انسان در مقابل استهزا و مسخره كردن ديگران چه وظيفه اي دارد؟




اما در مورد رفتار مسخره كنندگان با شما بايد بدانيد، وقتي كسي غيبت يا مسخره مي‌كند يا به شخصي تهمت مي زند از چند حال خارج نيست ؛
- يا نسبت به وي حسادت دارد يا بغض و كينه آنها در دلش مي باشد يا اينكه متكبر است و... . به هر حال اين رفتار زشت و بدي است كه در مورد شما انجام گرفته است و شما به عنوان يك مسلمان كه كتاب راهنمايش، قرآن شريف و الگوي رفتاريش سيره اهل بيت عصمت و طهارت (عليهم السلام) است وظيفه اي داريد، آنهم دفع بدي با خوبي است.
اينجاست كه طوفاني در وجودشان برپا مي شود؛ وجدانشان تحت فشار شديدي قرار مي گيرد و بيدار مي گردد، انقلابي در درون جانشان صورت مي گيرد، شرمنده مي شوند، احساس حقارت مي كنند و براي طرف مقابل، عظمت قائل مي شوند. اينجاست كه كينه ها و عداوتها، با طوفاني از درون جان، برخاسته و جاي آنرا محبت و صميميت مي گيرد. (تفسير نمونه / ج 20 / ص 280 و 281)
روش و سيره پيامبر اكرم و ائمه معصومين (عليهم السلام) نيز چنين بوده و حتي در اكثر موارد، با كفار و دشمنان اسلام – در خارج از ميدان جنگ و جهاد – مهر عطوفت نشان مي دادند.
داستان كافري كه هر روزبر سر راه پيامبر (صل الله عليه و آله) مي رفت و بر سر مبارك ايشان شكمبه گوسفند و خاكستر مي ريخت، زبانزد دوستان و دشمنان اسلام قرار گرفت. قضيه امام حسن مجتبي (عليه السلام) با عربي كه به ايشان ناسزا گفت و پس از سكوتش حضرت به آنها فرمود (مضمون كلام حضرت اين بود كه ) : اگر گرسنه اي، برهنه اي، جا و مكان نداري و...ما به تو غذا و پوشاك و مسكن مي دهيم و... آن عرب فحاش به دست و پاي امام افتاد و ... . البته لازم به ذكر است كه اگر اين عمل ما باعث سوء استفاده طرف مقابل گردد، از روش ديگري بايد استفاده كنيم.

موارد زیر را در نظر بگیرید:

1- اگر آنها از دوستانتان هستند، اولين كاري كه مي كنيد اين باشد كه، زشتي عملي كه آنها انجام داده را به رويشان نياوريد بلكه با تعريف از آنها نزد ديگران، محبت خويش را به ايشان برسانيد و در عوض ظلمي كه به شما شده، خوبيشان را نزد ديگران بيان و از آنها تعريف كنيد. به احتمال زياد، وقتي شما صبورانه به اين كار خود ادامه دهيد و با رفتار مهربانانه و دوستانه‌اي برخورد كنيد، از كار خويش شرمگين شده و در نحوه رفتار با شما تجديد نظر خواهند كرد و چه بسا به فرموده قرآن كريم تبديل به دوستي صميمي براي شما گردند.

2- در صورتي كه اين روش، موثر واقع نشد – كه بسيار كم اتفاق ميافتد – بهتر است نزد آنها برويد و به صورت چهره به چهره، و با آرامش و مهرباني از آنها سوال كنيد كه آيا بهتر نيست اگر عيبي در شما مي‌بينند آن را به خودتان بگويند؟ و اگر نيست، چرا نزد ديگران استهزا مي‌كنند؟ اگر به همين صورت كه عرض شد رفتار كنيد به احتمال زياد، آنها شرمنده خواهند شد و از شما عذر خواهي خواهند كرد، يا نهايتا به توجيه مي پردازند، كه همين نيز نشانه پشيماني است.

3- در پايان نيز چه به توافق رسيديد چه نه، به آنها بگوييد كه شما را بخشيدم و دوست دارم ارتباط بهتري با شما داشته باشم. (البته اگر آنها ويژگي‌هاي دوست خوب را دارند وگرنه به آرامي و در طول زمان، از آنها جدا شويد. معيارهاي دوست خوب را نيز مي‌توانيد از ما بخواهيد.)


4- بهترين روش رفتار با ديگران و جلب محبت را مى‏توان از كلام رسول ‏اكرم(ص) آموخت كه فرمود: «هيچ يك از شما مؤمن نيست مگر اينكه براى ديگري آن را بخواهد كه براى خود مى‏خواهد» (بحارالانوار، ج 71، ص 234) بنابراين اگر روشى را دوست داريد كه مردم آنگونه با شما رفتار كنند، به همان روش با ديگران برخورد كنيد. هر چه را براى ديگران پيشنهاد مى‏كنيد همان بهترين روش است و شما نيز بر اساس آن با آنان رفتار كنيد. زيرا انسان جز انتظار خوش رفتارى از مردم ندارد، كمترين اهانتى را از سوى آنان نمى‏پذيرد راضى نيست كه كسى به آنها تهمت زند، و نمى‏پسندد كه كسى از معايب آنها پيش ديگران سخن بگويد هر چند آن عيوب را واقعا داشته باشد.


5ـ اگر خواستيد شخصى را نسبت به موضوعى متقاعد سازيد سعى نكنيد پيرامون آنچه شما مى‏خواهيد با آنها به جر و بحث بپردازيد بلكه آن حال از خواسته خود كوتاه بياييد و خواسته آنها را در نظر بگيريد آنگاه نظر خودتان را مطرح كنيد.

6ـ در روابط اجتماعى با ديگران سعى كنيد از انتقاد، سرزنش و گلايه خوددارى كنيد.

7ـ سعى كنيد نكات مثبت در رفتار و شخصيت ديگران را شناسايى كرده و آنها را به خاطر آن ويژگي ها و رفتارها، تحسين صادقانه داشته باشيد نه آنكه روى نكات منفى وى انگشت گذاشته آنها را مذمت كنيد.

8ـ سعى كنيد شنونده خوبى براى ديگران باشيد و ديگران را تشويق كنيد درباره خود با شما حرف بزنند.

9ـ به ديگران احترام بگذاريد و كارى كنيد كه احساس كنند مهم و با ارزش هستند و اين كار را صميمانه انجام دهيد.

10ـ در برخورد با ديگران با چهره‏اى گشاده و لبخند سخن را آغاز كنيد.

11ـ به جاى اينكه مستقيما به ديگران دستور دهيد كارى براى شما انجام دهند، خواسته خويش را به شكل سؤال طرح كنيد و به طور غيرمستقيم از آنها بخواهيد خواسته‏ تان را عملى كنند.

12ـ اگر ديگران كارى براى شما انجام دادند، آنها را به هر طريقى كه ممكن است خوشحال كنيد و از آنها تشكر و قدردانى كنيد.

13- هر چند اصول كلي معاشرت يكسان است ولي ويژگي هاي شخصيتي و حقوقي ديگران متفاوت است و بايد متناسب با آن سطح، رفتار مناسب داشت.

14- گاهي انسان بخاطر عدم رعايت حد و حدود شوخي و جدي و يا همه امور را به شوخي گرفته و يا حداقل در ظاهر و در ابتداي امر جدي نگرفتن موضوع و رفتار شوخ طبعي فرد، ممكن است باعث آن شود كه ديگران تصوير جدي از فرد نداشته باشند و بي مهابا او را مسخره كنند و به خود اجازه دهند هرگونه كه مي‌خواهند با شخصيت آنها بازي كنند. بنابراين توصيه مي شود با رعايت حدود شوخي و جدي خود را از اين اتهام خارج كنيد.

15- از ارادتهاي بي جا نيز خودداري كنيد زيرا اگر اين نوع ارادتها از محدوده خود خارج شود، خود متهم به چاپلوسي مي شود و به قصد و نيت پاك و صحيح وي نيز در موارد خدمت رساني و كمك به ديگران نيز مخدوش مي شود.

16- عصباني و پرخاشگر نشويد زيرا باعث عكس العمل منفي در طرف مقابل و تخريب شخصيت در نگاه ديگران مي شود.

17- سكوت و تحمل بيجا نداشته باشيد و روحيه سلطه پذيري را از خود دور كنيد زيرا نه تنها خودتان دچار رنجش دروني مي شويد بلكه طرف مقابل را نسبت به رفتارش جسورتر مي كنيد.

18- براي رسيدن به موفقت نهايي، صبور باشيد، توكل داشته باشيد و ياد ائمه (عليهم السلام) و توسل به ايشان را از ياد نبريد.

19- به اين آيه توجه كنيد: «وَ عِبادُ الرَّحْمنِ الَّذينَ يَمْشُونَ عَلَى الْأَرْضِ هَوْناً وَ إِذا خاطَبَهُمُ الْجاهِلُونَ قالُوا سَلاماً (فرقان63) و بندگان (واقعى خداى) رحمان كسانى‏اند كه بر (روى) زمين با آرامش و فروتنى راه مى‏روند، و چون نادانان آنها را (به گفتار ناروا) طرف خطاب قرار دهند آنها سلام (سخنى مسالمت‏آميز و دور از خشونت) گويند.»از جمله ويژگي‌هاي بندگان خاص خدا نداشتن كبر و غرور و خودخواهى است كه در تمام اعمال انسان و حتى در كيفيت راه رفتن او آشكار مى‏شود زيرا ملكات اخلاقى هميشه خود را در لابلاى اعمال و گفتار و حركات انسان نشان مى‏دهند، تا آنجا كه از چگونگى راه رفتن يك انسان مى‏توان با دقت و موشكافى به قسمت قابل توجهى از اخلاق او پى‏برد.

در ادامه آيه دومين وصف آنها را، حلم و بردبارى بيان مي‌كند؛ چنان كه قرآن در ادامه همين آيه مى‏گويد:« و هنگامى كه جاهلان آنها را مورد خطاب قرار مى‏دهند و به جهل و جدال و سخنان زشت مى‏پردازند در پاسخ آنها سلام مى‏گويند»
سلامى كه نشانه بى اعتنايى توأم با بزرگوارى است، نه ناشى از ضعف، سلامى كه دليل عدم مقابله به مثل در برابر جاهلان و سبك مغزان است، سلام وداع گفتن با سخنان بى رويه آنها است، نه سلام تحيت كه نشانه محبت و پيوند دوستى است، خلاصه سلامى كه نشانه حلم و بردبارى و بزرگوارى است. اين دستور نوراني راه روشني در برخورد را اين گونه افراد براي ما ترسيم مي‌كند.


اميرمؤمنان در سخنى نورانى مى‏فرمايند: «مَنْ اَصْلحَ سَريرتَه اصلحَ الله علانيتَه، و مَن عَمِلَ لِدينه كفاهُ اللّه‏ُ اَمَر دُنياهُ و مَن احسَنَ فيما بينَهُ و بين اللّه‏ِ كفاهُ الله ما بينَهُ و بين الناس؛ آن كس كه درون خود را اصلاح كند، خدا ظاهر [و شخصيت] آنها را نيكو مي‌فرمايد، و آنكه به كار دينش پردازد، خدا كار دنياى آنها را درست سازد، و آن كه رابطه خود و خدا را اصلاح نمايد، خدا نيز رابطه آنها و مردم را نيكو مي‌نمايد» (نهج‏ البلاغه، حكمت 89)


منبع: