تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




شب هشتم محرم: شهادت حضرت علی اکبر (ع) زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:سلماء
آخرین ارسال:سلماء
پاسخ ها 6

شب هشتم محرم: شهادت حضرت علی اکبر (ع)

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    سلماء آواتار ها


    شهادت حضرت علی اکبر(ع)-تفصیلی

    به‏ گفته‏ ابو الفرج‏ «1» و دیگران‏: على‏ اكبر علیه‏ السّلام‏ نخستین‏ فرد از بنى‏ هاشم‏ بود كه‏ پس‏ از شهادت‏ یاران‏ حسین‏ علیه‏ السّلام‏ به‏ شهادت‏ رسید. او زمانى‏ كه‏ به‏ تنهایى‏ پدر نگریست‏،
    در حالى كه سوار بر ذو الجناح بود، نزد پدر شرفیاب شد و از او اجازه میدان خواست- على اكبر از همه مردم زیباتر و از اخلاقى برجسته برخوردار بود- اشك از چشمان پدر جارى شد و سكوت كرد و سپس فرمود:
    «اللهم اشهد أنّه قد برز الیهم غلام أشبه الناس خلقا و خلقا و منطقا برسولك و كنّا اذا اشتقنا إلى نبیّك نظرنا إلیه».
    «خدایا! گواه باش! جوانى به نبرد با آنان مى‏رود كه از حیث اخلاق و شمایل و گفتار، شبیه‏ترین فرد به پیامبر تو است. ما هرگاه تشنه دیدار پیامبرت مى‏شدیم، به چهره على اكبر مى‏نگریستیم».
    سپس امام علیه السّلام با صداى بلند فرمود: «یا بن سعد! قطع اللّه رحمك كما قطعت رحمی و لم تحفظنى فى رسول اللّه».
    «اى ابن سعد! خدا پیوند خویشاوندى‏ات را قطع كند كه پیوند خویشاوندى مرا بریدى و حرمت خویشاوندى‏ام با رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله و سلّم را زیر پا نهادى».
    به مجرّد این كه على اكبر علیه السّلام از پدر اجازه میدان گرفت با خواندن این رجز بر سپاه دشمن تاخت:
    أنا علىّ بن الحسین بن علىّ‏
    نحن و بیت اللّه أولى بالنبى‏
    و اللّه لا یحكم فینا ابن الدعیّ‏

    یعنى: من على بن حسین بن على‏ام. ما و خانه كعبه به پیامبر خدا سزاوارتریم. به خدا سوگند! فرزند فرومایگان نباید بر ما حاكمیّت یابد.
    على اكبر علیه السّلام نبرد سختى انجام داد و سپس نزد پدر بازگشت و عرضه داشت:
    «یا أبت! العطش قد قتلنى و ثقل الحدید قد أجهدنى».
    «پدر! تشنگى، جانم را به لب رسانده و سنگینى اسلحه مرا به زحمت انداخته است».
    حسین علیه السّلام در این لحظه مى‏گرید و مى‏فرماید: «وا غوثاه! أنّى لى الماء، قاتل یا بنیّ قلیلا و اصبر، فما أسرع الملتقى بجدّك محمّد صلّى اللّه علیه و آله و سلّم فیسقیك بكأسه الأوفى شربة لا تظمأ بعدها أبدا».
    «از كدامین سو برایت آب آورم، پسرم! اندكى نبرد كن و صبر و شكیبایى نما، لحظاتى دیگر به دیدار جدّت محمّد صلّى اللّه علیه و آله و سلّم نایل خواهى شد و كام تو را آن گونه سیراب خواهد ساخت كه پس از آن هرگز تشنه نگردى».
    على اكبر علیه السّلام مانند پدر و جدّ خویش، بر سپاه دشمن یورش برد و مرّة بن منقذ عبدى، با پرتاب تیرى گلوى مبارك وى را هدف قرار داد «2».
    ابو الفرج مى‏گوید: حمید بن مسلم ازدى گفت: من ایستاده بودم و مرّة بن منقذ كنارم قرار داشت و على بن حسین از چپ و راست بر سپاه حمله مى‏كرد و آن‏ها را پراكنده مى‏ساخت، مرّة گفت: گناه عرب به گردنم، اگر این جوان گذارش به من بیفتد، پدرش را به عزایش مى‏نشانم!
    بدو گفتم: این كار را انجام نده، همان كسانى كه وى را در محاصره دارند براى این كار كافى است.
    وى گفت: قطعا این كار را خواهم كرد. على اكبر علیه السّلام در حالى كه گروهى از سپاه را عقب مى‏راند، به سمت ما آمد، این فرد با نیزه ضربتى بر قامت استوار اكبر زد و على روى زین اسب خم شد و گردن اسب را بغل گرفت و اسب به اشتباه او را به سمت دشمن برد. آنان وى را به محاصره در آورده و بدن مباركش را با شمشیر قطعه‏قطعه كردند «3».
    قبل از جان دادن صدا زد: سلام بر تو پدر! اكنون جدّم رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله و سلّم مرا سیراب ساخت و امشب در انتظار تو است، حسین علیه السّلام به سمت میدان شتافت و كارزار سختى آغاز كرد تا به بالین جوانش با پیكر پاره پاره رسید و فرمود:
    «قتل اللّه قوما قتلوك یا بنیّ! فما أجرأهم على اللّه و على انتهاك حرمة الرسول».
    «فرزندم! خدا بكشد مردم ستمگرى كه تو را كشتند، اینان چقدر بر خدا و هتك حرمت‏ رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله و سلّم جرى شده‏اند؟».
    سپس اشك از چشمان مباركش جارى گشت و فرمود: «على الدّنیا بعدك العفا؛ پس از تو اف بر این دنیا!» «4».
    ابو مخنف و ابو الفرج از حمید بن مسلم ازدى روایت كرده‏اند كه گفت: گویى زنى را مى‏بینم با فریاد یا حبیباه! یا بن اخیّاه! اى عزیزم! اى پسر برادرم! از خیمه بیرون آمده است.
    پرسیدم: آن زن كیست؟
    گفتند: زینب دختر على بن أبی طالب علیه السّلام است. این زن از راه رسید و خود را بر پیكر على اكبر افكند. حسین نزد خواهر آمد و دست او را گرفت و به خیمه برد و خود بازگشت و به جوانان بنى هاشم فرمود: «احملوا أخاكم؛ برادرتان را به خیمه ببرید».
    آنان بدن نازنین على اكبر را حمل كرده و مقابل خیمه‏اش قرار دادند «5».
    على اكبر در زمان شهادت، داراى فرزند نبود.
    بأبى أشبه الورى برسول‏
    اللّه نطقا و خلقة و خلیقة
    قطعته اعداؤه بسیوف‏
    هى أولى بهم و فیهم خلیقة
    لیت شعرى ما یحمل الرهط منه‏
    جسدا أم عظام خیر الخلیقة

    یعنى: پدرم به فدایش، در گفتار و اخلاق و شمایل، شبیه‏ترین مردم به رسول خدا بود.
    دشمنانش او را با شمشیر پاره پاره كردند، در صورتى كه خودشان به این كار سزاوارتر بودند. اى كاش! مى‏دانستم جمعى كه جنازه على را حمل مى‏كنند، پیكر پاكش را مى‏برند یا استخوان‏هاى بهترین آفریده خدا را حمل مى‏كنند.

    پی نوشت ها:
    1. مقاتل الطالبین: 115.
    2. لهوف: 166.
    3. مقاتل الطالبین: 115.
    4. همان: 115؛ لهوف 167.
    5. طبرى، تاریخ: 3/ 331 (با اندكى تفاوت در برخى كلمات).






    با ما کمی ز علی اکبرت بگو
    از آن شبیه حضرت پیغمبرت بگو

    وقتی اجازه خواست سریع اذن داده ای
    اما کمی ز یاس نگاه ترت بگو

    از خَلق و خُلق و بیان شبیه یار
    از نام او که هست چنان حیدرت بگو

    او رفت سوی حرب و نگاه تو همرهش
    از غیرت و شجاعت جنگ آورت بگو

    با ما لهوف گفت که او گفت تشنه ام
    یعنی دگر به من سخن آخَرَت بگو

    یعنی حسین رخصت پرواز را بده
    با مهر دل بکن ز من از کوثرت بگو

    با ما لهوف گفت ز اعظم قتال او
    آقا شما ز آن طرف دیگرت بگو

    در خیمه ها چه شده حال اهل بیت
    از کوچک و بزرگترین هاجرت بگو

    از زینت و سکینه و دخت سه ساله ات
    از انتظار سبزترین یاورت بگو

    آخر نهال سبز که پر پر نمی شود
    از آن نهال سبز که شد پرپرت بگو

    این تکه تکه ی بدن اکبر است و آه
    از پاره پاره ی جگر مضطرت بگو

    دیگر بس است ، صبر غزل هم تمام شد
    نازم به صبر تو ز علی اصغرت بگو

    تصاوير پيوست شده تصاوير پيوست شده
    خدای خوبم ,یار همیشگی من در همه ی لحظات بهم صبری بزرگ بده تا موفق ترین بشم و ارزوهای مامانم رو براورده کنم
    پاسخ با نقل و قول

  2. شب هشتم محرم: شهادت حضرت علی اکبر (ع)  سپاس شده توسط elnaz.t,m1392,niloofarabi,کوثر حبیبی,ساجده,طاهره خشکله

  3. ارسال:2#
    elnaz.t آواتار ها
    سلام دوستان من هم شهادت حضرت علی اکبر(ع)روخدمت شماتسلیت عرض میکنم.

    رفتی و لرزه به جان پدرت افتاده

    از نفس، خواهر من پشت سرت افتاده

    همه ی دشت پر از عطر پیمبر شده است

    هر طرف تکه ای از بال و پرت افتاده

    این فزع کردن من دست خودم نیست علی

    چشمم آخر به تن مختصرت افتاده

    یک نفر بیش نبودی که به میدان رفتی

    این همه نیزه چرا دور و برت افتاده

    نفسی تازه کن و باز دلم را خوش کن

    روی جسمت پدر مختصرت افتاده

    کوچه ای باز نمودند که راحت بزنند

    بین لشگر علم و هم سپرت افتاده

    قدری آهسته بگویید به ام لیلا

    خنجر و تیغ به جان پسرت افتاده

    شاعر:احسان محسنی فر

    ویرایش توسط elnaz.t : 2014_11_01 در ساعت 19:03
    دلیل تنهاییم راتازه فهمیدم!
    وقتی محبت کردم وتنهاشدم
    وقتی دوست داشتم وتنهاماندم
    دانستم بایدتنهاشدوتنهاماندتا\"خدا\"رافهمید...

    پاسخ با نقل و قول

  4. شب هشتم محرم: شهادت حضرت علی اکبر (ع)  سپاس شده توسط m1392,niloofarabi,کوثر حبیبی,تیرا,سلماء,ساجده

  5. ارسال:3#
    m1392 آواتار ها
    سلام.

    منم شهادت حضرت علی اکبر رو به همه دوستان تسلیت میگم.


    چرا بابا پریشونی ـ چرا بلبل نمی‌خونی

    چرا می‌روی ز پیشم ـ چرا ای گل نمی‌مونی ـ

    نظری کن تو به چشمام ـ از غمت خانه خرابم

    بنما نظر به بابا ـ‌ مرغکِ خسته‌ی خوابم

    در کنار قد خونین ـ نوحه خوانِ تو علی‌ام

    پیشِ خنده‌های دشمن ـ روضه‌ خوانِ تو علی‌ام

    فکرِ حالِ زارِ من کن ـ خنک این شرارِ من کن

    با نفس‌های دوباره ـ بیشتر این قرارِ من کن

    گشته‌ام خمیده از غم ـ ای به زخمام شده مرهم

    چه کنم بعد تو اکبر ـ من و این عظیمِ‌ ماتم
    گل و گلدسته‌ی بابا ـ مرغِ پر بسته‌ی بابا

    چه کند با تو عزیزم ـ قابِ بشکسته‌ی بابا ...





    التماس دعا
    پروردگارا: تنها تو را می پرستم وتنها از تو یاری می جویم.
    پاسخ با نقل و قول

  6. شب هشتم محرم: شهادت حضرت علی اکبر (ع)  سپاس شده توسط elnaz.t,niloofarabi,کوثر حبیبی,تیرا,سلماء,ساجده

  7. ارسال:4#
    تیرا آواتار ها
    سلام

    امشب شب ما جووناست .. شب علی اکبر (ع)
    کسیکه هر وقت امام حسین (ع) دلشون برای پیامبر (ص) تنگ میشد میگفتند آقازادشون بیانو بهشون نگاه میکردند

    چقدر این مصیبت سنگینه ...........

    نقل شده وقتی این آقازاده وارد میدان میشه همه قدیمی تر ها میگند این پیامبره (ص) ولی وقتی شروع به رجز خوانی میکنند میگند این علی اکبر (ع) هست این پسر علی (ع) هست امونش ندین .... غربت حضرت علی (ع) چقد عمیقه

    اونجاییکه از جنگ بر میگرده به پدرشون میگند پدر من تشنه ام !!!!!
    گفتن این جمله با وجود اینکه میدونستند آبی در خیمه ها نی خودش کلی فلسفه داره و نشان از عمق احساس پدر فرزندی این دو بزرگوار داره

    نحوه شهادتشون و جملات امام حسین(ع) در وصفشونم خودش کلی معنا داره












    پاسخ با نقل و قول

  8. شب هشتم محرم: شهادت حضرت علی اکبر (ع)  سپاس شده توسط elnaz.t,m1392,کوثر حبیبی,سلماء

  9. ارسال:5#
    elnaz.t آواتار ها
    به جغدی بلبلی گفتا تو در ویرانه جا داری
    من اندر بوستان بر شاخه سرو آشیان دارم



    بگردان روی از این ویران بیا با من سوی بستان

    ببین چندین هزاران سرو و کاج و ارغوان دارم



    جوابش داد ای بلبل تو را ارزانی آن گلشن

    مرا این بس که ویرانه، مأوی و مکان دارم



    اگر ویرانه بد بودی چرا پس دختر زهرا

    به ویران می نشستی که غمش آتش به جان دارم



    ای بلبل! من هم مثل تو چمن نشین بودم می دانی کی ویرانه نشین شدم؟



    گذشتم از گل احمر پس از مرگ علی اکبر

    به دل، داغ غم ناکامی آن نوجوان دارم



    تو بر سر، شورش شمشاد و یاس و ارغوان داری

    من اندر لانه دل، داغ عباس جوان دارم
    دلیل تنهاییم راتازه فهمیدم!
    وقتی محبت کردم وتنهاشدم
    وقتی دوست داشتم وتنهاماندم
    دانستم بایدتنهاشدوتنهاماندتا\"خدا\"رافهمید...

    پاسخ با نقل و قول

  10. شب هشتم محرم: شهادت حضرت علی اکبر (ع)  سپاس شده توسط m1392,کوثر حبیبی,تیرا,سلماء

  11. ارسال:6#
    سلماء آواتار ها
    • [--]نفس نیزه و شمشیر و سپر بند آمد
      ...ناگهان قلب حرم وا شد و یک مرد جوان
      مثل تیری که رها می شود از دست کمان
      خسته از ماندن و آماده رفتن شده بود
      بعد یک عمر رها از قفس تن شده بود
      مست از کام پدر بود و لبش سوخته بود
      مست می آمد و رخساره برافروخته بود
      روح او از همه دل کنده ، به او دل بسته
      بر تنش دست یدالله حمایل بسته
      بی خود از خود ، به خدا با دل و جان می آمد
      زیر شمشیر غمش رقص کنان می آمد
      یاعلی گفت که بر پا بکند محشر را
      آمده باز هم از جا بکند خیبر را
      آمد ، آمد به تماشا بکشد دیدن را
      معنی جمله در پوست نگنجیدن را
      بی امان دور خدا مرد جوان می چرخید
      زیرپایش همه کون و مکان می چرخید
      بارها از دل شب یک تنه بیرون آمد
      رفت از میسره از میمنه بیرون آمد
      آن طرف محو تماشای علی حضرت ماه
      گفت:لاحول ولاقوه الابالله
      مست از کام پدر، زاده لیلا ، مجنون
      به تماشای جنونش همه دنیا مجنون
      آه در مثنوی ام آینه حیرت زده است
      بیت در بیت خدا واژه به وجد آمده است
      رفتی از خویش ، که از خویش به وحدت برسی
      پسرم! چند قدم مانده به بعثت برسی
      نفس نیزه و شمشیر و سپر بند آمد
      به تماشای نبرد تو خداوند آمد
      با همان حکم که قرآن خدا جان من است
      آیه در آیه رجزهای تو قرآن من است
      ناگهان گرد و غبار خطر آرام نشست
      دیدمت خرم و خندان قدح باده به دست
      آه آیینه در آیینه عجب تصویری
      داری از دست خودت جام بلا می گیری
      زخم ها با تو چه کردند ؟جوان تر شده ای
      به خدا بیش تر از پیش پیمبر شده ای
      پدرت آمده در سینه تلاطم دارد
      از لبت خواهش یک جرعه تبسم دارد
      غرق خون هستی و برخواسته آه از بابا
      آه ، لب واکن و انگور بخواه از بابا--
      گوش کن خواهرم از سمت حرم می آید
      با فغان پسرم وا پسرم می آید
      باز هم عطر گل یاس به گیسو داری
      ولی اینبارچرا دست به پهلو داری؟!
      کربلا کوچه ندارد همه جایش دشت است
      یاس در یاس مگر مادر من برگشته است؟!
      مثل آیینهء در خاک مکدر شده ای
      چشم من تار شده ؟یا تو مکرر شده ای؟!
      من تو را در همه کرب و بلا می بینم
      هر کجا می نگرم جسم تو را می بینم
      ارباْ اربا شده چون برگ خزان می ریزی
      کاش می شد که تو با معجزه ای برخیزی
      مانده ام خیره به جسمت که چه راهی دارم
      باید انگار تو را روی عبا بگذارم
      باید انگار تو را بین عبایم ببرم
      تا که شش گوشه شود با تو ضریحم پسرم...

      سید حمید رضا برقعی
    خدای خوبم ,یار همیشگی من در همه ی لحظات بهم صبری بزرگ بده تا موفق ترین بشم و ارزوهای مامانم رو براورده کنم
    پاسخ با نقل و قول

  12. شب هشتم محرم: شهادت حضرت علی اکبر (ع)  سپاس شده توسط elnaz.t,m1392,کوثر حبیبی,تیرا

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •