تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




شب نهم محرم : شب تاسوعای حسینی و شهادت حضرت عباس (ع) زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:سلماء
آخرین ارسال:تیرا
پاسخ ها 4

شب نهم محرم : شب تاسوعای حسینی و شهادت حضرت عباس (ع)

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    سلماء آواتار ها

    خاندان حضرت عباس (ع):


    در سال 26 هجري قمري، حضرت عباس (ع) پايه عرصه گيتي نهاد. مادر گراميش فاطمه، دخت حزام بن خالد بن ربيعه بن عامر كلبي و كنيه اش (ام البنين) بود.
    چند سال پس از شهادت حضرت فاطمه (س) بود، كه اميرالمومنين از برادرش عقيل، كه به اصل و نسب قبايل آگاه بود، درخواست كرد زني را از دودماني شجاع براي او خواستگاري كند و عقيل، فاطمه كلابيه (ام البنين) را براي آن حضرت خواستگاري كرد و ازدواج صورت گرفت.
    اميرالمومنين (ع) از اين بانوي گرامي، صاحب چهار پسر به نامهاي عباس، عثمان، جعفر و عبدالله شد.
    عباس (ع) ازبرادران ديگرش بزرگتر بود و هر چهار برادر به امام خويش، حسين (ع) وفادار بودند و در روز عاشورا در راه آن امام جان خود را نثار كردند.
    ارادت قلبي ام البنين (س) به خاندان پيامبر (ص) آنقدر بود كه امام حسين (ع) را از فرزندان خود بيشتر دوست مي داشت؛ بطوري كه وقتي به اين بانوي گرامي خبر شهادت چهار فرزندش را دادند فرمود: مرا از حال حسين (ع) باخبر سازيد و چون خبر شهادت امام حسين (ع) به او داده شد، فرمود رگهاي قلبم گسسته شد، اولادم و هر چه زير اين آسمان كبود است، فداي امام حسين (ع).

    دوران كودكي حضرت ابوالفضل العباس (ع):

    در روزهاى كودكى عباس، پدر گرانقدرش چون آيينه معرفت، ايمان، دانايى و كمال در مقابل او قرار داشت و گفتار الهى و رفتار آسمانى‏اش بر وى تاثير مى‏نهاد. او از دانش و بينش على(ع) بهره مى‏برد. حضرت در باره تكامل و پويايى فرزندش فرمود: ان ولدى العباس زق العلم زقا; همانا فرزندم عباس در كودكى علم آموخت و به سان نوزاد كبوتر، كه از مادرش آب و غذا مى‏گيرد، از من معارف فرا گرفت.

    در آغازين روزهايى كه الفاظ بر زبان وى جارى شد، امام(ع) به فرزندش فرمود: بگو يك. عباس گفت: يك حضرت ادامه داد: بگو دو عباس خوددارى كرد و گفت: شرم مى‏كنم با زبانى كه خدا را به يگانگى خوانده ‏ام، دو بگويم.
    پرورش در آغوش امامت و دامان عصمت، شالوده ‏اى پاك و مبارك براى ايام نوجوانى و جوانى عباس فراهم كرد تا در آينده نخل بلند قامت استقامت و سنگربان حماسه و مردانگى باشد. گاه كه على(ع) با نگاه بصيرت‏ آميز خود آينده عباس را نظاره مى‏كرد، با لبختدى رضايت ‏آميز، سرشك غم از ديدگان جارى مى‏كرد و چون همسر مهربانش از علت گريه مى‏پرسيد، مى‏فرمود: دستان عباس در راه يارى حسين(ع) قطع خواهد شد.

    آنگاه از مقام و عظمت پور دلبندش نزد خداوند چنين خبر مى‏داد: پروردگار متعال دو بال به او خواهد داد تا به سان عمويش جعفر بن ‏ابى‏طالب در بهشت پرواز كند. محبت پدرى گاه على(ع) را بر آن مى‏داشت تا پاره پيكرش را ببوسد ، ببويد و با آداب و اخلاق اسلامى آشنا سازد. از اينرو لحظه‏اى عباس را از خود دور نمى‏ساخت. فرزند پاكدل على(ع) در مدت 14 سال و چهل و هفت روز، كه با پدر زيست، هميشه در حرب و محراب و غربت و وطن در كنار او حضور داشت.
    در ايام دشوار خلافت، لحظه ‏اى از وى جدا نشد و آنگاه كه در سال‏37 هجرى قمرى جنگ صفين پيش آمد، با آن كه حدود دوازده سال داشت، حماسه‏اى جاويد آفريد.

    مقام علمي حضرت عباس (ع):

    حضرت عباس (ع) در خانه اي زاده شد كه جايگاه دانش و حكمت بود. آن جناب از محضر اميرمومنان (ع) و امام حسن (ع) و امام حسين (ع) كسب فيض كردند و از مقام والاي علمي برخوردار شدند.
    لذا از خاندان عصمت (ع) در مورد حضرت عباس (ع) نقل شده است كه فرموده اند: زق العلم زقا، يعني همان طور كه پرنده به جوجه خود مستقيماً غذا مي دهد، اهل بيت (ع) نيز مستقيماً به آن حضرت علوم و اسرار را آموختند.
    علامه محقق، شيخ عبدالله ممقاني، در كتاب نفيس تنقيح المقال، در مورد مقام علمي و معنوي ايشان گفته است: آن جناب از فرزندان فقيه و دانشمندان ائمه (ع) و شخصيتي عادل، مورد اعتماد، با تقوا و پاك بود.

    مقام حضرت عباس (ع) نزد ائمه (ع):

    اگر بخواهيم مقام و منزلت حضرت عباس (ع) را از ديدگاه امامان معصوم (ع) دريابيم، كافي است به سخنان آن بزرگوار درباره حضرت عباس (ع) توجه كنيم.
    در شب عاشورا، وقتي دشمن در مقابل كاروان امام حسين (ع) حاضر شد و درراس آنها عمربن سعد شروع به داد و فرياد كرد، امام حسين (ع) به حضرت عباس (ع) فرمود:‌ برادر جان، جانم به فدايت، سوار مركب شو و نزد اين قوم برو و از ايشان سوال كن كه به چه منظور آمده اند و چه مي خواهند.

    در اين ماجرا دو نكته مهم وجود دارد يكي آنكه امام به حضرت عباس مي فرمايد: من فدايت شوم. اين عبارت دلالت بر عظمت شخصيت عباس (ع) دارد، زيرا امام معصوم العياذ بالله سخني بي مورد و گزاف نمي گويد و نكته دوم آنكه، حضرت به عنوان نماينده خود عباس (ع) را به اردوي دشمن مي فرستد.
    روز عاشورا هنگامي كه حضرت عباس (ع) از ا سب بر روي زمين افتاد، امام حسين (ع) فرمودند:‌(الان انكسر ظهري و قلت حياتي) يعني (اكنون پشتم شكست و چاره ام كم شد). اين جمله بيانگر اهميت حضرت عباس (ع) ونقش او در پشتيباني از امام حسين (ع) است.

    امام زمان (ع)، در قسمتي از زيارتنامه اي كه براي شهداي كربلا ايراد كردند، حضرت عباس (ع) را چنين مورد خطاب قرار مي دهند: السلام علي ابي الفضل العباس بن اميرالمومنين المواسي اخاه بنفسه، الاخذ لغده من امسه، الفادي له،‌الوافي الساعي اليه بمائه، المقطوعه يداه لعن الله قاتله يزيد بن الرقاد الجهني و حكيم بن طفيل الطائي.

    امام زين العابدين (ع) به عبيدالله بن عباس بن علي بن ابي طالب (ع) نظر افكند و اشكش جاري شد. سپس فرمود:‌هيچ روزي بر رسول خدا (ع) سخت تر ازروز جنگ احد نبود، زيرا در آن روز عموي پيامبر، شير خدا و رسولش حمزه بن عبدالمطلب كشته شد و بعد از آن روز بر پيامبر هيچ روزي سخت از روز جنگ موته نبود، زيرا در آن روز پسر عموي پيامبر جعفر بن ابي طالب كشته شد سپس امام زين العابدين (ع) فرمود: هيچ روزي همچون روز مصيبت حضرت امام حسين (ع) نيست كه سي هزار تن در مقابل امام حسين (ع) ايستادند و مي پنداشتند، كه از امت اسلام هستند و هر يك از آنها مي خواستند از طريق ريختن خون امام حسين (ع) به نزد پروردگار مي انداخت و ايشان را موعظه مي فرمود و كار را تا آنجا كشاندند كه آن حضرت را از روي ظلم وجور و دشمني به شهادت رساندند.

    آنگاه امام زين العابدين (ع) فرمود:‌ خداوند حضرت عباس (ع) را رحمت كند كه به حق ايثار كرد و امتحان شد و جان خود را فداي برادرش كرد تا آنكه دو دستش قطع شد. لذا خداوند عزوجل در عوض،‌ دو بال به او عطا كرد تا همراه ملائكه در بهشت پرواز كند، همان طور كه به جعفر بن ابي طالب (ع) هم دو بال عطا فرمود و به تحقيق، حضرت عباس (ع) نزد پروردگار مقام و منزلتي دارد كه روز قيامت همه شهدا به آن مقام و منزلت غبطه مي خورند.

    ايثار و جانبازي، راز و رمز تعالي حضرت عباس (ع):

    با توجه به رواياتي كه در شان حضرت عباس (ع) از ائمه عليهم السلام رسيده و در آن به ايثار و فداكاري در راه امام خويش تصريح شده است، به روشني، فضيلت و مقام آن بزرگوار آشكار مي شود. حضرت عباس (ع) فرزند كسي است كه آيه ( و من الناس يشري نفسه ابتغاء مرضات الله, بقره-207) در شانس نازل شد و از سلاله دودماني است كه اسوه ايثار و از خودگذشتگي بودند و سوره هل اتي، در شان ايثار ايشان نازل شده است.
    فداكاري، ايثار و جانبازي در اسلام و مكتب اهل بيت عليهم السلام از جايگاه ويژه اي برخوردار است؛ به طوري كه اميرمومنان در جايي ايثار را برترين فضيلت اخلاقي مي داند.

    در جايي ديگر، علي (ع) ايثار را بالاترين عبادت معرفي مي نمايد و در روايتي ديگر غايت و هدف تمام مكارم اخلاقي را ايثار و از خودگذشتگي مي داند.

    علي (ع) در قسمتي از نامه خود به حارث همداني مي فرمايد: بدان كه برترين مومنان كسي است كه در گذشتن از جان و خانواده و مال خويش از ديگر مومنان برتر باشد.
    حال در اينجا اين سوال مطرح مي شود كه، مگر ساير شهيدان از جان خود نگذشتند، پس چه چيزي حضرت عباس را از ساير شهيدان متمايز مي سازد؟

    جواب اين است كه معرفت حضرت عباس (ع) از همه شهيدان والاتر و اطاعتش از امام خويش، كاملتر بود. براساس ديدگاه اسلام و مكتب اهل بيت (ع) آنچه اعمال نيك را از يكديگر متمايز مي سازد و ارزش اعمال را متفاوت مي كند، همان معرفت و بينش و نيت شخص است و كلام پيامبر اسلام (ص) كه فرمود:
    (ضربه علي يوم الخندق افضل من عباده الثقلين) شايد ناظر به اين معنا باشد.

    در ضمن رواياتي كه در مورد ثواب و عقاب عمل به صورتهاي گوناگون و متفاوت نقل شده، به اين دليل است كه ثواب يا عذاب يك عمل معين، با توجه به معرفت و نيت عامل آن متفاوت مي شود. به عنوان مثال، ثواب زيارت امام رضا (ع) در روايتهاي معتبر به صور متفاوت نقل شده است و در بعضي روايات تصريح شده كه اين تفاوت ثواب، به دليل تفاوت در معرفت اشخاص است.
    آري حضرت عباس (ع) با كمال معرفت در راه دين و امام خويش جانبازي نمود و مراحل كمال و تعالي را طي كرد.

    القاب تابناك حضرت ابوالفضل العباس (ع)


    1. قمر بنى‏هاشم
    بهره‏ مندى بسيار عباس از جمال و جلال و سيماى سپيد و زيبا و سيرت سبز و نورانى، زمينه ‏ساز اين لقب است.

    2. باب الحوائج
    كريمى از دودمان كريمان كه چون حاجتمندى سوى او روى كند، خواسته‏ هايش را برآورده مى‏سازد.

    3. طيار
    بيانگر مقام و عظمت‏ حضرت عباس(ع) در فضاى عالم قدس و بهشت جاودان است.

    4. الشهيد
    شهادت، كه نشان نمايان ابوالفضل(ع) است و در چهره حيات او درخشندگى بسيار دارد، زمينه ‏ساز اين لقب است.

    5.سقا
    دلاورى عباس در صحنه هاى حيرت‏ آور آب‏رسانى به تشنگان، سبب اين لقب شد.

    6. عبد صالح
    لقبى كه حضرت صادق(ع) در زيارت عموى گرانقدرش بدان اشاره دارد:
    السلام عليك ايها العبد الصالح.? سلام بر تو، اى بنده صالح خدا.

    7. سپه سالار
    صاحب لواء يا سپه سالار لقب بزرگترين شخصيت نظامى است و عباس در روز عاشورا اين لقب را از آن خود ساخت.

    8. پرچمدار و علمدار
    يادآور دلاوى و حفظ لشكر در برابر دشمن است. علمدارى عباس(ع) اين لقب را برايش به ارمغان آورد.

    9. ابوقربه (صاحب مشك)، عميد (ياور دين خدا)، سفير (نماينده حجت ‏خدا)، صابر (شكيبا)، محتسب (به حساب خدا گذارنده تلاشها)، مواسى (جانباز و مدافع حق)، مستعجل (تلاشگرى مهربان در برآوردن حاجات ديگران) و ... از ديگر لقبهاى ابوالفضل است.


    شهادت عباس بن على«ع» :


    فرزند امير المؤمنين،برادر سيد الشهدا،فرمانده و پرچمدار سپاه امام حسين«ع»در روز عاشورا .عباس در لغت،به معناى شير بيشه،شيرى كه شيران از او بگريزند است.(1)مادرش«فاطمه كلابيه»بود كه بعدها با كنيه«ام البنين»شهرت يافت.على«ع»پس ازشهادت فاطمه زهرا با ام البنين ازدواج كرد.عباس،ثمره اين ازدواج بود.ولادتش را در(2)شعبان سال 26 هجرى در مدينه نوشته‏اند و بزرگترين فرزند ام البنين بود و اين چهارفرزند رشيد،همه در كربلا در ركاب امام حسين«ع»به شهادت رسيدند.وقتى امير المؤمنين شهيد شد،عباس چهارده ساله بود و در كربلا 34 سال داشت.كنيه‏اش «ابو الفضل»و«ابو فاضل»بود و از معروفترين لقبهايش،قمر بنى هاشم،سقاء،صاحب لواء الحسين،علمدار،ابو القربه،عبد صالح،باب الحوايج و...است.
    عباس با لبابه،دختر عبيد الله بن عباس(پسر عموى پدرش)ازدواج كرد و از اين ازدواج،دو پسر به نامهاى عبيد الله و فضل يافت.بعضى دو پسر ديگر براى او به نامهاى محمد و قاسم ذكر كرده‏اند.

    آن حضرت،قامتى رشيد،چهره‏اى زيبا و شجاعتى كم نظير داشت و به خاطر سيماى جذابش او را«قمر بنى هاشم»مى‏گفتند.در حادثه كربلا،سمت پرچمدارى سپاه حسين«ع»و سقايى خيمه‏هاى اطفال و اهل بيت امام را داشت و در ركاب برادر،غير از تهيه آب،نگهبانى خيمه‏ها و امور مربوط به آسايش و امنيت خاندان حسين«ع»نير بر عهده او بود و تا زنده بود،دودمان امامت،آسايش و امنيت داشتند(3).

    روز عاشورا،سه برادر ديگر عباس پيش از او به شهادت رسيدند.وقتى علمدار كربلا از امام حسين«ع»اذن ميدان طلبيد حضرت از او خواست كه براى كودكان تشنه و خيمه‏هاى بى‏آب،آب تهيه كند.ابو الفضل«ع»به فرات رفت و مشك آب را پر كرد و در بازگشت به خيمه‏ها با سپاه دشمن كه فرات را در محاصره داشتند درگير شد و دستهايش قطع گرديد و به شهادت رسيد.البته پيش از آن نيز چندين نوبت.همركاب با سيد الشهدا به ميدان رفته و با سپاه يزيد جنگيده بود .عباس،مظهر ايثار و وفادارى و گذشت بود.وقتى وارد فرات شد،با آنكه تشنه بود،اما بخاطر تشنگى برادرش حسين«ع»آب نخورد و خطاب به خويش چنين گفت:

    يا نفس من بعد الحسين هونى‏
    و بعده لا كنت ان تكونى‏
    هذا الحسين وارد المنون‏
    و تشربين بارد المعين‏
    تالله ما هذا فعال دينى‏


    و سوگند ياد كرد كه آب ننوشد.(4) وقتى دست راستش قطع شد،اين رجز را مى‏خواند :
    و الله ان قطعتموا يمينى‏
    انى احامى ابدا عن دينى‏
    و عن امام صادق اليقين‏
    نجل النبى الطاهر الأمين‏


    و چون دست چپش قطع شد،چنين گفت:
    يا نفس لا تخشى من الكفار
    و ابشرى برحمة الجبار
    مع النبى السيد المختار
    قد قطعوا ببغيهم يسارى‏
    فاصلهم يا رب حر النار


    شهادت عباس،براى امام حسين بسيار ناگوار و شكننده بود.جمله پر سوز امام،وقتى كه به بالين عباس رسيد،اين بود:«الآن انكسر ظهرى و قلت حيلتى و شمت بى عدوى».(5) و پيكرش،كنار«نهر علقمه»ماند و سيد الشهدا به سوى خيمه آمد و شهادت او را به اهل بيت خبر داد.هنگام دفن شهداى كربلا نيز،در همان محل دفن شد.از اين رو امروز حرم ابا الفضل«ع»با حرم سيد الشهدا فاصله دارد.
    مقام والاى عباس بن على«ع»بسيار است.تعابير بلندى كه در زيارتنامه اوست،گوياى آن است .اين زيارت كه از قول حضرت صادق«ع»روايت شده،از جمله چنين دارد:

    «السلام عليك ايها العبد الصالح المطيع لله و لرسوله و لأمير المؤمنين و الحسن و الحسين ...

    اشهد الله انك مضيت على ما مضى به البدريون و المجاهدون فى سبيل الله المناصحون فى جهاد اعدائه المبالغون فى نصرة اوليائه الذابون عن أحبائه...»(6)

    كه تأييد و تأكيدى بر مقام عبوديت و صلاح و طاعت او و نيز تداوم خط مجاهدان بدر و مبارزان با دشمن و ياوران اولياء خدا و مدافعان از دوستان خداست.امام سجاد«ع»نيز سيماى درخشان عباس بن على را اينگونه ترسيم فرموده است:«رحم الله عمى العباس فلقد آثر و ابلى و فدا اخاه بنفسه حتى قطعت يداه فابدله الله عز و جل بهما جناحين يطير بهما مع الملائكة فى الجنة كما جعل جعفر بن ابى طالب.و ان للعباس عند الله تبارك و تعالى منزلة يغبطه بها جميع الشهداء يوم القيامة»(7).كه در آن نيز مقام ايثار،گذشت،فداكارى،جانباز ى،قطع شدن دستانش و يافتن بال پرواز در بهشت،همبال با جعفر طيار و فرشتگان مطرح است و اينكه:عمويم عباس،نزد خداى متعال،مقامى دارد كه روز قيامت،همه شهيدان به آن غبطه مى‏خورند و رشك مى‏برند.

    عباس يعنى تا شهادت يكه تازى‏ عباس يعنى عشق،يعنى پاكبازى‏
    عباس يعنى با شهيدان همنوازى‏ عباس يعنى يك نيستان تكنوازى‏
    عباس يعنى رنگ سرخ پرچم عشق‏ يعنى مسير سبز پر پيچ و خم عشق‏
    جوشيدن بحر وفا،معناى عباس‏ لب تشنه رفتن تا خدا،معناى عباس(8)

    در زيارت ناحيه مقدسه نيز از زبان حضرت مهدى«ع»به او اينگونه سلام داده شده است:«السلام على ابى الفضل العباس بن امير المؤمنين،المواسى اخاه بنفسه،الآخذ لغده من امسه،الفادى له،الواقى الساعى اليه بمائه،المقطوعة يداه...»(9).

    كربلا كعبه عشق است و من اندر احرام‏ شد در اين قبله عشاق،دو تا تقصيرم‏
    دست من خورد به آبى كه نصيب تو نشد چشم من داد از آن آب روان تصويرم‏
    بايد اين ديده و اين دست دهم قربانى‏ تا كه تكميل شود حج من و تقديرم(10)

    پى‏نوشتها
    1ـ لغت نامه دهخدا.
    2ـ اليوم نامت اعين بك لم تنم‏ و تسهدت اخرى فعز منامها
    3ـ بحار الانوار،ج 45،ص .41
    4ـ معالى السبطين،ج 1،ص 446.مقتل خوارزمى،ج 2،ص .30
    5ـ مفاتيح الجنان،ص .435
    6ـ سفينة البحار،ج 2،ص .155
    7ـ خليل شفيعى.
    8ـ بحار الأنوار،ج 45،ص .66
    9ـ اى اشكها بريزيد،حسان،ص 210.درباره زندگى عباس بن على عليه السلام.ر.ك:«العباس بن على»،باقر شريف القرشى،214 صفحه،دار الكتاب الاسلامى.
    10ـ انصار الحسين،ص 105،تنقيح المقال،مامقانى،ج 2،ص .133
    فرهنگ عاشورا صفحه 293
    جواد محدثى‏




    شاه وفا اباالفضل، شاه وفا اباالفضل، شاه وفا اباالفضل
    اباالفضل،اباالفضل
    تو شهریاری
    فاطمه تباری
    مانند حیدر
    همتا نداری
    ای روح احساس
    رنگ و بویی از یاس
    یا كاشف الكرب
    اكشف كربی عباس
    شاه وفا اباالفضل، شاه وفا اباالفضل، شاه وفا اباالفضل
    اباالفضل،اباالفضل
    تو نور عینی
    ماه عالمینی
    تنهای تنها
    ارتش حسینی
    گُل كردی عباس
    كوه دردی عباس
    ساده بگم من
    خیلی مردی عباس
    زهرا سرشتی
    رمز سرنوشتی
    جنت نمی خوام
    تو خود بهشتی
    دل خونه ی تو
    دیوونه ی تو
    جای رقیه
    روی شونه ی تو
    هو یا ابالفضل، هو یا ابالفضل
    قد تو رعنا
    نفست مسیحا
    بر روی سینه ات
    حك شده یا زهرا
    تو با صفایی
    آخر وفایی
    عشق زینبینی
    یل كربلایی
    جانانی عباس
    بی كرانی عباس
    كشتی حسین و
    بادبانی عباس
    شاه وفا اباالفضل، شاه وفا اباالفضل، شاه وفا اباالفضل
    اباالفضل،اباالفضل


    خدای خوبم ,یار همیشگی من در همه ی لحظات بهم صبری بزرگ بده تا موفق ترین بشم و ارزوهای مامانم رو براورده کنم
    پاسخ با نقل و قول

  2. شب نهم محرم : شب تاسوعای حسینی و شهادت حضرت عباس (ع)  سپاس شده توسط anahid,elnaz.t,m1392,niloofarabi,مهدوی,کوثر حبیبی,افسونb,تیرا,ساجده

  3. ارسال:2#
    سلماء آواتار ها
    خداوندا علمدارم نیامد
    یگانه یاور و یارم نیامد
    کنار علقمه بابا چه دیدی
    عمود خیمه را از چه کشیدی
    عمو گوشوارم و کرده غارت عدو
    به قربون لبا ترک خورده عمو
    عمو جان العطش (2)
    دلاور اشجع الناسی اباالفضل
    شجاعت را تو مقیاسی اباالفضل
    تو ساقی گلستان حسینی
    تو یک دریا گل یاسی اباالفضل
    ندیده آفرینش آنچه مردی
    امید یکه تاز هر نبردی
    به چشمت کهکشان عشق و ناز است
    ببین با قلب عشاقت چه کردی
    یه پهلوون فقط اونه روی زمین
    می دونه کی بوده یل ام البنین
    ابو فاضل مدد(2)
    تو ماه هاشمیونی اباالفضل
    امید فاطمیونی اباالفضل
    پناه میری و یار حسینی
    تو عشق زینبیونی ابالفضل
    تو بر دربار عشق صاحب مقامی
    حسینی مذهب و حیدر مرامی
    اگر چه پادشاه مردمانی
    ولی بر درگه زینب غلامی
    تو سقا و سپهدار حسینی
    امیری و علمدار حسینی
    ز داغت پشت شاه دین دو تا شد
    صدای قلب غمخوار حسینی
    به قربون چشات خال روی لبات
    الهی من بشم فدای خاک پات
    زور بازوی تو خم ابروی تو
    دیوونم می کنه چشم جادوی تو
    عمو جان العطش(2)
    خدای خوبم ,یار همیشگی من در همه ی لحظات بهم صبری بزرگ بده تا موفق ترین بشم و ارزوهای مامانم رو براورده کنم
    پاسخ با نقل و قول

  4. شب نهم محرم : شب تاسوعای حسینی و شهادت حضرت عباس (ع)  سپاس شده توسط anahid,elnaz.t,m1392,niloofarabi,مهدوی,کوثر حبیبی,افسونb,تیرا,ساجده

  5. ارسال:3#
    تیرا آواتار ها

    خیلی خدارو شاکریم که ی بار دیگه توفیق داد شب تاسوعا برای ابوالفضل (ع) با وفا عزاداری کنیم به یاد همه
    گذشتگان , امام , شهدا , درگذشتگان روح همشون شاد به برکت صلواتی بر محمد و آل محمد


    گر از جـا برنخیزی بدان كارم تمامست
    ببین خیل حـرامی روان سوی خیامست
    مرو عباس من مرو عباس من مرو عباس من


    نقل از ادب و احترام عباس (ع) در محضر بچه های
    حضرت زهرا (س) خیلی زیاده

    چند جا هست عباس (ع) خیلی ادب میکنه و خجالت میکشه .. یکیش شب 21 ماه رمضان که حضرت علی (ع) تو بستر هستند
    میفرمایند همه از اطاق برند بیرون فقط بچه های زهرا (س) بمونند که عباس (ع) ادب میکنه سر مبارک رو پایین میارند برند بیرون که حضرت علی (ع) میگند عباس تو بمون که دست ایشان رو تو دست
    امام حسین (ع) میزارند و توصیه هایی بهشون میکنند.


    ی جا دیگه زمانیه که مادرشون برا آخرین بار میخواد ببینتشون و میان بغلشون کنند که عباس (ع) عقب میرند و باز ادب میکنند و به مادرشون میگند مادر , حسین (ع) مادر نداره ..........................


    ی جا دیگه زمانیه که براش امام نامه میارند ... شب مشغول نگهبانی از خیام بوده یهو ی سیاهی میبینند ... میپرسند کیستی
    ی خانومی صدا میزنه منم
    زینب (س) که عباس به خانوم میگند شما چرا تشریف آوردین میگفتین من میومدم
    حضرت زینب(س) میفرمایند : عباس شنیدم برات امان نامه اومده ... نکنه حسین (ع) رو تنها بزاری // که حضرت عباس شرمنده میشه .............

    فقط ی جا بود صدای
    یا اخا ادرک اخا از عباس (ع) بلند میشه اونم آخرین لحظه هستش حتی اون لحظه هم اشک تو چشماش جمع میشه به امام حسین (ع) میگند ایشون رو به سمت خیام نبرند (از بچه های حسین (ع) خجالت میکشیدند که آبی براشون نیاوردند)

    میگند امام حسین (ع) سر همه شهدای کربلا رو به دامن گرفتند و گریستند اما برا دو تا از
    شهدا بلند بلند گریستند که یکیشون حضرت علی اکبر (ع) بود و دیگری قمر بنی هاشم ابوالفضل

    چه خوش گفتند قدیمیا ............... روح همشون شاد



    ای اهل حرم میر علمدار نیامد


    سقای حرم سید و سالار نیامد


    علمدار نیامد علمدار نیامد




    علمدار خدانگهدار







    پاسخ با نقل و قول

  6. شب نهم محرم : شب تاسوعای حسینی و شهادت حضرت عباس (ع)  سپاس شده توسط anahid,niloofarabi,مهدوی,کوثر حبیبی,افسونb,سلماء

  7. ارسال:4#
    تیرا آواتار ها
    این نوحه عربیه متن عربی و فارسیشم میزارم . دانلود کنین قشنگه


    دانلود


    دمــــع زيـنـب عــلــى زنــــودك
    اشک زینب برای (بخاطر) دستان (بریده) توست
    جــمــر يــنـزل ...عـتـب يـحـمـل... عـلـى وعـودك
    چون گدازه آتش ...سرزنش است که تحمل میشود ...بر وعده های تو

    يـا بــو الاحــســاس... كــلام الـنـاس... يـأذيـنـي
    ای پدر احساس...سخن مردم ... می آزارادم
    عــلــى الــجــفــيـن ...اسـألـك ويـن... دلـيـنـي
    از دو دست بریده از تو می پرسم که کجایند؟(جایشان را به من نشان بده)
    يـاعـبـاس الاخـت مـهـيـوبة بخوتها...اذا جار الزمان و راد ذلتها

    ای عباس خواهر از بخت خود بیمناک است ..آنگاه که زمانه طریق ستم پیش گیردوخواری او را بخواهد
    عـجـيبة إلعدها مثلك تجري دمعتها...على عنادك تشوف عداك ضربتها
    شگفتا زینب همچون تویی را داشته باشد و گریه کند و دشمن کینه توز تو، او را کتک بزند
    يــامــن رايــة عــلــي بــيــمــنــاك
    ای که علم علی بردست راست اوست
    خــلــص صـبـري... بـعـد خـدري... اجـيـت انـخـاك
    صبرم به سر آمد ...بعد مدتی آرامش ...آمده ام تا از تو چیزی بخواهم
    يـضـي عـيـناي تعال وياي حاجيني ... على الجفين اسألك وين دليني
    ای نور چشمان من بیا وبا من سخن بگو... از دو دست بریده از تو می پرسم که کجایند؟(جایشان را به من نشان بده)
    اجـه الـسـلاب يـمي يالغيور افزع...اخت عباس قلته و ما قبل يرجع
    غارتگر آمده به پیش من . ای غیور مرد برخیز وکمکم کن ؟او گفتم که خواهر عباسم ولی قبول نکرد برگردد
    ضـحـك من شاف حالي وشاهد المدمع...يقول على النهر كفالج اتقطع
    آنکه حال مرا دید واشک جاری ام را خندید ...میگوید که در کنار نهر آب تکه تکه شد
    عــلــى الــشــاطــي يــلــيــث الــغــاب
    بر کنار ساحل ای شیر بیشه
    اجــيــت اركـض ... قـلـب يـنـبـض... ألـم وعـتـاب
    دوا
    ن دوان آمدم ...با قلبی مضطرب ...با سرزنش و سرشار از درد
    يـا زيـنـب قال اشوف الحال اعذريني ... على الجفين اسألك وين دليني
    گفت ای زینب حالت را میبینم ولی معذورم بدار...از دو دست بریده از تو می پرسم که کجایند؟(جایشان را به من نشان بده)

    يمن دقيت صدرك و آنه طاوعتك... ابد عالبال ما چانت تعوف اخــتك
    ای که دستت را به سینه زدی (به علامت قبول سرپرستی) و من اجابت کردم..فکرش را هم نمی کردم چگونه خواهرت را رها میکنی

    اجوني إلخيمتي مرعوبة حشــمتك... شفت بس إلضربني وانت ما شفتك
    به سوی خیمه من آمدند ومن بیمناکم....چون مرا میزدند تو را ندیدم
    عــجــب نــايــم يــســيــف الــمــوت
    چگونه به خواب رفته ای ای شمشیر مرگ
    ســكــن ونــك ... و لا چنـك... سـمـعـت الـصـوت
    ولـتـنـي اعداك اضل برجاك حاچيني ... على الچفين اسألك وين دليني
    دشمنان بر من غالب آمدند..هنوز به امید مدد توام ..با من حرف بزن ..یعنی از دو دست بریده از تو می پرسم که کجایند؟(جایشان را به من نشان بده)
    عـجـيـبـة شلون تقدر تبتعد عني... انا منك جزء وانت جـزء مني
    شگفتا چگونه میتوانی از من دور شوی ...در حالیکه من از توام وتو از من
    عـشـت لـيلك سهر لو ما غمض جفني... اذا قلبي انجرح قلبك يألمني
    بعد تو پلک چشمان من بروی هم نرفت...وقلبم از جراحاتی که تو دیدی به درد آمد
    يــابــو فــاضــل عــشــت ويــاي

    ای ابا الفضل ...تنها شدم
    عــمــر حــتــه... صـرت انـتـه... الـهـوا و الـمـاي

    عمرم به سر آمد
    اروح ويـاك جـمـر فـرقـاك يچويني... على الجفين اسألك وين دليني
    میروم در حالیکه از فراق تو گدازه آتشی مرا میسوزاند...یعنی از دو دست بریده از تو می پرسم که کجایند؟(جایشان را به من نشان بده)







    پاسخ با نقل و قول

  8. شب نهم محرم : شب تاسوعای حسینی و شهادت حضرت عباس (ع)  سپاس شده توسط مهدوی,کوثر حبیبی,افسونb,سلماء

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •