه روز به روز به سردر گمیتون افزوده میشه...
    بهترین قلبهادر پیشگاه خداوند متعلق به کسانیست که بی هیچ توقعی مهربانند...
    پاسخ با نقل و قول

  14. هفت ماه تا کنکور و مشکلاته وحشتناکو باز دارنده  سپاس شده توسط Far Zane

  15. ارسال:8#
    ببین پسرم من نگفتم سربازی گل و بلبله!! گفتم میتونی ازش استفاده هم بکنی(درصورت داشتن مدرک تحصیلی) ...
    شوهرمن بخاطر اینکه تو تیم بسکتبال بو دبرای بازیها وتمریناتش مرخصی بش میدادن تو سربازی .

    بعد هم شما تمرکزت رو بذار روی لیسانس و در حینش کار همزمان و ورزش!
    بعدش ببین چی پیش میاد شاید تونستی فوتبالت رو ادامه بدی که خیلی عالیه ... شاید هم دررابطه با رشتت شغل مناسبی گیرت اومد شاید هم اصلا از شغل درحین تحصیلت خوشت اومد و دیدی جای پیشرفت داره... ولی فوق برای شما انشالا اگر دیدی لازمه بعد از کار .
    بهرحال هرجاکه بری خدای پولم که باشی مشکلات خودشو داره .
    شما باید یاد بگیرین توکل کنین اونوقت میتونین وظیفتون رو وطیفه الانتون رو انجام بدین . نگرانی آینده داره انرژی حالتونو هم میگیره مواظب باشید
    پاسخ با نقل و قول

  16. هفت ماه تا کنکور و مشکلاته وحشتناکو باز دارنده  سپاس شده توسط Far Zane

  17. ارسال:9#
    MeDiC آواتار ها
    پرس و جو کردن از سفارت یکی از راههاییه میتونید برای تحقیق کردن دنبال کنید اما به نظر من با کسانی که در شرایط شما بودن و همین تصمیمو گرفتن و الآن راضی یا ناراضیندو پیدا کنیدو باهاشون صحبت کنید تا با مشکلات این مسیر بیشتر آشنا بشید...
    بنده خودم کسیو میشناسم که با وجود مستعد و کوشا بودن سال 71 از کشور به امید تحصیل و کسب و کار خارج میشه و بعد از 20 سال به عنوان یه راننده تاکسی به کشورش برمیگرده...
    من سریعا با چند تا سفارت تماس میگیرم و نتیجه اش رو اینجا اعلام میکنم تا ببینم میتونیم یه راه برا این مسئله پیدا کنیم یا نه!
    راجب این شخصی که گفتی بیشتر توضیح میدی؟ چی باعثه عدم توفیقش شد؟ در عین این که شدیدا هم همت داشت؟
    اره درسته فشار روانیش باعث میشه دست پاچه بشم :/

    در حال حاضر بهترین اقدامی که میشه با توجه به شرایط موجود برای شما در نظر گرفت آماده شدن برای کنکوره ... در رشته شما رتبه شدن خیلی سخت نیست پس چرا تلاش نمیکنید حتی اگر قراره از این کشور هم برید به عنوان یه رتبه یا کسی که بورسیه شده کشورتونو ترک کنید...
    این توصیرو از بنده بپذیرید به دسته بندی درست آرزوها و شرایطی که در حال حاضر دارید توجه کنید شما در حال حاضر امکان خروج از کشورو ندارید پس فعلا این موضوعو بزارید کنار و در زمان مناسبتری بهش فکر کنید شما در حال حاضر کنکور ندادین که به فکر انتخاب رشته باشید پیس فعلا فکر کردن درباره انتخاب رشترو موکول کنید به تابستان آینده بین کنکورو اعلام نتایج...
    به هر چیزی در زمان خودش رسیدگی کنید تا بتونید بهترین نتیجرو بگیرید وگرنه روز به روز به سردر گمیتون افزوده میشه...
    جدی؟ مطمئنی رشته من به این صورته؟ از اونجایی که تعداد داوطلبای این رشته زیاده واس همین میگم کار سختی در پیشه!
    یه چیزی که باعث میشه من از الان به فکره پیدا کردن راه برا این مسئله ی خروج از کشور افتادم اینه که ، از اونجایی که راه های انجام اینکار پرشماره و اقلب هزینه های بالایی رو میطلبه ،پیدا کردن مناسبترین راه ، زمان بره و همین موضوع باعث میشه ذهنم رو بیشتر مشغول کنه و روش وقت بیشتری بزارم.. مخصوصا تو همین اینترنت انواع اقسام راه هایی که تاحالا به گوشم نخورده رو عنوان میکنن،قرعه کشی ها، شرایط اقامت و ...
    واس همین گفتم شاید حتی ازمون بورسیه و ورودیه این دانشگاه ها یه چیز متمایز از کنکور سراسری باشه ،
    مثلا الان اکثر رتبه های برتره ایران همشون توی اموزشگاه های مشاوره ای برای کنکور دارن فعالیت میکنن،همین تلویزیون ایران هر روز ده ها برنامه مرتبط با کنکور پخش میکنه و خیلی از رتبه های دو سه رقمی رو یه جا گرد اوری میکنه وو میگه به بقیه مشاوره بدین، این امر باعث میشه بگم اینا که رتبه ی برترن صرفا دارن به عنوان مشاور فعالیت میکنن!!اینا اگر امکان خروج از کشور رو داشتن که سریعا اقدام میکردنو اینطوری نمیموندن!
    کلا یه سیکل غیر قابل هضمیه برام...میان رتبه ی برتر میشن که بعد تبدیل به مشاور بشنو بقیه رو به رتبه های برتر برسونن که باز اون ها هم همین پروسه رو طی کنن!!
    ازین گذشته واقعا اگر بدونم رتبه ی برتر شانس بورسیه و خروج از کشور رو افزایش میده واقعا بیشتر به کنکور راغب میشم... چون میدونی همونطور که گفتم تنها علت اینه که من فک میکنم راهی که میخوام در پیش بگیرم صرفا مصارف داخلی داره و نمیتونه منو از مرز ها گذر بده...
    به نکته خوبی اشاره کردی "بورسیه" نمیدونم چرا بفکر خودم نرسید این بهترین راهه ولی چطوریه راه کسبش؟ راجبش مطمئنی؟
    چون شاید خیلی از راه ها برای این امر باشه که اگر سریع براش اقدام نکنم دیر بشه و بعد کنکور متوجه بشم که باید زودتر براش اقدام میکردم.. تجربه اینو ثابت کرده . .!!
    پاسخ با نقل و قول

  18. ارسال:10#
    بین من میگم برای کنکور بخون و کلاسهای ورزش رو هم 2 روز درهفته ازدست نده ... انشالا بعداز قبولی درکنکور (که بااستعدادی که داری قطعیه) شروع کن برای ورزش حرفه ای تر و درکنارش (بدون عجله ) برای مهاجرت انشاءاله البته بادید باز و اهداف بزرگ.

    این حرف که اگه اونا میتونستن میرفتن منطقی نیست! شاید اونا طرز فکرشون با شمافرق کنه من حتی کسی رو میشناسم که رفت اقامت هم گرفت کانادا ولی بخاطر اینکه بچه هاش فوق العاده تنها بودن و محبت خانوادگی رو درک کنن و یاد بگیرند برگشت. هرکسی هدفی داره که با بقیه متفاوته
    پاسخ با نقل و قول

  19. هفت ماه تا کنکور و مشکلاته وحشتناکو باز دارنده  سپاس شده توسط Far Zane

صفحه‌ها (2): صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •