تامّلی در نقش عقل و عشق(احساس) در ازدواج

آیا درست است که می گویند عاقلانه انتخاب کنید، عاشقانه زندگی کنید؟

این پرسش از سؤال های بسیار مهم جوانان امروز است که در پاسخ به آن باید گفت:

اوّل: نیاز به عقل و احساس، پیش از ازدواج و پس از ازدواج

ما پیش از ازدواج و پس از آن نیازمند به اندازه ای از احساس هستیم؛ همان طور که پیش از ازدواج و پس از آن به استفاده از عقل نیاز داریم. برخی فکر می کنند قبل از ازدواج فقط باید با عقل پیش رفت؛ یعنی همین اندازه که طرف مقابل، معیارهایمان را داشت، نیاز به چیز دیگری نیست و می توان ازدواج کرد؛ در حالی که احساسِ تمایل به طرف مقابل هم مساله مهمّی است که باید پیش از ازدواج باشد. وقتی شما معیارهای عاقلانه خود را در طرف مقابل یافتید، باید این احساس در شما ایجاد شود که دوست داشته باشید او همسرتان شود؛ البته در این مرحله لازم نیست انسان عاشق دل باخته شود؛ ولی باید علاقه مند به این ازدواج شده باشد.

دوم: احساس سطحی یا احساس عاقلانه؟

برخی معتقدند که پسندیدن کافی است. همین که طرف مقابل به دل انسان نشست، می توان به او پاسخ مثبت داد.

این تفکّر، برخاسته از عدم شناخت احساس ها است. به هر احساسی نمی توان اعتماد کرد. برخی از احساس ها بسیار سطحی بوده و با دیدن یک قیافه زیبا، شنیدن یک صدای جذّاب یا مشاهده یک رفتار پسندیده ایجاد می شود. به این احساس ها نمی توان اعتماد کرد. این احساس ها به همین راحتی که آمد، به همین راحتی و حتی راحت تر از این خواهد رفت. دلیل ناپایداری این احساس ها همین سطحی بودن آن است. جواب بدون این که با شخصیت حقیقی طرف مقابل آشنا شود، به او دل بسته، اما پس از ازدواج، با شخصیت حقیقی او آشنا می شود. پیش از ازدواج با دیدن یک چهره زیبا احساسی در دلش ایجاد می شود که نمی تواند با آن مبارزه کند. با اعتماد به همین احساس ازدواج می کند؛ اما پس از ازدواج وقتی با مراوده دائمی با همسر، جذابیت قیافه کارایی خود را از دست می دهد، به دنبال عواملی می گردد که بتواند به بهانه آن به همسرش علاقه مند بماند؛ غافل از آنکه نمی توان همیشه این عوامل را پس از ازدواج پیدا کرد.

احساس قابل اعتماد، آن است که پس از گفت و گو و تحقیق و به عبارت دیگر پس از شناخت نسبتا کاملی از طرف مقابل پدید می آید. ما نام این احساس را «احساس عاقلانه» می گذاریم؛ احساسی که با تفکّر در شخصیت طرف مقابل ایجاد شده است. این احساس، بسیار قابل اعتماد بوده و به این راحتی از بین نمی رود. احساس سطحی، داغ، ولی احساس عاقلانه پخته است. داغ سرد می شود؛ اما پخته خام نمی شود. شاید درجه حرارت احساس سطحی در ابتدا بسیار بالا باشد و حتی با احساس عاقلانه قابل مقایسه نباشد، اما بالا بودن درجه حرارت ابتدایی ملاک مطمئنّی نیست. از آن جایی که ما در ازدواج می خواهیم شریک یک عمر زندگی را انتخاب کنیم، باید پایداری درجه حرارت، ملاک اصلی مان باشد نه فقط بالا بودن آن.

سوم: راه پایداری و رشد احساس عاقلانه

اگر احساس عاقلانه پیش آمد، به راحتی می توان با در نظر گرفتن قواعد زندگی مشترک این احساس را رشد داد. یکی از تفاوت های احساس سطحی و احساس عاقلانه همین جا مشخص می شود. احساس سطحی بذر خوب برای مزرعه زندگی نیست. از این بذر هر چه قدر هم که بیشتر روی این زمین بپاشی فایده ندارد و بار نمی دهد؛ اما بذر احساس عاقلانه با مزرعه زندگی و آب و هوای آن سازگار است. اندکی از این بذر می تواند انبوهی از احساسات را در طول زندگی تولید کند. کافی است شما قواعد زندگی را بلد باشید و آن را در متن زندگی اجرا کنید. همین موجب می شود روز به روز احساس شما نسبت به زندگی و همسرتان رشد کند.

با توجه به آنچه گفتیم می توان نتیجه گرفت احساس و عقل باید پیش از ازدواج باشد؛ اما عقل و منطق باید فرمانده احساس باشد؛ نه اینکه افسار انتخاب به دست احساس سپرده شود.

چهارم: نقش عقل و احساس پس از ازدواج

پس از ازدواج هم عقل و عشق باید در کنار هم باشند. نمی شود گفت در زندگی تنها باید عشق حاکم باشد. اگر مدیریت زندگی تنها به دست احساسات بیفتد، رشد دو طرف متوقّف می شود؛ مثلا گاهی در زندگی مساله ای پیش می آید که لازمه رشد و ترقّی است؛ اما لازمه تصمیم گیری درباره آن مدیریت احساسات می باشد؛ مثل این که مرد خانه می خواهد به مامورتی برود؛ اما زن به جهت احساسات شدید، تحمّل دوری از شوهرش را ندارد، به همین دلیل هم اجازه نمی دهد که او به این ماموریت برود. یا این که یکی از دو طرف اشتباهی انجام داده که زندگی را تحت الشّعاع قرار می دهد؛ اما همسر او از ترس اینکه موجبات دلخوری او فراهم نشود، از تذّکر این مطلب صرف نظر می کند و ... . فرماندهی زندگی را باید به دست عقل سپرد؛ اما این فرمانده نیازمند به سربازانی است که بدون آن نمی تواند از عهده فرماندهی خود برآید. عشق و احساس از اصلی ترین سربازان این سپاه است.

منبع: نیمه دیگرم، مهارت های انتخاب همسر، محسن عباسی ولدی، جلد 1

اختصاصی همیاری