تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




با خودم حرف میزنم زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:faeze73
آخرین ارسال:joncofy
پاسخ ها 9

با خودم حرف میزنم

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    سلام من بیست سالمه و مشکلم اینه که من مدام با خودم حرف میزنم میخندم عصبی میشم خاطره تعریف میکنم و کلا مدام در همین حالتم.تمام وقتم گرفته شده و به درسام نمی رسم. کلا تصورات وتخیلات خیلی بالایی دارم.از بچگی هم این طوری بوده ام. تو خیابون و سر کلاس هم با خودم حرف میزنم.کلی کار عقب افتاده دارم.فیلم و سریال هم نمیتونم نگاه کنم با بازیگراش حرف میزنم. خسته شدم باید چیکارکنم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    پاسخ با نقل و قول

  2. با خودم حرف میزنم  سپاس شده توسط A@92,Far Zane

  3. ارسال:2#
    piroo آواتار ها
    سلام دوست عزیز
    به همیاری خوش آمدید
    لطفا به سوالات زیر پاسخ دهید تا بهتر بتوان کمک کرد:
    1) چند وقته این حالت را دارید؟
    2) ایا در این مدت برای شما اتفاقی افتاده است؟
    3) در خانواده چه طور هستید؟
    4) ایا زمانی که باخود حرف میزنید احساس می کنید فرد دیگری هم در کنار شما هست؟
    5) آیا حرف زدنتون مشخص است یا تو دلتون حرف میزنید؟
    موفق باشید.
     چشم دل باز کن که جان بینی                       آنچه نادیدنی ست آن بینی                                                         خدایا نگهبانی چون تو دارم و باز هم نا امیدم ؟ 
    پاسخ با نقل و قول

  4. با خودم حرف میزنم  سپاس شده توسط A@92,faeze73,Far Zane,m1392,niloofarabi,ساجده

  5. ارسال:3#
    نقل قول نوشته اصلی توسط piroo نمایش پست ها
    سلام دوست عزیز
    به همیاری خوش آمدید
    لطفا به سوالات زیر پاسخ دهید تا بهتر بتوان کمک کرد:
    1) چند وقته این حالت را دارید؟
    2) ایا در این مدت برای شما اتفاقی افتاده است؟
    3) در خانواده چه طور هستید؟
    4) ایا زمانی که باخود حرف میزنید احساس می کنید فرد دیگری هم در کنار شما هست؟
    5) آیا حرف زدنتون مشخص است یا تو دلتون حرف میزنید؟
    موفق باشید.
    من تقریبا از بچگی این مشکلو داشتم ولی نه به شدت الان.من همه شخصیت ها رو کنار خودم میبینم و حتی بعضی مواقع تو خیابون که راه میرم احساس میکنم که همراهم هستن.حرف زدنم هم مشخصه ولی تو تنهایی نه در حضور جمع. من خواهری دارم که از خودم باهوش تر و موفق تر بوده و دو سال از من کوچیک تره و چون بچه که بودیم همیشه مرکز توجه بوده من هم توی خیالات خودم واسه خودم تعریف میکردم و این مساله تا الانم ادامه پیدا کرده و کسایی که باهاشون صحبت میکنم اکثرا جنس مخالف هستن
    پاسخ با نقل و قول

  6. با خودم حرف میزنم  سپاس شده توسط A@92,Far Zane

  7. ارسال:4#
    Far Zane آواتار ها
    دوست عزیزم سلام

    واقعا جالبه منم بعضی وقتها این حالتهارو دارم...یعنی با خودم حرف میزنم و بعضی وقتا میخندم ک باعث میشه مامانم تعجب کنه بگه با کی داری حرف میزنی...منم مجبورم بگم با هیچ کسی یاد ی چیزی افتادم خندم گرفت.
    نظر من اینه سعی کن وقتی این حالت میاد سراغت سریع خودنو با ی کار دیگه سرگرم کنی...
    ببین به چ کاری علاقه داری..مثلا اگه به کتاب خوندن علاقه داری سعی کن کنار درس خوندنت کتابم بخونی....
    ورزش کردن یادت نره.حتی شده روزی ی ربع.
    خب عزیزم چرا اینجوری فکرنمیکنی چون خواهرت ازت کوچکتر هست خانواده دارن بهش کمک میکنن یا بهتره بگم دارن ازش حمایت میکنن؟منظورم اینه ک چرا فکر نمیکنی روی شما ی حساب دیگه ای باز کردن؟؟
    شما فرزند ارشدین؟؟؟
    مثلا من خودم چون فرزند اولم و ارشد همیشه از این گلایه داشتم ک چرا مامان و بابام برادرم هرچی میخواد براش زود فراهم میکنن...بعد دیدم ک طرز فکرم اشتباهه...چون اونا برای منم همینکارو میکنن...من هرچی بخوام شاید بیشتر و بهتر برام فراهم کنن...
    شما هم حالا برای ی رقابت خوب و سالم با خواهرت آماده شو.سعی کن خودتو با خودت مقایسه کنی.تو تویی و خواهرتم خودشه...
    سعی کن اهدافتو مشخص کنی...
    موفق باشی دوستم
    خدایا

    کودکان گل فروش را میبینی ؟

    مردان خانه به دوش

    دخترکان تن فروش

    واعظان دین فروش

    پسران کلیه فروش

    انسانهای آدم فروش

    همه را میبینی؟

    میخواهم یک تکه آسمان کلنگی بخرم ، دیگر زمینت بوی زندگی نمیدهد!!!
    پاسخ با نقل و قول

  8. با خودم حرف میزنم  سپاس شده توسط A@92,m1392,niloofarabi,ساجده

  9. ارسال:5#
    نقل قول نوشته اصلی توسط Far Zane نمایش پست ها
    دوست عزیزم سلام

    واقعا جالبه منم بعضی وقتها این حالتهارو دارم...یعنی با خودم حرف میزنم و بعضی وقتا میخندم ک باعث میشه مامانم تعجب کنه بگه با کی داری حرف میزنی...منم مجبورم بگم با هیچ کسی یاد ی چیزی افتادم خندم گرفت.
    نظر من اینه سعی کن وقتی این حالت میاد سراغت سریع خودنو با ی کار دیگه سرگرم کنی...
    ببین به چ کاری علاقه داری..مثلا اگه به کتاب خوندن علاقه داری سعی کن کنار درس خوندنت کتابم بخونی....
    ورزش کردن یادت نره.حتی شده روزی ی ربع.
    خب عزیزم چرا اینجوری فکرنمیکنی چون خواهرت ازت کوچکتر هست خانواده دارن بهش کمک میکنن یا بهتره بگم دارن ازش حمایت میکنن؟منظورم اینه ک چرا فکر نمیکنی روی شما ی حساب دیگه ای باز کردن؟؟
    شما فرزند ارشدین؟؟؟
    مثلا من خودم چون فرزند اولم و ارشد همیشه از این گلایه داشتم ک چرا مامان و بابام برادرم هرچی میخواد براش زود فراهم میکنن...بعد دیدم ک طرز فکرم اشتباهه...چون اونا برای منم همینکارو میکنن...من هرچی بخوام شاید بیشتر و بهتر برام فراهم کنن...
    شما هم حالا برای ی رقابت خوب و سالم با خواهرت آماده شو.سعی کن خودتو با خودت مقایسه کنی.تو تویی و خواهرتم خودشه...
    سعی کن اهدافتو مشخص کنی...
    موفق باشی دوستم
    من الان هیچ حس رقابتی نسبت به خواهرم ندارم ولی اون موقع که بچه بودم متوجه نبودم و با خودم حرف میزدم که الان دیگه نمیتونم کنترلش کنم
    پاسخ با نقل و قول

  10. با خودم حرف میزنم  سپاس شده توسط A@92,Far Zane,m1392

  11. ارسال:6#
    Far Zane آواتار ها
    نقل قول نوشته اصلی توسط faeze73 نمایش پست ها
    من الان هیچ حس رقابتی نسبت به خواهرم ندارم ولی اون موقع که بچه بودم متوجه نبودم و با خودم حرف میزدم که الان دیگه نمیتونم کنترلش کنم
    میتونی کنترل کنی فقط باید راهشو متوجه بشی و تلاش کنی و صبر داشته باشی...
    خب تاحالا کاری کردی ک این حالتت کمتر بشه؟؟؟
    توی اینترنت سرچ کردی؟؟؟
    باید دانشجو باشی.اگه آره ک چ رشته ای؟ ترم چند؟ چوون هم سن هستیم این سوالو میپرسم.
    دوست صمیمی داری ک بتونی باهاش راحت حرف بزنی؟
    خدایا

    کودکان گل فروش را میبینی ؟

    مردان خانه به دوش

    دخترکان تن فروش

    واعظان دین فروش

    پسران کلیه فروش

    انسانهای آدم فروش

    همه را میبینی؟

    میخواهم یک تکه آسمان کلنگی بخرم ، دیگر زمینت بوی زندگی نمیدهد!!!
    پاسخ با نقل و قول

  12. با خودم حرف میزنم  سپاس شده توسط faeze73,m1392,niloofarabi

  13. ارسال:7#
    سلام
    ببین فقط سعی کن تنها نباشی وخودتومشغول کنی همیشه سرگرم کن خودتوتاکمتربری سراغ این حالتت این حالتت به دلیل تنهایی بیش ازحده وسکوتت همه حرفات تلنبارمیشن ومجبورمیشی اینطوری اوناروازذهنت خارج کنی
    پاسخ با نقل و قول

  14. با خودم حرف میزنم  سپاس شده توسط faeze73,Far Zane,m1392,niloofarabi,ساجده

  15. ارسال:8#
    yas64 آواتار ها
    فائزه جان سلام
    جدا از صحبت دوستان منم یه پیشنهاد دارم که میشه گفت کاربردیه ،با تمرین میتونی ذهنتو منتقل کنی به کاغذ همیشه یه کاغذ و قلم داشته باش،هروقت افکارت سراغت اومدن شروع کن به نوشتن، تمام داستان ذهنت رو روی کاغذ بیار،اینقدر بنویس تا تخلیه بشی ،شاید توی ذهنت بیاد من از صبح تا شب زیاد فکر میکنم ولی بازم بنویس،به مرور زمان و تمرین ، انتقال افکار ذهنیت به کاغذ باعث میشه دیگه بلند بلند فکر نکنی و ازین بابت که باعث تعجب و یا تمسخر دیگران قرار بگیری دیگه اذیت نشی
    اگه یه زمان کاغذو قلم نداشتی و افکار و داستان های ذهنت سراغت اومدن خودتو به کاری مشغول کن و سریع ازون حالت خارج شو و سعی کن ذهنت رو کنترل کنی و اجازه پیش روی داستان رو بهش ندی
    فائزه خانم این مساله ناراحت کننده و نگران کننده ای نیست عزیزم اکثر ما آدما این خصوصیت رو داریم حالا با درجه بندی شدت مختلف یکی کمتر یکی بیشتر
    موفق باشی عزیزم
    همیشه سخت ترین نمایش به بهترین بازیگر داده میشود
    شاکی نباش شاید تو
    بهترین بازیگر خدایی ...!
    پاسخ با نقل و قول

  16. با خودم حرف میزنم  سپاس شده توسط faeze73,Far Zane,m1392,niloofarabi,ساجده

  17. ارسال:9#
    نقل قول نوشته اصلی توسط faeze73 نمایش پست ها
    مشکلم اینه که من مدام با خودم حرف میزنم و یا شخصیت ها رو کنار خودم میبینم و حتی بعضی مواقع تو خیابون که راه میرم احساس میکنم که همراهم هستن.
    وقتی نوشته های شما را خوندم یاد فیلم یک ذهن زیبا افتادم و بیماری که اون داشت خدای ناکرده من نمیگم شما حالت های اولیه این بیماری را دارید
    ولی بهتره روی مشکلت کار کنی و علتشو پیدا کنی که بعد مشکل ساز نشه برات
    پاسخ با نقل و قول

  18. با خودم حرف میزنم  سپاس شده توسط faeze73,Far Zane,niloofarabi

کاربران دعوت شده

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •