تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




شوهرحساس و ایرادگیر زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:زهراسهرابی
آخرین ارسال:زهراسهرابی
پاسخ ها 36

صفحه‌ها (4): صفحه 4 از 4 نخستنخست ... 234

شوهرحساس و ایرادگیر

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:31#
    محسن عزیزی آواتار ها
    سلام

    پیشگویی هم که بلدید. ما که هنوز حرفی نزدیم.

    خب اول بگید که از زمانی که تاپیک رو ایجاد کرده اید، تا کنون چند مورد از پیشنهادات رو اجرا کرده اید؟ بیان کنید کدوم موارد رو ظرف چند مدت اجرایی کردید و کدومها رو اجرا نکردید؟

    دوم، اینکه بیان کنید در مدتی که احساس می کنید همسرتون درگیر افسردگی شده، تعاملتون باهاش چگونه بوده؟ آیا سرزنش و غرزدن و توصیه رو انجام می دهید و یا رویه دیگری رو در پیش گرفته اید؟

    سوم، همسرتون چگونه شرایطی دارند؟(وضعیت تحصیل، سربازی، و کارهایی که بلدند انجام بدهند و همچنین علایق شون رو بیان کنید).

    چهارم، آیا خانواده شما یا خودشون هم در خصوص اشتغال ایشان با همسرتان صحبتی داشته اند؟ واکنش همسرتون چی بوده؟

    لطفا در یک ارسال، پاسخ ها رو بیان کنید و تکه تکه ارسال نکنید. متشکرم
    از امام علی علیه السّلام پرسيدند «خير» چيست؟ فرمود:

    خوبى آن نيست كه مال و فرزندت بسيار شود، بلكه خير آن است كه دانش تو فراوان و بردبارى تو بزرگ و گران مقدار باشد و در پرستش پروردگار در ميان مردم سرفراز باشى، پس اگر كار نيكى انجام دهى شكر خدا به جاى آورى، و اگر بد كردى از خدا آمرزش خواهى. در دنيا جز براى دو كس خير نيست: يكى گناهكارى كه با توبه جبران كند، و ديگر نيكوكارى كه در كارهاى نيكو شتاب ورزد.


    نهج البلاغه، حکمت 94
    پاسخ با نقل و قول

  2. شوهرحساس و ایرادگیر  سپاس شده توسط niloofarabi,مهدوی

  3. ارسال:32#
    سلام آقای عزیزی ببخشید بخاطر تاخیرم برا جواب دادن
    این مدت که افسرده شده بود خیلی باهاش کنارمیومدم هرچی میگفت هیچی بهش نمیگفتم همش بهش امید ودلداری میدادم که وضعیتت درست میشه مشکلای مالیمون برطرف میشه و از این حرفا میزنم بهش ولی اصلا حرفام روش اثرنمیکرد منم روانی شدم دیگه داغون شدم همش غر همش نق همش بهونه گیری
    تحصیلات شوهرم دیپلمه سی سالشه سربازی هم رفته کارخاصی بلدنیست چون همیشه توو آژانس کارکرده وهیجوقت نرفته دنبال یادگرفتن چیزی
    الان هم حاظرنیست یکم سختی تحمل کنه وبره جاهایی مثل عسلویه و بندرعباس کارکنه طرز فکرش اینه که مگه من چندسال زنده ام که بخام ایقد سختی بکشم
    میگه من خودمو داغون وپیرکنم بخاطر خوشیه زن وبچه وقتی این حرفارو میزنه دیوونه میشم خیلی بهم فشار میاد ولی هیچی نمیگم که آقا بهش برنخوره خسته شدم واقعا آقای عزیزی بیش ازحد آدم بی منطق ویه دنده و خود رآی هست اصلا به حرف من هیچ اهمیتی نمیده
    خانواده من درحالیکه اینقد بخاطربیکاری شوهرم ناراحت هستن و همش به من غر میزنن ولی به شوهرم هیچی نمیگن و حرف کار رو پیشش نمیزنن
    آقای عزیزی من به اکثر راهنماییاتون عمل کردم ولی شوهرمن خیلی بابقیه مردا متفاوته وبیش از حد زودعصبانی میشه و بی منطقه و فقط حرفای خودشوخانوادشو قبول داره من خیلی ناراحتم همش سرم داد میزنه وقتی عصبانیه بهم فحش میده و بی احترامی میکنه چندبارهم توی عصبانیت بهم گفته ازت متنفرم بعدش هم که من میگم بخاطر این حرفات ناراحتم میگه حالا من توعصبانیت یه چیزی گفتم وجدی نبوده ولی باز که دعوامون میشه همون حرفارو.میزنه وسرم دادوبیداد میکنه چندبار به مرحله ای رسیدم که بهش گفتم بیابریم پیش یه مشاور ولی نمیادمیگه من ازصدتا مشاوربیشتر واردم
    خسته ام کرده بخداخیای کوتاه میام هرچی میگه باهاش کنارمیام طوریکه همه بهم میگن شدم برده ی شوهرم ولی اون قدر نمیدونه وهمش میگه به حرفام گوش نمیکنی
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:33#
    محسن عزیزی آواتار ها
    سلام

    اگر تصور می کنید همسرتون درگیر افسردگی شده اند، تاپیک زیر رو ملاحظه کنید:

    کمک به همسرم؛ به نظرم افسرده هست

    خانم سهرابی؛

    سرمایه گذاری شما به نظر میرسه که به حیطه مسئولیت های مرتبط با همسرتون هم داره کشیده میشه. تامین درآمد منزل، و دادن خرجی زن و فرزند، وظیفه مرد است. بنابراین، شما در این خصوص:

    به جای ایشان احساس مسئولیت نکنید.
    به جای ایشان استرس کار نداشتن را متحمل نشوید.
    به جای او وظایفش را انجام ندهید.
    به جای ایشان به دیگران جواب پس ندهید.

    اگر خانواده درباره کار همسرتان به شما فشار می آورند، در آرامش با آنها صحبت کنید، و بگویید این مساله مربوط به همسرم است.

    در رابطه با همسرتان:

    مدام حرف های نیش دار، یا طعنه، یا تکراری مرتبط با دنبال کار گشتن نزنید.
    زمینه های عصبانی شدن او را شناسایی کنید و از آن پیشگیری نمایید.
    آگاه باشید که در زمان عصبانیت، بخش منطقی غیرفعال می شود و بنابراین صحبت های این بازه زمانی را مورد توجه قرار ندهید و به آنها فکر نکنید.
    گاهی از شوخی استفاده کنید. مثلا وقتی می گوید «من مگه چقدر زنده ام که بخواهم برای زن و بچه برم عسلویه؟!»، در جواب با لبخند بگویید: «میخوای من پاشم برم عسلویه یه وقت سختی نکشی عزیزدلم!». نحوه بیانتون به گونه ای باشه که حاکی از طنز باشه
    در صورتی که فرصت کاری را کسی پیشنهاد کرد، صرفا پیشنهاد بدهید و نه اینکه با حالت تحکم، بخواهید که او حتما بپذیرد.
    هرگونه حرکت او در راستای یافتن شغل را تشویق کنید و نشان دهید که شاد شده اید که در پی کار است.
    با هیچکس او را مقایسه نکنید.

    قبلا هم تصور میکنم بهتون گفته بودم. تعادل رو حفظ کنید. الان به گونه ای رفتار می کنید که این طرف بوم شما برده شدن و پذیرش مسئولیت های همسرتون هم هست، و اون طرف بوم غر و نق و بهانه گیری. اینها جزو توصیه های ما نبوده. کارگاه آموزشی ارتباط سالم بین همسران رو مرور کنید. با دقت به نکته ها عمل کنید.
    از امام علی علیه السّلام پرسيدند «خير» چيست؟ فرمود:

    خوبى آن نيست كه مال و فرزندت بسيار شود، بلكه خير آن است كه دانش تو فراوان و بردبارى تو بزرگ و گران مقدار باشد و در پرستش پروردگار در ميان مردم سرفراز باشى، پس اگر كار نيكى انجام دهى شكر خدا به جاى آورى، و اگر بد كردى از خدا آمرزش خواهى. در دنيا جز براى دو كس خير نيست: يكى گناهكارى كه با توبه جبران كند، و ديگر نيكوكارى كه در كارهاى نيكو شتاب ورزد.


    نهج البلاغه، حکمت 94
    پاسخ با نقل و قول

  5. شوهرحساس و ایرادگیر  سپاس شده توسط niloofarabi,sadaf21,مهدوی

  6. ارسال:34#
    ممنونم ازتون که لحظه به لحظه بهم کمک میکنید آقای عزیزی من خیلی تحت فشارم از یک طرف این رفتارهایی که بهتون گفتم که شوهرم انجام میده از طرف دیگه هم رفتار های خانوادم وفقط من این وسط گیر کردم وداغونم کردن
    مثلا خانواده من میگن وام ازدواج رو میخایم شوهرم هم میگه نمیدم بهشون چون میخام باهاش کار شروع کنم وچرا از داماد بزرگتون وام ازدواج رونگرفتن ازمن میخوان بگیرن
    یا برا عروسیمون که بالاخره راضی شد عروسی بگیره حالا میگه من برا هیچکدوم از کارای عروسی به خانوادت اجازه نمیدم دخالت کنن من هم میدونم که اگه اینکارو انحام بده خانوادم دیگه منو داغون میکنن
    بین این لج لجبازیها من گیرکردم ونمیدونم چیکار کنم یا من اطلاعاتم درمورد زندگی مشترک خیلی کمه یا زندگیم خیلی مشکل داره لطفا راهنماییم کنید

    مامانم وخواهرم همش بهم کنایه وتیکه میزنن خیلی برام این رفتارا سخت وغیرقابل تحمل شده دیگه تحمل شرایط خونمون خیلی برام سخت شده همش خواهرم ومامانم بهم سرکوفت میزنن
    ویرایش توسط محسن عزیزی : 2015_03_08 در ساعت 17:16
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:35#
    محسن عزیزی آواتار ها
    شما نیاز به مدیریت احساسات، کنترل هیجانی، بهبود مهارت های ارتباطی، و ارتقای هوش هیجانی دارید.

    کارگاه زیر رو مطالعه کنید:

    کنترل احساسات

    از زمان آغاز تاپیک تا به حال، نگاه کنید که چقدر مسائل متنوعی مطرح شده اند. مطمئن باشید تا پایان عمر هم از این دست مسائل در زندگی وجود دارند. اگر تصورتان این باشد که زندگی باید همواره بر وفق مراد باشد، هیچ مساله ای وجود نداشته باشد، و همه مطابق با خواسته های شما عمل نمایند، باید بگویم که معنای زندگی را درست درنیافته اید. آنچه به آن نیاز دارید مهارت های زندگی نظیر حل مساله، خودکنترلی و ... است.

    فاجعه پنداری و بزرگ نمایی مسائل که از خطاهای شناختی است در شما به وفور مشاهده می شود.

    بیش از هر چیز نیاز دارید روی خودتون کار کنید تا اینگونه موارد اینقدر شما رو برآشفته نکنه. انتقال حرف خانه نزد همسر یا بالعکس، و برخی رفتارهای نادرست منجر به این میشه که پای دخالت خانواده ها در زندگی مشترک شما باز بشه. اگر می بینید که دخالت خانواده داره برای زندگی تون دردسر میشه، از همین حالا با قاطعیت(و البته حفظ احترام) جلوی دخالت رو بگیرید.

    با جست و جوی کلیدواژه هایی که در متن برجسته هست، و با مطالعه مقالات بخش خانواده و مهارت های روابط بین همسران، آنها رو عملا سعی کنید در زندگی پیاده سازی نمایید.

    پیشنهاد می کنم برای تقویت خود و مهارت ها، حضورا نزد روانشناس مراجعه کنید.
    از امام علی علیه السّلام پرسيدند «خير» چيست؟ فرمود:

    خوبى آن نيست كه مال و فرزندت بسيار شود، بلكه خير آن است كه دانش تو فراوان و بردبارى تو بزرگ و گران مقدار باشد و در پرستش پروردگار در ميان مردم سرفراز باشى، پس اگر كار نيكى انجام دهى شكر خدا به جاى آورى، و اگر بد كردى از خدا آمرزش خواهى. در دنيا جز براى دو كس خير نيست: يكى گناهكارى كه با توبه جبران كند، و ديگر نيكوكارى كه در كارهاى نيكو شتاب ورزد.


    نهج البلاغه، حکمت 94
    پاسخ با نقل و قول

  8. شوهرحساس و ایرادگیر  سپاس شده توسط niloofarabi,sadaf21,مهدوی,ریحـانه

  9. ارسال:36#
    شمادرست میگید من خیلی زود بهم میریزم و هیجانیم ولی آقای عزیزی من راهکار مقابله با مشکلاتمو بلدنیستم وهردقیقه شوهرم یا خانوادم یه بحثی ویه دردسری دارن که اعصاب من خورد بشه مثلا الان شوهرم میگه من به هیچ وجه برات عروسس نمیگیرم وخاستی میریم ماه عسل نخاستی هم بگوبابات برات عروسی بگیره ومن نمیتونم از طرفی هم من به هبچ وجه نمیتونم به عروسی نگرفتن فک. کنم وخانوادم هم به هیچ وجه به ماه عسل رضایت نمیدن لطفابهم نگید که راضی بشو وعروسی نگیر چون من حاظرم همه سختی بکشم ولی حشن داشته باشیم به شوهرم میگم خودم میرم سرکار وقسط وام عروسی روخودم میدم وتوهزارتومانش هم نمیخاد بدی ولی لج کرده میگه من اگه از گشنگی بمیرم هم نمیذارم بری سرکار منم زنم مثل بقیه دخترا آرزو عروسی دارم نمبتونم بدون جشن ازدواج کنم توروخدت راهنماییم کنید چیکار کنم
    الان گیر داده میگه یاخودت به خانوادت میگی عروسی نمیگیریم یاخودم بهشون میگم منم میدونم باز ناراحتی پیش میاد ودودش تو چشم خودم میره
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (4): صفحه 4 از 4 نخستنخست ... 234

کاربران دعوت شده

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •