تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




شوهرحساس و ایرادگیر زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:زهراسهرابی
آخرین ارسال:زهراسهرابی
پاسخ ها 36

صفحه‌ها (4): صفحه 2 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین

شوهرحساس و ایرادگیر

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:11#
    من اصلا دوست ندارم با پسرخالم رفت وامد کنیم ولی تاحالا جرات نکردم به شوهرم بگم رفتارپسرخالم خیلی روی شوهرم اثرمیذاره وخیلی وقتا یه چیزایی که شوهرم سرفکرش نیست وازش ایرادنمیگیره پسرخالم یادش میاره وبه یه نحوی باعث میشه شوهرم بهش بربخوره وایرادبگیره

    من اصلا دوست ندارم باپسرخالم رفت وآمد کنم ولی جرات نمیکنم به شوهرم بگم که دوست ندارم بریم خونه پسرخالم

    من اصلا دوست ندارم با ادمهای مثله پسرخالم رفت وآمد کنیم چون شوهره من یه آدمه دهن بینه وحرف بقیه مخصوصا پسرخالم خیلی روش تاثیرمیذاره وپسرخالم هم یه ادمی هست که خیلی قلدره و زنشو برده خودش میدونه
    ویرایش توسط محسن عزیزی : 2014_11_05 در ساعت 19:49
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:12#
    کوثر حبیبی آواتار ها
    سلام

    زهرا جان اگر من هم بیام فقط ضعف های یک فرد رو ببینم ،دیگه ازش خسته میشم و نوع دیدم بهش منفی میشه

    نوع دید شما به ماجرا از زاویه منفی هست و فقط دارین بدی هارو میبینید و این روش به مرور زمان شمارو افسرده تر میکنه و شرایط رفته رفته بدتر خواهد شد

    هر اتفاقی رو میشه از چند زاویه دید سعی کنید مسیر فکری تون رو تغییر بدین

    مطمئنا هر فردی به غیر از ضعف ها یه نقاط قوتی هم داره که باید اون هارو هم دید

    اگر بهتون بگم که نوع نگاه شما هم ضعف هایی در بر داره ناراحت نشید

    سعی کن همسرت رو کامل ببینی یعنی اگر ضعف هاشو میبینی خوبی هاش رو هم ببین

    حالا میخوام نقاط قوت همسرت رو برامون بشماری و لیست کنی
    بسم الله الرحمن الرحیم

    و هرگز در زمین به کبر و ناز راه مرو( و غرور و نخوت مفروش) که به نیرو زمین را نتوانی شکافت و به کوه در سربلندی نخواهی رسید.


    آیه ی 37 سوره ی اسراء
    پاسخ با نقل و قول

  3. شوهرحساس و ایرادگیر  سپاس شده توسط Far Zane,m1392,niloofarabi,مهدوی,محسن عزیزی,ترنّم,ساجده

  4. ارسال:13#
    سلام
    نامزدی قبلی شما با پسرخالتون چند وقت بود؟و علت اینکه به هم خورد چی بود؟
    در مورد اینکه با صراحت در مورد خونواده شما حرف میزنن میتونم بگم شما اگر قاطعانه و با احترام در حین آرامش و صبر برخورد کنین اون هم نه فقط مواقعی که سوژه بحثشون خونواده شما هستن، بلکه کلا هر وقت بحث نقد و بررسی اطرافیان باز میشه، اون وقت ملاحظه میکنین که به مرور زمان گلایه ها کمتر میشه
    مثلا وقتی گفتن مادرت به اندازه اون یکی داماد به من احترام نمیذاره بگین مادر من خاله شما هم هست مادرخانمت هم هست و شمام دامادشی و من بعید میدونم دامادی که فامیل هست کمتر از داماد دیگه عزیز باشه.
    اما اگه شما از موضع مقابل برخورد کنین و عصبانی بشین یا حتی یه تغییر چهره ساده بدین یا بخواین دفاع کنین ، ایشون ناخواسته متوجه حساسیت شما میشن و بدتر حرفاشونو تکرار میکنن پس تا جاییکه میتونین دفاع نکنین و روبروشون قرار نگیرین. خونسرد باشین و بجای اینکه مقابله به مثل کنین و شمام پشت سر خونواده ایشون بگین، بهشون بفهمونین از نقد و بررسی اطرافیان خوشتون نمیاد چه خونواده ایشون باشن چه خونواده شما پس حتی اگه گفته هاشون صحت داشته باشه شما مسئول رفتار دیگران نیستین و نباید زندگیتون صرف چراهای برخورد اطرافیان باشه
    ویرایش توسط ساجده : 2014_11_05 در ساعت 22:43
    پاسخ با نقل و قول

  5. شوهرحساس و ایرادگیر  سپاس شده توسط Far Zane,m1392,niloofarabi,محسن عزیزی,کوثر حبیبی

  6. ارسال:14#
    اقای محسن عزیزی اگه راهنماییم کردید وچیزی فرستادین برام نیومده وهرچیزی که هست گوشیم اجراش نمیکنه لطفا راهنماییم کنید خیلی به حرفاتون احتیاج دارم
    پاسخ با نقل و قول

  7. شوهرحساس و ایرادگیر  سپاس شده توسط Far Zane

  8. ارسال:15#
    ساجده جان قبلا که نامزد بودیم یکسال به صورتی باهم بودین که فقط خانواده هامون درحریان بودن وفامیل نمیدونستن بعدنامزدرسمی کردین ویکسال بعدش ازهم جداشدیم البته نامزدیم از طرفه خانواده خودم بهم خورده شد اون هم به هزاردلیل بود
    پاسخ با نقل و قول

  9. شوهرحساس و ایرادگیر  سپاس شده توسط Far Zane

  10. ارسال:16#
    میدونم سرتون شلوغه ولی لطفا زور بهم جواب بدید بخدا اوضاع زندگیم خیلی وخیم شده مثله خرتوگل گیرکردم نه راه پس دارم نه راه پیش
    پاسخ با نقل و قول

  11. شوهرحساس و ایرادگیر  سپاس شده توسط Far Zane

  12. ارسال:17#
    محسن عزیزی آواتار ها
    سلام

    ابتدا باید بگویم که به نظر میرسد که مشکل همسرتان در خودکم بینی او نهفته است.

    فرد خودکم بین، از آنجا که خود را دست کم می بیند، تصور می کند که دیگران نیز او را اینگونه می بینند؛ بنابراین، تعاملات دیگران با خود را بر این مبنا تفسیر و تعبیر می کند. به طور مثال، اگر در خانواده شما، به شما یا همسرتان تعارف کمتری بکنند، همسرتان همین رفتار ساده را بر مبنای دیدگاه خودکم بینی تعبیر می نماید(یعنی تصور می کند دیگران او را کم می بینند) و بنابراین واکنش خشم را ابراز می کند.

    برای برطرف نمودن این مشکل، ممکن است از خود تعریف کند، یا خود را همه چیز دان بداند و معرفی کند.

    دوست دارد همسرش هم سری در سرها داشته باشد، تا استدلالی باشد مبنی بر اینکه او کمتر از دیگران نیست، و بنابراین روی رفتارهای خانواده شما با شما حساس تر می شود و تحریک پذیری اش افزایش پیدا می کند.

    ممکن است برای مقابله با این حس ناخوشایند، غرق در رفتارهایی شود که خود را به دیگران اثبات نماید. مثلا غرق در کار و موفقیت شغلی، یا تحصیلات عالیه، یا کسب درآمد آنچنانی، یا به کرسی نشاندن حرف خود و ...

    راهکار: همسرتان را به شیوه های گوناگون، با مساله مواجه کنید و به او احساس عزّت نفس بدهید.

    اگر همسرتان به شما می گوید که خانواده ات به تو به اندازه دختر دیگرشان اهمیت نمی دهند، با آرامش به او بگویید:«ممنونم که توجه خانواده ام به من برایت مهم است، اما من چنین تصوری ندارم که خانواده ام به من کمتر توجه نشان می دهند، و مشکلی هم با این قضیه ندارم. می توانم بپرسم چه چیز این مساله باعث برآشفتگی شدید تو می شود؟»

    رویارو شدن همسرتان با مساله خودش، می تواند گامی مهم در حل مشکلش باشد.

    مساله دوم در رابطه با خود شماست.

    اینطور به نظر می رسد که آرامش و توازن و تعادل شما، در نتیجه عدم ثبات در تصمیم گیری ها و هیجان محور بودن(به جای مساله محور بودن)، و نیز به خاطر این تصور که چون خودتان خواسته اید نامزدی مجددا ایجاد شود، به هم خورده است.

    خب ما اطلاع نداریم که دلایل به هم خوردن نامزدی اول چه بوده، اما از همینجا می شود اجمالا استنباط کرد که علاوه بر دلایل دیگر، هیجان مداری شما احتمالا منجر به پذیرش به هم خوردن نامزدی، و برقراری مجدد آن شده است. این هیجان محوری را می توان در همین سایت نیز تا حدودی مشاهده کرد. عجول بودن برای دریافت پاسخ، حرف های دل بسیار که ظاهرا هیچ کجایی زده نشده اند، و تعجیل کردن برای تصمیم گیری، نشانه هایی از هیجان محوری هستند.

    راهکار: شما می توانید با کنترل و مدیریت احساسات خود، رویکرد مساله محوری را یاد بگیرید و کمتر بر مبنای هیجانات زودگذر عمل کنید و تحت تاثیر آنها قرار بگیرید.

    همچنین این تصور شما که خودتان خواستید نامزدی مجددا برقرار شود، دو تاثیر در پی داشته؛ یکی بر خودتان، و دیگری بر همسرتان.

    تاثیرش بر خودتان این بوده که باعث شده بیش از حد لازم از خواسته ها و انتظارات خود کوتاه بیایید و خود را گم کنید.

    تاثیرش بر همسرتان نیز این بوده که غرور کاذب او را ظاهرا افزایش داده است.

    راهکار: شما باید با یادگیری شیوه های حل مساله و مذاکره و رفتار جراتمندانه، از حالت انفعالی فعلی خارج شوید و رویکردی فعال در زندگی به کار ببرید. مثلا لزومی ندارد در صورتی که از رفت و آمد با پسرخاله تان بدتان می آید، هفته ای دو بار به اجبار تن به این کار بدهید. می توانید با درخواستی منطقی از همسرتان، خواسته خود را بیان کنید و مثلا هفته یا دو هفته ای یک بار به منزلشان بروید.

    مساله بعدی شیوه مواجهه شما با عصبانیت همسرتان است.

    راهکار: در این باره سعی می کنم کارگاه آموزشی قرار بدهم. پیگیر باشید.

    مساله دیگر، صحبت کردن با خانواده خودتان است.

    راهکار: سعی کنید به شکلی نسبتا غیرمستقیم با مادر خود صحبت کنید و به ایشان بگویید که در خانواده، همسرتان را بیشتر تحویل بگیرند و برایش ارزش بیشتر قائل شوند. از مادرتان بخواهید این را به عنوان یک راز بدانند، و به گونه ای عمل کنند که تصنعی نباشد.

    مورد بعدی، دعوت همسرتان به صحبت کردن با خانواده برای برطرف نمودن سوء تفاهمات است.

    اگر همسرتان درباره مشکلی پشت سر شما حرف زد، با پذیرش احساسات ناخوشایند و درک کردن هیجاناتش(نه پذیرش رفتارهای نادرست)، پس از اینکه اندکی احساساتش فروکش کرد، در وقت مناسب از او دعوت کنید با خانواده تان درباره مساله صحبت کند تا ببینید این برداشت هایش درست بوده یا نه

    پیشنهادم این است که با آرامش و صبوری بیشتری با مسائل مواجه شوید، و خود را گرفتار در دام نبینید. اینطور نیست که نه راه پس داشته باشید و نه راه پیش. با مقداری انعطاف، صبوری و افزایش مهارت، می توانید بار مشکلات را کم کنید. توقع نداشته باشید که هیچ مشکلی در زندگی مشترک وجود نداشته باشد. رویه شما در برابر مشکلات، از خود آنها مهم تر است.
    از امام علی علیه السّلام پرسيدند «خير» چيست؟ فرمود:

    خوبى آن نيست كه مال و فرزندت بسيار شود، بلكه خير آن است كه دانش تو فراوان و بردبارى تو بزرگ و گران مقدار باشد و در پرستش پروردگار در ميان مردم سرفراز باشى، پس اگر كار نيكى انجام دهى شكر خدا به جاى آورى، و اگر بد كردى از خدا آمرزش خواهى. در دنيا جز براى دو كس خير نيست: يكى گناهكارى كه با توبه جبران كند، و ديگر نيكوكارى كه در كارهاى نيكو شتاب ورزد.


    نهج البلاغه، حکمت 94
    پاسخ با نقل و قول

  13. شوهرحساس و ایرادگیر  سپاس شده توسط Far Zane,m1392,Mehrave,niloofarabi,ساجده

  14. ارسال:18#
    سلام اقای عزیزی خیلی ازتون ممنوم که باتوجه به مشغله ای که دارید بهم جواب دادید ودارید کمکم میکنید ممنومک از لطفتون
    درمورد پسرخالم که گفتید من یه باربهش گفتم از اخلاقه پسرخالم خوسم نمیاد و روی زندگیمون تاثیرمیذاره دوست ندارم خیلی باهاش رفت وآمد کنیم ولی خیلی بهش برخورد و ناراحت شد وبهم گفت تو خیلی نمک نشناسی اونااینهمه بهت محبت میکنن ولی بازم توخوشت نمیاد ازشون و من میدونم ایناحرفه تونیست وحرفه مامانت وخواهرته ودیگه اخرسرهم گفت من دوست دارم باهاشون رفت وآمد کنم تاهمیشه
    وتوباید بامن بیای وباید خودتو باشرایط وفق بدی

    پسرخالم وخانومش واقعا خیلی توی زندگیم دخالت میکنن ولی طوری حرفشونو میزنن که شوهرم نمیفهمه چون خیلی ساده س ولی من میفهمم رفتار پسرخالم وخانومش وحرفاشون خیلی روی شوهرم اثرگذاشته ولی نمیخادقبول کنه ومیگه مگه من بچه م که کسی بخاد روم اثربذاره

    نمیدونم چطوری شوهرمو از پسرخالم جداکنم

    نمیدونم چیکارکنم اگه باز بهش بگم رفت وآمد کم کنیم دوباره یه دعوا وقهری دیگه به پامیکنه وقبول نمیکنه شمابگیدچیکارکنم با این شوهره لجباز و مغرور و یه دنده م
    ویرایش توسط محسن عزیزی : 2014_11_07 در ساعت 12:15
    پاسخ با نقل و قول

  15. شوهرحساس و ایرادگیر  سپاس شده توسط Far Zane

  16. ارسال:19#
    محسن عزیزی آواتار ها
    سلام

    مشکل بزرگ شما اینه که می خواهید همسرتون رو تغییر بدید و بر این کار پافشاری می کنید.

    برچسب زدن به همسرتون هم، کمکی به حل مساله نمی کنه

    شیوه بیان و درخواست تون رو دقت کنید: شما اولا از پسرخاله تون که دوست نزدیک همسرتونه بدگویی می کنید. دوم اینکه دارید به همسرتون منتقل می کنید که قصد دارید کنترلش کنید. و سوم اینکه او رو غیرمستقیم دارید ساده(به معنای کم درک) خطاب می کنید.

    خیلی روشنه که همسرتون مقاومت نشون میده و با واکنش بدتری پاسخ شما رو میده. گرچه برخورد ایشون تند هست، اما نوع بیان درخواست شما قطعا در این برخورد مؤثر هست.

    شما برای بیان درخواست خودتون، باید بر خودتون متمرکز بشید، نه بر پسرخاله یا تاثیراتش بر همسرتون

    تمرکز شما بر تغییر دادن همسرتون هست، و زمانی که موفق به این کار نمی شید، احساس ناکامی بهتون دست میده. انتظار اینکه همسرتون با دوست نزدیکش قطع رابطه کنه انتظار بسیار بالایی هست.

    مردها مایل نیستند مورد کنترل همسرشون قرار بگیرند، اما رویه شما درست داره کنترل کردن رو پیاده میکنه. خب، طبیعیه که همسرتون مقاومت نشون بده

    از فکر جدا کردن همسرتون از پسرخاله اش بیرون بیایید.

    کاری که شما می توانید بکنید، اینه که بدون متهم کردن پسرخاله اش، بدون کنترل کردن همسرتون، و بدون بیان نیت تون از قطع رابطه با پسرخاله اش، به سادگی بگید که اینکه در هفته دوبار به منزلشون بریم برای من میسّر نیست. همین

    حالا با دقت به سوالات زیر پاسخ بدهید:

    عوامل زمینه ساز عصبانیت همسرتون چیا هستند؟

    واکنش شما نسبت به عصبانیت ایشون چی هست؟ تاثیر این واکنش بر همسرتان چیست؟

    در چه مواقعی همسرتون روی خوش و مهربانی بیشتری نشون میده؟
    از امام علی علیه السّلام پرسيدند «خير» چيست؟ فرمود:

    خوبى آن نيست كه مال و فرزندت بسيار شود، بلكه خير آن است كه دانش تو فراوان و بردبارى تو بزرگ و گران مقدار باشد و در پرستش پروردگار در ميان مردم سرفراز باشى، پس اگر كار نيكى انجام دهى شكر خدا به جاى آورى، و اگر بد كردى از خدا آمرزش خواهى. در دنيا جز براى دو كس خير نيست: يكى گناهكارى كه با توبه جبران كند، و ديگر نيكوكارى كه در كارهاى نيكو شتاب ورزد.


    نهج البلاغه، حکمت 94
    پاسخ با نقل و قول

  17. شوهرحساس و ایرادگیر  سپاس شده توسط Far Zane,m1392,niloofarabi,ساجده

  18. ارسال:20#
    وقتی به حرفاش گوش نمیکنم و یه چیزی بهم میگه قبولش نمیکنم یا یه رفتاری خلاف میلش انجام میدم یا طرفدارخانوادمومیگیرم یا از خانوادم ناراحت میشه

    معمولا وقتی عصبانی میشه من هیچی نمیگم که بدترنشه واروم میشینم یا اینکه اگه بدونم حرفش اشتباس وحرف زور میزنه میگم ایجوری نیست وبراش دلیل میارم که اشتباه میکنه ولی اکثرموقع چیزی نمیگم ومیریزم تووخودم

    اگه بخام براش توضیح بدم وبگم اشتباه میکنه عصبانیترمیشه و مثلا میگه توهم بچه همونایی واخلاقت مثله اوناست وطرفدارخانوادتی هرچی من بهش میگم قصدم طرفداری نیست ومیخام برات توضیح بدم قبول نمیکنه

    وقتی به حرفاش گوش میکنم وهرچیزی میگه هیچی نمیگم وتاییدش میکنم وقتی هرحرفی درمورد خانوادم میزنه میگم درسته و حق باتوه واشتباه ازخانوادمه وقتی هرجا دوست داره باهاش میرم خوش اخلاقه ومهربونه

    مثلا منو با خانوم پسرخالم مقایسه میکنه ومیگه مثل اون این رفتارو بکن بعد توقع داره من هیچی نگم وقتی من ناراحت میشم آتیش میگیرم از حرفش وجواب میدم میگم مقایسه نکن بدم میادبعد خودش طلبکارم میشه ومیگه خیلی تغییرکردی ودارم ازت زده میشم وخستم کردی وکاری نکن بهم بزنم نامزدیمونو واز این حرفا

    خیای زور داره که مقصرنباشی و ازت طلبکاربشن وهمچین حرفایی بهت بزنن تازه وقتی هم میگم ناراحت میشم نگو که بهم میزنم نامزدیمونو میگه از اخلاقت خسته شدم والل من دیگه نمیدونم چیکارکنم خسته شدم همش باهم دعوا داریم یامن باید کوتاه بیام یا اگه جپاب بدم ایجوری میشه وبه جاهای باریک میکشه وبعد م میگه اینا حرفای توتیست حرفای مامانت و خواهرته
    ویرایش توسط محسن عزیزی : 2014_11_07 در ساعت 18:40
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (4): صفحه 2 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •