تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




همسر دمدمی مزاج و قهرو زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:kook
آخرین ارسال:kook
پاسخ ها 16

صفحه‌ها (2): صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

همسر دمدمی مزاج و قهرو

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:11#
    سلام
    ضمن عذرخواهی از جناب دکتر

    از نظر من انسانها از لحاظ فکری و روحیات هیچ کدام ممکن نیست که با هم شباهت صددرصدی داشته باشند
    بهترین و خوشبخت ترین زوجهای دنیا رو هم که مثال بزنیم ممکنه در مواردی با هم اختلاف نظر و عقیده داشته باشند

    پس در وجود شما و همستون تفاوتهایی از نظر روحیات و سبک زندگی و عکس العملهاتون در مواجه ی با مسائل وجود داره
    حالا چه عاملی باعث می شه که خوشبخت ترین زوجها از زندگیشون لذت می برن و همیشه بینشون احترام وجود داره؟
    پذیرش و تحمل تفاوتهایی که با همدیگر دارند، درک روحیات طرف مقابل، محبت و ابراز علاقه همیشگی حتی زبانی، کنترل خشم و احترام به همسر و مخصوصا خانواده همسر

    اگر به وجود تفاوتهای بین همدیگر پی بردین، سعی کنین بپذیرین که شما در شرایط محیطی دیگری رشد کردین و اخلاق و رفتارتون شکل گرفته و همسرتون در محیطی متفاوت با شما بزرگ شدند
    اگر چنین مسئله ای رو در نظر گرفتین، تحمل تفاوتهای بین شما و همسرتون راحتتر خواهد شد

    اگر از خلق و خو و روحیات همسرتون اطلاع دارین و درک کردین که در زمانهای مختلف و کارهای روزمره شون چه تصمیماتی می گیرند، چه رفتاری از خودشون نشون می دن، شما می تونین عکس العمل مناسب و همجهتی با ایشون داشته باشین

    عادت کنین همیشه همدیگر رو با کلمات محبت آمیز صدا کنین. حتی اگر اوقاتی که از دستشون دلخور هستین

    و نکته مهم دیگر کنترل خشم و احترام به هم در هنگاه عصبانیت هست
    ما باید همیشه در نظر داشته باشیم که شخصی که روبروی ماست چه جایگایی در زندگی ما داره؟ پدر و مادر و خانواده او، با ما چه نسبتی داره؟
    همیشه در نظر بگیریم که این بندها به هم متصلند. خانواده همسرم به همسرم متصله. جزء جدانشدنی از او هست. پس اگر به خانواده و پدر و مادر او احترام می ذارم یعنی به او احترام گذاشتم.
    همیشه مراقب باشم بدونم با چه کسی صحبت می کنم. کسی که قراره با آرامش و خوشبختی یک عمر در کنارش زندگی کنم و از زندگی مشترک با او لذت ببرم
    پس چرا بخاطر مسائلی، احترام همسرمون که چنین جایگانی باید نزد ما داشته باشه رو نگه نداریم

    در پایان این رو عرض کنم که باید صمیمیت بینتون برقرار بشه. صمیمیت هم با گفتگو اتفاق می افته. پس با خونسردی و با آرامش با هم صحبت کنین. هیچ وقت از مسائل گذشته یاد نکنین. بگین من چیزی یادم نمیاد فراموش کردم چی شده. از الان دارم زندگیم رو پیش می برم. هرچه بود گذشت
    کار دیگه ای که می تونین بکنین اینه که روشهایی که دوستان و جناب دکتر آموزش می دهند و در بخشهای مختلف انجمن بصورت کارگاهها و مقالات هست رو مطالعه کنین و از همسرتون هم صمیمانه تقاضا کنین تا با هم پیش بگیرین. بعد از اینکه رابطه تون صمیمانه شد زمان مناسب برای تقاضا است.
    بنظرم فعلا مدتی شما به روش خودتون (از طریق آگاهی ها و آموزش ها) پیش برین، تحمل کنین شرایط رو. سپس با هم همراه بشین
    انشالله خوشبت باشین
    ویرایش توسط مهدوی : 2014_11_03 در ساعت 13:10
    پاسخ با نقل و قول

  2. همسر دمدمی مزاج و قهرو  سپاس شده توسط kook,m1392,محسن عزیزی,ساجده

  3. ارسال:12#
    !سلام
    ممنون از این که وقت گذاشتید و مشکل منو مطالعه کردید. صحیح می فرمایید. اما همه ی این کار ها هم نیاز به همدلی دو طرف داره. مشاور من تو دعوای یک سال پیشمونم همین حرف شما را می زد. ولی نتیجه ای که من گرفتم این بود که بعد از این که من به راحتی بخشیدمش، بارها رفتار و حرف های اون بارشو تکرار کر. برای همین به نظرم رسید این دفعه سفت و سخت وایسم روی حرفم که باید بریم مشاوره. چون منم تا یه مدتی می تونم یه طرفه این کارایی که گفتید را بکنم، از یه جایی به بعد دیگه آدم کم میاره.
    مثال می زنم من اومدم و تکنیک های رفتار جرات مندانه را کم و بیش در برخورد با همسرم به کار بردم؛ می دونید نتیجه ش چی می شه: می گه خودت فهمیدی لحن صحبتت اشتباه بوده، عوضش کردی. من که گذاشتم رفتم خونه پدرم، تو به خودت اومدی. بدون اگه بازم با لحن قبلی صحبت کنی، همون داستان پیش میاد!
    و این وسط اصلا تقصیری از جانب خودش نمی دونه، بنابراین سعی در اصلاح خودش هم نداره. من ترسم از اینه... تجربه ش کردم تا حالا
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:13#
    اینکه همسر شما اشتباهاتشون رو قبول ندارن و هنوز هم با این لحن سعی در توجیه کارشون دارن طوریکه هنوز متوجه نیستن پیش کشیدن مشکلات خانه به خانواده پدری کار درستی نیست نشون میده هنوز بین شما و خودشون فاصله میبینن
    از نظر من وقتی همسر شما میبینه شما به توصیه مشاور یا... دارین رفتار میکنین، هرقدر هم رفتارتون درست باشه حالت شرطی و تصنعی به خودش میگیره
    خصوصا که با تهدید و زور بخواین به مشاور برین.برا همین از نظر من فعلا خودتون سعی بکنین اگه جواب نداد بعد با هم برین مشاور.
    البته بازم میگم ممکنه نظر من غلط باشه پس نظر کارشناسان و مشاورین محترم ارجحیت داره به نظر من

    اینکه اهل کتاب و مشاوره مجازی و ... نیستن هم مزید بر علت میشه که نشه به راحتی ایشون رو وارد فاز جدید خودتون کرد
    پس به نظر من اگه فرد احساساتی ای هستن از در احساسات وارد بشین
    میتونین براشون نامه بنویسین و بهشون بگین چقدر از اینکه رابطه تون به اینجا رسیده در عذابین. از اینکه خونواده ایشون متوجه اشتباهات شما شدن و خونواده شما متوجه اشتباهات ایشون. درحالیکه هر زن و شوهری محرم اسرار هم باید باشن و اجازه ندن مسائل خصوصی داخل منزل به خارج از اون کشیده بشه. دوست داشتید عزت شما پیش خونواده ها حفظ بشه و هر دو در این مسیر اشتباه کردیم و...
    هم به اشتباهات خودتون اعتراف کنین و هم غیرمستقیم بفهمونین که ایشون هم میتونن دست از اشتباهات بردارن
    از علاقه ای که روزهای اول زندگی بهشون داشتید و هنوزم دارید
    از خوبی هاشون بگین
    از اینکه دوست ندارید بخاطر چنین مسائلی رابطه شما خدشه دار بشه
    از اینکه دوست دارید مثل روز اول همه چی از نو شروع بشه بدون یادآوری گذشته. بدون پشت هم خالی کردن. بدون سرزنش و بدون عصبانیت آنی و...
    دعوتشون کنین به یک مکاتبه که در روی کاغذ با منطق بیشتر و تامل بیشتر راهکار پیدا کنین(رو کاغذ بهتره چون از گفتن جمله هایی که از قبل برنامه ریزی نشده جلوگیری میشه.حالت رسمی تر و مودبانه تر داره و ضمن اینکه اهمیت مساله براتون بیشتر میشه)
    یه بار امتحان کنین ببینین جوابهای ایشون چقدر با جواب هایی که در مکالمات شفاهی میدن و لحنشون فرق میکنه
    اینا نظر من بود منتظر دوستان دیگه هم باشین
    ویرایش توسط ساجده : 2014_11_03 در ساعت 13:49
    پاسخ با نقل و قول

  5. همسر دمدمی مزاج و قهرو  سپاس شده توسط kook,m1392,مهدوی,محسن عزیزی

  6. ارسال:14#
    ظهر نهارو با هم خوردیم ولی بدون یک کلمه حرف. البته بعد از غذا تشکر کرد. حالا با یه صدای تو دماغی اومده میگه میای امشب بریم شهر ما مراسم عزاداری و شب برگردبم؟ گفتم روش فکر می کنم. از طرفی دلم نمی خواد برم چون نه حوصله شو دارم، هم اینکه دعوای چند روز پیش ما سر همین بود و به خاطرش شب منو تها گذاشت و هم اینکه نمی دونم مادر و پدرش رو در جریان موضوعمون قرار داده یا نه، که اگه قرار داده باشه اصلا دلم نمی خواد ببینمشون.
    از طرف دیگه همه ی شما به نوعی پیشنهاد می کنید که را آشتی رو باز کنم و یخ رابطه را بشکنم. خیلی برام سخته، چه جوری می تونم از این موقعیت به نفع خودم و بهبود ارتباطمون استفاده کنم؟ (خودش می دونه چقدر از دستش دلخورم)
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:15#
    محسن عزیزی آواتار ها
    سلام

    برای دستیابی به توافق با همسرتان، و حل مساله، هر دو نیاز به صبوری و پایداری و انعطاف پذیری دارید.

    پذیرش عذرخواهی چیزی از شما کم نمی کنه، و ارتباطی به حل ریشه ای مساله نداره. شما باید به همسرتون با زبان صریح و البته ملایم بیان کنید که این تعارضات تا به حال چندین بار رخ داده و قصد شما اینه که به شکل اساسی با این مساله مواجه بشید.

    من مشاوره حضوری رو پیشنهاد می کنم، اما با این شرط که شما این روش را به عنوان ابزاری برای اثبات حق خود علیه همسرتان به کار نبرید.

    به همسرتون بگید که به نظرم ما می توانیم رابطه مون رو خیلی از اینی که هست، بهتر کنیم و تعاملات بهتری با هم داشته باشیم. من فکر میکنم هر دو اشتباهاتی داریم و با پذیرش و اصلاح آنها می تونیم خیلی با هم صمیمی تر و نزدیکتر باشیم.

    بعد خودتون به همسرتون پیشنهاد بدید و بهش بگید که به نظرم یکی از راه ها مشاوره حضوری هست. راه دیگر مطالعه کتابهای کاربردی در زمینه مشکلات و تعارضات و شیوه حل آنهاست. از ایشان هم بخواهید اگر پیشنهاداتی دارد بیان کند(نباید همسرتان احساس کند که مجبور است پیشنهادات شما را بپذیرد).

    اگر همسرتون پذیرفت که فبها. اما اگر مقاومت کرد، شما می توانید پاسخهای زیر را به ایشان بدهید:

    اگر نمی خواهی با من به مشاوره حضوری بیایی یا با هم کتب آموزشی را مطالعه کنیم، پس لطفا توضیح بده که برنامه ات برای اینکه این تعارضاتمان حل شود، چیست؟

    برایم بیشتر توضیح می دهی که چرا نمی خواهی با هم به مشاوره برویم؟ من درست متوجه نمی شوم...

    به نظر می رسه که ما بارها در مورد یک یا چند مساله مشابه، با هم جر و بحث می کنیم. من آماده شنیدن راهکارهای شما برای برون رفت از این وضعیت هستم. آیا راه حل هایی برای این مسائل داری که من از آنها اطلاعی ندارم؟

    یک مثال هم براتون میزنم.

    ببینید در خصوص همین مساله اخیرتون، میتونید با همسرتون اینگونه صحبت کنید:

    «اگر موافق باشی درباره همین موضوع اخیر با هم صحبت کنیم؟ من بدون هماهنگی با تو کسی را نمی خواهم دعوت به منزل کنم، چون کار درستی نیست. به همین دلیل من از چند روز قبل در این باره با تو صحبت کردم. راستش پیشنهاد تو در یک روز مانده به جلسه مهمانی برای من مقداری تعجب آور بود. من قبول دارم که می توانستم به تو قول ندهم و به تو حق می دهم که از دست من عصبانی شده باشی. اما آیا تو هم می پذیری که آن پیشنهاد برای من غیرمنتظره بود و نمی توانستم در لحظه پاسخ درخوری بدهم؟»

    بعد به همسرتون بگید که می توانستیم خیلی بهتر این مورد را مدیریت کنیم. سپس، سه گزینه ای که در ارسال قبلی برایتان گفتم را به همسرتان بگویید و بگویید می توانستیم یکی از این سه رویه را با موافقت دو طرفه بپذیریم و هیچ تعارضی هم پیش نیاید و اوقات تلخی پیش نیاید. من فکر می کنم تا حدودی هر دوی ما در این تعارض و مشکل نقش داشته ایم. به نظرم میرسد که می توانیم مسائلمان را راحت تر حل و فصل کنیم. نظر تو چیه؟

    چنین رویه ای رو اجرا کنید. تصور من بر اینه که شما و همسرتون می توانید با مقداری مهارت بیشتر و تمرین و انعطاف پذیری، زندگی بسیار بهتری را تجربه کنید.
    از امام علی علیه السّلام پرسيدند «خير» چيست؟ فرمود:

    خوبى آن نيست كه مال و فرزندت بسيار شود، بلكه خير آن است كه دانش تو فراوان و بردبارى تو بزرگ و گران مقدار باشد و در پرستش پروردگار در ميان مردم سرفراز باشى، پس اگر كار نيكى انجام دهى شكر خدا به جاى آورى، و اگر بد كردى از خدا آمرزش خواهى. در دنيا جز براى دو كس خير نيست: يكى گناهكارى كه با توبه جبران كند، و ديگر نيكوكارى كه در كارهاى نيكو شتاب ورزد.


    نهج البلاغه، حکمت 94
    پاسخ با نقل و قول

  8. همسر دمدمی مزاج و قهرو  سپاس شده توسط kook,m1392,مهدوی,ترنّم,ساجده

  9. ارسال:16#
    ممنون آقای عزیزی از پاسخ جامع و کاربردیتون. حتما این روش را امتحان می کنم. خیلی خیلی ممنون
    پاسخ با نقل و قول

  10. همسر دمدمی مزاج و قهرو  سپاس شده توسط m1392,محسن عزیزی,ساجده

صفحه‌ها (2): صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

کاربران دعوت شده

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •